فهرست
یادداشت: ایبرا آشنایِ قدیمیِ آتزوری
یادداشت: ایبرا آشنایِ قدیمیِ آتزوری

یادداشت: ایبرا آشنایِ قدیمیِ آتزوری

جیمز هورن‌کاسل
 
از قدیم گفته‌اند هرگز بارِ اول را فراموش نمی‌کنی. در این موردِ خاص واقعا ایتالیا بارِ اولی که زلاتان را دید فراموش نخواهد کرد. چطور ممکن است؟ همانطوری که جووانی تراپاتونی، مربیِ وقتِ ایتالیا گفت: «هیچوقت اتفاقی که در پورتو افتاد را فراموش نمیکنم.» در این شب، در دورِ گروهیِ یورو 2004 بود که ایبرا گلی زد که فقط ایبرا می‌توانست بزند و با این گل خودش را به جهان معرفی کرد: ترکیبی از هنرهایِ رزمی، از کونگ فو و تکواندو، پرشی بلند و پشت به دروازه و ضربه‌یِ پشتِ پایی که از رویِ دست‌هایِ جی‌جی بوفون و از بالایِ سرِ کریستین ویری واردِ دروازه‌یِ ایتالیا شد.
بوفون درباره‌یِ این گل به لا رپوبلیکا گفت: «گلِ فوق‌العاده‌ای بود، اما شانسی هم بود.» تراپاتونی هم اعتقاد داشت وقتی کرنرِ کیم کارلستروم رویِ باکسِ ایتالیا پایین آمد، فردی لیونگربرگ جانلوکا زامبروتا را رویِ زمین کشید و باید خطایش اعلام می‌شد. اما اورس مایر گلِ ایبرا را قبول کرد، گلی که پیروزیِ ایتالیا را در وقت‌هایِ تلف شده با یک تساوی عوض کرد و سرنوشتِ روزِ آخر را از دستانِ آتزوی در آورد. سوئد و دانمارک در روزِ آخر برایِ صعود و حذف کردنِ ایتالیا به یک تساویِ نیاز داشتند، تساوی‌ای که با حرف و حدیثِ زیاد به دست آمد. اما برایِ ایبرا هیچکدام از این‌ها مهم نبود. ایبرا کاری که می‌خواست را کرد و خودش را به سریِ آ، جایی که آرزویِ بازی در آن را داشت نشان داد.
زلاتان از بچگی سعی می‌کرد تکنیک‌هایِ رونالدو در اینتر را تقلید کند. وقتی او به آژاکس پیوست مقایسه‌اش با مارکو ون باستن هم شروع شد، به خصوص وقتی زیرِ نظرِ خودِ ون باستن بازی می‌کرد. در این دوران بود که بیشتر و بیشتر خودش را در سریِ آ تصور می‌کرد، لیگی که مهاجمِ افسانه‌ای میلان در موردش بهش هشدار داده بود: «اینجا ممکنه تویِ هر بازی چهار، پنج‌تا موقعیتِ گل پیدا کنی، اما تویِ سریِ آ شاید  فقط یک یا دو موقعیت به دستت بیاد.»
اما قبل از شروعِ یورو 2004 هیچکدام از تیم‌هایِ سریِ آ علاقه‌ای به زلاتان نشان ندادند. یکی از بهترین بخش‌هایِ کتابِ زندگینامه‌یِ او، "من زلاتان هستم"، به یادآوریِ همین دوران و مکالمه‌اش با مینو رایولا، مدیرِ برنامه‌هایش، اختصاص دارد: «ساوتهمپتون؟! گم شو! یعنی سطحِ من واقعا اینه؟! بعد مینو چندتا کاغذِ آ چهار که از اینترنت پرینت گرفته بود درآورد. رویِ این کاغذها یک سری اسم و عدد نوشته شده بود. مثلا کریستین ویری: 27 بازی، 24 گل؛ فیلیپو اینتزاگی: 25 بازی، 20 گل؛ داوید ترزگه: 24 بازی، 20 گل. و بالاخره زلاتان ابراهیموویچ: 25 بازی، 5 گل. مینو گفت واقعا میخوای من با این آمار بفروشمت؟»
انتقادِ رایولا نتیجه‌یِ مثبت داد و زلاتان با بالا بردنِ تمرکزش پیشرفت کرد و گلی که به ایتالیا زد باعثِ انتقالش به یوونتوس شد. دو سالی که زلاتان در تورین سپری کرد بیشترین تاثیر را رویِ حرفه‌اش داشت. به گفته‌یِ خودش: «در مقایسه با یوونتوس، آژاکس مدرسه‌یِ ابتدایی بود. اگر من می‌خواستم سرِ تمرین گل بزنم باید از تورام و کاناوارو رد می‌شدم و بعد تازه بوفون مقابلم بود.» زلاتان در این دوران دچارِ دگرگونیِ کامل شد. او شروع به بدن‌سازیِ جدی و بالا بردنِ وزنش کرد، تغدیه‌اش را جدی گرفت و مهمتر از همه ذهنیتی دیگر پیدا کرد، ذهنیتی که فابیو کاپلو بهش داد: «من میخوام تمامِ آژاکسی که تویِ بدنته را دفع کنم. من این سبکِ هلندی را نمیخوام. هی یک و دو، یک و دو، فوتبالِ خوشگل، دریبل زدنِ کلِ تیمِ حریف. نه من اینو لازم ندارم. من گل میخوام. میفهمی؟ من میخوام ذهنیتِ ایتالیایی بهت بدم، میخوام غریزه‌یِ تموم کنندگی پیدا کنی.»
زلاتان از این دوران به بعد بود که قدم به قدم تبدیل به بازیکنی شد که حالا هست. زلاتان برایِ هر سه تیمِ بزرگِ ایتالیا، میلان، اینتر و یوونتوس بازی کرد، در تمامِ داربی‌ها گل زد و در 7 فصل حضور در سریِ آ 6 بار اسکودتو را فتح کرد. برایِ همین بود که مردم فکر می‌کردند داشتنِ زلاتان برایِ قهرمانیِ تیمشان کافی است. آنتونیو کونته به زلاتانِ غول‌پیکر لقبِ "گالیور" را داده بود و وقتی معلوم شد ایتالیا در یورو 2016 باید مقابلش بازی کند اعلام کرد خیلی علاقه به رهبری‌اش دارد.
کونته امروز برایِ مهارِ گالیور طرح و برنامه دارد، اتفاقی که برایِ اولین بار نیست که رخ می‌دهد. یوونتوس کونته در تمامِ دیدارهایش مقابلِ میلانِ ایبرا پیروز شد و تاج و تخت را از روسونری گرفت و به درجه‌ای رسید که پنج سال است از آن پایین نیامده. آمارِ نگران کننده برایِ ایبرا این است که او در هیچکدام از جدال‌هایش با یوونتوس کونته موفق به گل زدن نشد و آخرین باری که دروازه‌یِ بوفون را باز کرد به همانِ 12 سال پیش در پورتو برمی‌گردد.
استادیومِ مونیسیپالِ تولوز امروز  شاهدِ جدالِ ایبرا با دشمنِ درجه یکش، جورجو کیلینی، هم خواهد بود. کیلینی در این باره به گاتزا گفته: «ما مقابلِ هم هر چی داشتیم گذاشتیم و هر کاری تونستیم کردیم و هر چی بلد بودیم به هم گفتیم. ما به هم لگد زدیم، آرنج زدیم و حتی همدیگرو تهدید کردیم.» ایبرا هم یکی از دربی‌‌هایِ ایتالیا را به خاطر می‌آورد: «من سرِ کیلینی را گرفتم و مثلِ یک سگِ نافرمان رویِ زمین کشیدم.» ادامه‌یِ این جدال یکی دیگر از دلایلی است که بازیِ امروز را نباید از دست بدهید.
روزنامه‌هایِ ایتالیا از این بازی به عنوانِ نبرد یک تیم مقابلِ یک نفر نام برده‌اند. کوریره دلا سرا هم تیتر زده: «ایتالیا مقابلِ ایبرا»، نه سوئد. امروز در تولوز به نقطه‌یِ صفرِ داستانِ ایبرا و ایتالیا بازمی‌گردیم. 12 سال پیش در یورو 2016 بود که داستان شروع شد و بارِ اولِ فراموش نشدنی‌ای به جایِ گذاشت. بیایم امیدوار باشیم که بارِ دوم هم به همان اندازه ماندگار باشد.
 
 
     
آی اسپورت
2016-06-17 00:07:38
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر