فهرست

یادداشت: تعالی ایده‌های رادیکال پپ

ژاوی هرناندز
 
وقتی پپ گواردیولا را به عنوانِ مربیِ بارسلونا اعلام کردند با خودم گفتم: «خدایِ من! چه شود! ما قراره پرواز کنیم!» من پپ را می‌شناختنم و می‌دانستم چجور آدمی هست. پپ "پسادو" است. یعنی سنگین و فشرده کار می‌کند. او آدمی کمال‌گرا و وسواسی است، آدمی که آنقدر یک کار را تکرار می‌کند تا جوری که دوست دارد انجام شود. پپ می‌توانست یک موزیسین یا یک روانکاوِ خوب باشد. اما فوتبال عشقِ او بود.
 
گواردیولا بسیار دقیق است و تمرکزِ زیادی رویِ ریزترین جزییات دارد. حتی وقتی بازیکن بود هم همه چیز را کنترل می‌کرد و تمام طرح و برنامه‌هایش را در ذهنش داشت. او عاشقِ فوتبال و عاشقِ نوعی خاص از فوتبال بازی کردن است. پپ از اینکه توپ را از دست بدهد متنفر بود، حتی وقتی بازیکن بود. همه‌یِ ما که در بارسلونا بزرگ شده‌ایم الگویی مشخص برایِ چطور بازی کردن داریم، الگویی که یوهان کرویف به باشگاه آورد. پپ از همه بیشتر به این الگو وفادار است. پپ آدمی اصالت‌گرا و رادیکال است.
 
اما صرفِ داشتنِ این الگوها و آرمان‌ها کافی نیست و باید تواناییِ انتقالشان را هم داشته باشی. مربی‌هایِ دیگری هم هستند که چنین باور‌هایی دارند اما در انتقالشان ضعیف هستند. پپ کاراکتر و قدرتِ رهبری داشت، چیزی که در آن زمان بهش احتیاج داشتیم. او انتظار فوق‌العاده بالایی از خودش دارد، رویکردی که به بازیکنان هم منتقل می‌شود. او دیدی دارد که به بازیکنانش هم می‌بخشد. فقط صرفِ اینکه او پپ گواردیولاست باعث می‌شد بازیکنان به حرفش گوش بدهند. تقریبا مثلِ وضعیتِ زین‌الدین زیدان در رئال مادرید. او در فوتبال همه چیز بوده و شده و برایِ همین با خودش احترام می‌آورد. این احترام به پپ همینطور رشد هم کرده است. اگر نگوییم او بهترین مربیِ دنیاست، قطعا یکی از بهترین‌هاست.
 
من هیچوقت با کارلو آنچلوتی یا ژوزه مورینیو کار نکردم، اما گواردیولا و لوئیس آراگونس بدونِ شک بیشترین تاثیر را رویِ من داشتند. رویکردِ پپ خارج از بارسلونا هم قابلِ اجرا است. او در مونیخ این را ثابت کرد و تیمش فوتبالی بسیار خوب بازی می‌کرد، فوتبالی که پپ می‌خواست. درسته که بایرن مونیخ به خاطر اینکه برخی نکاتِ ریز جوری که باید اتفاق نیفتاد، چمپیونز لیگ نبرد، اما در رقابت‌هایِ دیگر همینطور پشتِ سرِ هم می‌بردند. پپ تاثیرِ خودش را رویِ بایرن گذاشت. وقتی من با خاوی مارتینز و تیاگو و دیگر بازیکنانِ بایرن حرف می‌زنم می‌گویند پپ با تمامِ مربی‌هایِ دیگر فرق دارد.
 
از پپ خیلی چیزها می‌شود یاد گرفت. پپ خیلی خوب مسائل را توضیح می‌دهد و فقط نمی‌گوید باید چه کار کنی، بلکه توضیح می‌دهد چرا باید این کار را اینجور انجام بدهی. پپ می‌گفت گاهی قبل از یک بازی ساعت‌ها خودش را در دفترش حبس می‌کرد و ویدئوهایِ حریف را تماشا می‌کرد تا بالاخره کلیدی که دنبالش بود را پیدا کند. اما وقتی به جلسه‌یِ فنی می‌آمد 10 دقیقه بیشتر حرف نمی‌زد. پپ انتظارِ زیادی از بازیکنانش دارد، اما هرگز با اطلاعاتِ زیاد آن‌ها بمباران نمی‌کند. ویدئوهایی که تماشا می‌کردیم تمرکزشان رویِ نکاتی خاص بود. ما هیچوقت سبکِ بازیمان را خیلی تغییر نمی‌دادیم و بیشترین چیزی که برایِ هر بازی آماده می‌کردیم چطور حمله کردن بود، اینکه از چه فضایی و چطور استفاده کنیم. فضا و زمان مهمترین عناصر هستند و ما با کنترلشان شانسِ حفظِ توپ و ایجادِ موقعیت را بالاتر می‌بردیم.
 
بعد از آنالیزِ این اطلاعات آن‌ها را در زمین تمرین می‌کردیم. اما پپ هیچوقت این جلسات را برایِ چند ساعت طول نمی‌داد. جلساتِ تمرینِ ما معمولا یک ساعت و ربع بود و بیشتر به تمرینی ذهنی شباهت داشت، به فکر کردن و درک کردن. در آخرین حرف‌هایِ قبل از بازی هم پپ خلاصه‌ای از تمامِ نکات را بهمان می‌گفت، از نکاتِ تاکتیکی و تکنیکی گرفته تا احساساتی و روحی روانی.
 
وقتی مربی‌ای ایده‌هایِ مشخص و واضحی دارد و در انتقالِ آن‌ها قوی است کارش خیلی راحت‌تر می‌شود. اگر قرار باشد یک نفر منچستر سیتی را تغییر بدهد، خودِ اوست. در ضمن اگر 10 سال پیش چنین اتفاقی می‌افتاد شاید من می‌گفتم: «نه بابا! خیلی سخته». اما فوتبالِ انگلیس رشدِ خوبی داشته و به اندازه‌یِ سابق مستقیم نیست. تازه مانوئل پیگرینی اینجا بوده و فران سوریانو و چیکی بگیرستین اینجا هستند. بنابراین پپ لازم نیست همه چیز را تغییر بدهد.
 
ایده‌یِ فوتبالی که سیتی در چند سالِ اخیر داشته شبیه به ایده‌یِ پپ است و این کار را برایش ساده‌تر می‌کند؛ بازی در زمینِ حریف، توپ داشتن، نقشِ اولِ بازی بودن. بارسلونا همیشه این هویتِ خودش را حفظ کرد، هویتی که نشانی از آن در سیتی دیده می‌شود. داوید سیلوا، سرخیو آگوئرو، کوین دبروینه و یایا توره همه بازیکنانی هستند که می‌توانستند برایِ بارسلونا بازی کنند. به علاوه پپ بازیکنانِ جدیدی به تیم می‌آورد که به سبکِ او بخورند و همه چیز را با هم جور می‌کند.
 
پپ هیچ مشکلی در برخورد با بازیکنانی که در چهارچوبِ کاریش جا نگیرند ندارد. او خیلی رک و رو راست است. اگر خوب تمرین نکنی، بازی نمی‌کنی. پپ هیچ مشکلی هم با بیرون گذاشتن ستاره‌ها و استفاده از بازیکنانِ جوان و ناشناخته ندارد. او این کار را با پدرو و سرخیو بوسکتس در بارسلونا کرد، بازیکنانی که فقط در دسته‌یِ سوم بازی کرده بودند خیلی زود به بازیکنانِ اصلیِ تیم بدل شدند.
 
خودِ پپ هم در این سال‌ها پیشرفت و کرده و تجربه‌یِ بیشتری به دست آورده است. او همیشه دنبالِ پیدا کردنِ راه حل‌هایی جدید است. پپ در بایرن تغییراتِ تاکتیکی هم داشت. مثلا بردنِ فول‌بک‌ها به وسطِ زمین برایِ باز کردنِ فضایِ وینگرها. ما هیچوقت در بارسلونا چنین کاری نکردیم. هوش یعنی قدرتِ تطبیق با شرایط، چیزی که پپ دارد. پپ می‌تواند با هر جور فوتبالی خودش را تطبیق بدهد و هر جا موفق باشد. از این قضیه مطمئنم.
 
این تطبیق دادن، تغییراتی درون الگویِ خودش است، نه یک فلسفه‌یِ جدید. پپ یک بار گفت اگر می‌شد با 11 هافبک بازی می‌کرد و 100 درصد مالکیت توپ را حفظ می‌کرد. او شاید تغییر می‌کند... شاید هم حتی رادیکال‌تر شود. اگر به چیزی باور داشته باشی باید دنبالش کنی. برایِ ما که با این آرمان‌ها و الگوها بزرگ شدیم، این فلسفه‌یِ بازی مثلِ یک مذهب است. پپ هم یک اصالت‌گرا است. پس چرا باید تغییر کند وقتی با این الگو تا این حد موفق بوده است؟ نه، به نظرِ من پپ دنبال تکامل و تعالیِ الگویش است.
 
 
 
 
     
آی اسپورت
2016-08-13 09:29:28
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر