فهرست

یادداشت: مقدماتی جام جهانی فرصتی برای جبران گذشته

میگل دیلینی
 
 
دیدیه دشان
 
 مسئله‌یِ بزرگ برای فرانسه اینجاست که آنقدر برای یورو و موفقیتی که انتظارش را داشتند شور و شوق به پا کردند که دیگر سخت است به این زودی برای یک تورنمنت دیگر چنین کاری کنند. به خصوص اینکه فوتبال فرانسه در حال حاضر دچار خماری است، خماری‌ای به بدترین شکل که نه حاصل جشن و شادی، بلکه زاده‌یِ شکستی بزرگ است.
 
البته می‌توان از این تورنمنت ناموفق به عنوان انگیزه‌ای مضاعف برای پیشرفت و بلوغ تیم استفاده کرد. اما مگر قرار نبود تیم خنثیِ جام جهانی 2014 چنین نقشی داشته باشد؟ مشکل بزرگ دیگر خود دیدیه دشان است که تصمیمات اشتباه زیادی در جریان یورو گرفت و باعث نمایش‌های زیر استاندارد تیمش شد. مهمترین وظیفه‌یِ یک مربی بهترین استفاده بردن از بازیکنان و استعدادهایی که دارد است، اتفاقی که در مورد به خصوص پل پوگبا نیفتاد و طرح‌هایِ تاکتیکی دشان بازی او را تا حد زیادی خاموش کرد.
 
چالشی که مقابل دشان قرار دارد بر طرف کردن این اشتباهات و فرار از هدر دادن یک نسل طلایی است. این چالش سه‌شنبه شب با سفر به بلاروس شروع می‌شود.
 
سرخیو راموس
 
کل مسیر یورو 2016 برای اسپانیا در دقیقه‌یِ 72 بازی مقابل کرواسی تغییر کرد. تا این دقیقه اسپانیا خیلی خوب بازی می‌کرد و دوباره شبیه یک تیم قهرمان شده بود. اما وقتی سرخیو راموس در حالیکه نتیجه 1-1 بود به آندرس اینیستا گفت قصد دارد ضربه‌یِ پنالتی بحث‌ برانگیز را خودش بزند و بعد ضربه‌اش را از دست داد، جریان بازی عوض شد. اسپانیایی‌ها که تمرکزشان را از دست داده بودند در دقایق پایانی گل دوم را خوردند تا به نیمه‌یِ سخت جدول برای رسیدن به فینال بروند. جدا از این جابجایی، این شکست تاثیر منفیِ زیادی رویِ روحیه و اعتماد به نفس تیم و به خصوص خود راموس داشت که مقابل ایتالیا در جریان باخت 0-2 یکی از ضعیف‌ترین بازیکنان بود.
 
حذف شدن در دور یک هشتم نهایی باعث تغییر مربی اسپانیا، اتفاقی که از سال 2012 باید می‌افتاد شد و شاهد آمدن خولن لوپتگی به جای ویسنته دل بوسکه شد. لوپتگی حالا وظیفه‌یِ رهبری دوران گذار و وارد کردن نسلی جدید به لا روخا دارد. راموس همچنان در این نسل هم رهبری درون زمین را به عهده خواهد داشت، اما باید نمایشی به مراتب بهتر از یورو با مسئولیت‌پذیری بسیار بیشتری داشته باشد.
 
روبرتو مارتینز
 
بلژیک و مارتینز امیدوارند به هم پیوستنشان صرفا از روی اجبار و شکست‌های اخیر نبوده باشد. نسل طلایی بلژیک هنوز به جایی که باید نرسیده  و مارتینز هم هیچ پیشرفتی در مربیگریش در دو سال ناموفق اخیر در اورتون نداشته است. برای همین هر دو دنبال راهی جدیدی گشتند و همدیگر را پیدا کردند و امیدوارند نتایجی متفاوت هم بگیرند.
 
از منظری مارتینز و بلژیک می‌توانند این کمک را بهم بکنند. مارتینز همیشه تخصص در ساختن هجومی تیمش داشته، به خصوص وقتی چنین بازیکنان مستعدی را داشته. در نقطه‌یِ مقابل او در ساختن خطِ دفاعیش چندان موفق نبوده. اتفاقی نیست که بهترین فصل مارتینز با اورتون وقتی بود که از خطِ دفاعی‌ای که دیوید مویز ساخته بود استفاده کرد.
 
بلژیک در حال حاضر یکی از بهترین زوج‌های دفاعی لیگ برتر را با یان ورتونگن و توبی آلدروایرلد دارد، نکته‌ای که مارتینز می‌تواند بهره‌یِ زیادی ازش ببرد. وظیفه‌یِ اصلی او در بلژیک بالاتر بردن استفاده از قدرت هجومی ستاره‌هایش است که در گذشته، همیشه خیلی کمتر از پتانسیلشان برای تیم ملی بازی کرده‌اند.
 
هلند
 
راه هلند با توجه به فاجعه‌یِ صعود نکردن به یورو 2016 خیلی سر راست است. فوتبالی با فرهنگ و تاریخی غنی نباید دو تورنمنت پشت سر هم را از دست بدهد. اما کار شاگردان دنی بلیند در این راه چندان هم ساده نیست چون در گروهی به نسبت سخت، همراه با فرانسه قرار گرفته‌اند.
 
نکته‌یِ دیگر برای هلند نداشتن تجربه‌یِ لازم در تیم است. به غیر از مارتین استکلنبرگ و وزلی اشنایدر، باتجربه‌ترین بازیکن این هلند دیلی بلیند است با تنها 36 بازی ملی. این تیم نیاز به کسب تجربه و به دست آوردن ذهنیت برنده دارد، خیلی زود.
 
     
آی اسپورت
2016-09-04 11:04:02
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر