فهرست

بازگشت شور و هیجان به استمفورد بریج

آنتونیو کونته از نتیجه‌یِ اولین بازی‌اش در لیگِ برتر خوشحال است، و منطقی است که تا حدِ زیادی از نمایشِ تیمش هم راضی باشد. چلسی با اینکه خلاقیتِ لازم در میانه‌یِ زمین را نداشت و موقعیت‌هایِ صد در صدِ گلِ کمی ایجاد کرد، اما ساختارِ درستی داشت و در بیشترِ دقایق کنترلِ بازی را در اختیار داشت.
 
کونته که شهرتش بازی با سیستمِ 2-5-3 است، در ابتدایِ حضورش در چلسی قصد داشت با سیستمِ 4-2-4 که آن را نقطه‌یِ قوتِ خودش می‌داند بازی کند. اما مقابلِ وستهام کونته از سیستمِ 3-3-4 استفاده کرد، سیستمی که چلسی از سالِ 2004 بدین سو، بعد از ورودِ ژوزه مورینیو، در مقاطعِ مختلفی بازی کرده است. حتی با اینکه انگولو کانته بازیکنِ جدیدِ چلسی بود، قرار گرفتنش در پستِ کلود ماکله‌له کاملا طبیعی به نظر می‌رسید.
 
همانطور که اسلاون بیلیچ بعد از بازی بهش اشاره کرد، چلسی در این بازی ساختارِ مستحکمی در میانه‌یِ زمین داشت. مهمترین خبرِ بازی هم نیم ساعت قبل از شروعش منتشر شد: سسک فابرگاس جایی در ترکیبِ 11 نفره نداشت. بازیِ فابرگاس که بر مبنایِ مدام به سمتِ دروازه‌یِ حریف هجوم بردن است استفاده از او را برایِ مربیانی که به نظمِ تاکتیکی خیلی اهمیت می‌دهند سخت می‌کند. تنها 10 دقیقه از نیمه‌یِ اول که گذشت و بازی در مرکزِ زمین جا افتاد، مشخص شد تصمیمِ کونته به چه دلیل بوده است.
 
دو هافبکِ میانیِ چلسی در این بازی، نمانیا ماتیچ و اسکار بودند که کمتر به سویِ دروازه‌یِ حریف حمله می‌کردند و در مقاطعِ زیادی با عرض گرفتنِ زیاد پوششِ لازم برایِ نفوذِ دو فول‌بک، سزار آزپلیکوئتا و برانیسلاو ایوانوویچ را ایجاد می‌کردند. در این شرایط بود که سیستمِ چلسی شبیه به 5-3-2 می‌شد، سیستمی که چندان با کاری که پپ گواردیولا می‌کند تفاوت ندارد، البته با بازیکنانی با خصوصیاتِ کاملا متفاوت و در پست‌هایی متفاوت.
 
کانته که در همان دقیقه‌یِ سه به خاطرِ خطایش رویِ اندی کارول کارتِ زرد گرفت (نکته‌ای که با در نظر گرفتن فقط دو کارتِ زردش در کلِ فصلِ قبل عجیب بود) نقشِ خودش را به عنوانِ محافظ فضایِ مقابلِ خطِ دفاعی به خوبی انجام داد و در نیمه‌یِ دوم در فاصله‌یِ یک دقیقه دو تکلِ موفق رویِ پایِ کارول زد که باعث تشویقِ شدیدِ تماشاگران شد. خودِ کونته تقریبا کلِ بازی را کنارِ خط سپری کرد و مدام سر مدافعین‌اش فریاد زد: «بالا!» کونته از جان تری و گری کیهیل می‌خواست وقتی چلسی توپ دارد بالاتر بیایند و با عمقِ کمتر دفاع کنند تا کارول را تا جایِ ممکن از دروازه‌شان دور کنند.
 
بازیِ چلسی در بعدِ هجومی بیشتر متکی بر پاس به کناره‌ها بود. کانته توپ را خیلی خوب تقسیم می‎کرد و وینگرهایِ تیم هر دو در فرمی مناسب به نظر می‌رسیدند. ویلیان معمولا از سمتِ راست بیشتر به مرکز متمایل می‌شد تا با اسکار و دیگو کاستا همکاری کند. ادن آزارد اما بیشتر به خط نزدیک بود و با 9 دریبلِ موفق گوشه‌هایی از استعدادِ عالی‌اش که چلسی فصلِ پیش به شدت نبودش را احساس کرد، نشان داد. آزارد و کاستا در سمتِ راستِ دفاعِ وستهام، جایی که میکل آنتونیو نمی‌تواند نقشِ یک فول‌بکِ کامل را پیدا کند، فضاهایِ زیادی پیدا کردند. پنالتی هم که گلِ اول را برایِ چلسی به همراه داشت رویِ خطایِ ناشیانه‌یِ آنتونیو رویِ آزپلیکوئتا به دست آمد. آنتونیو پنج دقیقه‌یِ بعد از زمین خارج شد و جایش را به سام بایرام داد.
 
با این حال چلسی در مرکزِ زمین خلاقیتِ زیادی نداشت که نتیجه‌یِ طبیعیِ سیستم و بازیکنانِ موردِ استفاده‌یِ کونته بود. ماتیچ 18 ماه است که پاسورِ خوبی نبوده و اسکار هم با اینکه خیلی خوب بازیکنانِ وستهام را پرس می‌کرد و بیشترین تعدادِ تکل بینِ تمامِ بازیکنانِ در زمین را داشت (6) به اندازه‌یِ کافی خلاقیت در ایجاد موقعیت نشان داد.
 
حتی بعد از اینکه چلسی گلِ مساوی را خورد هم فابرگاس به بازی نرفت و پدرو در همان سیستم جانشینِ ویلیان شد و بعد هم با ورودِ میچی باتشوایی و ویکتور موزز به جایِ آزارد و اسکار، کونته تیمش را به 4-2-4 تغییر داد و نهایتا ازش نتیجه گرفت. گلِ دومِ چلسی رویِ کنترل یک پاسِ بلند توسطِ باتشوایی و رساندنش به کاستا به دست آمد، جایی که استمفورد بریج بعد از یک سال واقعا منفجر شد.
 
 
     
آی اسپورت
2016-08-17 12:43:45
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر