فهرست
گفت‌وگوی مفصل و خواندنی با رانیری؛ لستر اینطور متولد شد
گفت‌وگوی مفصل و خواندنی با رانیری؛ لستر اینطور متولد شد

گفت‌وگوی مفصل و خواندنی با رانیری؛ لستر اینطور متولد شد

-تصویری که از رانیری وجود دارد را باید به قبل و بعد از لستر تقسیم کرد. وقتی آبراموویچ او را برکنار کرد تا پروژه بزرگ چلسی را با مورینیو شروع کند تا سال گذشته که از نیمکت یونان اخراج شد، رانیری به‌عنوان یک مربی تراز اول مطرح نبود. پیرمرد ایتالیایی اما در فصل جاری با لستر گمنام همه مدعیان را کنار زده و تمام معادلات را تغییر داده است. حالا همه به احترام او کلاه از سر برداشته‌اند. رانیری در این مصاحبه تحول باورنکردنی لستر را بازگو کرده است. حالا او یک قهرمان است ، یک قهرمان با جام  اما او حتی اگر جام  هم نمی گرفت یک قهرمان بود. تاریخ لیگ برتر حالا به بخش تقسیم شده ، قبل و بعد از لستر …


*برای توصیف تیم‌تان از چه کلمه‌ای استفاده می‌کنید؟
باورنکردنی! هیچکس چنین انتظاری نداشت. ماه آوریل سال گذشته لستر قعرنشین لیگ برتر بود و ماه آوریل امسال ما در صدر جدول بودیم و این هفته جشن قهرمانی گرفتیم

وقتی از کنار نیمکت بازی تیم‌تان را می‌بینید، چه احساسی دارید؟
هیجان زده می‌شوم و گاهی می‌خواهم در بازی شرکت کنم! در جریان بازی هرگز روی نیمکت نمی‌نشینم، همیشه سر پا هستم و با بازیکنانم صحبت می‌کنم. قبل از بازی همیشه به داور چهارم می‌گویم: «جلوی مرا بگیر، وگرنه ممکن است داخل زمین بروم و بازی کنم». آنها معمولا می‌خندند، ولی در جریان بازی مجبور می‌شوند سمت من بیایند.

*حساس‌ترین لحظه فصل کی بود؟
وقتی توانستیم در زمین منچسترسیتی برنده شویم (3-1). بابت نمایش بازیکنان و به خاطر هوادارانی که آنجا حاضر شدند، خوشحال بودم. هواداران ما فصلی رویایی را سپری می‌کنند.

*50 سال بعد هم درباره تیم شما و بازیکنان شما صحبت خواهد شد. خبر دارید که ماجرای لستر همه را تحت تاثیر قرار داده؟
بله، ما پیام‌هایی از استرالیا، کانادا و آمریکا داشته‌ایم. شبکه CNN هم گزارشی درباره لستر تهیه کرده. تیم ما برگ‌‌هایی باورنکردنی را در تاریخ ثبت کرده است. باید تکرار کنم: عملکرد این فصل ما باورنکردنی است!

*درباره آرایش 2-4-4 تیم‌تان صحبت کنید. شما تلاش نکردید از سیستمی جدید یا عجیب استفاده کنید.
من به سیستم‌ها اعتقادی ندارم. برعکس به توانایی‌های بازیکنان اعتقاد دارم. این سیستم نیست که شما را برنده می‌کند، بلکه بازیکنان هستند. فلسفه من این است کاری کنیم که بازیکنان بالاترین توانایی خودشان را ارائه دهند. من هم همیشه سعی می‌کنم که تیمم در دفاع و حمله متعادل باشد. بدون تعادل نمی‌توانید ادامه بدهید.

*نقش شما در این انسجام تیمی چیست؟
دلیل موفقیت ما این است که هماهنگی خوبی بین رئیس باشگاه، بازیکنان، هواداران و همه کسانی که اینجا هستند وجود دارد. من نمی‌توانم این حس را توضیح بدهم. مجموعه‌ای از عوامل در این ماجرا دخیل است. وقتی از بازیکنان چیزی می‌خواهم، آنها در بازی آن را دقیقا پیاده می‌کنند.

*این موضوع چه توضیحی دارد؟ یعنی حضور شما در تیم این قدر پررنگ است؟
این را بازیکنان باید بگویند. من مثل همیشه با تمام وجود تلاش می‌کنم. من همان کسی هستم که سال 2014 در یونان سه بازی را باخت یا همان کسی که در موناکو برنده شد. من عوض نشدم. همیشه سعی می‌کنم یک گروه منسجم بسازم. برای من خیلی مهم است که تیم خوب بازی کند و بازیکنان با تمام وجود در زمین تلاش کنند. اگر اینطور باشد، نتیجه دیگر برایم اهمیتی ندارد. ولی وقتی بازیکنانم با تمام وجود تلاش کنند، نتیجه هم می‌آید.

*مثلا جیمی واردی را در نظر بگیریم که پدیده این فصل بوده. با او چه برخوردی داشتید؟ با او خیلی صحبت می‌کنید؟ برایش پیامک می‌فرستید؟ او را به رستوران دعوت می‌کنید؟
نه (می‌خندد). اصلا. من هیچ بازیکنی را به رستوران دعوت نمی‌کنم. فقط یک بار این کار را کردم. وقتی برای اولین بار در این فصل در یک بازی گلی نخوردیم، به خاطر قولی که داده بودم، همه تیم را پیتزا مهمان کردم. ولی هیچوقت با بازیکنان غذا نمی‌خورم، چون می‌‌خواهم که آنها آزاد باشند. در بازی‌های فصل گذشته متوجه شدم جیمی بازیکنی سریع و فداکار است که از فضا به خوبی استفاده می‌کند. می‌دانستم که او دو فصل پیش در دسته دوم 16 گل زده و فصل قبل در لیگ برتر فقط 5 گل. من به او اعتماد به نفس دادم، درست مثل همه اعضای تیم. و آنها مرا باور دارند. تردیدی نیست که من توصیه‌هایی برای واردی داشتم: به فضاها برو! وقتی توپ را از دست می‌دهیم، جایگیری کن! ولی اینها را همه مربیان می‌گویند.

*صحبت خاصی با او نداشتید؟
بازیکنان من هر چیزی که بگویم اجرا می‌کنند، چه واردی چه دیگران. فصل گذشته برخی از آنها نیمکت‌نشین بودند یا در پست دیگری بازی می‌کردند. لستر با آرایش 2-3-5 توانست از سقوط نجات یابد. در میانه زمین کامبیاسو و متی جیمز بازیکن اصلی بودند و راس هجومی این مثلث گاهی محرز و گاهی درینک‌واتر بود. ولی تابستان گذشته کامبیاسو رفت و جیمز مصدوم شد و من مجبور شدم بدون این دو ادامه بدهم. در بازی‌های دوستانه متوجه شدم که تیم فعلی به درد بازی با آرایش 2-3-5 نمی‌خورد. می‌دانستم که محرز بازیکنی فوق‌العاده است، ولی بهتر است در سمت راست بازی کند تا با پای چپش به سمت داخل حرکت کند. پس محرز را در سمت راست و آلبرایتون راست پا را در سمت چپ گذاشتم. در این فصل منتظر درخشش محرز بودم.

*بعد از آن چه شد؟
آرایش تیم را به 2-4-4 تغییر دادم و از کینگ و درینک‌واتر به‌عنوان هافبک دفاعی استفاده کردم. آنها تجربه بازی در لیگ برتر را داشتند، ولی به تدریج کانته خودش را به تیم تحمیل کرد (هافبک فرانسوی در 6 بازی اول فقط 2 بار در ترکیب اصلی بود) و حضورش مثل یک انفجار بود. به خط حمله برسیم. فصل گذشته اولوا کاپیتان تیم بود و نقش زیادی در بقای تیم داشت (11 گل زده)، ولی در شروع فصل از نظر بدنی کمی ناآماده بود. من تصمیم گرفتم از آماده‌ترین‌ها استفاده کنم و اوکازاکی و واردی را به زمین فرستادم. اینگونه بود که لستر جدید متولد شد.

*واردی در 16 هفته شروع فصل 15 گل زد، ولی بعد از آن افت کرد. در آن دوره به او چه گفتید؟
به او گفتم: «یک گلزن در زندگی قرار نیست هر روز گل بزند. مهم این است که چه کمکی به تیمت می‌کنی.» به تیم هم گفتم: «شما باید نسبت به همتیمی‌های‌تان ازخودگذشتگی داشته باشید. ما باید 11 نفره بازی کنیم، چرا که فوتبال ورزشی گروهی است.» فوتبال یک بازی 11 نفره است، ولی برخی تیم‌ها 8 یا 7 نفره بازی می‌کنند. من می‌خواهم که تیمم 11 نفره بازی کند. از واردی، مثل بقیه بازیکنان خواستم که در قبال تیم فداکار باشد، چون بالاخره جواب می‌دهد. واردی هم متوجه شد زمانی برای گل زدن وجود دارد، زمانی برای پاس گل دادن و زمانی هم باید بدود تا بازی حریف را خراب کند. فلسفه فوتبال ما همین است. فداکاری برای همتیمی‌ها. واردی از فوتبال آماتور آمده. او به لطف تلاش و فداکاری توانسته خودش را بالا بکشد و یک ستاره شود.

*شما در بیشتر بازی‌ها درخشان بودید، ولی بردهای 0-1 زیادی هم داشتید.
از بازیکنانم می‌خواهم هر بازی طوری بازی کنند که انگار آخرین بازی‌شان است. ما در صدر جدول هستیم، ولی لستر تیمی نیست که برای قهرمانی ساخته شده باشد. بنابراین باید تا آخرین ثانیه بجنگیم.

*شاهکار شما برد 1-3 مقابل سیتی بود. چه توضیحی برای آن دارید؟
نمی‌دانم. هیچ توضیحی نمی‌توانم برای آن داشته باشم. زدن سه گل در زمین سیتی هر روز اتفاق نمی‌افتد. پسران ما انگیزه خیلی زیادی داشتند. ما با تمام وجود بازی کردیم، درست مثل بازی با آرسنال که دو بار مغلوب این تیم شدیم. بازی برگشت در ورزشگاه امارات، در شروع نیمه دوم ده نفره شدیم و بازی را در ثانیه‌های آخر باختیم. به بازیکنانم قول داده بودم که اگر مقابل لیورپول (0-2)، سیتی(1-3) و آرسنال(1-2) 9 امتیاز بگیریم، یک هفته می‌توانند به تعطیلات بروند، ولی به دلیل اینکه سه نمایش فوق‌العاده داشتیم، با وجود شکست مقابل آرسنال به آنها یک هفته مرخصی دادم.

*مقابل سیتی، رابرت هوت 31 ساله 2 گل زد. مدافعی که در سال 2001 وقتی 17 ساله بود او را به چلسی بردید.
او هم مثل دیگران اعتماد مرا متوجه شده است. اعتماد یک مربی که دور دنیا را چرخیده و به آنها می‌گوید: «شما قدرتمند هستید، بازیکنان خوبی هستید، ولی از توانایی‌های‌تان خبر ندارید.» وقتی هوت به چلسی آمد بازیکنی قوی بود و اراده زیادی برای موفقیت داشت. او حالا یک بازیکن پخته است.

*از دیدن اینکه انگولو کانته برای اولین بار به تیم ملی فرانسه دعوت شد و مقابل هلند و روسیه بازی کرد، چه حسی داشتید؟
واقعا برایم لذتبخش بود. بازیکنان جوان زیادی با من شروع کردند و بعدا به تیم ملی رسیدند. خیلی دوست ندارم درباره کارنامه خودم صحبت کنم. زولا (ناپولی)، لمپارد و تری (چلسی) هم جزو این گروه بودند. وقتی می‌بینم مارسیال در منچستریونایتد می‌درخشد، خوشحال می‌شوم (مارسیال در موناکو بازیکن رانیری بود).

*شما معمولا از ترکیب ثابتی استفاده می‌کنید و مصدومیت‌های خیلی کمی داشتید. دلیلش چیست؟
این یک فصل استثنایی برای ماست. برخی سال‌ها با سال‌های دیگر فرق دارد.

*در فوتبال امروز پول و غرور نقش پررنگی دارد. عملکرد لستر شبیه داستان‌های حماسی نیست؟
فکر می‌کنم یکی از دلایل صدرنشینی لستر این است که باشگاه‌های بزرگ به دلایل مختلف با 100 درصد توان‌شان بازی نکردند. هدف ما این بود که خودمان را در لیگ برتر حفظ کنیم و به این هدف رسیدیم. و حالا برای قهرمانی می‌جنگیم. نمی‌توانستیم چنین چیزی تصور کنیم.

*حکایت لستر زیباترین حکایت فوتبال انگلیس است؟
نمی‌دانم. ناتینگهام فارست ماجرای جالبی داشته.  آنها در سال 1978 بلافاصله بعد از صعود قهرمان انگلیس و بعد از آن دو فصل پیاپی (1979 و 1980) قهرمان اروپا شدند. هر اتفاقی که در پایان فصل بیفتد، ما هم حکایت جالبی داشتیم.

*بازیکنان لستر دو روز در هفته استراحت دارند. اگر بازی شنبه باشد، یکشنبه و چهارشنبه استراحت می‌کنند. شما در این دو روز کار می‌کنید؟
بله. روز اول استراحت تیم بازی روز قبل را تماشا می‌کنم. به آنالیزور ویدیویی تیم می‌گویم که چه بخش‌هایی را باید جدا و تدوین کند. فردای این روز با بازیکنان ویدیو را تماشا می‌کنیم و ضعف‌های‌شان را گوشزد می‌کنم. در دومین روز تعطیلی حریف بعدی‌مان را مطالعه می‌کنم. هفته‌ای دو یا سه جلسه آنالیز ویدیویی داریم، ولی زمان آنها کوتاه است و بیشتر از 8 تا 10 دقیقه نیست.

*پس هفت روز هفته را کار می‌کنید.
بله، ولی این عشق و علاقه من است و آن را به چشم یک کار نمی‌بینم. این حرفه برایم لذتبخش است و خودم را انسان خوشبختی می‌دانم، چون کاری می‌کنم که به آن علاقه زیادی دارم.

*همسرتان با این موضوع کنار آمده؟
40 سال است که ما ازدواج کرده‌ایم. او به شرایط کاری من عادت کرده است.

*شما با چلسی، رم و موناکو دوم و با یوونتوس سوم شدید. تجربه قهرمانی با لستر در 64 سالگی برای شما فوق‌العاده نیست؟
از عملکردی که داشتم خیلی راضی‌ام. درون من دو فرد زندگی می‌کرد یکی مرتب می‌گفت «تو باید قهرمان شوی» و دیگری می‌گفت «ولی تو موفقیت‌های زیادی داشته‌ای»! 30 سال است که مربیگری می‌کنم، از رده آماتور شروع کردم و هدایت هیچ تیمی به من هدیه داده نشده است. من در دسته سوم، دسته دوم و جام‌های حذفی قهرمان شده‌ام. فقط قهرمانی در لیگ را کم داشتم. اما بدون این جام هم  با خودم می‌گفتم: «کلودیو، همین حالا هم دستاوردهای تو کم نیست!»

*در سال 2010 شما در هفته آخر با رم برای نیم ساعت قهرمان بودید، تا اینکه با اختلاف دو امتیاز بعد از اینتر مورینیو دوم شدید. چه احساسی داشتید؟
واقعا ناراحت بودم، ولی کار بیشتری از دست من ساخته نبود. من وقتی مربی رم شدم که تیم دو بازی اولش را باخته بود. در 36 هفته بعدی امتیازات بیشتری از اینتر مورینیو به دست آوردم. دیگر چه کاری می‌توانستم بکنم؟

*اینکه در 64 سالگی به اوج دوران مربیگری‌تان رسیدید چه حسی دارد؟
خودم را خیلی جوان احساس می‌کنم. وقتی هر روز بین جوانان باشید به شما کمک می‌کند باانرژی بمانید.

*حدود یک و نیم سال قبل شما بعد از شکست خانگی مقابل جزایر فارو از مربیگری یونان برکنار شدید. این به معنی چیست؟
معنی‌اش این است که فوتبال دیوانه‌کننده و غیرقابل‌پیش‌بینی است، وگرنه من تغییر نکرده‌ام. دیگران اما تو را روی آخرین نتیجه‌ات قضاوت می‌کنند و کارنامه‌ات را فراموش می‌کنند. همه مربیان و بازیکنان ممکن است چنین سرنوشتی را تجربه کنند.

*بعد از شکست مقابل جزایر فارو و برکناری همچنان به توانایی‌های‌تان ایمان داشتید؟
بله، البته.

*شما می‌گویید فوتبال دیوانه‌کننده است. خودتان هم دیوانه‌اید؟
نه، من یک انسان عادی هستم، چه ببرم چه ببازم. شعری قدیمی وجود دارد که می‌گوید پیروزی و شکست، هر دو خائنند.

*مربیگری ایتالیا شما را وسوسه نمی‌کند؟
نه، مربیگری تیم ملی را با یونان تجربه کردم. به خاطر 4 بازی و فقط 12 جلسه تمرین درباره من قضاوت کردند و مرا مربی بدی نامیدند. ما قبل از هر بازی فقط سه جلسه تمرین داشتیم. چه کار می‌توانستم بکنم؟ من سه سال با لستر قرارداد دارم و می‌خواهم به آن پایبند باشم.

*سال 2008 مورینیو وقتی در اینتر بود درباره شما گفته بود: «او در 70 سالگی (رانیری در آن زمان 56 ساله بود) چه چیزی برده؟ یک سوپرجام. شاید او پیرتر از آن است که بتواند تغییر کند.»
نه، نه، درباره مورینیو صحبت نمی‌کنم.
     
آی اسپورت
2016-05-13 11:50:24
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر