فهرست

یادداشت: هفت سوال برای هفت تیم

مایکل کاکس
 
 
رویکرد هجومی منچستر سیتی؟
 
پپ گواردیولا در بارسلونا فلسفه‌یِ فوتبال بر اساسِ مالکیتِ بالایِ توپ را به اوج خودش رساند. اما رویکردِ هجومیِ او در بایرن مونیخ تا حدِ زیادی تغییر کرد و رو به فوتبالِ مستقیم، با استفاده از وینگرهایِ سریع و تکنیکی و استفاده از حداقل یک مهاجمِ کلاسیک گذاشت.
 
گواردیولا در تیمِ جدیدش، منچستر سیتی، جدا از پاسورِ درجه یکی مثلِ داوید سیلوا بازیکنانِ سریع و تکنیکیِ زیادی دارد. سرخیو آگوئرو سریع‌ترین مهاجمِ سیتی است و کوین دبروینه بهترین شماره‌یِ 10 ضدحمله‌ایِ کلِ لیگ. در کناره‌ها هم رحیم استرلینگ و لیروی سانه سرعتِ بالایی به تیمشان می‌بخشند، بعدی که تنها نقطه‌یِ قدرتِ خسوس ناواس هم هست.
 
بدین ترتیب و با توجه به اینکه گواردیولا در سیتی هافبک‌هایِ بازیسازِ عقبِ زمینی در حدِ ژاوی و ژابی آلونسو ندارد، منطقی است اگر فکر کنیم فوتبالِ این تیم در دورانِ جدیدش رویکردی مستقیم‌تر و ضدحمله‌ای‌تر خواهد داشت.
 
 
سیستم منچستر یونایتد؟
 
اگر بازی مقابلِ لستر سیتی را ملاک قرار بدهیم مورینیو قرار است منچستر یونایتد را با ترکیبِ اولیه‌یِ 1-3-2-4 بچیند، ترکیبی که البته مناسبِ پل پوگبا، گرانقیمت‌ترین بازیکنِ تاریخ نیست. پوگبا هافکبی باکس-تو-باکس است که نیاز به آزادی و فضا برایِ حرکت به سویِ دروازه‌یِ حریفان دارد. پوگبا این فرصت را در سیستمِ 2-5-3 یوونتوس به دست آورد و نهایتِ استفاده از دینامیسمِ بالا و شوت‌هایِ از راهِ دورش کرد. اما در یورو 2016 دیدیم وقتی دیدیه دشان او را به عنوانِ یکی از دو هافبکِ دفاعی در سیستمِ 1-3-2-4 قرار داد چقدر اثرش کمتر شد.
 
از این منظر سیستمِ 3-3-4 برایِ یونایتد بهترین گزینه به نظر می‌رسد، سیستمی که برایِ زلاتان ایبراهیموویچ هم به عنوان مهاجمِ قدرتمندی که دوست دارد به عقب حرکت کند و برایِ بال‌هایِ سرعتی‌اش ، مثلِ آنتونی مارسیال، موقعیتِ گل ایجاد کند، مناسب است. هنریک مخیتاریان هم به اندازه‌یِ کافی باهوش است که خودش را با هر سیستمی وفق بدهد. یونایتد هافبک‌هایِ میانیِ کارآمدی هم برایِ بازیِ 3-3-4 دارد.
 
اما تنها بازیکنی که در این سیستم جا نمی‌گیرد وین رونی است. مورینیو گفته رونی در تیمِ او در خطِ میانی بازی نخواهد کرد. پس آیا او آزادیِ عملِ پوگبا برایِ جا دادنِ رونی در ترکیبِ اصلیِ یونایتد را خواهد گرفت؟ بعید است.
 
 
تدام فوتبال پرفشار تاتنهام؟
 
لغزشِ تاتنهام در چهار هفته‌یِ آخر و گرفتنِ تنها دو امتیاز نشان خستگیِ بازیکنانش بعد از یک فصلِ طولانی بود، نه صرفا ذهنیتِ ضعیف و کم آوردن زیرِ فشار. سازماندهیِ بدونِ توپِ تاتنهام فصلِ پیش عالی بود. پرسِ شدیدِ تیمِ موریسیو پوچتینو فقط با سرعت دنبالِ توپ دویدن نبود، بلکه با خطِ دفاعیِ بالا، پر کردنِ فضاهایِ خالیِ خطِ میانی و مجبور کردن بازیکنِ صاحبِ توپ به گوشه رفتن و ایزوله شدن و در نهایت پرسی سریع و پرفشار، گرفتنِ توپ و حمله‌ای مستقیم بود. آمار بالایِ تاتنهام در شوت به دروازه و شوت درونِ چهارچوب نشان از این سبک بازی داشت.
 
این نوع فوتبال بسیار انرژی‌گیر است و دلیلِ اصلیِ خستگیِ بازیکنانِ تاتنهام در مقطعِ پایانیِ فصل شد. حالا این فصل پوچتینو اسکوادِ بهتری دارد و با استفاده از ویکتور وانایاما و وینسنت یانسن برایِ پوشش پست‌هایِ کلیدی شاید بتواند جوری از بازیکنانش بازی بگیرد و به موقع بهشان استراحت بدهد که تیمش تا هفته‌یِ آخر توانِ فیزیکی‌اش حفظ کند.
 
 
ایجاد تعادل در خط میانی لیورپول؟
 
خریدهایِ این تابستانِ لیورل مثبت بوده است. سادیو مانه‌یِ سرعتی و تکنیکی در خطِ حمله به روبرتو فرمینو، دنیل استوریج، دیووک اوریگی و دنی اینگز اضافه شده و جورجینیو واینالدومِ دونده و پرتلاش در خطِ میانی به جیمز میلنر و جوردن هندرسون پیوسته است. فیلیپه کوتینیو هم قرار است تمامِ این خطوط را به هم وصل کند. اما مشکلِ بزرگِ یورگن کلوپ در عمقِ خطِ میانی‌اش است. امره چان با تمامِ توانایی‌هایش به صورتِ طبیعی یک هافبکِ دفاعی نیست، مارکو گروجیچ با استعداد، اما بی‌تجربه در لیگِ برتر و لوکاس لیوا به فکرِ ترکِ تیم است.
 
کلوپ در دورتموند هافبک‌هایِ دفاعیِ باهوش‌تر و وظیفه‌شناس‌تری، از جمله ایلکای گوندوگان و اسون بندر داشت. بدین ترتیب اگر گگن‌پرسینگِ لیورپول درست انجام نشود، خطِ دفاعیِ این تیم که در هفته‌یِ اول ممکن است بازیکنانِ جدیدش، رگنار کلاوان و جوئل ماتیپ را در ترکیبِ اصلی‌اش ببیند، با مشکلاتِ زیادی مواجه خواهد شد.
 
 
پیشرفت تاکتیکی آرسنال؟
 
فعالیتِ کمِ آرسنال در ترنسفرهایِ تابستانی را فراموش کنید، اسکوادِ آرسنال به اندازه‌یِ کافی عمق دارد و در حالِ حاضر برایِ پوششِ مصدومین نیازِ حیاتی‌اش یک مدافعِ مرکزی است. شاید این توصیفی و تحلیلی ساده باشد، اما آرسنال فصلِ به خاطرِ داشتن بازیکنانی بهتر از رقبایِ سنتی‌اش بالاتر قرار گرفت و به دلیلِ ضعفِ سازماندهی بود که از لستر سیتی و تاتنهام در کورسِ قهرمانی عقب افتاد.
 
آرسنال وقتی توپ دارد تیمی بسیار جذاب است و در حرکاتِ ترکیبی هیچ تیمی در لیگ به پایش نمی‌رسد. مشکل جایی پدید می‌آید که شاگردانِ آرسن ونگر دنبالِ پس گرفتنِ توپ هستند، جایی که ایده‌یِ درستی برایِ حرکت به عنوانِ یک تیم ندارند و بیشتر تکی پرس می‌کنند. آرسنال نه دفاعِ چسبیده به هم و کم‌عمقِ لستر را دارد و نه پرسِ شدیدِ تاتنهام را.
 
گرانیت ژاکا خریدِ خوبی است که تواناییِ توپ‌گیری‌اش می‌تواند به خطِ میانیِ آرسنال کمک کند. اما این بازیکنِ جدید باید به پیشرفتِ تیمیِ آرسنال سرعت بدهد. با آمدنِ گواردیولا و آنتونیو کونته به انگلیس، سطحِ سازماندهیِ تیم‌هایِ لیگ بالاتر می‌رود و برایِ همین ونگر هم باید با این موج حرکت کند.
 
 
قدرت کونته برای تغییر چلسی؟
 
وقتی کونته به چلسی آمد قصد داشت سیستمِ اصلیِ 2-4-4 (که به 4-2-4 تغییر می‌کرد) را برایِ تیمش انتخاب کند، سیستمی که البته مناسبِ بازیِ ادن آزارد، سسک فابرگاس و حتی دیگو کاستا که بیشتر دوست دارد نقشِ مهاجمِ تک را بازی کند، نبود. اما بعد از تغییراتِ زیادی که در بازی‌هایِ پیش‌فصل داشت، حالا به نظر می‌رسد کونته تصمیم گرفته به 3-3-4 روی بیاورد. این سیستم برایِ چلسی مناسب‌تر به نظر می‌رسد. یک مهاجمِ مرکزیِ فیزیکی، بال‌هایِ هجومی و خطِ میانیِ سه نفره‌ای پر انرژی.
 
در حالیکه کونته می‌تواند با 3-3-4 در چلسی موفق باشد، اما کمی ناامیدکننده است اگر او به سیستمی بازگردد که آبی‌هایِ لندن یک دهه‌یِ پیش بازی می‌کردند. در سال‌هایی اخیر به جز مقطعی که خوان ماتا در اوج بود، چلسی تیمی بوده که با دوندگی و قدرت و برتریِ فیزیکیِ خودش حریفان را شکست داده، نه با خلاقیت و ظرافت.
 
کونته مربی‌ای است که می‌تواند این رویکرد را تغییر دهد، مربی‌ای که از خلاقیتِ آندره‌آ پیرلو در یونتووس بهترین استفاده را برد و خطِ میانیِ فوق‌العاده تکنیکی‌ای ساخت. اما با توجه به شکست خوردنِ آندر ویاش-بواش و لوئیز فلیپه اسکولاری برایِ تغییرِ سبکِ بازیِ چلسی، شاید رویکردِ کونته حداقل فعلا منطقی و نتیجه‌دار باشد.
 
 
نوع مقابله‌ی لستر سیتی با تیم‌های دفاعی
 
یکی از عواملِ مهم در قهرمانیِ شگفت‌انگیزِ لستر دست کم گرفته شدنشان توسطِ حریفان بود. تیم‌هایی که مقابلِ لستر بازی می‌کردند با تمامِ قدرت دست به حمله می‌زدند و خطِ دفاعی‌شان را خالی می‌کردند و فرصت را به جیمی واردی و ریاض محرز برایِ استفاده از سرعتشان می‌دادند. لستر در شروع لیگ با استفاده از این عامل ریتم و باور به خودِ بالایی پیدا کرد و در ادامه با پیدا کردنِ راه‌هایِ دیگری برایِ گل زدن، از جمله ارسال‌ها، ضرباتِ آزاد و لحظاتِ جادویی از بازیکنانش، با موفقیت خطِ پایان را پشتِ سر گذاشت. اما تکرارِ این کار در فصلِ جدید کار بسیار سختی است.
 
خریدهایِ تابستانیِ لستر نشان می‌دهند که کلودیو رانیری با همان رویکردِ فصلِ پیش تیمش را به زمین خواهد فرستاد. احمد موسا مهاجمی فوق‌العاده سریع و تکنیکی و مناسب برایِ بازیِ مستقیم است و احتمالا در خطِ حمله کنارِ جیمی واردی قرار خواهد گرفت. نامپالیس مندی هم گزینه‌ای بسیار خوب برایِ پر کردنِ جایِ خالیِ انگولو کانته است.
 
لستر در فصلِ جدید فکرِی برایِ طرحِ دومی (Plan B) بهتر از لئوناردو اوژوا و یا خریدنِ یک هافبکِ میانیِ خلاق برایِ نفوذ به خطوطِ دفاعیِ فشرده‌یِ حریفان ندارد. با این حال شاید این فصل نوعِ بازیِ مستقیم و ضدحمله‌ایِ مردانِ رانیری در چمپیونز لیگ که رقبایشان بیشتر توپ خواهند داشت، کمکِ بیشتری بهشان بکند.
 
 
     
آی اسپورت
2016-08-12 13:52:15
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر