فهرست
یک خاطره از مهرداد اولادی: خانوم شما واقعن فوتبال می بینین؟
یک خاطره از مهرداد اولادی: خانوم شما واقعن فوتبال می بینین؟

یک خاطره از مهرداد اولادی: خانوم شما واقعن فوتبال می بینین؟

خرداد ٨٤ - لابی هتل گلشهر تهران- پسرک موفرفری خوشتیپ کرده، از راه می رسد و رو به روی من می نشیند. شلوار سفید و صندل لا انگشتی و پیراهن زرد نارنجی. اعصاب هم ندارد. نمی دانم دقیقن از چه چیز کلافه است، شاید چون مهماندار هتل گوش به حرفش نمی دهد و صدای تلویزیون لابی را کم نمی کند یا شاید هم چون دیر برای پذیرایی از ما می آید- درست یادم نیست - میتوانم نوار را گوش دهم و آنجا که پسرک زیر لبی مهماندار هتل را می نوازد انتخاب کنم تا یادم بیاید چرا کلافه شد. می ترسم از گوش دادن دوباره کاست. می ترسم صدایش گلویم را فشار دهد. پسرک موفرفری جواب سوالاتم را داد و آخرش گفت: خانوم شما واقعن فوتبال می بینین؟ پسرک موفرفری خودم را تداعی می کند. منی که زود عصبانی می شوم و تند مزاج و فلفلی هستم. منی که فکر می کنم مهمترین تصمیمات زندگی ام را باید در اوح عصبانیت بگیرم! پسرک موفرفری قدر خودش را ندانست، از این تیم به آن تیم، از قرمز به آبی و از آبی به ملوان و دست آخر باز هم کری برای آبی ها و ... پسرک موفرفری بیشتر اسیر حاشیه های فوتبال شد تا خود فوتبال. پسرک موفرفری حالا دیگر نفس نمی کشد و سینه قبرستان خوابیده است. پسرک موفرفری جوانتر از آن است که راهش به قبرستان برسد. پسرک موفرفری از دست رفت، حیف ... حیف

سحر طلوعی
  ۱  
آی اسپورت
2016-04-23 17:51:26
نظر دهید
۱ نظر
-
يكشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵
چه حیفی؟ نکنه بخاطر این هم میخواین لنگو قهرمان کنن؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر