فهرست
در ستایش برندان راجرز : اثر پروانه ای
در ستایش برندان راجرز : اثر پروانه ای

در ستایش برندان راجرز : اثر پروانه ای


آی اسپورت - بازی برگشت لیورپول مقابل یونایتد گزارشگر بازی از بی نظمی لیورپولی ها می گفت. شاید خیلی از لیورپولی ها هم فکر می کردند راجرز هم نمی تواند از این آشوب نظمی خلق کند. درست در همان بازی در دقایقی به طرز شگفت آوری خوب بودند. 
اما آنهایی که فوتبال را از بالا می بینند و خیلی وقت بازی انرژی شان را روی طرفداری نمی گذارند از بازگشت دوران لیورپول پس از بازنشستگی فرگوسن می گفتند. یکجور انتقال قدرت که در نظر خیلی ها مضحک بود. آن بال زدن های کوچک امروز طوفانی را پدید آورده.

- سازگاری پویا

هولیه، دایگلیش، بنیتز هیچگاه نتوانستند سبکی را عرضه کنند که هم شبیه بقیه نباشند هم در تقابل با بیگانگان متضرر نشوند. تطبیق پذیری کمی داشتند. 
هولیه مثل همه ی فرانسوی ها بدون زیدان جام بزرگی نمی توانست ببرد و بازیکنی پیدا نکرد که بقیه حول آن فرم پیدا کنند.
بنیتز برای اینکه بازی فیزیکی لیگ انگلیس را هضم کند گاهی از انگلیسی ها انگلیسی تر بود. خرید کراوچ و سوار کردن بازی روی توانایی های او از این دست فوتبالی بود که نشان می داد. و با تورس منچستر را دبل می کرد اما در مقابل تیم های متوسط انگلیس به خاطر افت شرایط فیزیکی امتیاز می داد. والنسیای بنیتز یا اتلتیکوی سیمیونه می توانند در اسپانیا قهرمان شوند اما در انگلیس نمی توانند. در انگلیس توازن حرف اول را می زند. نمی شود بیست گل کمتر از بهترین خط حمله زد یا بیست گل از بهترین خط دفاع بیشتر دریافت کرد و قهرمان شد. 
دایگلیش هم یک افسانه است و خیر نامی تا یک مربی همه چیز دان. داونینگ را آورد تا برای کارول، انگلیسی سانتر کند و نتایج برای تیم های وسط جدول خوب بود.
راجرز اما نه در شکل بازی و نه در حرفی که فوتبالش دارد انگلیسی نیست. و این را می تواند و می داند که باید از ضربات ایستگاهی استفاده کند. دفاعش روی هوا کم نیاورد و در میانه ی زمین بجنگد و توپ بگیرد. در عین انتقال سریع و صرف کمترین وقت در حملات.

- جاذبه های ناشناس

بیست دقیقه ی ابتدایی بازی های لیورپول معمولا برای تیم ها سورپرایز است. حتی برای تیمی با تجربه منچستر سیتی. راجرز با تیزهوشی تیم حریف را درگیر شکل و سیستم بازی اش می کند. ثبات چندانی توی عدد هایی که می چیند وجود ندارد و تیم حریف سردرگم می شود. گاهی در حین بازی و بدون تعویض این کار را می کند. یک بی نظمی که در درون منظم است و به ارتباط جرارد و استوریج و سوارز بر می گردد و در میان این مثلث استرلینگ جسم لغزانی است که سریع حرکت می کند و نمی گذارد این ارتباط دور ریز داشته باشد.
بدون شک لیورپول این روزها را فقط برابر دو تیم می تواند شکست بخورد. اول چلسی به خاطر اینکه مورینیو توجهش به جزییات تشویق اش می کند رو دست بزند و دیگری گواردیولا که تیم حاکم مطلق به زمین می فرستد. 

- پیوستگی و خودنگهداری 

اجزای یک مجموعه تک به تک ذهن و اندیشه دارند. این ذهن های پراکنده اگر برای تحقق هدفی که متولی مجموعه برایشان تعریف می کند پیروی کنند انگار دارای ذهنی واحد شده اند و در ارتباط با هم ناکوک نخواهند بود. و چه چیزی مهم تر از قهرمانی که در مشت راجرز هم هست. 

این ها هر کدام از ویژگی های نظریه چاوس یا آشوب اند که در لیورپول مصادیقی از آن وجود دارد یا اگر از بالاتر نگاه کنیم در هر تیم موفق و مجموعه ی موفقی که از نظر ما خیلی بی قاعده کار می کند.
دوران گذار از مصادیق دیگر نظریه چاوس است که لیورپولی ها با راجرز از آن قهرمانی ساختند.

     
آی اسپورت
2014-04-21 12:48:04
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر