فهرست

نگاه ویژه: زنگ خطری که در استانبول نشنیدیم

1. هنوز نابغه کشتی نبود که با یک جفت کتونی سفید و یک شلوار مشکی بگی آمد نشست رو به رویم برای گفتگو؛ 15 - 16 ساله. بی غل و غش، صاف و ساده و دوست داشتنی. پسر مو طلایی تمام مدت مصاحبه لبخند به لب داشت و دوست داشت دستهایش را توی جیبهای آن سوئیشرت قرمز رنگ کلاه دارش نگه دارد و با پاهایش با صندلی بازی بازی کند و و آرام و جویده جویده حرف بزند. مصاحبه که تمام شد مرتضا قدیمی بردش بالا پشت بام دفتر و از او خواست پشتک بزند. با جسارت و با همان لبخند از لبه پشت بام پشتک زد و مرتضا ثبتش کرد. ای کاش مرتضا فایل آن عکس ها را داشته باشد.

2. دیشب که شجاعانه روی خاک کشتی گیر قزاق رو کرد و 6 امتیاز گرفت، هنوز جسور بود. حتی همان وقت که قصد کرد کمر قزاق را بگیرد و بکوباند به تشک، اما نمی دانم چه شد که شانه های خودش چهار میخ شد، باز هم جسور بود. سوریان هیچ از جسارت کم نداشت. مشکل جای دیگر بود. مشکل از چشمها و گوشهای نابغه بود. نه درست می دید و نه درست می شنید.

3. سوریان پیش از استانبول چند بار تلاش کرده بود سهمیه بگیرد و نشده بود. زنگ خطر برای نابغه به صدا در آمده بود، اما گوشهایش زنگ نخورد. بدن نمی کشد. کشتی ورزش سخت و سنگینی است و وزن کم کردن های بیشمار دارد. بدن کشتی گیر 31 ساله بعد از کیلوها کم کردن می کشد؟ تا پیش از استانبول زنگ خطر به صدا درآمد که نمی کشد. اما استانبول راه را باز کرد تا نابغه بالاخره سهمیه بگیرد. کشتی های کوتاه مدت نابغه در استانبول ( هر دو کشتی با نتیجه ضربه فنی به سود سوریان تمام شده و هیچ کدام 6 دقیقه ای نشده ) باز هم چشم و گوش او و دور و بری هایش را بست. آنها صدای زنگ خطر را نشنیده گرفتند و چشمانشان را بر بدن بی طاقت نابغه بستند.

4. می دانید قهرمانها دستمال کاغذی نیستند. ارزش دارند. زحمت کشیده اند و ذره ذره اعتبار و افتخار جمع کرده اند. می دانید آنها نباید خسته و ذله از اعتبارشان دست بکشند. آنها باید با شکوه خداحافظی کنند. نه اینکه جسمشان چهار میخ شود به تشک. ای کاش درباره هیچ کدامشان آن جوک معروف اصفهانی را که شلوار هیچ گاه از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل و به عنوان قاب دستمال و دستگیره استفاده می شود، اجرا نکنیم. ای کاش خودشان هم به درک و شناختی برسند که زنگ خطرها را زود تر از دیگران بشنوند.

سحر طلوعی
  ۵  
آی اسپورت
2016-08-15 14:51:43
نظر دهید
۵ نظر
-
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۵:۱۰
خانم طلوعی کارشناس کشتی هم هستند و خبر نداشتیم.
شاهرخ
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۵:۴۵
به این خانم طلوعی بگو قهرمانی که با شکست کوچیک بشینه خونه اش هم دیگه قهرمان نیست. اونه که بلده بجنگه و باید بجنگه با دست خالی هم می جنگه.
برزو
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۶:۲۳
سوریان چند هفته پیش ادعا کرده بود طی 45 روز 20 کیلو وزن کم کرده. اصلا چرا یه ورزشکار حرفه ای اینقدر باید اضافه وزن پیدا کنه که مجبور بشه در عرض 45 روز 20 کیلو کم کنه!؟ // سوریان دیگه بهتره بره همون شورای شهر. الان هم که رفت المپیک و قراره با دوتا باخت که یکیش هم ضربه فنی بوده برگرده حق به جوان باانگیزه رو ضایع کرد./ قهرمان های کاغذی و پوشالی، مدعی و مغرور، نابینا و ناشنوا، ورزشکاران سیاسی زده ی شورای شهری و ضربه فنی شده ی المپیکی
-
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۹:۴۷
اگه سوریان مشکل بدنی پیدا نمیکرد هیچ حریفی توانایی رویایی با او رو نداشت
حیف و صد حیف
محمد
سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۲
موندم به بعضیا چی باید بگم نشستن پشت گوشی تایپ کردن در مورد ورزشکاری که نابغست خیلی سادست اره تو ایران فقط کسی که قهرمان باشه اقایی که اومدی نقد مینویسی چیکار کردی برای ایران فقط بلدی کامنت بزاری کار دیگه هم بلدی بکنی متاسفم براتون متاسفم که یک ایرانیم
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر