فهرست
یادداشت روز- سرهنگ علیفر؛ آقای از خود ناراضی
یادداشت روز- سرهنگ علیفر؛ آقای از خود ناراضی

یادداشت روز- سرهنگ علیفر؛ آقای از خود ناراضی

آی اسپورت- سرهنگ علیفر. پارادوکس از همین‌جا شروع می‌شود. سرهنگی که فوتبال گزارش می‌کند. اگر این پارادوکس به همین‌جا ختم می‌شد مشکلی نبود. نظامی‌های زیادی را در دنیای فوتبال داریم. آن‌قدر زیاد که شاید تعدادشان به تعداد یک هنگ برسد. مشکل اما از جای دیگری آغاز می‌شود. نارضایتی سرهنگ از آنچه که هست. نارضایتی‌ای که از ظاهرش شروع می‌شود.
نارضایتی سرهنگ مثل این که فقط محدود به ظاهر نمی‌شود. او از هر آن چیزی که هست ناراضی است. از گزارشگر بودنش هم رضایت ندارد. او احتمالا رویاهایش را روی نیمکت می‌دیده و نه داخل استودیو. به همین دلیل مثل همه آنهایی که به اهدافشان نرسیده‌اند فکر می‌کند کسی حقش را خورده است. شاید آنهایی که حق سرهنگ را خورده‌اند همین گواردیولاد و مورینیویی باشند که پول مفت می‌گیرند و هیچی از فوتبال نمی‌دانند. شاید دلیل نفرت در همین نکته نهفته است. حقی که باید به سرهنگ می‌رسیده و حالا مربیانی از راه رسیده و این حق را از او ربوده‌اند.
او از گزارش آن‌چیزی که می‌بیند هم راضی نیست. حتی از سیستم دفاعی روز دنیا هم ناراضی است. می‌خواهد همه طبق تفکر او باشند و بازی کنند. بازی با سه دفاع. دفاع خطی، سیستم برتر دفاعی دنیاست چون سرهنگ از سیستم روز دنیا رضایت ندارد.
او حتی ازاین که شهرت و معروفیتش تنها محدود به جعبه چند اینچ در چند اینچ تلویزیون حتی با کیفیت اچ دی هم باشد رضایت ندارد. این که در شبکه‌های اجتماعی، دابسمش‌ها و گروه‌های مجازی حرف اول را بزند دوست دارد. دوست دارد با همه آن‌هایی که نام او را پیش از پیش بر سر زبان‌ها می‌اندازند عکس یادگاری بگیرد و شام بخورد. او از آنها ممنون است.
در کل این که سرهنگ علیفر از هیچ چیز خودش راضی نیست سرهنگی که فوتبال گزارش می‌کند! از گزارش کردن هم رضایت ندارد. شاید او باید الان در جایگاه نظامی‌اش باشد اما در تلویزیون است. از حضورش در تلویزیون هم رضایت ندارد. صدا و سیما، فوتبال روز دنیا را با گزارش‌های او پخش می‌کند اما او حتی از فوتبال روز دنیا هم ناراضی است. سرهنگ هم حتی از خودش ناراضی است اما صدا و سیما باز هم می‌خواهد ما را مجبور کند از او راضی باشیم و 90 دقیقه‌های لذت‌بخشمان را با او بگذرانیم.
نیلوفر کنگرانی
 
  ۱۳  
آی اسپورت
2016-06-16 06:40:34
نظر دهید
۱۳ نظر
امید
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۵
اگر اینقدری که به فکر کوبیدن علیفر و خیابانی بودین سعی میکردین در مقام نویسنده کمک به بهتر شدنشون بکنین و نشونشون بدین که چه راه هایی برای پیشرفت هست اونوقت شاید از الانشون بهتر میبودن
هرچند که خدا نکنه ما جماعت از یه نفر بدمون بیاد چون دیگه اینجوری تا آخر عمر ول کنش نیستیم
مرید نیلوقر کنگرانی
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۲۸
نیلو اینجایی؟ دوستات دارن استتوس بازی می کنن، به تو خبر ندادن بی معرفتا. برو. بابت مقاله هم ممنون.
-
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۳۶
کسخل بودن جرم نیست بیماری است؛ با کسخل ها مهربان باشیم!
مرید نیلوقر کنگرانی اصل اصل
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۵۳
عالی بود عزیزم.مثل همیشه که بهترینی
-
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۹
اونی که میگه کمک به بهتر بودنشون بکنید؟ اینا تمون شدن چه بهتربودنی کسی که اطلاعاتش برای گزارش یه سرچ اینترنتی ساده است یا خیابانی که همون زحمت سرچ ساده رو هم به خودش نمیده به نظرت بهتر میشه. اینجا مشکلش اینه که هیچ کس سرجای خودش نیست
کیان
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۹
ارتشی ها مخصوصا افسرهای ارشد بعد یه مدت اینطوری میشن، چون تو پادگان به همه زیر دست ها امر و نهی میکنن و بدلیل محیط نظامی کسی تو روشون وانمیسته، یه ذره قاطی میکنن و فکر میکنن خیلی حالیشونه و از خود متشکر میشن، ایشون نمونه یه سرهنگ مخ سوته...
اهواز
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۲
اگه اینقدر سخت گیرانه نگاه نکنی اونقدرام بد نیست.
انشاالله که شما نویسنده ی این مقاله خودتون پشت علیفر قایم نکرده باشی که از نداشته هات ناراضی باشی.
آقای علیفر در گزارشاشون ایراد زیاد دارند ولی حداقل دارند سعی می کنند بهتر گزارش کنند.
-
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۲۷
تو هم از هر کی خوشت نمیاد یه مقاله مینویسی
جنبه این تریبون رو نداری خانم کنگرانی
چرا به این بنده خدا گیر میدید الکی میخوا یه چیزی نوشته باشی مطرج بشی دیگه
shaqa
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۳:۰۴
من موندم این نوشته ها چقدر موردِ استقبال قرار میگیره؟ واقعا این نقد چقدر هنر میخواد؟ واقعا این چندسطر چی داشته؟
آره عزیزم؛کاش هرکسی جای خودش قرار میگرفت؛ فاجعه اونجاست یکی به عکس گرفتن با کریمی -که خیلی دوسش دارم- مینازه و اط طرفی خانواده حجازی رو متوهم میدونه و یکی هم معمار رو اشتباه میگیره؛ اگر این نویسندگی باشه فاجعست عزیزم. همونطور که علیفر با هزارتا انتقادی که بش دارم در جایگاهش نیست شک ندارم شما هم در جایگاهی که باید باشی نیستی؛ شاید هم در جایگاهت هستی؛ همینقدر ارزان؛ همینقدر در دسترس؛ شاید جایگاهت همینجاست؛ که یه عکس بگیری و غش کنی.
shaqa
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۳:۱۳
نقدم تایید بشه یا نشه برام اهمیت نداره؛ من میخواستم خودتون بخونین که این سطور واقعا اونقدر تکون دهنده نبود؛ من گمون میکنم شما بهتره برای اینکه درجا نزنین کتاب بخونین؛ مطالعه کنین؛ الان نویسنده های مجازی هم به راحتی زیبا مینویسند و تفکری زیباتر از این دارند که یه سر رو به هنگ با علمِ تاثیرگذاری ارتباط بدن؛ ایده های نو گاهی از تاریکی میاد؛ من اگر میخواستم نویسنده تحلیلی این صفحات _ نمیدونم راهبر اینجان یا نه- باشم مطمئنم خودم میگفتم فلان صفحه میتونم باشم. عزیزم کتاب بخون؛ ورزش کن؛ فیلم ببین؛ چه پسرفتی از روزی که هفت قانون رعایت نشد تا پیت قاتل رو بکشه. این نوشته ها بی نهایت منسوخ شدست/ شاید از حرصِ منم که هیچی نمیدونم بری و فکر کنی و تا روزی که خودتو پیدا نکردی دست به قلم و کیبورد نبری. سرک بکشید تو پیجم شاید فامیلی منو پیدا کنی و بری بنویسی. روز و شبتون خوش
حسین اهوازی
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۵:۲۹
چه مطلب بیخودی
-
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۵:۴۲
از ضعیف ترین متن های آی اسپورت بود
roien
جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۲۳
به نظر من تمام این هجمه ها از سوی کسانی راه می افته که تلاش فراوانی دارند تا امثال خیابانی و یا علیفر را تخریب کنند از سوی باند خاصی داره هدایت میشه که احتمالا از همکاران نردیک خودشون می تونه باشه ...مگه بقیه گزارشگرها خیلی فرق دارند یا سوتی کم میدن؟؟!!! اما همیشه برای این دو نفر حاشیه ایجاد میشه ..البته این دو نفر قربانی میشن اما افتاب پشت ابر نمی مونه و نقاب از چهره بعضی ها که ظاهرا خیلی محبوب هستد می افته
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر