فهرست
پائولتا، گلزنی پیش از عصر پول، ایبرا و کاوانی
پائولتا، گلزنی پیش از عصر پول، ایبرا و کاوانی

پائولتا، گلزنی پیش از عصر پول، ایبرا و کاوانی

آی اسپورت - در تابستان سال ۲۰۰۳، باشگاه «پاری‌سن‌ژرمن» هنوز به شهرت فعلی دست نیافته بود و از تیم‌های بزرگ جهان محسوب نمی‌شد. آنها در آن سال لیگ را در رتبه نازل یازدهم و پشت سر تیم‌هایی چون «گنگام» و «سوشو» به پایان رساندند، این تنها خبر بد برای هواداران این تیم نبود بلکه شوک اصلی زمانی به هواداران تیم وارد شد که خبر جدایی «رونالدینیو» را روی سایت رسمی باشگاه محبوب‌شان دیدند. در همان زمان سران PSG در جست‌و‌جوی مهاجمی برای تیم، به «پدرو میگل کاریرو رزنده» - مهاجم پرتغالی پا به سن گذاشته تیم بوردو - اعتماد کردند.

در این بین افراد زیادی به این انتقال بدبین بودند؛ مهاجم پرتغالی که با نام «پائولتا» شناخته میشد، ۳۰ سال سن داشت و انتقال ۱۲ میلیون یورویی او هزینه سنگینی برای پاریسی‌ها در آن زمان به حساب می‌آمد. با تمام این اوصاف «وحید هلیلهودزیچ» - سرمربی تیم - از همان ابتدا مجبور به دفاع از توانایی‌های خرید جدیدش شد و ذکر کرد که خودش در روزهایی که فوتبال بازی می‌کرده، موفق شده در ۳۴ سالگی ۲۸ گل بزند.

انتقال «پائولتا» به «PSG» کاملاً پر ریسک به نظر می‌رسید اما حقیقت غیرقابل انکار این بود که او پیش از حضور در پاریس، در ۳ سال ۲ بار به عنوان بهترین بازیکن لیگ فرانسه معرفی شد و در مجموع سه فصل ۹۱ گل به ثمر رساند. در واقع خرید بهترین مهاجم لیگ به عنوان جانشین رونالدینیو، انتخاب مناسبی از سوی پاریسی‌ها به حساب می‌آمد. با این حال پرسش اصلی اینجا بود که «آیا پائولتا می‌تواند استانداردهای خود را در پاری‌سن‌ژرمن نیز حفظ کند؟» پاسخ این سئوال در پنج فصل بعد در پایتخت فرانسه مشخص شد.

چراغ‌های برج ایفل و شهر پاریس از محل بزرگ شدن پائولتا فاصله بسیاری داشت؛ او در آپریل سال ۱۹۷۳ در «آزورس» - از معروف‌ترین مجمع‌الجزایر‌های پرتغال که محل مناسبی برای تماشای وال است - چشم به جهان گشود. دوران ورزشی‌اش در همانجا و بازی در باشگاه «سانتا کلارا» کلید خورد؛ پنج سال حضور در آکادمی «سانتا کلارا» و سپس شش ماه در مدرسه جدید پورتو در سال ۱۹۸۹. با این حال دل تنگی امان پائولتا را برید و به این ترتیب او عطای موفقیت در پورتو را به لقایش بخشید و به آزورس برگشت تا در «پونتا دلگادا» به فوتبالش ادامه دهد.

برای پائولتا هیچ جا به اندازه محل تولد و زندگی‌اش، جزیره زیبا و باران‌های اقیانوسی‌اش، حس «وفاداری» را زنده نمی‌کرد، به همین دلیل نیز بود که او در هنگام شادی پس از به ثمر رساندن گل، دستانش را همانند یک «باز شکاری» از هم می‌گشود، پرنده‌ای که «آزورس» نامش را از آن وام گرفته است. جشنی خاص که او اغلب پس از هر گل به تصویر می‌کشید. اولین بار که او این شادی را به اجرا گذاشت، زمانی بود که در تیم دسته چهارمی «Micaelense» توپ میزد و در ۲۳ بازی، ۱۱ گل به ثمر رساند. پائولتا با این عملکرد توانست به تیم دسته دومی «استرویل» برسد و خوشبختانه سفر به سرزمین اصلی پرتغال، اینبار برایش کمتر دردسر ساز شد و پائولتا ۲۲ ساله با ۱۸ گل توجهات را بیشتر به سمت خود جلب کرد. با ترکیبی جادویی از «تجربه»، «دقت»، «سرعت» و «قدرت بدنی»، او هر آنچه که برای تبدیل شدن به یک قاتل بی‌رحم نیاز بود را در اختیار داشت. به لطف همین خصوصیات او گلزنی را آغاز کرد و به مدت ۱۳ سال از گلزنی دست برنداشت.

در تابستان سال ۱۹۹۶، «جائو آلوز» - هم‌وطن پائولتا - او را به کشور پرتغالی‌زبانِ اسپانیا برد تا پیراهن تیم «سالامانکا» را بر تن کند. ستاره در تیم جدیدش ماموریت و هدف مشخصی داشت؛ او با ۱۹ گل، بهترین گلزن تیمش لقب گرفت و به سالامانکا کمک کرد تا در تمام نیم‌فصل دوم شکست‌ناپذیر بماند و در نهایت سهمیه صعود به لالیگا را کسب کند. این عملکرد خوب باعث شد «آرتور خورخه»؛ سرمربی وقت پرتغال، با دعوت پائولتا در آگوست سال ۱۹۹۷ به تیم ملی، تاریخ‌سازی کند و او به اولین بازیکن تاریخ پرتغال تبدیل شود که بدون بازی در لیگ برتر این کشور به پیراهن تیم ملی دست پیدا کرده. پائولتا در ۱۵ دقیقه پایانی دیدار پرتغال و ارمنستان -  که با نتیجه ۳-۱ به سود سلسائو اروپا به پایان رسید – پا به میدان گذاشت تا صفحه جدیدی را در دوران حرفه‌ای خود ورق بزند.

در سطح باشگاهی، ستاره پرتغالی خود را برای حضور در نخستین فصل حضورش در سطح اول آماده می‌کرد چرا که قرار بود در معابد فوتبالی چون «نیوکمپ»، «مستایا» و البته «سانتیاگو برنابئو» به میدان برود. در همان فصل پائولتا موفق شد در اولین فصل حضورش در لالیگا، ۱۵ بار دروازه حریفان رو فرو بریزد؛ آنهم با ثبت هت‌تریک در مصاف با «دپورتیوو لاکرونیا» و البته به جای گذاشتن دبل‌های تاریخی در مصاف با «والنسیا» و «بارسلونا».

تابستان از راه رسید و «باز شکاری» به اوج‌گیری بیشتر اندیشید؛ علیرغم داشتن پیشنهاد از سوی «پورتو»، پائولتا به تداوم حضور در اسپانیا اصرار ورزید و پیراهن «دپورتیوو» را بر تن کرد. در این باشگاه بود که سخت‌ترین بازه زمانی کارنامه ورزشی ستاره رقم خورد؛ او در نخستین فصل خود در «گالیشیا» تنها ۳ گل زد و با آمدن «روی ماکای» از باشگاه «تنه‌ریف» - در تابستان ۱۹۹۹ - اوضاع برای پائولتا بیش از پیش بد شد. در ادامه نیز جذب «دیگو تریستان» و «والتر پاندیانی» پس از قهرمانی لالیگا در سال ۲۰۰۰، عرصه را به شدت برای او تنگ کرد و موجب شد تا مسئولان باشگاه به این نتیجه برسند که دیگر به حضور «پائولتا» نیاز ندارند و به این ترتیب او را در لیست مازاد قرار دادند.

مهاجم پرتغالی پس از بستن چمدان‌هایش، مقصدهای زیادی پیش روی خود می‌دید اما در نهایت تصمیم گرفت با خرید بلیت فرانسه، راهی «بوردو» شود، انتقالی که تنها ۱۰ دقیقه مانده به پایان مهلت نقل‌و‌انتقالات، نهایی شد. در واقع به کارنامه ستاره پرتغالی باید به چشم یک وعده غذایی سه مرحله‌ای نگاه کرد؛ حضور در اسپانیا حکم «پیش غذا» را داشت و آمدنش به فرانسه همانند «سرو کردن غذای اصلی» بود و «دسر» ...

یک هفته پس از امضای قرارداد با بوردو، پائولتا برابر «نانت» برای اولین بار با پیراهن بوردو به میدان رفت و در شب برتری 5 بر صفر تیمش موفق به ثبت یک هت‌تریک شد. این شروع خوب از اتفاقات بزرگی خبر می‌داد؛ از جمله چند ماه صدرنشینی بوردو در لیگ فرانسه، اتفاقی که البته تا پایان تداوم نداشت و بوردو در نهایت به رتبه چهارم قناعت کردند. در آن فصل مهاجم پرتغالی با زدن ۲۰ گل در ۲۸ بازی نقش مهمی در موفقیت تیمش ایفا کرد و پس از «سونی اندرسون» - مهاجم لیون - دومین گلزن برتر لیگ فرانسه لقب گرفت.

پائولتا در فصل بعد عملکردش را بهبود بخشید و این بار موفق به زدن ۲۲ گل شد و در کنار «جبرئیل سیسه» از «آژاکسیو» عنوان آقای گلی مشترک لیگ فرانسه را به خود اختصاص داد. این پایان موفقیت‌های ستاره پرتغالی در بوردو نبود؛ قهرمانی در جام اتحادیه فرانسه در سال ۲۰۰۲ و کسب عنوان بهترین بازیکن سال لیگ فرانسه از دیگر افتخارات پائولتا در بوردو محسوب میشد، افتخاراتی که او را به عنوان مهاجم اصلی تیم ملی پرتغال به رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۰۲ رساند.

او به عنوان تک مهاجم - پست مورد علاقه‌اش - برای سلسائو اروپا به میدان رفت، آنهم در حالی که «ژائو پینتو» پشت سر او ایفای نقش می‌کرد. با این حال پرتغالی‌ها با یک پیروزی و دو شکست برابر «کره جنوبی» و «آمریکا» در دور گروهی بازی‌ها از جام حذف شدند و به خانه برگشتند. در این بین اما پائولتا از معدود بازیکنان پرتغال بود که عملکرد خوبی از خود به تصویر کشید و در تنها پیروزی پرتغال در تورنمنت – جدال برابر لهستان - موفق به هت‌تریک شد. همین درخشش به طور مستقیم در کارنامه ورزشی پائولتا تاثیر گذاشت و توجهات را بیش از پیش به سمت او جلب کرد، با این حال ستاره پرتغالی تصمیم گرفت یک فصل دیگر در فرانسه بماند تا اینکه تابستان ۲۰۰۳ از راه رسید و او به هدف اصلی نقل‌و‌انتقالاتی بارسلونا و منچستریونایتد تبدیل شد! جنگی که البته در نهایت با پیروزی یک رقیب سوم به پایان رسید؛ رقیبی به نام «پاری‌سن‌ژرمن»

پائولتا در همان اولین فصل حضورش در «پارک دپرنس» در تمامی رقابت‌ها در ۴۲ بازی ۲۳ بار تور دروازه حریفان را به لرزه درآورد و با PSG با سه امتیاز کمتر از لیون در رتبه دوم لیگ یک فرانسه ایستاد و در جام حذفی بعد از ۶ سال ناکامی به قهرمانی رسید. فراموش نکنید که تمایل به بازی در رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا از انگیزه‌های مهم پائولتا برای حضور در پاریس بود و او با توجه به نایب‌قهرمانی پاری‌سن‌ژرمن، در فصل ۲۰۰۴ برای اولین بار فرصت بازی در این رقابت‌ها را به دست آورد، حضوری که البته چندان دلچسب نبود و پاریسی‌ها در گروهی متشکل از «چلسی»، «زسکامسکو»، «پورتو»، در رتبه آخر قرار گرفتند و در لیگ نیز به رتبه‌ای بهتر از نهم نرسیدند.

فصل بعد، نتایجِ بهتری رقم خورد و پائولتا با پاری‌سن‌ژرمن به دومین قهرمانی خود در جام حذفی رسید و در راه رسیدن به فینال بازی‌ها نیز خیره‌کننده ظاهر شد؛ در مرحله یک‌چهارم نهایی و دیدار برابر «لیل» با یک ضربه از پشت محوطه جریمه، پیروزی را برای تیمش به ارمغان آورد و در مرحله بعد در حالی که چهار دقیقه به پایان مسابقه برابر «نانت» باقی مانده بود، با یک ضربه والی PSG را به برتری رساند. در لیگ یک فرانسه هم مجدداً به عنوان آقای گلی رسید؛ اینبار با زدن ۲۱ گل!

این آمار بلیت او برای حضور در لیست تیم ملی پرتغال جهت شرکت در رقابت‌های جام‌جهانی را صادر کرد، رقابت‌هایی که پرتغال در آن به مقام چهارمی جهان دست یافت؛ اما نکته منفی اینجا بود که پائولتا در جام‌جهانی حتی یک بار هم پایش به گلزنی باز نشد! این داستان همیشگی کارنامه ملی پائولتا بود؛ بازیکنی که در دیدارهای انتخابی عملکردی عالی از خود به نمایش می‌گذاشت اما در تکرار گلزنی‌هایش در تورنمنت‌ها ناکام می‌ماند. البته فراموش نکنید که او در ۸۸ بازی ملی، ۴۷ گل به ثمر رساند و تا پیش از ظهور فوق‌ستاره‌ای به نام «کریستیانو رونالدو» بهترین گلزن تاریخ پرتغال محسوب میشد.

دو فصل پایانی حضور پائولتا در پاریس، تلفیقی بود از شادی و نا امیدی به یک اندازه؛ در فصل ۲۰۰۶ با ۱۵ گل برای سومین بار آقای گل فرانسه شد و در فصل آخر با ایجاد تنش بین او و سرمربی جدید تیم، حتی در بعضی اوقات در ترکیب اصلی نیز جای نمی‌گرفت. با این وجود باز هم در جام اتحادیه درخشید و با گلزنی‌اش در دیدار پایانی، PSG را برای دومین بار قهرمان این جام کرد.

افتخاراتی که او برای پاریسی‌ها به ارمغان آورد، با تغییر مالکان باشگاه و تبدیل شدن تیم به یکی از قدرت‌های جهان کاملاً زیر سایه قرار گرفت و رکورد گلزنی‌اش هم به دست «زلاتان ابراهیموویچ» و «ادیسون کاوانی» شکسته شد. حالا آنچه از حضور پنج ساله پائولتا در پایتخت فرانسه در یادها مانده، کمک او به تیمی بی‌ثبات در خلق لحظات باشکوه و ایفای نقشش در قامت یک گلزن متوقف‌نشدنی است.

«ابراهیموویچ» هنگام ترک پاری‌سن‌ژرمن در سال ۲۰۱۶ به مقصد منچستریونایتد، ادعا کرد که همانند یک پادشاه به پاریس آمده و به عنوان یک افسانه آنجا را ترک می‌کند. این صحبت به نوعی بی‌احترامی به پائولتا محسوب میشد؛ ستاره‌ای که با سن بالا و قراردادی نه چندان گران‌قیمت راهی پاریس شد و علیرغم تمام بدبینی‌ها خودش را به عنوان یکی از بهترین مهاجمان باشگاه به تاریخ سنجاق کرد.

۲۴    
آی اسپورت
2019-06-29 01:27:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر