فهرست
یادداشت ویژه / کجا میری برادر؟ بایست!
یادداشت ویژه / کجا میری برادر؟ بایست!

یادداشت ویژه / کجا میری برادر؟ بایست!

آی اسپورت - یک بنده خدایی هم بود از آشنایان ما که تاکسی داشت و تمام دانسته هایش از دنیای توپ گرد توی این خلاصه می شد که وقتی بچه هایش دارند فوتبال تماشا می کنند نباید کنترل را بردارد و بزند اخبار و از جلوی تلویزیون هم برود کنار. بعد، حسب اتفاق، یک روز صبح به اندازه ی هزار تومان نبی الله باقری ها را سوار کرده بود و حین افاضاتش توی گوش مسافرینِ بی گناه، شستش خبردار شده بود که طرف بازیکن سابق پرسپولیس بوده و چندتایی سوال پرسیده بود . نتیجه؟ از فردای آن روز ، هر طوری ، از فنی و مدیریتی گرفته تا حواشی و نقل و انتقالات ، توی هر پرسپولیسی هرجای ایران می شد دایی جان ناپلئون طور اظهار فضل می کرد و به پشتوانه ی روابط نزدیکش با بازیکنان پرسپولیس، تئوری های عجیب و غریب و شگفت آوری راجع به علل سقوط تیم در آن برهه ارائه می داد . اطرافیان هم شوخی شوخی جدی اش گرفته بودند و امر روز به روز بیش تر بر بزرگوار مشتبه می شد که خبری هست . خلاصه که آن قدر گفت و تحویلش گرفتند که حالا قلبا ایمان آورده هیچ کس به اندازه ی او پرسپولیس را نمی شناسد و آخرین باری هم که با هم گپ زدیم  چندتایی ایراد تاکتیکی از برانکو گرفته بود و روی یک تکه کاغذ داد به من که پسر جان من دلم برای این تیم می سوزد اما فریادم به جایی نمی رسد، تو که توی این روزنامه مجله ها هستی این ها را ببر به گوش شان برسان .

این که آدم قبلا فوتبال بازی کرده باشد و کنار زمین رفته باشد و توپ و چمن را از نزدیک دیده باشد و بعد از مصدومیت هم افتاده باشد پی مربیگری و مدرک A گرفته باشد و یک دوره هم سر کلاس ادولاتک خدابیامرز رفته باشد و بعد آمده باشد سراغ گزارش خیلی خوب است.. این که گاهی، فقط گاهی به پشتوانه ی سال های دور دارایی و انتظام فنیِ تیم ها را به چالش بکشد و  چیزهای بیش تری به گزارش معمول اضافه کند قابل قبول است و بعضا هم قابل تحسین . حتی این که یک شبه به اعتبار دابسمش ها و لایک و کامنت های پیج های اینستاگرام و عکس و کلیپ های کانال های تلگرام، از گزارشگر مسنی که نود و هشت درصد گزارش هایش توی پخش تاخیری نیمه شب های شبکه ی سه و هانزاروستوک و مونیخ هزار و هشتصد و شصت و این طور چیزها خلاصه می شد، بیاید و برسد به سطح فعلی هم بد نیست . اما این که ترمز ببرد بد است. این که فریفته ی یک جریان صرفا فانِ مجازی بشود و سرمست از تقدس اهدایی شبکه های اجتماعی ، ریز و درشت فوتبال را روی آنتن زنده ریشخند کند بد است. این که طمع جنون آمیزِ توی چشم بودن جلوی چشمش را بگیرد و عقاید متعصبانه ی خودش را این طور پرطمطراق توی گوش ملت فریاد بزند بد است. این که یک دوره کوتاه در امیدهای تهران مربیگری کرده باشد و بعد این طور سرخوشانه بهترین مربی سال های دوهزار و نه، یازده و دوازده جهان را با سابقه ی بیست قهرمانی در لالیگا و بوندسلیگا و لیگ قهرمانان اروپا روی آنتن زنده ی چند میلیون نفری توریستِ مفت بگیر خطاب کند و دستاوردهای ارزشمندش را تا سطح آبدارچی صدا و سیما پایین بکشد بد است . ترسناک هم هست. این که بدون سابقه ی یک دقیقه مربیگری در لیگ های یک و دو و حتی زیر گروه های استانی، کل تیم های لیگ برتر را مفت باز بخواند و وسط این همه بیرون مانده ی شایسته جای خودش را خالی ببیند، بد است. این که مدام به حال ویدال و ایکاردی و هامسیک و توز و همه ی آن هایی که یک طور خاصی هستند  تاسف بخورد و سلسله تعالیم اخلاقی اش را توی چشم و چال مخاطبین فوتبال فرو کند بد است . به خدا قسم تمام این ها آخرین حالتی است که ادولاتک خدابیامرز بعد از پایان کلاس درسی که هربار آدرسش را می دهد متصور بوده . که یکی از آن چند صدنفر برگردد خانه و صد سال بعد خودش را از هوینس و رومنیگه و بکن بائر و سامر اصلح و اعلم و صاحب نظرتر بداند و معتقد باشد هیچ کس به اندازه ی او بایر مونیخ و نه بایرن مونیخ را نمی شناسد و فقط او دلش به حال این تیم و هاینکس بدونِ چاره سوخته و چه حیف که فریادش به گوش کسی نمی رسد .

تمام این ها بد است اما بدتر از این ها ماییم . ما مشتری های هیجان زده ی چیزهایی که خوب نیستند اما خوب سرگرم مان می کنند. ما که حواس مان نیست وسط قهقهه های همین طوری مان، گاهی هم پشت یقه ی بعضی نفرات را بچسبیم و یادشان بیاوریم که کجا میری برادر؟ بایست! ما که توی دنیای برعکس مان به همه فرصت می دهیم از هر دری و هر زاویه ای توی چشم  بیایند و نقاط مهم فضا را اشغال کنند. مقصر این ها ماییم ؛ این موهبت های عطا شده. این اعتماد به نفس های حیرت انگیز و این دوگانه شوخی – جدی که تهش می رسد به راننده تاکسی های کارشناسِ ارشد توی همه ی امور و گزارشگران مدعی نیمکت لیگ برتری . پس کاش، برای نجات خودمان هم که شده یاد بگیریم با کسی که شوخی ندارد شوخی نکنیم. نه راننده تاکسی ، نه سرهنگ. و نه هیچ کس دیگر. یاد بگیریم که تاوان شوخی های جدی گرفته شده همیشه هم یکی دو گزارش روی مخ هفتگی نیست. این طوری شاید کم تر طوری بشود که تا حالا شده.


علیرضا ارژنگ‌زاده / آی اسپورت
  ۵  
آی اسپورت
2016-04-28 11:46:24
نظر دهید
۵ نظر
Mehr
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸
شوخی شوخی جدی شد...
تا قبل از دابسمش و اینستا کسی اسمشم نمیدونست...
-
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۹
خیلی متن چرتی بود
طاها
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۳:۳۳
جناب علیرضا ارژنگ‌زاده .. به کجا چنین شتابان ...
.. قرار نیست که همه مثل شما فکر کنند اخوی .. اینقدر مغرضانه نوشتی که هر کسی ندونه فکر میکنه خدای فوتبال فقط خودتی .... سرهنگ بعضی حرفاش خیلی هم درسته .. مخصوصا در مورد بایرن ..
افشین
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۴:۲۵
بشدت روی مغز و اعصاب پیاده روی دارند ابشون در موقع گزارش افاضات...
-
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۴:۳۹
برای منقد بودن لازم نیست همه جارو بیل زده باشی ولی این بابا واقعا جنبه نداره
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر