فهرست
یادداشتِ پرسپولیسی: در یک قدمی رویا
یادداشتِ پرسپولیسی: در یک قدمی رویا

یادداشتِ پرسپولیسی: در یک قدمی رویا

حالمان غریب است امروز.خیلى غریب. توى وجودمان شور و هیاهویى است وصف نشدنى در کنار یک ترس لعنتى.مثل عاشقى که بعد از ٨ سال دوباره در آستانه ى رسیدن به معشوق قدیمیش است اما نمى داند همه چیز همانند قبل خوب پیش مى رود یا نه.مثل مادرى که ٨ سال است فرزند خود را ندیده اما نمى تواند عکس العمل فرزندش را پیش بینى کند.حال ما هم دقیقاً همین است.ما هم مثل آن عاشق و آن مادر حال مبهمى داریم.روانشناسان مى گویند براى رسیدن به چیزى که مى خواهیم و رویایش را داریم،باید خودمان را بارها و بارها در آن موقعیت تصور کنیم.اما روانشناسان مگر مى دانند که ما چه کشیده ایم که این حرف ها را مى زنند.


شما هم نمى دانید.نمى دانید که ما عادت کرده ایم به کشتن رویاهایمان.عادت کرده ایم به شکست خوردن و نرسیدن.به عذاب کشیدن.عادت کرده ایم که درست وقتى فکر مى کنیم دیگر از این بدتر نمى شود،بشود.دایى برود و یهو درخشان نمى دانیم از کجا سبز شود.عادت کرده ایم وقتى همه چیز برایمان مهیاست،به بدترین شکل همه ى داشته هایمان را ببازیم.مثل وقتى که قهرمانى حذفى را جلوى ١٢٠ هزارتا هوادار به سپاهان تقدیم مى کنیم و از آن بدتر مى گذاریم على و مهدى دوست داشتنیمان هم در غربت براى همیشه بروند.


راستى مى دانید ما فصل جدید را هم همینطورى آغاز کردیم؟شکست پشت شکست.ناکامى پشت ناکامى.تا آمدیم خودمان را پیدا کنیم،هادیمان هم رفت.انگار خدا مى خواست همیشه بهمان اثبات کند که از این بدتر هم مى شود.


با وجود همه ى بدبختى ها اما این بار نمى دانم چه بود که هرچه قدر سعى در کشتن رویاهایمان داشتیم،حتى بى رحم ترین هایمان،نمى توانستیم.همه ى ما یک چیزى در این تیم مى دیدیم انگار.مى دانستیم یک روزى یک جایى بالاخره پا مى شود.مى جنگد.جلو مى رود.زمین مى خورد و باز بلند مى شود.اینبار همه ى ما مى خواستیم ترک عادت کنیم.



روزها و ماه ها برایمان گذشتند.به سختى هم گذشتند تا این که رسیدیم به اینجا.این روز.٢٤ اردیبهشت ٩٥.حالا ما در یک قدمى رویا هستیم.عاشق در یک قدمى معشوق.مادر در یک قدمى فرزند.ترس نرسیدن توى فکرمان است و ما با تمام وجود تلاش مى کنیم تا سرکوبش کنیم.مى دانید ما این بار باور داریم که خدا آغوشش را برایمان باز کرده است.منتظریم این دفعه به خاطر هادى هم که شده بغلمان کند. واى که اگر بغلمان کند...


علی کمانگری 
  ۷  
آی اسپورت
2016-05-13 10:47:04
نظر دهید
۷ نظر
derrick rose
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۲
وای اگر بغلمان کند ....
میلاد
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۴۸
خدا آغوشش رو واسه ما باز کرده ....
احسان
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۱۹
من واقعاً نمی دونم از کجا شروع کنم از این همه سال که سختی و بی حرمتی دیدیم از همه جا از همه کس از این همه نامردی از این همه بدی ،، همه می خواستن ما نابود شیم انگار پرسپولیس خاری تو چشم همه ی تیمای لیگه انگار هرکی داشته و نداشتش فقط واسه نابود کردن پرسپولیس ،، من اونقدری که از این حرف متنفرم از هیچ جمله ای دیگه ای متنفر نیستم که میگه پرسپولیس و استقلال!! آقایان ، حضرات ، عالی جنابان کبیر و بزرگواران عزیز !! ما پرسپولیسیم ، ما احتیاج به هیچ تیمی تو لیگ نداریم که اسمش کنار ما باشه واسه ابهت دادن به تیماتون اسم تیم ما رو کنار تیم خودتون نذارید .. ما هوادارای پرسپولیس ، پرپولیس واسه جام هاش نمی خواستیم واسه قهرمانهای داستان های کری خوندنامون تو دوره بچگی نمی خواستیم .. ما پرپولیسیو واسه این می خواستیم که عشق به فوتبالو به ما ثابت کرد .. تمام خاطرات ما از تیم محبوبمون پر شده از درام ، ملودرام ، نوستالژی ، گریه ، اشک ، دلدادگی و زیبایی سرخ خوش رنگمونه .. ما پرپولیسیها اگر چیزی نداشته باشیم برای عرضه ولی حداقل واسه فوتبالو بی درو پیکریمون عشق میاریم ،
حالا تو این لحظه می خوام ما به ورزشگاه زیبای آزادی نگاه کنین و بینین که آیا تیمی لیاقت قرار گرفتن کنار تیم ما رو داره یا نه ..
ممنونم از همه هوادارای پرسپولیس که همیشه تیمشونو دوست داشتن و عاشقش بودن چون پرسپولیس هم مثه شماها عاشقتونه.. !! والسلام
امید کوکبی
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۳۱
شما هم نمى دانید.نمى دانید که ما عادت کرده ایم به کشتن رویاهایمان.عادت کرده ایم به شکست خوردن و نرسیدن.به عذاب کشیدن.عادت کرده ایم که درست وقتى فکر مى کنیم دیگر از این بدتر نمى شود،بشود.
Shampi
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۳۸
Hamoonjoori shod k mikhasti
عباس
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۳:۳۲
خود عبدالله ویسی هم ته دلش معتقده قهرمانی حق ماست
عباس
جمعه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۳:۳۲
خود عبدالله ویسی هم ته دلش معتقده قهرمانی حق ماست
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر