فهرست

دربی منچستر / یادداشت: مورینیو، گواردیولا و ساختن پایتخت فوتبال

گابریله مارکوتی
 
اینجا منچستر است، جایی که امروز یک تیم سرخ‌پوش که غرورش زخم خورده به تلاشش برای بازگشت به سطحی که لایق هوداران پرشمارش است ادامه می‌دهد. اینجا جایی است که امروز یک تیم آبی‌پوش با روحیه‌یِ «جهان را به لرزه دربیارِ» محمد علی قدمی دیگر به سوی قله‌یِ فوتبال بر می‌دارد.
 
منچستر یونایتد مقابل منچستر سیتی. اولدترافورد. امروز ساعت چهار.
 
حدود 15 سال پیش در چنین روزی یونایتد، قهرمانِ لیگ برتر، در تابستانی که یک قهرمان جهان (لوران بلان)، گران‌ترین بازیکن تاریخش (خوان سباستین ورن) و گران‌ترین مهاجم تاریخش (رود ون نیستلروی) را خریده بود، در اولدترافورد مقابل چشمان 67،534 تماشاگر اورتون را 0-4 شکست داد. در همین روز سیتی در یک دسته پایین‌تر، مقابل چشمان یک سوم تماشاگر 0-4 به وست برومویچ آلبیون باخت.
 
امروز این دو تیم از منچستر شهری نادر در دنیای ورزش ساخته‌اند، شهری با دو باشگاه سنگین‌ وزن، از منظر قدرت مالی و داشتن ستاره‌ها. پیش از اینتر میلان و آ.ث. میلان از میلان چنین شهری ساخته بودند، اما هر دو به شدت سقوط کردند. رئال مادرید و اتلتیکو مادرید در سه سال اخیر دو بار فینال چمپیونز لیگ را مقابل هم برگزار کرده‌اند، اما قدرت مالی رئال روی اتلتی سایه‌یِ سنگینی می‌اندازد. از بین چلسی و آرسنال و تاتنهام هم می‌شود دو تیم را در لندن انتخاب کرد، اما هیچکدام از آن‌ها تاثیری که منچستری‌ها روی پایتخت گذاشته‌اند را ندارند. پس اگر خودتان را منچستری می‌نامید، اگر دلیل خیلی خاصی نداشته باشید، یا قرمز هستید و یا آبی.
 
در چند سال گذشته هر دو باشگاه خرج زیادی کرده‌اند. سیتی اولین جامش بعد از نزدیک 40 سال را در دوران شیخ منصور به دست آورده و یونایتد برای بازگشت به زندگی در دوران پسا-سر الکس فرگوسن که برای بیش از یک ربع قرن جایگاهش را تعریف کرده بود تلاش کرده است.
 
دو باشگاه در این تابستان رو آوردند به دو تا از سه مربی‌ای که بیش از همه در فوتبال اروپا خواهان دارند. ژوزه مورینیو که هنوز مشغول التیام زخم‌هایش بعد از فاجعه‌یِ فصل پیش بود به یونایتد رفت و پپ گواردیولا بالاخره بعد از پنج سال به سیتی جواب مثبت داد.
 
این دو مربی هستند که روایتی اساطیری برای منچستر و یونایتد و سیتی می‌سازند، روایتی که تاریخ‌نگاریش برای اینجا خیلی دراز است. مورینیو و گواردیولا چهار سال چون شوالیه‌هایِ "جدای"، در معبدی که یوهان کرویف ساخته بود، کنار هم آموزش دیدند، یکی به عنوان مربی آینده و مربی درون زمین و دیگری به عنوان کمک مربی. اما وقتی راهشان از هم جدا شد پپ دنبال پیدا کردن خودش به ایتالیا و قطر و مکزیک سفر کرد، سه قاره در چهار سال. مورینیو در مقابل از پایین‌ترین سطح مربیگری شروع به کار کرد و خیلی زود پورتو را به قهرمانی اروپا رساند و راهی چلسی شده و لیگ برتر را فتح کرد.
 
مورینیو و پپ برای اولین بار در بهار 2010 مقابل هم ایستادند، وقتی که پپ با بارسلونا در اولین فصلش سه‌گانه برده بود و مورینیو با اینتر دنبال سه‌گانه بود. یک فصل بعد مورینیو راهی رئال مادرید شد تا به شکل کامل بدل یه یانگ، مقابلِ یینِ گواردیولا شود.
 
در روایت محبوب و عامیانه این مورینیو بود که نقش دارت ویدر را به خودش گرفت و دو مردی که روزی برادر بودند، به دشمنانی سرسخت تبدیل شدند. اما رابطه‌یِ مورینیو و پپ در واقع هیچوقت شبیه رابطه‌یِ ولاد و دریزن (داستان فیلم "روزی برادر بودند") نبود. توصیف بهتر داستان دو جوانِ مستعد و باهوش است که در یک زمان در یک باشگاه بودند، دو جوانی که کنجکاو بودند هر چه ممکن است از هم یاد بگیرند. بعد از این دوران هر کدام به راه خودشان می‌روند و رشد می‌کنند و نهایتا بدل به مردی می‌شوند که همیشه قرار بود بشوند.
 
"کلیفس نوتس" این رابطه را تقابلی بین پراگماتیسم ماکیاولی (مورینیو) و ایدئالیسم آرمانشهری (گواردیولا) تعریف می‌کند. درست است که خیلی ساده و سطحی است، اما اگر فکر می‌کنید شما می‌توانید تعریفی بهتر در پنج کلمه ارائه بدهید تلاش خودتان را بکنید.
 
یونایتدِ مورینیو برای بردن ساخته شده است. طرح‌های مورینیو ساده و تاکتیک‌هایش سر راست هستند، اما به نهایت عالی اجرا می‌شوند. این امضای مورینیو در راه بردن هشت قهرمانیِ لیگ، هفت جام داخلی، یک جام یوفا و دو چمپیونز لیگ در تنها 13 فصل کامل بوده است. راه مورینیو جواب می‌دهد.
 
سیتیِ گواردیولا پروژه‌ای در راه پیشرفت است، مثلِ بارسلونا و بایرن مونیخش. طرح‌ها و تاکتیک‌ها مثل تلاشی سیزیف‌وار مدام در حال تغییر و تحول هستند تا همیشه جلوتر از بقیه باشند. در حالیکه ستاره‌هایِ جدید یونایتد مثل پل پوگبا و زلاتان ابراهیموویچ تیتر یک‌ها را به خودشان اختصاص داده‌اند، بازیکنان گواردیولا در سیتی حل در فلسفه‌یِ او شده‌اند. گواردیولا همیشه جامعه را نسبت به فرد بالاتر دانسته و شاید برای همین سوپراستاری چون زلاتان از او به عنوان «بزدلی بی مایه» و از فلسفه‌اش به عنوان «مزخرف محض» یاد کرده است. اما راه پپ هم به شش قهرمانی لیگ، چهار جام داخلی و دو چمپیونز لیگ رسیده است. پس راه پپ هم جواب می‌دهد.
 
اگر به مورینیو یک بوقلمون، یک مرغ و یک اردک بدهید، هر کدام را جدا می‌پزد و آماده می‌کند و بعد کنار هم در بشقاب به عنوان غذایی سریع و لذیذ سرو می‌کند. اما اگر به پپ یک بوقلمون، یک مرغ و یک اردک بدهید سعی می‌کند ازش "بومردک" درست کند.
 
این دو سرآشپز از متودها و روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند اما، نتیجه‌یِ کار هر دویشان یک شاهکار است، شاهکاری که می‌تواند منچستر را به پایتخت فوتبال جهان تبدیل کند.
 
 
     
آی اسپورت
2016-09-10 04:53:11
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر