فهرست
اشتباه فیلسوفانه اقای ارسطو / تیکی تاکا نمی میرد
اشتباه فیلسوفانه اقای ارسطو / تیکی تاکا نمی میرد

اشتباه فیلسوفانه اقای ارسطو / تیکی تاکا نمی میرد

آی اسپرت - فینالیست شدن رئال مادرید پس از 12 سال آن هم با برتری قاطع و پرگل برابر شانس اول و مدافع عنوان قهرمانی، فوتبالدوستان را نسبت به فلسفه تیکی تاکا، فوتبال مالکانه و در رأس آنها، پپ گواردیولا دچار تردید کرده که آیا این شیوه رو به انحطاط گذاشته و دوره اش سر آمده است؟!
برای رسیدن به پاسخ ابتدا باید به عمیق تر شدن روی فلسفه آنها بپردازیم که اصلی ترین و مشهودترین بخش آن، مالکیت توپ است. آمار پایان بازی را که نگاه کنیم خواهیم داد که بایرن 64% صاحب توپ بوده است، اما به جرات می توان گفت برخلاف همیشه همزمان با توپ، میدان را در اختیار نداشته است. میدان داری در فوتبال مدرن یعنی اختیار دار بازی بودن، نبض بازی را در اختیار داشتن. کاری که بایرنی ها هیچ گاه در طول 90 دقیقه نتوانستند انجامش دهند. به همین خاطر مالکیت آنها بی فایده و بی اثر گشت. البته تحقق این امر مستلزم داشتن بازیکنانی است که بتوانند فلسفه بازی دلخواه را در زمین پیاده کنند.
برای فلاسفه هیچ چیز بالاتر از ایده شان نیست و آن چیزی که فلسفه شان را زنده نگه می دارد(بعضاً حتی ایده های اشتباه)، شاگردان و پیروانی است که آنها نیز به این فلسفه ایمان دارند و از آن دست نمی کشند.
خوب حال باید ببینیم شاگردان گواردیولا در بازی دیشب چه کردند و در طرف مقابل شاگردان کارلتو چه واکنشی نشان دادند؟
بازیکنان بایرن در خط دفاعی از رساندن توپ به مردان میانی عاجز بودند. همین مساله موجب شده بود تا کنترل بازی را در اکثر دقایق از دست بدهند. به همین خاطر اینطور به نظر می رسید که شواینی و تونی کروس نمایش ضعیفی داشتند. و بدترین عملکرد شاگردان پپ جایی بود که کارلو آنجلوتی با تجربه می خواست، یعنی خط حمله. مثلث ریبری، روبن و مانژوکیچ آنقدر توپ از دست می دادند تا بدون کمترین فشاری، رئال صاحب ضد حملات برق آسا شود، چیزی که آن را بسیار خوب بلد است و به بهترین نحو اجرا می کند. جالب آنکه در شب بد مهاجمان بایرن، مدافعین رئال به مانند مهاجمینشان فوق العاده کار کردند.
در اینجا لازم است به ذکر چند نکته بپردازیم:
زلاتان در کتاب جنجالی اش جمله جالبی داشت: «مسی، اینیستا و ژاوی در رختکن بارسا مثل بچه مدرسه ای ها هستند. آنها بدون اینکه اعتراض کنند، هر چیزی را قبول می کنند.» این همان قبول داشتن فلسفه تیم است. چیزی که روبن خودخواه، ریبری ناآماده و مانژوکیچ عصبی در مقابل رئال، هیچ وقت اینگونه نبودند. به خصوص مهاجم نوک کروات که به سادگی اسیر جنگ روانی پپه شد و از جریان بازی محو. نکته ای که باعث شد، گواردیولا علی رغم نیاز مبرم به گلزنی و استفاده از تمام عناصر هجومی، مجبور به تعویض مانژو شود.
البته پپ اشتباهاتی در چیدمانش داشت. او با علم به اینکه رئال مترصد استفاده از ضد حملات است، با بیرون گذاشتن خاوی مارتینس، حفره بزرگی در اختیار میهمان قرار داد. این حفره دقیقاً همان جایی بود که با تکرار گل سوم، از دوربین پشت دروازه رئال کاملاً هویدا بود.
برخلاف تصور همگان که بازی کارواخال را مورد ستایش قرار دادند (که البته بیش از حد انتظار ظاهر شد.) اما بهترین بازیکن تیم مادریدی لوکا مودریچ  بود که اگر کارواخال در کارهای تدافعی 4،5 یار همیشگی در کنارش داشت، او مجبور بود به تنهایی در میانه میدان کار کند. این بازیکن نشان داد چرا آنجلوتی راضی به فروش اوزیل شده است. بازیساز اهل کرواسی علاوه بر هوش و دید بسیار بالا، در نبردهای حیاتی به واسطه فیزیک بدنی و قد کوتاهش خیلی به موقع حفظ توپ می کرد و همین سبب شده بود تا رئال حاکم مطلق میدان باشد و در سریعترین زمان ممکن به دروازه حریف برسد. به همین جهت گل سوم رئال بسیار زیبا و تماشایی بود و کلاس بالای بازی لوکا مودریچ را نشان داد.
شکست سنگین بایرن برابر رئال مادرید، یک نکته نهفته نیز داشت. چیزی که پپ از آن غفلت کرده بود و آن انگیزه و حس انتقام جویی سفیدهای مادریدی بود. نکته ای که در بازی و شادی های پس از گل راموس هویدا گشت. آنها فینال فصل گذشته را با پنالتی فضایی مدافع رئال از دست دادند و همین کافی بود تا مدافع اسپانیایی رئال تمام توانش را برای جبران به کار گیرد. همچنین تجربه و دانش آنجلوتی مساله دیگری بود که پپ آن را مد نظر قرار نداده بود.
کارلتو بزرگ تر از آن بود که اسیر حس قدرت طلبی پپ شود. او توپ را داد، فضا گرفت و از همه مهتر، فضا نداد. این کار فقط از یک تفکر ایتالیایی بر می آید و برای این منظور چه کسی بهتر از کارلو آنجلوتی بزرگ که قاعده بازی را بهتر از هر مربی دیگری بلد است. او اهمیت دیدار رفت را به خوبی حس کرده، جایی که از 4 حضور گواردیولا در نیمه نهایی با بارسا، نتیجه 3 تای آن در دور رفت رقم خورده است(مقابل اینتر و چلسی با شکست و برابر رئال با پیروزی).
شکست سنگین شاگردان پپ برابر رئال، پس از عدم نتیجه گیری بارسا شاید خیلی ها را متقاعد کرده باشد که دوران اینگونه فوتبال تمام شده اما برتری رئال برابر بایرن، پیش از آنکه شکست پپ را برساند، بازیخ وانی عالی و برتری رئال آنجلوتی را می رساند. در واقع رئال کاری نکرد جز اینکه منتظر اشتباهات حریف بماند و به رقیب پاتک بزند. به همین علت شاید گواردیولا که نشان داده همیشه دنبال آموختن است از این شکست یاد گرفته باشد که مقابل هر تیمی و هر مربی ای نمی توان با یک شیوه بازی کرد و انتظار پیروزی داشت. آنها در حالی که باید یک ربع ابتدایی با هجوم همه جانبه و فشار تماشاگرانشان حس قدرت را از مالکیت توپ به دست می آوردند و به همین میزان حریف را از لحاظ روانی تضعیف می کردند، خیلی ساده از برتری روانی گذشتند و بازهم توپ زده شدند! به طوری که بدون آن نمی توانند برنده باشند در حالی که باید برای مقابله با تیم هایی با سبک ضد حمله آن هم به روش ایتالیایی که بیش از هر چیز، استفاده از فضا را بلدند پلن دیگری داشت. کاری که بایرن در نیمه دوم تا حدودی موفق به انجامش شد، یعنی پاسکاری بیرون از محوطه جریمه حریف. جایی که در صورت ضد حمله خوردن هم باز فرصت برای برگشت های سریع وجود داشت و به بیل و رونالدو فضا برای مانور نمی داد.
با این حال به طور قطع گواردیولا و شیوه او ترمیم خواهد شد، سر و شکل تازی ای خواهد گرفت و برای هر رقیبی، شیوه ای تازه پیدا خواهد کرد. او آنقدر به سبکش ایمان دارد و در کارش نوآوری دارد که مطمئناً در رختکن و با وجود 3 گل عقب ماندگی، باز هم از نحوه تصاحب توپ و استفاده از مالکیت آن برای شاگردانش گفته و اینکه این فلسفه به واسطه جذب مخاطب و زیبایی هایش، شکست ندارد!
     
آی اسپورت
2014-04-30 12:24:56
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر