فهرست

یادداشت: تیته، طلای المپیک و قدمی به جلو

جاناتان ویلسون
 
با در نظر گرفتن تاریخ، خوشحالی برزیلی‌ها از کسب مدال طلای فوتبال المپیک قابل درک بود. اروگوئه و آرژانتین هر کدام دو بار قهرمان المپیک شده بودند، در حالیکه برزیل سه بار در فینال شکست خورده بود. برای همین بود که فردای فینال روزنامه‌یِ استادو د میناس تیتر یک زد: «بالاخره، قهرمان همه چیز.» این موردی بود که از مدت‌ها پیش باید تیک می‌خورد.
 
امید برزیلی‌ها به این است که قهرمانی المپیک بعد از دو کوپا امریکا و یک جام جهانی فاجعه‌بار اعتماد به نفس را به تیمشان بازگرداند و دوباره یادشان بیندازد چطور پیروز شوند. اولین چالش مربی جدید برزیل، تیته، هم بازی مقابل اکوادور در کیتو بود، جایی که پیروزی 0-3 برزیل اولین بردشان در تاریخ بازی‌هایی مقدماتی جام جهانی در این خاک را رقم زد.
 
اما اول از هر چیز باید با شک و تردید نسبت به این قهرمانی المپیک نگاه کنیم. نصف جهان هیچ اهمیتی برای فوتبال المپیک قائل نیستند و باشگاه‌ها هم از طرف فیفا مجبور نیستند بازیکنانشان را برای این تورنمنت آزاد کنند. کیفیت تیم‌ها همیشه تفاوت زیادی با هم دارند. البته برزیل حق داشت تیمی قوی به این دوره بفرستد، اما انتخاب نیمار برایِ آن، تورنمنتی که برای جوانان است، و کنار گذاشتنش از کوپا امریکا سنتناریو، که حذف برزیل در آن باعث اخراج دونگا شد (نه اینکه دونگا اصلا از اول هم باید انتخاب می‌شد)، مسخره است.
 
سه بازیکن بالای 23 سال آلمان در این تورنمنت برادران بندر و نیلز پیترسونِ فرایبورگ بودند، که هر سه فوتبالیست‌هایی خوب، اما غیر قابل مقایسه با نیمار هستند. این انتخاب تفاوت رویکرد دو تیم نسبت به المپیک را نشان می‌دهد. نکته‌یِ قابل توجه دیگر هم این است که بینِ بازیکنان آلمان برای بازی دوستانه مقابل فنلاند (خداحافظی باستین شواین‌اشتایگر) هشت بازیکن 23 ساله یا زیر 23 ساله در فهرست تیم بودند که هیچکدام به المپیک فرستاده نشدند.
 
اما برزیل واقعا در المپیک چه کار کرد؟ بعد از دو تساوی مقابل آفریقای جنوبی و عراق، برزیل دانمارک، کلمبیا و هندوراس را شکست داد و بعد در فینال در ضربات پنالتی آلمان را برد. بله، این پیروزی نشانه‌هایی نمادین مقابل تیمی که دو سال پیش در بلو هوریزونته 1-7 شکستتشان داده بود داشت، اما ایده‌یِ انتقام واقعا خنده‌دار است.
 
پیروزی آلمان لکه‌ایست که همیشه در تاریخ جام جهانی باقی خواهد ماند. در نقطه‌یِ مقابل پیروزی برزیل، اگر کسی اصلا متوجهش شده باشد، شش ماه دیگر فراموش می‌شود. از طرفی دیگر دانمارک و کلمبیا و هندوراس در بهترین شرایط تیم‌هایی هستند در حد دور گروهی جام جهانی، و پیروزی مقابلشان نمی‌تواند زیرساختی برای یک انقلاب به حساب بیاید.
 
تیم ویکری به این نکته اشاره کرده که برزیلی‌ها عشقی بیمارگونه به فوتبال ندارند، بلکه این عشق را نسبت به بردن دارند، و فوتبال جایی بوده که می‌توانستند ببرند. چنین روحیه‌ای باعث پدید آمدن موارد زیادی از صحنه‌های زشت شده است. مثلا تیم جوانان برزیل که در اوایل شروع قرن بیست و یکم در آخرین لحظه از رختکن بیرون می‌آمدند، فریاد جنگ می‌کشیدند و رویِ بازیکنان حریف تف می‌کردند. یا تماشاگران برزیل که آلمانی‌ها را قبل از نیمه نهاییِ جام جهانی 2014 هو کردند. حالا مسئله اینجاست مه مبادا قهرمانی المپیک، که اهمیت کمی دارد، این میل به پیروزی را ارضا کند.
 
نکته‌یِ بسیار مهمتر دیگر پروسه‌ایست که برزیل در آینده برای رسیدن دوباره به موفقیت و حفظ آن باید طی کند. تیته به نظر می‌رسد علاقه به ساختن تیمش بر مبنای تیم المپیک است، او هفت نفر از بازیکنان این تیم را به تیم ملی دعوت کرده، با اینکه البته رودریگو کایو به دلیل مصدومیت کنار رفت. و البته اهمیت دارد توجه کنیم او تیمش را حتی قبل از نیمه نهایی انتخاب کرده بود، پس این انتخاب صرفا واکنشی احساساتی به قهرمانیِ المپیک نبوده است.
 
حقیقت این است که تیته باید چهار سال پیش به عنوان مربی برزیل انتخاب می‌شد، وقتی فدراسیون فوتبال رو به لوئیز فلیپه اسکولاری آورد تا از تجربه‌یِ قهرمانیش در جام جهانیِ 2002، تورنمنتی که پایین‌ترین کیفیت بین تمام جام جهانی‌های در خاطره‌یِ ما را داشت، استفاده کند. انگار فوتبال از مد افتاده و به شدت کسالت‌بار اسکولاری مقابل اینکه نشان داده بود می‌تواند قهرمانی به دست بیاورد اهمیتی نداشت. بعد از او، انتخاب دونگا در فضایی که به نظر می‌رسید بدل به شویی از دایناسورها شده، قابل پیش‌بینی بود.
 
تیته بعد از ترک کورینتیاس، تیمی که با آن قهرمانِ کوپا لیبرتادورس شده بود، به اروپا سفر کرد و با مربیان و باشگاه‌های بزرگ حرف زد تا هرآنچه ممکن بود را فرا بگیرد. این رویکرد در قیاس کلی رویکردی عادی و استاندارد برای یک مربی است. اما در فرهنگ منزوی فوتبال برزیل حرکتی انقلابی به شمار می‌آمد.
 
آرژانتین همچنان مغز فوتبال آمریکای جنوبی است. از ده تیم کونمبول، 6 تیم مربی آرژانتینی دارند و دلیل این اتفاق عاملی فرای زبان مشترک است. تغییر فوتبال برزیل از بعد تکنیکی به بعد فیزیکی که در دهه‌یِ 70 شروع شد، آثار مخربش را تازه یک دهه‌یِ بعد نشان داد. بازسازی این فرهنگ، بازگرداندن ظرافت تکنیکی و هوش تاکتیکیِ قدیمی زمان زیادی می‌برد و کار تنها یک نفر نیست. اما تیته‌ با ذهن بازش حداقل می‌تواند یک قدم اول رو به جلو در مسیری درست باشد.
 
 
     
آی اسپورت
2016-09-04 12:14:52
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر