فهرست
در ستایش از چولو سیمئونه/ یکی از آن شب‌ها...
در ستایش از چولو سیمئونه/ یکی از آن شب‌ها...

در ستایش از چولو سیمئونه/ یکی از آن شب‌ها...

یک/ دوران بازیِ دیگو سیمئونه را می‌شود در دو تصویر خلاصه کرد. دو عکس که بیشتر از همه قاب‌های زندگی او در قامت یک فوتبالیستِ پرشور و غیرمعمولی دیده شده‌اند. اولی به جام جهانی 1998 برمی‌گردد. سرآغازِ پدیدهِ سیمئونه در فوتبال جهان. وقتی که او در نبردِ حیثیتی با نجیب‌زاده‌های انگلیسی، خوش‌تیپ‌ترین ستاره حریف را با دردسر اخراج از زمین روبرو می‌کند. دیوید بکام، با آن موهای رقصان، سانترهای خط‌کشی‌شده، ایستگاهی‌های مرگبار و استایل مکش‌مرگ‌ها، سوژه داستان‌های بریدن«دست و پرتقال» است. او عزیزِ فوتبال دنیاست که در مقابل پسر شرور آرژانتینی کم می‌آورد. انگلیسی‌ها که فوتبال را میراث خودشان می‌دانند، تا ماه‌ها از هر راهی برای توهین به چولو استفاده می‌کنند. در آرژانتین اما همه به دیه‌گو افتخار می‌کنند. مردی که هرگز نمی‌تواند مثل مارادونا، یک ارتش انگلیسی را دریبل بزند و توپ را بفرستد توپ را از خط دروازه پسران ملکه عبور بدهد اما درست به اندازه مارادونا، حریصِ بردن است و برای برنده‌شدن، هر کاری می‌کند. تصویر دوم، در لباس لاتزیو ثبت شده است. در زمان اشاره او به بخش خاصی از بدن خودش. بعدها، سیمئونه در یک کنفرانس خبری به عنوان سرمربی آتلتی، به جای بازیکنان تیمش، از مادرانی تشکر می‌کند که این ستاره‌ها را با نشانه‌های آشکار مردانگی به دنیا آورده‌اند!
 




دو/طرفداران غول‌های اروپایی، سیمئونه را دوست ندارند. چرا که تیم‌های‌شان بارها، ناباورانه در مقابل تیم ال‌چولو زخم خورده‌اند. با وجود این ابراز تنفر دائمی، شاید همه آن‌ها مشتاقِ نشستن این مربی روی نیمکت تیم خودشان باشند. آن‌چه آقای مربی در آتلتی انجام داده، دستکمی از معجزه ندارد. پیش از او، آتلتیکو 12 سال در مقابل رئال مادرید به برتری نرسیده بود و بازنده همیشگی دربی‌های مادرید به شمار می‌رفت. قبل از او، کسب سهمیه اروپا بزرگ‌ترین آرزوی ساکنان سکوهای ویسنته کالدرون بود. قبل از او، فکر امتیازگرفتن از بارسلونا به ذهن هواداران روخی‌بلانکو خطور نمی‌کرد اما این مربی در مادرید، محال را ممکن کرد و تیمی ساخت که در سه سال گذشته دو بار به فینال معتبرترین تورنمنت باشگاهی اروپا رسیده، یک بار لالیگا را فتح کرده و تبدیل به بزرگ‌ترین کابوس رقیب همشهری شده است. از یاد نبریم که او همه این دستاوردها را بدون در اختیار داشتن ستاره‌هایی مثل مسی، نیمار، رونالدو و بیل به حقیقت تبدیل کرده است. دیه‌گو، مهم‌ترین ستاره تیم خودش به شمار می‌رود. ستاره‌ای که البته هنوز هم عبارت ضدفوتبال را برای نادیده گرفتن هنرش در تیم مادریدی به کار می‌برند. آن‌چه او در کالدرون انجام داده اما بیشتر از آن‌که ضدفوتبال باشد، تعریف متفاوتی از فوتبال است. روایتی که در آن به جای حملات احساساتی و بی‌منطق، صبر، جنگجویی، هوش، دقت و توجه به جزئیات حرف اول را می‌زنند. تیم او در طول هر مسابقه، موقعیت‌های گلزنی متعددی خلق نمی‌کند اما با همان ضدحمله‌های ناب کم تعداد، ضربه نهایی را به حریف وارد می‌آورد. هنوز هم برای دیه‌گو، در فوتبال هیچ چیز به اندازه برنده‌شدن اهمیت ندارد. مردی که 11 بازیکن فوتبال را تحویل می‌گیرد و در تیم‌تاک قبل از بازی، 11 مردِ جنگی را به زمین می‌فرستند. 11 مرد که آماده مردن برای سرمربی هستند.
 
 



سه/ سیمئونه، تابستان درخشانی را پشت سر نگذاشت. جکسون مارتینز برای تیم او زیادی تنومند بود و لوچیانو ویتو برای تیم او، بیش از حد نحیف. احیای فرناندو تورس شاید مهم‌ترین وظیفه آقای مربی بود و او به خوبی از پس این ماموریت دشوار برآمد تا امشب، یک پای فینالِ لیگ قهرمانان باشد. آتلتی که حالا مدرن‌تر، کامل‌تر، پرتجربه‌تر و سخت‌جان‌تر از تیمِ فینال دو سال قبل شده، از قرعه‌ای بسیار دشوار به این مرحله رسیده و به همین سادگی، در مقابل تیم پرستاره زیزو سر خم نخواهد کرد. قبل از مسابقه بزرگ شنبه‌شب، سیمئونه را باید «دکستر» دنیای فوتبال دانست. یک ضدقهرمانِ غیرعادی که شاید روش‌هایش موردپسند عوام نباشد اما به هر قیمتی می‌خواهد دست به یک قتل آرامش‌بخش بزند. تصور مربیِ هیجان‌انگیزِ آتلتی در حال زل زدن به بازیکنان تیمش و تکرار جمله معروف دکستر، چندان دشوار به نظر نمی‌رسد:«تونایت ایز دِ نایت!».



محمدحسین عباسی/ آی اسپورت 
  ۲  
آی اسپورت
2016-05-28 13:48:41
نظر دهید
۲ نظر
برزو
شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۴:۲۱
محمد حسین عباسی خیلی کارش درسته من متناشونو تو مجله ی تماشاگران امروز و همشهری جوان هم خونده بودم. نویسندهی خیلی خوبی هستند ایشون
آشغالی به نام چوچوله
شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۶:۲۸
سیمونه آشغال است و کثیف بازی می کنه... عباسی ضایع نشی ها
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر