فهرست

یادداشت؛ من، زلاتان و رونی

آی اسپورت-  وقتی در هلند بودم،برای تماشای بازی زلاتان ابراهیموییچ که در آن زمان در آژاکس بازی می کرد به ورزشگاه می رفتم.در واقع او با درخشش در آژاکس بود که به یکی از بهترین بازیکنان فوتبال اروپا و یکی از با ثبات ترین گلزنان جهان تبدیل شد.در آژاکس 19 ساله بود.در همان برهه از او به یک شناخت نسبی رسیدم.اینکه در گرفتن تصمیمات اشتباه یک استاد بود.همیشه در زمین در بدترین جا بود.همیشه.کمترین استفاده ایی از مغزش هم نمی کرد.نه می دوید،نه پاس درست می داد و در اکثر مواقع هم به خود زحمت پریدن و زدن ضربات سر نمی داد.با ان موهای بلند و بد فرم که بشکل جالبی با اندام دراز و بد قواره اش تناسب داشت،در زمین شاخص بود.با اینکه بچه ایی بیش نبود اما دوست داشت ادای آدم بزرگ ها را در بیاورد و کارهایی می کرد که مناسب سن و سالش نبود.خیلی سریع، در آژاکس به یک بازیکن منفور تبدیل شد.در ورزشگاه همه آمستردامی ها او را هو می کردند. در سال 2002 دقیقا یک سال بعد از خرید او از مالمو، امستردامی ها قصد فروشش را داشتند.از بس که بی استعداد بود اما در واقع باشگاهی مایل به خریدش نبود.در همان دوران،وین رونی به یک بازیکن حرفه ایی و با استعداد معروف شده بود.مربی اش در اورتون حتی گفته بود که این نوجوان از بس کامل و مستعد است که نیازی به آموزش ندارد. اما در عوض،زلاتان به جای اینکه دیگران به او اموزش بدهند، در آژاکس برای خود یک مربی فوتبال بود.ناگهان، وجه دیگرش شکوفا شد. یک فوتبالیست با استعداد و تیزهوش. به شکل عجیبی سعی می کرد خود را به یاری لیتمانن-مهاجم طلایی آژاکس و یکی از اسطوره های باشگاه-نزدیک کند. در تمرینات، همواره  به حرکات و نحوه جاگیری اش در زمین توجه می کرد.چشم از او بر نمی‌داشت. در سال 2002،رونی هنوز 17 سالش نشده بود.در فصلی که آرسنال در 30 مسابقه شکست نخورده بود پسرک اورتونی با شلیکی دیدنی دروازه ی قهرمان جزیره را باز کرد.هنوز که هنوز است، توصیف گزارشگر آن بازی در ذهن خیلی از فوتبالدوستان انگلستان باقی مانده: "خانم ها و اقایان.معرفی می کنم.وین رونی 16 ساله. "چند ماه بعد،پسرک اورتونی به تیم ملی دعوت شد و اولین بازی اش را هم برای سه شیرها انجام داد.بعد از اولین بازی اش در تیم ملی، خانواده اش در لیورپول حسابی برایش سنگ تمام گذاشتند و جشن گرفتند.با دوستانش برای نوشیدن کوکا و خوردن چیپس و پیتزا رستوران رفت.قبلش،با همان هم بازی هایش فوتبال بازی کرد. دوستانش مدام می پرسیدند: وین! دیوید بکام چطوری بود؟"
رونی به یونایتد رفت و در طول سال ها حضور در این تیم به ندرت به بازیکن درجه یکی تبدیل شد. در حقیقت هیچ وقت نشد.او سطح قابل قبولی داشت ولی بازیکنی نبود که در تیم ملی و در باشگاه همیشه،بازی را در آورد.در عوض زلاتان سال به سال،فوتبالش بهتر شد و به یکی ازبهترین مهاجمان تاریخ فوتبال تبدیل شد.اندامی تنومند، تکنیکی خاص و جاگیریهایش،همه و همه به سطح بالاتری رسید.در یوونتوس، زیر نظر فابیو کاپلو به یک مهاجم کامل تبدیل شد.کاپلو همیشه به او می گفت: "چیزی که یک مهاجم را به یک مهره ی ارزشمند تبدیل می کند تکنیک و حرکات نمایشی اش نیست.تنها گل زدن است و بس.رفتن به اینتر،او را به بهترین مهاجم ایتالیا تبدیل کرد.حضور یک ساله در بارسا بی شک بدترین فصلش محسوب می شود. (با این حال عمکلردش قابل قبول بود.) در میلان هم در همان فصل نخست بهترین گلزن سری آ شد. من حالا در پاریس زندگی می کنم. در سال های اخیر اکثرا برای تماشا بازی زلاتان به ورزشگاه می‌رفتم. در سن سی و چهار سالگی،هنوز،سر حال است و شاید در بهترین فرم فوتبالش باشد.من فکر می کنم برای خودش هم عجیب است که چرا با بالارفتن سنش هنوز افت نکرده.نبودش در پاریس، در همین هفته های ابتدایی کاملا به چشم آمده.حالا او به یونایتد رفته.طعنه روزگار او و رونی را هم تیمی کرده. دو فوتبالیست با دو سرنوشت مختلف. یکی هنوز سرپاست و آماده و دیگری که در این روزها، می‌خواهند به شکل محترمانه ایی به او بگویند که دورانت به سر آمده.

سایمون کوپر/ ترجمه: سهیل نوری‌پناه
  ۱  
آی اسپورت
2016-09-18 13:21:45
نظر دهید
۱ نظر
محمد
يكشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۵، ۱۸:۱۱
مرسی یادداشت، یادداشتاتون تکه انصافا
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر