فهرست
یادداشت هفتگی دهه شصت: روزگارت را مچاله کن..!
یادداشت هفتگی دهه شصت: روزگارت را مچاله کن..!

یادداشت هفتگی دهه شصت: روزگارت را مچاله کن..!

 

آی اسپورت- رفتارشان در زمین نشان از یک وحدت فکری داشت انگار.چیزی که گمان تماشاگر را به سمت و سویی میبرد که حاشیه ها و حرف ها و حدیثهای پیرامونشان را تقویت ببخشد.اما آنها در زمین فقط فوتبال بازی میکردند.خوب هم بازی میکردند.وقتی در اولین دوره جام باشگاه های تهران که آن زمان معتبرترین رقابتهای فوتبال کشور بود قهرمان شدند همه باور کردند که هما همچنان پرواز میکند.آنها گربه سیاه استقلال و پرسپولیس بودندو البته گاهی هم بشکل عجیبی متضرر از داوری ها .در بازی معروف آن سالها وقتی با گل تماشایی حمید علیدوستی یک گل از پرسپولیس جلو افتادند، بهمن بهلولی داور بازی آنقدر وقت تلف شده گرفت که وقتی علی پروین با شوتی عالی دروازه هما را باز کرد و بازی مساوی تمام شد .روزگار روی کجش را نشان میداد کم کم .دسته جمعی  مجبور به کوچ اجباری شدند.به تیمی بنام "ایزد مهر آباد".ایزدمهرآباد  در جام حذفی ، استقلال را بادوگل مجید صالح حذف کردند.همان ها بودند باز.گربه سیاه معروف.رنگ پیراهنشان به اجبار و تکفیر عوض شده بود ولی درونشان همانی بود که بود.ریشه های هما از همانجا در حال  زده شدن بود شاید.نسلشان که عوض شد دیگر نشانی از هما نداشتند.چندباری به پلی آف لیگ یک آمدند ولی موفق به صعود نشدند و الان اگر هم کسی بداند کجا دارند بازی میکنند فرقی ندارد.حتی اگر رنگ پیراهنشان را هم همان سورمه ای و آبی تیره کنند و آرم هما را هم روی پیراهنشان داشته باشند اثری از همای دهه 60 در آنها نیست.آنها با هم رفتند و تمام شدند...

*

سهام الدین میرفخرایی ، مجید مشتری ، احمد نقوی ، محمود نقوی ، هادی نراقی ، حسین فداکار ،جلال بشرزاد ، ناصر میرزایی ، احمدسجادی ،محمد توانایی ،حبیب خبیری و حمید علیدوستی ...این ترکیب و سایر همبازیانشان زیر توپ نمیزدند.تمارض نمیکردند.فوتبال تمیز بازی میکردند.وقتی می باختند زمین و زمان و داور و تماشاگر حریف و ابر و باد و مه و خورشید و فلک را متهم نمیکرد.وقتی میبردند کری های سطح پایین نمیخواندند.در هیئت فوتبال 4 و 6 به خبرنگار جماعت نشان نمیدادند...

*

از حمید علیدوستی کسی خبری دارد که خبر باشد ؟ از بازیکنی که بقول یکی از پیرمردهای جایگاه 14 استادیوم آزادی مثل مار در بین دفاع حریف میخزید و نیش میزد . از بازیکن ممتازی که در خیل آبی و قرمزهای تیم ملی یاوری و ناصر ابراهیمی بازیکن ثابت بود .از مابقی چطور.از هما چیزی مانده ؟ دو سه سال پیش احمد سجادی را زیر پل صدر دیدم. حرف از هما شد و از سید.طرفدار قدیمی هما که کتش پر بود از آرم و برچسب هما و جماعت هم که او را میدیدند دست زنان هما هما هما میکردند و او درجا برایشان میرقصید.سجادی گفت در باشگاه به او شغلی داده اند و مشغول است.چیزی که از هما باقیمانده همین است انگار.تک و توک آدمهایی که این گوشه و آن گوشه کار میکنند و ازکسی طلبکار نیستند.

قصدمان مرثیه سرایی نیست.این هم نیست که بگوییم همه چیز آن زمان در بهترین شکل ممکن بود و الان در قهقرا هستیم.تعظیم به نوستالژی  و تقدیس ِ چشم بسته ی  دوران رفته البته  عقلانی نیست .اما ، روزگارت را مچاله کن .چیزهایی که از دست رفته است را چیز جدیدی پر نکرده است.آنهایی که رفته اند میراثشان را هم انگار با خود برده اند. تیمهایی که می بالیدند به ریشه هایشان و از کنار همان سنت گرایی ِ خودخواسته و خودساخته شان تماشاگر خودشان را هم داشتند.این میشود که الان باید ذره بین بدست بدنبال دارایی و بانک ملی و شاهین و تیمهایی با شمایلی اینچنین گشت. و البته دنبال نامی گشت که بخشی از سکوهای امجدیه امضای طرفدارانش را داشت : هما...

     
آی اسپورت
2014-04-21 13:42:37
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر