فهرست
یادداشت: پورتو، بازل و چرخه‌ی پارادوکسیکال چمپیونز لیگ
یادداشت: پورتو، بازل و چرخه‌ی پارادوکسیکال چمپیونز لیگ

یادداشت: پورتو، بازل و چرخه‌ی پارادوکسیکال چمپیونز لیگ

مایکل کاکس
 
بازل امشب برای گرفتن یک مساوی در امیریتس می‌جنگد، رویکردی که از نظر تاکتیکی برایشان مشکل‌ساز است. اورس فیشر، مربی بازل، هر هفته تیمش را در لیگ با مالکیت توپ بالا و برای شکست دادن حریفان و پیدا کردن راهی برای نفوذ به خطوط دفاعی پرتعداد و عمیقشان به زمین می‌فرستد. فیشر به مدافعین میانیش، ادر بالانتا و مارک سوشی، دستور می‌دهد تا نیمه‌یِ زمین با توپ پیش بروند و تیمشان را بالا بیاورند. خط میانی بازل پر است از هافبک‌های بازیساز و خلاق مثلِ لوکا زوفیِ چپ‌پا و ماتیاس دلگادوی آرژانتینی که نقش یک شماره‌یِ 10 سنتی را بازی می‌کند. مهاجمین و وینگرهای سرعتی بازل هم فقط در یک سوم زمین حریف فعالیت می‌کنند.
 
اما وقتی بازل امشب در امیریتس به زمین می‌رود این رویکرد تاکتیکی باید کاملا عوض شود و فیشر باید از بازیکنانش بخواهد کاری کلا متفاوت انجام دهند. مدافعین باید با عمق بیشتری بازی کنند، هافبک‌ها بیشتر باید بازی حریف را خراب کنند و وینگرها باید تا پرچم کرنر زمین خودشان فول‌بک‌های آرسنال را تعقیب کنند.
 
نرمش تاکتیکی قطعا بخشی حیاتی از ساختار هر تیم است و به هر حال تمام تیم‌ها مجبورند در شرایط مختلف و نسبت به طبیعت بازی حریف رویکردشان را تغییر بدهند. اما تضادی که تیم‌هایی از جنس بازل در دو جبه‌یِ مختلف لیگ و چمپیونز لیگ با آن روبرو می‌شوند به شدت رادیکال است، تا حدی که فیشر باید عملا دو تیم مختلف برای این دو تورنمنت بسازد.
 
این یکی از دلایلی است که در دهه‌یِ اخیر تیم‌های مقتدر لیگ‌های کوچک‌تر موفقیتی در چمپیونز لیگ به دست نیاورده‌اند. دلیل اصلی البته فاصله‌یِ زیاد قدرت مالی این باشگاه‌ها با غول‌های اروپایی است. بازل منابع مالی کمتری نسبت به مثلا آرسنال دارد، بنابراین نمی‌تواند در این تورنمنت به شکل جدی رقابت کند. اما از سوی دیگر حضور بازل در چمپیونز لیگ باعث بالا رفتن درآمدش نسبت به دیگر باشگاه‌های سوئیسی می‌شود این حقیقت چرخه‌ای تکراری و پارادوکسیکال می‌سازد که عامل رقابت در لیگ‌های داخلی و چمپیونز لیگ را پایین می‌آورد.
 
آژاکس در چند سال اخیر این مسئله را کاملا تجربه کرده است. آژاکس بین فصول 2011-2010 تا 2014-2013 چهار بار پیاپی قهرمان اردیویزه شد، اما حتی یک بار هم موفق به صعود از دور گروهی چمپیونز لیگ نشد و پشت سر هم با نتایج سنگین به رئال مادرید باخت.
 
اینجا هم نباید نقش اختلاف قدرت مالی دو تیم را نادیده بگیریم. رئال هر وقت اراده کند می‌تواند هر بازیکنی از آژاکس را بخرد. اما مسئله‌یِ سبک فوتبال هم در میان است. فلسفه‌یِ مکتب آژاکس بر مبنای فوتبالی مالکانه، مثبت و هجومی است. بازیکنان آژاکس عادت به دفاع پرعمق و بدون توپ بازی کردن ندارند. حتی اگر تصمیم بگیرند چنین رویکردی را در لیگ امتحان کنند، مقابل حریفانی که دفاعی و واکنشی بازی می‌کنند عملا غیر ممکن است.
 
آخرین تیمی که خارج از ایتالیا، اسپانیا، انگلیس و آلمان به فینال چمپیونز لیگ رسید پورتوی ژوزه مورینیو در سال 2004 بود. از این اتفاق 12 سال گذشته و باید از آن به عنوان دوران دیگری از فوتبال یاد کنیم. اما نکته‌یِ جالب این تیم تفاوت و دفاعی‌تر بودنش با دیگر پورتوهایی که در سال‌های گذشته‌اش دیده بودیم بود.
 
پورتو در فصل 2004-2003 به راحتی قهرمان لیگ پرتغال شد. اما شاگردان مورینیو در این راه تنها 63 گل در 34 بازی زدند. این پایین‌ترین آمار گلزنی پورتو در 9 سال بود. مربیان قبلی پورتو تیم‌هایی بسیار هجومی، ایدئال برای بازی کردن مقابل تیم‌های ضعیف‌تر لیگ، ساخته بودند، تیم‌هایی که در اروپا نمی‌توانستند نتیجه بگیرند. اما مورینیو در نقطه‌یِ مقابل تیمی بر مبنای قدرت دفاعی بنا کرده بود. خط دفاعی این تیم با نونو والنته، ژورژ کاستا، ریکاردو کاروالیو و پائولو فریرا یکی از مستحکم‌ترین و هماهنگ‌ترین واحدهای دفاعی این قرن را ساخته بود، خطی که با آفسایدگیری فوق‌العاده‌اش هم توانایی با عمق زیاد دفاع کردن را داشت و هم توانایی بالاتر آمدن و بستن فضای بازیسازی حریف را.
 
نکته‌یِ مهم اینجاست که تیم مورینیو کمترین گل در 9 سال گذشته‌یِ پورتو را هم خورد. این دفاعی‌ترین پورتو در یک دهه بود، تیمی که در راه قهرمانی چمپیونز لیگ در پنج بازی آخرش چهار کلین شیت داشت.
 
پورتو بارزترین نمونه برای برخورد با این شرایط ویژه بود، رویکردی که البته با ریسک بسیار بالایی همراه است. بازل نمی‌تواند به سادگی تیمش را دفاعی کند و شانس قهرمانی‌های پیاپی در لیگ را از دست بدهد، برای اینکه اندک شانسی برای پیش رفتن و موفقیت در چمپیونز لیگ داشته باشد.
 
هر چه بیشتر پیش می‌رویم بیشتر به نظر می‌رسد که این فرمت و فرمت آینده‌یِ چمپیونز لیگ نه به سود تیم‌های بزرگ لیگ‌های کوچک که رسیدن به آن برایشان سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود است و نه به سود تیم‌های کوچک لیگ‌های بزرگ که مدام شاهد درآمد بالای سه یا چهار تیم همیشگی از حضور در این تورنمنت هستند، درآمدی که رقابت با آن‌ها را در لیگ‌های داخلی سخت‌تر از همیشه می‌کند.
 
در این میان تیم‌هایی مثل بازل در خسته‌کننده‌ترین شرایط قرار دارند، تیم‌هایی که برای لیگ خودشان بیش از حد قوی هستند و برای چمپیونز لیگ نه به اندازه‌یِ کافی. این شرایط مربیان را از منظر تاکتیکی در موقعیت سختی قرار می‌دهد.
 
 
     
آی اسپورت
2016-09-28 12:49:54
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر