فهرست
یادداشت یک هوادار آلمان؛ اراده ما بار دیگر پیروز می‌شود
یادداشت یک هوادار آلمان؛ اراده ما بار دیگر پیروز می‌شود

یادداشت یک هوادار آلمان؛ اراده ما بار دیگر پیروز می‌شود

آی اسپورت- از همان روزهای نخستِ پیش از آغازِ «یورو 2016» برای همۀ «ما ژرمن‌‎ها» روشن و آشکار بود که دو مشکلِ بزرگِ آسیب‌دیدگی‌های فراوان و پِی‌در‌پِی و نیز نبودِ یک مهاجمِ نوکِ هوش‌مند و فرصت‌طلب در تیم‌مان ممکن است که در جایی از این تورنُمِنت کار دست‌مان بدهد. اما امیدمان به همان نظم و هماهنگیِ بی‌هم‌تای تیم‌مان و تکیه بر تکنیک‌های فردیِ برخی ستاره‌های‌مان در لحظه‌های مهم و حساسِ یورش‌های بی‌امان به دروازه‌های حریف‌مان بود. در بازیِ دیشب در برابرِ «فرانسه»، آن‌دو مشکل، سر و شکلی جدّی و آشکار به خود گرفتند و روی روندِ بازیِ تیم، تأثیرِ منفیِ خودشان را گذاشتند...

بی‌رحمی و البته جذابیتِ ازلی و ابدیِ فوتبال در این است که پیروزی در میدان با «اما» و «اگر»ها رقم نمی‌خورد؛ بلکه تیمی می‌تواند سربلند از میدان بیرون آید که بتواند روی بیش‌ترِ نقطه‌‌ضعف‌های خود به‌خوبی سرپوش بگذارد. با این روی‌کرد، این‌که داورِ ایتالیایی همان‌گونه که توانست روی حرکتِ «شواینی» آن پنالتیِ مشکوک را بگیرد پس می‌توانست در نیمۀ نخست روی دو حرکتِ مشکوک در محوطۀ جریمۀ «فرانسه» نیز حکم به پنالتی برای «آلمان» دهد، این‌که اگر «رویس» و «گوندوگان» از ابتدای بازی‌ها در ترکیبِ تیم بودند شاید سرنوشت چیزِ دیگری می‌شد، این‌که اگر ستاره‌ای آماده و مسلط هم‌چون «هومِلسِ» در میدان بود و «بواتنگ» نیز در میانه‌های نیمۀ دوم و در نهایتِ بدشانسی آسیب نمی‌دید شاید آن گلِ دومِ بادآوردۀ فرانسوی‌ها رقم نمی‌خورد، این‌که اگر «خدیرا» و «گومز» آسیب نمی‌دیدند و در زمین بودند شاید نتیجه‌ای جز این رقم می‌خورد، این‌که اگر «توماس مولر» یک‌دهمِ بازی و درخششِ همیشه‌اش را- چه در این بازی و چه در این تورنُمنت- نشان می‌داد شاید هم‌اکنون داشتیم به دیدارِ پایانی می‌اندیشیدیم، همه‌وهمه «اما» و «اگر»هایی هستند که تنها و تنها داغِ دلِ «ما ژرمن‌ها» را تازه می‌کنند؛ اما در این لحظه دردی را از ما دَوا نمی‌کنند...

«یواخیم لو»، سالِ گذشته و در گفت‌وگویی، تأکید کرده بود که بیش از «قهرمانی در یورو» به «تکرارِ قهرمانی در جامِ جهانی» می‌اندیشد. همان‌گونه که شکست در مرحلۀ نیمه‌پایانیِ «یورو 2012» درسِ خوبی برای «آلمان» در «جامِ جهانیِ 2014» شد، ناکامیِ دیشب‌مان در بازی با «فرانسه» می‌تواند بستری برای یک برنامه‌ریزیِ نوین با هدفِ رسیدن به پنجمین قهرمانی‌مان در جهان باشد. این تیمِ همیشه‌سربلند هم‌چنان برای‌ام دوست‌داشتنی است؛ تیمی است که با همۀ کاستی‌ها و کم‌بودهای‌اش در این جام، تا آن اندازه خوب و چشم‌نواز بازی می‌کرد که هر پنج حریف‌مان در این تورنُمِنت در بیش‌ترِ دقیقه‌های بازی‌ها در لاکِ دفاعی فرو رفته بودند و یازده‌نفره دفاع می‌کردند و تنها چشمِ امید به ضدِ حمله‌ها داشتند؛ مهم هم نبود که در برابرمان «اوکراین» و «ایرلندِ شمالی» بودند و یا «ایتالیا»ی مدعی و «فرانسه»ی میزبان بازی می‌کردند؛ و این، بی‌تردید، از یک انگیزه، نظم و توانِ گروهیِ بالا و ستودنی سرچشمه می‌گرفت. اما، بی‌تعارف، باید این را هم بپذیریم که این «آلمان» با آن «آلمانِ» وحشی و مهارنشدنیِ سال‌های 2010 تا 2014 اندکی تفاوت داشت و نیازمندِ پرورشِ مهره‌های کارآمد در خطِ حمله‌اش است. با وجودِ این، بزرگ‌ترین دست‌آوردِ تیمیِ «آلمان» در این تورنُمِنت، ظهور و معرفیِ دو ستاره به جهانِ فوتبال بود؛ یکی «یوشوا کیمیچ» و دیگری «یوناس هکتور»، که بی‌تردید در سال‌های بعد از این‌دو چهره بیش‌تر خواهیم دید و شنید. «دراکسلر» هم اگر قدرِ توانایی‌های خود را بداند، می‌تواند به ستارۀ جوانِ دیگری برای «آلمان» تبدیل شود و به روندِ پوست‌اندازیِ تیم و رسیدن از نسلی طلایی به نسلی آینده‌دار کمک برسانَد...

نمی‌گویم که ناراحت نیستم! اعتراف می‌کنم که خیلی خیلی خیلی غمگین‌ام و دل‌گیر! اما هم‌چنان به این تیمِ «یواخیمِ کبیر و دوست‌داشتنی‌ام» با تمامِ وجود و عشق‌ام افتخار می‌کنم. درست، دو سالِ پیش در چنین شبی، در «جامِ جهانیِ 2014» و در جهنمِ «بلوهوریزنته»، آن نتیجۀ شگفت‌انگیز و تاریخی را در برابرِ «برزیلِ اَبَرقدرت» رقم زدیم. در آن شب، کم‌تر کسی فکر می‌کرد دو سالِ بعد، این‌چنین با یک جامِ بزرگِ دیگر وداع خواهیم کرد. فوتبال است و همین لحظه‌های فراموش‌نشدنیِ پُر از غم، شادی، اشک و خنده‌اش. مهم این است که پای عشقِ ده‌هاساله‌‌ات به تیمِ محبوب‌ات بایستی و شریکِ روزها و شب‌های پیروزی و شکست‌اش باشی. درکِ معنای عشقِ آتشین و خدشه‌ناپذیر به تیمِ محبوب‌ات، موهبتی بزرگ است که هر فوتبال‌‌بین و فوتبال‌دوستی از آن بو و بهره‌ای نبرده است. برخی به‌اصطلاح هوادارانِ تیم‌های دیگر بیش‌تر از این‌که حواس‌شان به پیروزی‌ها و شکست‌های تیم‌های خودشان باشد، بخشِ زیادی از فرآیندِ لذت‌بُردن‌شان از فوتبال را به پِی‌گیریِ نتیجه‌های «ما ژرمن‌ها» خلاصه و محدود کرده‌اند؛ اینان همان‌هایی هستند که طعمِ شیرینِ آن عشق و دوست‌داشتنِ وصف‌ناپذیر را چندان نچشیده‌اند و از سرِ کینه، نفرت و سرگردانی ناگزیر در هر بازیِ «ما ژرمن‌ها» هوادارِ تیم‌های رقیب‌مان هستند. اتفاقاً بودنِ چنین آدم‌هایی در میانِ اهلِ فوتبال، بیش از پیش بر پاکی و درستیِ عشقِ بزرگ، راستین و تمام‌نشدنیِ «ما هوادارانِ ژرمن‌ها» در حافظۀ ماندگارِ تاریخِ فوتبال انگشتِ تأکید می‌گذارد...

از امروز تا دو سالِ آینده تنها و تنها به یک چیز می‌اندیشیم؛ تکرارِ قهرمانی‌مان در «جامِ جهانیِ روسیه 2018». ایمان و ارادۀ «ما ژرمن‌ها» بارِ دیگر پیروز خواهد شد...

امیررضا نوری پرتو
     
آی اسپورت
2016-07-08 17:43:40
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر