فهرست
یادداشت: رازهایِ تاکتیکیِ کونته و دهانِ پر از خونِ آتزوری
یادداشت: رازهایِ تاکتیکیِ کونته و دهانِ پر از خونِ آتزوری

یادداشت: رازهایِ تاکتیکیِ کونته و دهانِ پر از خونِ آتزوری

گابریله مارکوتی
 
«وقتی ضعیف هستی خودت را قوی نشان بده و وقتی قوی هستی خودت را ضعیف نشان بده.» این اصلِ کلیدیِ تاکتیک و استراتژی است. پوشاندنِ نقاطِ ضعف، فریبِ حریف برایِ جمع کردنِ نیروهایش در منطقه‌ای که نیازی به آن‌ها ندارد و به هم زدنِ تعادل و به پا کردن آشوب به سودِ خودت. اما آنتونیو کونته می‌داند که تاکتیک و استراتژی تنها بخشی از عوامل رسیدن به موفقیت است. وقفِ کامل، سعی و تلاش و از همه مهمتر استعداد، عوامل دیگر هستند. در موردِ عاملِ آخر هیچ کاری از دستِ کونته برنمی‌آید. تیمِ کونته کم‌ستاره‌ترین آتزوریِ نیم قرن اخیر است. وقتی استعدادی در کار نباشد، کونته نمی‌تواند جادو کند.
کاری که کونته از پسش بر می‌آید بالا بردنِ روحیه و تلاشِ تیمش است. با این حال او "جادوگرِ آز" نیست که به شیرِ ترسویش دل و جرات بدهد و برایِ هافبکِ حلبی‌اش قلب پیدا کند. کونته می‌تواند با برنامه‌ریزیِ درست استقامت و انرژیِ تیمش برایِ یک بازه‌یِ یک ماهه را به نهایتِ ممکنش برساند. اما این کار هم تنها کمکی جزئی به ایتالیا خواهد کرد.
جایی که کونته می‌تواند بیش از همه رویش حساب کند جنگِ تاکتیکی است. کونته به قدری در انتخاب و مخفی نگه داشتنِ تاکتیک‌هایش وسواس پیدا کرده که حتی برخی از کادرِ فنی‌اش هم از تمامِ نقشه‌ها خبر ندارند. اسنادِ محرمانه‌یِ کونته در اختیارِ هر کسی قرار نمی‌گیرد. چه رازی پشتِ این نقشه‌هایِ تاکتیکی است؟ نمی‌شود با اطمینان گفت، اما چیزی که به نظر می‌رسد این است که کونته با توجه به کمبودِ استعدادِ فردیِ بازیکنانش، به فرمولِ تاکتیکیِ جدید و ناشناخته‌ای رسیده است.
سیستمِ ایتالیا 2-5-3 است، سیستمی که در دفاع به 2-4-4 تبدیل می‌شود. یکی از وینگ‌بک‌ها عقب‌تر می‌آید و نقشِ فول‌بک را پیدا می‌کند و یکی از 3 مدافعِ مرکزی با عرض گرفتنِ بیشتر نقشِ فول‌بکِ جهتِ مخالف را. اما وقتی ایتالیا حمله می‌کند این سیستم به 4-3-3 تبدیل می‌شود. دو وینگ‌بک به قدری بالا می‌روند که هم‌عرضِ مهاجمین می‌شوند. برایِ رسیدن به چنین سیستمی در درجه‌یِ اول بازیکنان باید با تمامِ وجود دستوراتِ تاکتیکیِ خود را درک و اجرا کنند، کاری که کامل کردنش برایِ کونته در فرصتِ چند هفته به هیچ وجه آسان نبوده. اما مهمتر از درکِ تاکتیکی، این سیستم نیاز به بازیکنانی دارد که هم فول‌بک باشند و هم وینگر و هر دو وظیفه را در تمامِ دقایقِ بازی‌ها انجام دهند. برایِ انتخابِ این نقش کونته گزینه‌هایِ زیادی ندارد. آنتونیو کاندروا، استیون الشراوی و متئو دارمیان انتخاب‌هایِ اول به نظر می‌آیند. کاندروا و الشراوی وینگرهایی هجومی هستند که بیشتر از سیستمِ 3-3-4 بازی کرده‌اند و به آن عادت دارند و دارمیان بازیکنی کاملا دفاعی است.
اما مسئله فقط کیفیتِ بازی هم نیست، بلکه استقامت برایِ چنین نقشی حیاتی است و احتمالا کونته را وادار می‌کند در آن دست به تغییراتی بزند. همانطوری که خودش گفته: «من از بال‌هام میخوام بعد از یک ساعت اینقدر بدوند که خون بالا بیارن. بعدش تعویضشون میکنم. ما گزینه‌هایِ زیادی در این پست داریم.» شاید گزینه زیاد باشد اما قطعا هیچکدامشان درجه یک نیستند، به خصوص وقتی ازشان خواسته شود نقشِ دو پست را همزمان بازی کنند. به هرحال این منطقه‌ایست که کونته برایِ حمله کردنِ تیمش انتخاب کرده، چون حقیقت این است که در مناطق دیگر کیفیتِ زیادی دیده نمی‌شود. مصدومیت باعثِ کنار رفتنِ کلودیو مارکیزیو و مارکو وراتی شد، بازیکنانی که بعدی جدید به ایتالیا می‌دادند. به جایِ این دو امانوئله جاکرینی و مارکو پارولو به اردویِ آتزوی دعوت شدند، بازیکنانی که کارگرانِ خوبی هستند ولی به هیچ وجه خلاقیت ندارند.
نقشِ بازیساز در ایتالیایِ کونته به دانیلیه دروسی رسیده است. دروسیِ 33 ساله که از فوریه تا آخرِ فصل تنها 2 بار برایِ رم 90 دقیقه بازی کرد، انرژیِ سابقش را ندارد. تازه کونته نه برایِ قدرتِ دفاعی که برایِ خلاقیتِ پاس‌هایِ دروسی او را به تیم ملی دعوت کرده است. بازیکنی که تقریبا تمامِ دورانِ حضورش در تیم ملی را به عنوانِ ذخیره‌یِ آندره‌آ پیرلو پشتِ سر گذاشته بود، حالا باید جایِ خالیِ او را پر کند. این خودش وضعیتِ نابسمانِ ایتالیا را نشان می‌دهد. در خطِ حمله هم کونته گویا قرار است از گراتزیانو پله و ادر استفاده کند. پله این فصل 14 گل برایِ ساوتهمپتون در لیگ زد ولی در نیم فصلِ دوم بارها نیمکت‌نشین شده بود. ادر هم فصل را با پیراهنِ سمپدوریا عالی شروع کرد اما با انتقالِ زمستانی‌اش به اینتر در نیم فصلِ دوم فقط یک گل زد. ذخیره‌هایِ این دو مهاجم هم سیمونه زازا، گزینه‌یِ چهارمِ یوونتوس در خطِ حمله و چیرو ایموبیله، بازیکنی که بعد از حضورِ ناموفقش در سویا به تورینو بازگشت و اندکی وضعیتش بهتر شد، هستند. در مقایسه با مهاجمینی که 10 سال پیش با ایتالیا قهرمانِ جهان شدند، یعنی الساندرو دل پیرو، فرانچسکو توتی، پیپو اینتزاگی، آلبرتو جیلاردینو و لوکا تونی، مهاجمینِ حالِ حاضرِ آتزوری خیلی پایین‌تر هستند.
کاری که کونته قصد ندارد با ایتالیایِ 2016 بکند بازگشت به راه‌هایِ قدیم و سنتی و دفاع کردن و ضدحمله زدن است. کونته با بوفون و خطِ دفاعیِ یوونتوس ابزارِ لازم برایِ دفاع کردن را دارد ولی بازیکنانی که بتوانند ضدحمله‌هایِ برق‌آسا و کشنده بزنند نه. پس راهی که برایِ آتزوی می‌ماند این است: بیشتر از حریف دویدن، بیشتر از حریف جنگیدن و از همه مهمتر بهتر از حریف فکر کردن. بازیکنانِ ایتالیایِ 2016 می‌دانند که به درستی انتظارِ زیادی ازشان نمی‌رود، حالا هرچقدر که کونته می‌خواهد تیمش را بزرگ‌تر از آنچه هست جلوه بدهد. در عین حال این بازیکنان می‌دانند که لستر سیتی امسال قهرمانِ لیگِ برتر شده و در یک ماه فوتبال هر اتفاقی ممکن است رخ دهد، حتی قهرمانیِ ایتالیا با نیرویِ اراده، تفکر و البته دهان‌هایی پر از خون.
 
   
     
آی اسپورت
2016-06-13 15:05:39
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر