فهرست
یادداشت: داربیِ منچستر و الماس‌های ابدی
یادداشت: داربیِ منچستر و الماس‌های ابدی

یادداشت: داربیِ منچستر و الماس‌های ابدی

اندی میتن
 
غول‌هایِ منچستری، با مربیانِ جدیدشان، 12 ساعت مسافت را سوار بر هواپیما طی کردند تا برایِ اولین بار در تاریخِ 140 سال رقابتشان، خارج از انگلیس مقابلِ هم قرار بگیرند. با اینکه هر دو مربی ترجیح می‌دادند بازیکنانشان در منچستر باشند و رویِ زمینِ چمنِ خودشان تمرین کنند (مورینیو برایِ تمرینِ آخرِ یونایتد از کیفیتِ چمنِ استادیومِ آشیانه‌یِ پرنده انتقاد کرده بود)، اما هر دو به اهمیتِ اقتصادی چنین تورها و بازی‌هایی هم واقف هستند.
 
این تنها یک بازیِ دوستانه بود. با این حال‌ها تمامِ نگاه‌ها به جدالِ مورینیو و گواردیولا بود. برایِ همین بود که این سوال، که مورینیو را گیج کرده بود، مطرح شد: «آیا با گواردیولا دست میدید؟» و پاسخِ مورینیو: «برایِ توصیفِ این سوال و جوابِ درست باید از کلماتی بی‌ادبانه استفاده کنم. معلومه که با هم دست میدیم. چرا دست ندیم؟! اصلا نمیفهمم چرا این سوال را از ما میپرسید. ما سه سال در بارسلونا کنارِ هم کار کردیم و بعد در باشگاه‌هایِ دیگر رقیبِ هم بودیم. ما رابطه‌ای نرمال و حرفه‌ای با هم داریم. معلومه که دست میدیم. من اصلا دلیلِ مطرح کردنِ چنین سوالی را نمیفهمم.»
 
دو تیم در آینده در شرایطی با فشارِ بسیار بیشتر به جنگِ هم خواهند رفت، اما بازیِ امروز هم قرار بود در استادیومی با 80 هزار تماشاگر، استادیومی که برایِ المپیکِ 2008 ساخته شد و یک شاهکارِ معماریِ مدرن به حساب می‌آید، برگزار شود. منچستر و پکن شهرهایی بودند که برایِ میزبانیِ المپیکِ 2000 با سیدنی رقابت کردند و در نهایت به ترتیب سوم و دوم شدند و موفق به کسبِ میزبانی نشدند. اما همین سومی هم برایِ منچستر دست‌آوردِ کمی نبود، متروپولیسی که تنها 2.5 میلیون نفر جمعیت دارد، مقابلِ پکن با نزدیکِ 25 میلیون نفر. به هر حال منچستر همیشه در زمینه‌هایِ فرهنگی، موسیقی و به خصوص فوتبال فراتر از موقعیتِ جغرافیایی‌اش بوده است.
 
منچستر بعد از دو بار تلاش هرگز موفق به کسبِ میزبانیِ المپیک نشد، اما پکن سالِ 2008 بالاخره به هدفش رسید، درست سالی که منچستر سیتی با پولِ نفتِ اماراتِ متحده‌یِ عربی خریده شد. این تغییرِ مالکیت شرایطِ باشگاهی که معروف بود به اشتباهاتِ بزرگ، تا حدی که اسمِ کتابی درباره‌اش "جامهایی برایِ آن‌ها که گند می‌زنند" بود، به کلی عوض شد. با سرمایه‌گذاریِ مالکینِ جدید سیتی بعد از دهه‌یِ 70 بالاخره جام برد و خودش را به سطحِ اولِ فوتبالِ انگلیس رساند.
 
سیتی سالِ 2011 با شکست دادنِ یونایتد در نیمه نهاییِ اف.ای کاپ به فینال رسید و اولین افتخارش از سالِ 1976 بدین سو را به دست آورد. یک سال بعد سیتی برایِ اولین بار از 1968 بدین سو، وقتی منچستری‌ها بهترین باشگاه‌هایِ انگلیس اروپا بودند، لیگ را فتح کرد. گلِ ثانیه‌هایِ پایانیِ سرخیو آگوئرو که قهرمانی را از یونایتد گرفت و به سیتی هدیه داد، برایِ خیلی از سیتیزن‌ها بهترین لحظه‌یِ هودارای‌شان است.
 
جدا از موفقیت درونِ زمین، سیتی در مدلِ اقتصادی‌اش هم از یونایتد پیروی کرده است، با برگزاریِ تورهایِ بین‌المللی و پیدا کردنِ اسپانسرهایِ مختلف، که البته بیشترشان در همان ابوظبی هستند. سیتی حالا یک زمینِ تمرینِ فوق‌العاده دارد که کنارِ استادیومِ اصلی‌شان ساخته شده است. حتی شورایِ شهر هم از این ورودِ سرمایه به منچستر به شدت استقبال می‌کند.
 
اما نکته‌یِ مثبت برایِ سیتیزن‌ها این بود که مالکینِ جدیدشان، برعکسِ گلیزرها که بعد از خریدِ باشگاه در سالِ 2005 میلیون‌ها و میلیون‌ها بدهی برایش به جا گذاشتند، مدام در حال تزریقِ سرمایه به تیم هستند. شانسِ یونایتد فقط اینجا بود که سر الکس فرگوسن را داشت که به جام بردن ادامه داد و طرحِ اقتصادی‌ای که به نظر محکوم به شکست بود را نجات داد.
 
یونایتد شاید در سال‌هایِ اخیر در زمین از رقیبش عقب افتاده باشد، اما از منظرِ اقتصادی هنوز یک غول به حساب می‌آید و اسپانسرهایِ بزرگی مثلِ AON و شورولت دارد. یونایتد در این راه از عاملِ مهمی هم بهره می‌برد: «باشکوه‌ترین داستانِ فوتبالی که تا به حال روایت شده است»، داستانِ افتخار، فاجعه، بازگشت و بلند شدن و دوباره افتخار.
 
«کارِ ما فروشِ این الماس‌هاست،» اد وودوارد سالِ 2013 این را به من گفت. «ما این الماس‌ها را درست نمیکنیم. این الماس‌ها را تاریخِ 135 ساله‌یِ باشگاه و بازیکنانش درست کرده‌اند. ما فقط نظامی برایِ فروششان درست می‌کنیم. وقتی ازم می‌پرسن چطور باید از منچستر یونایتد الگو برداری کنیم جواب میدم باید به 135 سال برگردید و از کمپانیِ راه‌آهنِ لنکشر و یورکشر بپرسید، باید از تیمِ نیوتون هیت بپرسید. نه شما نمیتونید الگویِ منچستر یونایتد را تکرار کنید.»
 
در سیتی بازیکنان برایِ این بازی می‌کنند که بالاترین حقوق بهشان پیشنهاد شده است. وقتی تیم نتیجه می‌گیرد اوضاع خوب است، اما به محض شکست و نتیجه نگرفتن، جوِ رختکن به هم می‌ریزد. سیتی سرمایه‌گذاریِ خیلی زیادی رویِ آکادمی‌اش کرده، اما هرگز به اندازه‌یِ یونایتد از جوانانش در ترکیبِ تیمِ اصلی استفاده نمی‌کند. اما آن‌ها حالا امیدوارند با آمدنِ پپ گواردیولا نه تنها به موفقیت برسند، بلکه تصویرِ او را هم که با فوتبالی زیبا شناخته می‌شود رویِ خودشان منعکس کنند.
 
من سیتی در حالِ رشدی سریع است. سیتی سالِ 2015 ظرفیتِ استادیومش را به 54 هزار نفر افزایش داد، عددی که به زودی قرار است به 60 هزار برسد، اگر فروشِ بلیط‌ها برایِ بازی‌هایِ داخلی همینطور پیش برود. سیتی البته هنوز برایِ پر کردنِ استادیومش در چمپیونز لیگ مشکل دارد، اما فصل پیش موفق شد به رکوردِ 50 هزار نفر در یک بازی برسد و بینِ 10 تیمِ پرطرفدارِ جهانِ فوتبال قرار بگیرد.
 
اما همه‌یِ هودارانِ سیتی هم تازه به این تیم علاقه‌مند نشده‌اند. در پروازم به شانگهای، مسئولِ پرواز با انگلیسی‌ای خوب دلیلِ این سفر را ازم پرسید.
 
«برایِ تماشایِ بازیِ منچستر یونایتد.»
 
«من طرفدارِ منچستر سیتی هستم.»
 
«چرا؟»
 
«به خاطرِ سان جیهای، بازیکنِ چینی‌ای که قبل از اینکه پولدار بشن اونجا بازی میکرد.»
 
 
     
آی اسپورت
2016-07-25 11:21:02
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر