فهرست
استنتاج ناتمام/ جامعه فوتبال را نمی‌شناسید
استنتاج ناتمام/ جامعه فوتبال را نمی‌شناسید

استنتاج ناتمام/ جامعه فوتبال را نمی‌شناسید

آی اسپورت - فوتبال چیست؟ شاید باید از همین‌جا شروع کرد، از ابتدای ابتدا، از همان نقطه صفر، از تعریف … بگذار ریزتر بپرسیم آیا فوتبال را شما یک جریان فرهنگ‌ساز می‌دانید یا این که فوتبال را می‌توان محل نمایش ملموس‌تر اتفاقاتی دانست که در یک فرهنگ در حال رخ دادن است یا چیزی بینابین؟ این همان مناقشه‌ای است که من به شخصه با آن‌هایی که بیرون از فضای فوتبال درباره فوتبال تئوری‌پردازی می‌کنند، دارم. آن‌ها فوتبال را از جایی می‌بینند که دوست دارند، فوتبال را آن‌گونه می‌بینند که می‌خواهند. از میان تمام جزءها، کل را همان‌طوری می‌چینند که خودشان دوست دارند؛ یک استنتاج ناتمام.

این مساله‌ای است که با مصاحبه‌‌ی استاد «تقی‌آزاد ارمکی» جامعه‌شناس، وقتی به فوتبال می‌رسند، دارم. وقتی گفته‌اند:« فوتبال به تدریج نقش قابل توجهی در هویت جمعی افراد طبقات پایین جامعه ایفا می‌کند. بسیاری خودشان در سطح غیر حرفه‌ای فوتبال بازی کرده‌اند و تماشای فوتبال برای آنها موضوعیتی دارد که تماشای تنیس ندارد. ضمناً هیجان و لذت فوتبال هم مهم است برای کسی که خودش همیشه فوتبال بازی کرده و هیچ‌وقت تنیس بازی نکرده است. علاوه بر این، تأیید قهرمانان و ستاره‌های محبوب اقشار پایین جامعه هم در حضور آنها در ورزشگاه‌های فوتبال نقش دارد. اکثر این ستاره‌ها برآمده از لایه‌های پایین جامعه هستند. بنابراین تشویق و تایید آنها، نوعی «قدردانی از خود» است برای افراد طبقات پایین.»

به طور قطع ایشان وقتی بخواهند در مقام جامعه‌شناس در حوزه‌های دیگر صحبت کنند، به صرف علاقه‌مندی یا دیدن مسابقه‌ها از تلویزیون حکم‌های کلی نخواهند داد و ادعای شناسایی ظرفی را نخواهند داشت که محتوای آن چندان همگن نیست که بتوان آن را کلیتی دانست و آن را در یک مجموعه قرار داد و گفت:« فوتبالیست‌ها طبقات پایین جامعه را نمایندگی می‌کنند. فوتبالیست در مقام عمل است نه در مقام تولید زبان. مسئلۀ او خوب بازی کردن است نه خوب حرف زدن. بنابراین قهرمانان فوتبال دچار نوعی ناتوانی زبانی‌اند. این مسئله مختص ایران هم نیست و یکی از ویژگی‌های فوتبال در کل دنیاست.»

جواب این‌ها همه ساده است. فوتبال به نسبت محبوبیت آن‌قدر فراگیر و پرتشکل است که نمی‌توان آن را یک گروه با روابط مکانیکی دانست. یعنی این‌طور نیست که آدم‌های فوتبال نقشی از پیش تعیین‌شده حتی در یک ورزشگاه داشته باشند. یعنی رفتار دو نفر کنار هم در یک ورزشگاه در مقابل یک صحنه یکسان نیست. چه برسد که آن را دارای مشخصاتی تعمیم‌پذیر به تمام آدم‌های آن دانست. این که بازیکنان فوتبال اکثرا از طبقه فرودست جامعه می‌آیند هم نشان‌دهنده چیزی نیست. خیلی از بازیگران تئاتر هم از جامعه فرودست اقتصادی می‌آیند، آیا این هم نشان‌دهنده آن است که تئاتر هم ذات روشنفکرانه ندارد؟

استاد، ذات فوتبال را ذاتی جاهل مسلکانه می‌دانند نه روشنفکری، جدا از این مسأله که آیا ما اصولا خط‌کشی داریم که هر چیز را با این عینک نگاه کنیم که روشنفکرانه هست یا نه؟ نمی‌دانم واقعا ایشان و دوستانشان کار علمی کرده‌اند که فوتبال تفریح روشنفکران نیست یا هست؟ لااقل مصاحبه ایشان نشان می‌دهد که یک روشنفکر هست که فوتبال را دوست دارد! و بازی کرده . واقعیت این است که خیلی وقت است که فوتبال باله طبقه کارگر نیست، شاید هیچ‌وقت نبوده، از همان وقت که آلبر کامو و برتراندراسل به ورزشگاه می‌رفتند. دوستان ایشان بهتر است بخشی دیگر از جامعه فوتبال را به ایشان معرفی کنند که از نظر لحن مثل علی دایی یا علی کریمی صحبت نمی‌کنند.

نمی‌گویم که استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد هستند اما در همان فرهنگی که استاد جاهل‌مآبانه می‌خوانند اکثریت با کسانی است که لحنی متفاوت دارند. کاش ایشان با مهدی مهدوی‌کیا یا حسین کلانی، برانکو ایوانکوویچ و وینفرد شیفر هم صحبت می‌کردند تا ببینند که برخلاف آن‌چه فکر می‌کنند خیلی هم جاهل‌ماآبی در ذات فوتبال نیست. آدم‌ها با فوتبال و به وسیله فوتبال، دارای این قدرت می‌شوند که آن‌چه هستند را نشان دهند.این شاید بزرگترین هنر فوتبال باشد.

واقعیت این است که ما فوتبال را در جایگاه عامل اجتماعی می‌بینیم اما در عمل، فوتبال محلی است برای نمایش آن چیزی که در جامعه رخ می‌دهد. مثال می‌زنم: ما سال‌ها فکر می‌کردیم آن‌هایی که به ورزشگاه می‌روند، آدم‌های بی‌تربیتی هستند که خیلی راحت از الفاظ پاستوریزه‌نشده و مثبت ۱۸ استفاده می‌کنند. ما تصور داشتیم که این معضل فوتبال است و شاخصه آن، اما مجالی مثل فضای مجازی پیدا شد تا نشان دهد این بی‌ادبی گسترده‌تر و ریشه‌دارتر از چند ده هزار نفری است که به ورزشگاه می‌روند و مشکلی است که در فوتبال زودتر از بقیه جاها خودش را نشان داده است. این مساله در نگاه مسئولان فرهنگی کشور هم دچار اشکال است، واقعا فکر می‌کنند که جوانان یک جامعه از یک فوتبالیست الگو می‌گیرند و هیچ‌گاه ندانسته‌اند که آن‌چه فوتبالیست ایرانی انجام می‌دهد برگرفته از خود جامعه است. اگر مویش را مدل خاصی می‌زند یا اگر جایی از بدنش را خالکوبی می‌کند، دارد اتفاقی در درون جامعه را نشان می‌دهد نه این‌که برعکس …

به نظرم قبل از هرچیز باید دوباره فوتبال را تعریف کنیم تا بدانیم درباره چه چیزی صحبت می‌کنیم. از همان نقطه صفر، از تعریف، فوتبال چیست؟

 

۱۵ ۱۰  
آی اسپورت
2018-02-25 18:51:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱۰ نظر
عمر آسوده بخواب که بغداد بیدار است
يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۹:۴۰
خب آی لونگ ، حالا این تصویر چه ربطی به این مقاله تون داشت گذاشتید.
نمیشد یه تصویر از تیم ملی بذاری ، یا دو تیم پایتخت ، یا دوتیم شهرستان .

مشکل برات پیش آمده کسگم ....
۶ ۳
دربی باز جایگاه کیسه خالی نمونه؟
يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۲۰:۰۶
هفتاد درصد مردم پرسپولیسبین انتظار داری عکس تیم سوم پایتخت رو بزاره؟
شششتقلالی اسودہ بخواب کہ مسلمان نیست ولی بشار ھست
يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۲۰:۱۴
سوزش تو اقای بغدادی شششتقلالی از قھرمانی پرسپولیس شیرین ترہ۔
بسوز تا خارش تو اروم بشود شیاف بزن توی اونجایی کہ گندیدہ وسیاہ شدہ از اینکہ سالھاست جامی ندیدہ ای نہ حذفی و نہ لیگ
بسوز کہ سرورتون در طی دہ سال دارہ سومین قھرمانی لیگ برتر، دوبار پی در پی جامحذفی، یکبار سوپرجام، جزچھارتای پایانی اسیا رو بدست اوردہ
بسوز کہ سرورتون امسال بازھم سوراختون میکن وجشن قھرمانی رو در مقابل چھل ھزار شششتقلالی جماعت برپا میکند
کسگم، اینروزا لال شدی نمیگی کہ پرسپولیس نہ سا ل جام ندیدہ ھھھھھ ھھھھ
ولی بنظرمن سوزش خارش شماھا از قھرمانی پرسپولیس شیرین ترہ
حالا بغدادی رو دوست داری یا خربین را این بہ شعورتون بستگی دارہ ولی بنظرمن عمر عبدرحمن بھترہ برای اون جای سیاہ وگندیدہ ات کہ خارش دارہ ناراحتت کردہ
ھھھھ ھھھ ھھھ
السادس السادس السادس کاااااایو
يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۲۰:۱۶
میخوای عکس چستقلالو بزاره؟
عمر آسوده بخواب که بغداد بیدار است
يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۲۱:۵۵
لنگی لجن بعد از دربی بیا زیر همین پست کامت بذار.
یک جامی نشونتون بدیم که بندری برقصید .

همینه ، شهر که بدون شهردار بشه قورباغه هفت تیر میکشه .

آره جام ندیده اید ، هنوزم جام ندیده اید .
اگه جام میدید جام ولایتم برا پرچم ویتنامتون حساب نمیکردید .



سناره مال سرورتونه
۴ ۱
شششتقلالی اسودہ بخواب کہ مسلمان نیست ولی بشار ھست
دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۲۱
اره شش ساله هبچ جامی ندیدی
درسال هزارسیصدوهشتادوشش یهویی ستاره دارشدی
سه جانبه وچهارجانبه که ستاره نمی خواد
الهلال عربستان دوبار قهرمان شده و هنوز هم بی ستاره است
جولبلوایواتا هم ستاره نزارد
اونوقت تیم های والیبال. کشتی شششتقلال هم ستاره دارند
هههه ههه ستاره های جعلی ششتقلالی ها الکی هستند
شششتقلال ششش سال هیچ جامی ندیده چه حزفی وچه لیگ برتر
ههه ههه هه بروید امیدوار به گرفتن جام حزفی باشید هه ههه ههه
۳
Dark
دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶
از این یادداشت تحلیلی و آسیب شناسانه و البته نقادانه سپاسگزاریم.

بله اشاره درستی داشتید. به طور کلی ورزش نه فقط فوتبال و اتفاقات و حواشی که در آن جریان دارند برآیندی است از حال و هوای جامعه و کشوری که در آن فوتبال بازی میشود.

فوتبال یک جزیره جدا افتاده نیست. جامعه شناسی که اینطور نتیجه گیری میکند باید به کاربلدی او شک کرد زیرا از اصول بنیادی جامعه شناسی تا آنجایی که میدانم، این است که جامعه را یک جمع میبنید که بافت ها و بخش های مختلف آن دارای یک رابطه اصطلاحا دیالکتیکی است. یعنی اجزا آن روی هم اثرگذارند و نمیتوان یک قسمت را بدون آنکه به دیگری توجه داشت تحلیل کرد، در حقیقت روابط علت و معلولی بر شرایط یک جامعه حاکم است. ( البته شاید اشتباه کنم زیرا با اطلاعات اندکی که دارم اینطور به موضوع نگاه میکنم، و این استاد جامعه شناسی را که در متن به ایشان اشاره شده نمیشناسم و سخئراهایشان را هم در این باب گوش نکرده ام.)

نقش مردم یا همان اعضای جامعه سر جای خود اما نکته اساسی که به نظر من جالب و در یک جامعه جریان ساز میباشد، فرهنگ و شعور سردمداران آن است که حاصل آن به پایین یعنی بطن جامعه انتقال میابد. مخلص کلام اینکه اگر شرایط جامعه ایران رو به اضمحلال است (اگر تا الان نشده باشد) به این دلیل است که حاکمان آن دارای چنین ویژگی ها و شخصیتی هستند که تصمیمات مخرب و سیاست های نابودکننده آنها در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ایران را به اینجا رسانده است، و خاصه فوتبال هم از این قائده جدا نیست.

پاینده باشید.
۱ ۳
فرید
دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۴:۱۸
شما اگه قائل به ارتباط دیالکتیکی هستید دیگه نمی تونید رابطه علت و معلولی رو حاکم بدونید. چون به لحاظ روش شناختی رابطه علت و معلولی رابطه ای خطی هست که در اون علت به عنوان متغیر مستقل به واسطه یک سری از متغیرهای دیگه روی معلول به عنوان متغیر وابسته تاثیر می گذاره. اما روش دیالکتیک قائل به تقابل میان تز و آنتی تز هست که نهایتا از دل این تقابل سنتز پدید میاد. سنتزی که خودش دوباره به یک تز تبدیل میشه و این روند ادامه پیدا می کنه.
اما در ارتباط با این نوشته باید بگم از معدود متن های خوبی بود که توی سایت های ورزشی خوندم. جامعه شناس های ما درباره فوتبال دچار ساده سازی و تشبیه اون به سینما میشن. بر همین اساس همون طور که مخاطب فیلم فارسی ها رو طبقه فرودست جامعه می پندارن، خواستگاه فوتبال رو هم به دلیل محبوبیتش در طبقات پایین جستجو می کنن. حال آن که سینما تنوعی داره که فوتبال از اون محرومه. تو سینما میشه انواع و اقسام فیلم ها از فیلم های عامه پسند و اکشن گرفته تا فیلم های صاحب سبک و آوانگارد رو ساخت و دید. به خاطر همین میشه مخاطب فیلم ها رو دسته بندی کرد و خواستگاه اون ها رو متفاوت دونست. اما فوتبال چنین وضعیتی نداره و همه افراد از همه اقشار و گروه های اجتماعی فوتبال زیباتر و پرگل تر رو می پسندن و دوست دارن تیم محبوبشون برنده بشه. در ضمن، من طرفدار فوتبال رو توی همه اقشار اجتماعی، تمامی سنین و در هر دو جنس دیدم. لذا همون طور که نگارنده محترم فرمودن چنین تقسیم بندی هایی از اساس نادرسته.
۴
محسن
دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۲۱:۲۹
با قسمت اخر نظر شما کاملا موافقم. آنجا که:فرهنگ و شعور سردمداران......
۴
Dark
سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۱۵
سپاس از فرید و محسن گرامی

فرید گرامی سپاس از اینکه در این زمینه اطلاعاتت را با من در میان گذاشتی و ایرادات را برطرف کردی، بسیار استفاده کردم (به خصوص در بخش مقایسه مخاطبان سینما و فوتبال) بسیار ممنون. واقعیت همانطور که گفتم دانش محدودی در این رابطه داشتم و در این حالت اشتباه کردن طبیعی است.

پاینده باشید.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر