فهرست
ستاره‏ ای که از فقر طلوع کرد
ستاره‏ ای که از فقر طلوع کرد

ستاره‏ ای که از فقر طلوع کرد

آی‌اسپورت-  «پیتر اشمایکل» درون دروازه باشگاه «منچستریونایتد» یک بازیکن بی‌نظیر بود؛ او نه‌تنها گاهی با ظرافت و زیبایی خاص توپ‌ها را مهار می‌کرد، بلکه گاهی اوقات به گل‌های زیبایی که وارد دروازه‌اش می‌شد نیز واکنشی جالب توجه نشان می‌داد. او درون دروازه یونایتد بی‌بدیل عمل کرد اما یکی از صحنه‌های ماندگار زندگی حرفه‌ای پیتر به واکنشش روی گلی که در ورزشگاه نیوکمپ دریافت کرد برمی‌گردد؛ در فصلی که سه‌گانه رویایی شیاطین‌سرخ رقم خورد، جایی که مغلوب جادوی بازیکن افسانه‌ای آبی‌اناری‌ها شد. غول دانمارکی در بازی‌خوانی و پیش‌بینی حرکت مهاجمان تبحر خاصی داشت و اغلب رقیبان را ناکام می‌گذاشت اما از قدیم گفته‌اند «دست بالای دست بسیار است» و در آن لحظه جادویی او هیچ واکنشی برای ارائه نداشت!

«سرجی» از جناح چپ توپ را به محوطه جریمه منچستریونایتد ارسال کرد و مدافعان من‌یونایتد همگی شاهد یک لحظه نبوغ از مهاجم حریف در آن صحنه بودند، نبوغی که هیچکدام یارای مقابله با آن را نداشتند. خلق آن جادو فقط توسط یک شخص ممکن بود و تنها او بود که می‌توانست چنین گلی را به ثمر برساند، فقط «ریوالدو». ستاره برزیلی توپ را با سینه کنترل کرد و متوجه شد «یاپ استام» در حال نزدیک شدن است. در همان لحظه متوجه شد که برای ضربه زدن به توپ فرصت کمی را در اختیار دارد و به این ترتیب یک ضربه قیچی را به گوشه پایین دروازه روانه کرد و ثانیه‌هایی بعد ورزشگاه از خوشحالی منفجر شد، توپ به تور دروازه بوسه زد و اشمایکل در‌حالی‌که دستانش پایش را لمس می‌کرد، سرش را تکان می‌داد. این صحنه در حقیقت نباید بخشی از فیلم سه‌گانه منچستریونایتد باشد اما آنقدر کیفیت بالایی داشت که نمی‌شد از آن چشم‌پوشی کرد و اکثر هواداران شیاطین‌سرخ با دیدن آن لحظه در فیلم سه‌گانه تیم‌شان، مجدداً مبهوت هنرنمایی مهاجم برزیلی در آن شب و تساوی ۳ بر ۳ دو تیم در گروه مرگ لیگ قهرمانان اروپا می‌شوند.

آن دیدار قطعاً مسابقه‌ای فراموش‌نشدنی بود؛ دیداری که دو تیم ۹۰ دقیقه به سمت دروازه یکدیگر یورش بردند. جدالی که سراسر هیجان بود؛ از لحظه مرگباری که «سانی اندرسون» در کمتر از یک دقیقه مانده به پایان بازی، نیوکمپ را منفجر کرد تا هنرنمایی زوج مرگبار «دوایت یورک» و «اندی کول» که همچون جواهرهایی گران‌بها تیم تحت رهبری «سر الکس فرگوسن» را زینت بخشیده بودند. اما تمام آن لحظات و اتفاقات زیر سایه ضربه خیره‌کننده ریوالدو قرار گرفت. در حقیقت آن شب همه بازیکنان تحت تاثیر او بودند و درخشش ریوالدو بود که در یادها ماند. ریوالدو مانند یک ماهی میان مدافعان منچستریونایتد شنا می‌کرد و با تکنیک ناب خود برای بارسلونا موقعیت می‌ساخت. او روی ۲ گل تیم‌اش نقشی کلیدی ایفا کرد و حتی پاس تماشایی او با پشت پا برای جیوانی، می‌توانست به گل پیروزی‌بخش بلوگرانا تبدیل شود، ضربه‌ای که اشمایکل مانع آن شد. ریوالدو همانند دیگر ستارگان دنیای فوتبال بود؛ گستاخ، بی‌پروا و گاهی بیش از حد خوب و گاهی اسیر حاشیه. او برای موفقیت تیم‌اش از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد و در واقع پکیج کامل بود که می‌توانست سرانجام هر مجادله‌ای را خودش تعیین کند.

ریوالدو آن روزها در قله جهان فوتبال بود اما میل سیری‌ناپذیرش به حرکاتِ گه‌گاه مضحکانه، نامش را لکه‌دار می‌کرد. به عنوان مثال عملکرد بی‌نظیرش در جام‌جهانی ۲۰۰۲ با پیراهن برزیل را، یک حرکت عجیبش خدشه‌دار ساخت؛ زمانی که ریوالدو قصد ارسال کرنر را داشت و یک صحنه جنجالی را رقم زد! برزیل با گل خود ریوالدو از روی نقطه پنالتی در نیمه‌نهایی جام‌جهانی از ترکیه پیش بود و در دقیقه ۸۷ صاحب یک ضربه کرنر شد. «هاکان اونسال» که مانند دیگر بازیکنان تُرک از آن پنالتی و اتلاف وقت برزیلی‌ها کلافه شده بود، توپ را به سمت ریوالدو فرستاد؛ توپ به پای ریوالدو اصابت کرد اما ستاره برزیلی صورت خود را گرفت و خود را به زمین انداخت! صحنه‌ای که داور کره‌ای فریب‌اش را خورد و اونسال را از زمین مسابقه اخراج کرد! جملات ریوالدو پس از پایان بازی نیز اوضاع را بیش از پیش علیه او کرد: «از دیدن کارت قرمز خوشحال بودم. بازیکنان باهوش باید همیشه آماده حرکتی از خود باشند. در فوتبال خشونت و خطای بسیاری وجود دارد. اینکه توپ به کدام قسمت من برخورد کرد اهمیتی نداشت، قصد زدن ضربه بود که اهمیت داشت!» در واقع ریوالدو در تقلیدِ «درد کشیدن از برخورد توپ به صورت» موفق عمل کرد اما حرکات او دقیقاً در تضاد با شعار بازی جوانمردانه فیفا بود؛ شعاری با مضمون «بازیکنان بزرگ مسئولیت این را دارند که الگوی جوانانی باشند که بازی‌شان را تماشا می‌کنند» که در تورنمنت‌های بزرگ توسط تک‌تک بازیکنان خوانده می‌شود. او حتی بعضی اوقات ستاره مورد علاقه هواداران بارسلونا نیز نبود اما هنرنمایی او در کار با توپ، از چشم هیچ‌کس دور نمی‌ماند. البته بازیکنان بزرگ هم می‌توانند گاهی اشتباه کنند و شاید زین‌الدین زیدان به دلیل ضربه سری که به «ماتراتزی» زد همیشه دلیل قهرمان نشدنِ فرانسه در جام‌جهانی ۲۰۰۶ معرفی شود اما باز هم او را با استعداد فرازمینی‌اش معرفی می‌کنند، همانطور که ریوالدو را.

او بچگی نامتلاطمی را تجربه کرده بود. ریوالدو در بخش شمالی پائولیستا در برزیل رشد یافت و به دلیل وضعیت مالی نامناسب خانواده‌اش در کودکی دست‌فروشی می‌کرد. پدرش زمانی که او ۱۵ سال داشت به قتل رسید و زندگی‌اش بیش از پیش دگرگون شد اما هرگز خود را از رویای بازی کردن دور نکرد. او هر روز برای رفتن به محل تمرین ۱۰ مایل پیاده‌روی می‌کرد و همین سختی‌ها او را برای زندگی آب‌دیده ساخت. ریوالدو بعد از تحمل سال‌ها سختی و فقر، سرانجام با تیم «دپورتیوو لاکرونیا» به دنیای فوتبال معرفی شد. زدن ۲۱ گل در ۴۱ بازی، ناخواسته رقابتی سنگین میان بزرگان برای جذبش را مهیا کرد؛ «سر بابی رابسون» که با دیدن بازی او از نزدیک، تصمیم به انتقال او به بارسلونا را گرفته بود، ستاره برزیلی را به «استیو مک‌منمن» ترجیح داد و ریوالدو عازم بندر کاتالونیا شد و لحظات بی‌بدیل و فراموش‌نشدنی را با لباس بلوگرانا به ثبت رساند. او در نخستین فصل حضور خود در نیوکمپ، در ۳۴بازی، ۱۹ بار تور دروازه حریفان را به لرزه در آورد و نقشی پررنگ در فتح دوگانه (لالیگا و کوپا‌دل‌ری) ایفا کرد. این تنها شروع کار بود و درخشش‌های ستاره برزیلی تداوم داشت و ریوالدو خیلی زود تبدیل به موتور محرک تیم شد و در فصل دوم، آمار خود را بهبود بخشید؛ ۲۴ گل لالیگایی و چندین گل دیگر که موجب شد او توپ طلا را در آغوش بکشد و عنوان «بهترین بازیکن سال فیفا» را به خود اختصاص دهد.

او بهترین و دست‌نیافتنی‌ترین بود اما تداوم موفقیتش به طور طعنه‌آمیزی رابطه تیره‌وتارش با هواداران برزیل را تحت‌تاثیر قرار داد. هواداران، ریوالدو را (که در المپیک ۱۹۹۶ برابر نیجریه یک پاس رو به عقبِ بی‌دقت ارسال کرد و باعث باز شدن دروازه خودی شد و سپس یک فرصت طلایی را نیز از دست داد)، مقصر حذف و شکست تیم ملی برزیل می‌دانستند و او را یک «مزدور» لقب داده بودند. آن شب برزیل شکست خورد و ریوالدو حتی در لیست تیم برای دیدار رده‌بندی قرار نگرفت! ستاره برزیلی که با تهمت و افترای هواداران سر و کله می‌زد، وقتی این اتهامات به حدی مخرب رسید، به فکر خداحافظی از تیم ملی افتاد. برای ریوالدو هضم اینکه به‌رغم میل و تلاش بسیارش، دست‌کم گرفته می‌شد و مورد انتقاد تند قرار می‌گرفت، بسیار سخت و دشوار بود. ضمن اینکه او با وجود اینکه در قهرمانی برزیل در کوپاآمریکا ۱۹۹۹ نقشی چشم‌گیر داشت، اما هر چه بیشتر در بارسا می‌درخشید، نزد هواداران فوتبال کشورش بیشتر از چشم می‌افتاد.

هواداران سلسائو اعتقاد داشتند او بهترین عملکردش را در باشگاهش ارائه می‌کند و در رده ملی تمام توان و انرژی‌اش را به کار نمی‌بندد. ریوالدو همیشه این انتقادات را ناعادلانه می‌دانست و از آنها به‌عنوان انگیزه‌ای مضاعف برای درخشش و از بین بردن شک و شبهات استفاده می‌کرد. گرچه همگان معتقدند حضور در تیم ملی برزیل باعث خوشحالی هر بازیکنی ا‌ست اما چهره ریوالدو همیشه اندوهگین بود و زمانی که درباره توهین هواداران از او پرسیده می‌شد، همانند دیگر بازیکنان قصد گمراه کردن خبرنگاران را نداشت و بی‌پرده صحبت می‌کرد. ریوالدو در کودکی همواره احساس تنهایی می‌کرد و گویی این احساس هیچ‌گاه از او جدا نشد. وقتی پاسی اشتباه برای هم‌تیمی‌هایش ارسل می‌کرد توهین می‌شنید، زمانی که فرصتی را از دست می‌داد، گوشش پر می‌شد از فحاشی‌های بی‌رحمانه و حتی بعد از گلزنی نیز برخی او را هو می‌کردند. در واقع بعد از «جان بارنز»، نخستین استعداد و ستاره چپ‌پایی بود که مورد حملات خودی‌ها قرار گرفت، ریوالدو دومین ستاره‌ای بود که چنین بی‌رحمانه سلاخی شد. شادی‌های او پس از ۸ بار گلزنی‌اش در رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۲ فریب‌تان ندهد، او درون مردی شکسته بود و هرگز به پیدا کردن دوست علاقه‌ای از خود نشان نداد و حتی رابطه خوبی نیز با رسانه‌ها نداشت. از این نکته غافل نشوید که بازیکنان بزرگ با کیفیتی مادرزادی که باعث می‌شود در کسری از ثانیه بهترین کار را انجام دهند، از سایر هم‌عصران خود جدا می‌شوند و ریوالدو نیز از این امر مستثنی نبود.

«تایگر وودز» هرگز محبوب‌ترین بازیکن گلف جهان نبود اما همیشه مورد تحسین قرار می‌گرفت؛ او در عصری ظهور کرد که گلف اعتبار چندانی نداشت اما به لطف او و انقلابی که به تنهایی در بازی ایجاد کرد، گلف از سال ۱۹۹۶ تاکنون سیری صعودی داشته ولی ریوالدو ورزشی را برگزیده بود که پیش از او یاغی‌هایی چون مارادونا را به خود دیده بود و ریوالدو نیز نمی‌توانست به سبک دیگری بازی کند!

ضمن اینکه با نگاهی به ترکیب بارسلونا در آن زمان متوجه شرایط سخت او خواهید شد. «راب اسمیث» در گاردین در همین مورد نوشت: «تیمی متشکل از ۱۱ زیدان شما را بارها و بارها می‌کشد، تیمی متشکل از ۱۰ گری نویل و یک ریوالدو نیز همین کار را می‌کند.» پای چپِ سنگین ریوالدو در دنیای فوتبال در اواخر قرن گذشته و اوایل قرن جدید، قدرتمندترین سلاح محسوب می‌شد و با پای راست «گابریل باتیستوتا» برابری می‌کرد.

بارسلونا فصلی فاجعه‌بار را تجربه می‌کرد و پس از استعفای «لوئیس فن‌خال»، «لورنزو سرا» ماموریت هدایت آبی‌اناری‌ها را بر عهده گرفت اما حذف از لیگ قهرمانان اروپا باعث شد به سرعت از هدایت بلوگرانا برکنار شود. حضور «کارلس رکساچ» نیز تغییری در روند و رتبه تیم حاصل نکرد و تا هفته پایانی آنها در رتبه پنجم باقی ماندند. در هفته آخر پذیرای والنسیایی بودند که با سه امتیاز بیشتر در رتبه چهارم قرار داشت. خفاش‌ها با ستارگانی چون «پابلو آیمار»، «کیلی گونزالز» و «روبرتو آیالا» برای پیروزی به بارسلون آمده بودند اما در این بازی ریوالدو به همه اثبات کرد که چرا لیاقت حضور در تالار مشاهیر فوتبال را دارد. پای چپ او هیچ زمانی به‌اندازه آن روز مرگبار نبود و هت‌تریکی بی‌رحمانه را در آن شب خلق کرد. گل نخستش یک ضربه ایستگاهی مخصوص به خود بود اما «روبن باراخا» کار را به تساوی کشاند. والنسیا برای رسیدن به هدفش تنها به یک تساوی نیاز داشت و این بارسلونا بود که چیزی جز کسب ۳ امتیاز برایش کفایت نمی‌کرد، ۳ امتیازی که تنها به دست ستاره برزیلی می‌توانست کسب شود و با یک ضربه محکم و برق‌آسا از فاصله ۲۵ یاردی نیوکمپ را غرق شادی کرد. اما والنسیا قصد تسلیم شدن نداشت و باراخا مجدداً کار را به تساوی کشاند. ریوالدو هم گویا نمی‌خواست آن شب زیر سایه باراخا قرار بگیرد؛ تنها ۹۰ ثانیه به پایان مسابقه باقی مانده بود و چشم هواداران در نیوکمپ به سابق‌های قهرمان دوخته شده بود و ریوالدو نیز به این اتفاق واکنش بی‌نظیری نشان داد و آن شاهکار را با امضای خود به اتمام رساند؛ گلی که محصول خلاقیت و اجرای بی‌نقص بود و سزاوار آن ا‌ست که یکی از بهترین گل‌های تاریخ خطاب شود. «فرانک دی‌بوئر» ستاره برزیلی را در حوالی محوطه جریمه والنسیا دید و توپ را برایش ارسال کرد، توپی که البته با کنترل عجیب و بد ریوالدو همراه بود؛ توپ به هوا رفت و صحنه‌ای خلق شد که اکثر بازیکنان در چنین لحظاتی توپ را لو می‌دهند اما ریوالدو جزو «اکثر بازیکنان» نبود و با بهره‌مندی از اعتماد‌به‌نفس بالا و مهارت بی‌بدیلش، بهترین پرش را انجام داد و به زیباترین شکل ممکن ضربه‌ای برگردان زد و توپ را دقیقاً به گوشه پایین دروازه دور از دستان «سانتیاگو کانیزارس» روانه کرد. اعضای کادرفنی پس از به ثمر رسیدن این گل، دیوانه‌وار به سمت زمین دویدند و برخی دیگر تنها به آسمان نگاه می‌کردند و در شک بودند که آیا چیزی که دیده‌اند حقیقت داشته یا خیر! ریوالدو پیراهن‌اش را از تن خارج کرد و هم‌بازی‌های مبهوتش را به آغوش کشید. بعد از این گل ریوالدو به قله رسید و دیگر اجازه نداد پس از هر حرکت‌اش صدای اعتراضات بلند شود و روی عملکردش تاثیر بگذارد و دیگر آن پسر مشکل‌ساز و خائن نبود و به سرعت به پادشاه کاتالونیا تبدیل شد.

ریوالدو پس از آن دیدار معروف برابر والنسیا گفت: «آنچه امشب رخ داد بی‌نظیر بود. گل پیروزی را به تمام بازیکنانی که فصل جاری به‌سختی جنگیدند و هوادارانی که رنج کشیدند تقدیم می‌کنم. از اینکه آنها را با گل‌هایم خوشحال کردم به شدت مسرورم.» این کلمات از زبان ریوالدو حس و حال عاطفی عجیبی برای هواداران و بازیکنان داشت؛ آن شب ریوالدو با گل‌هایش باعث خوشحالی هواداران شد و تمام هوادارانی که اغلب او را رنجانده بودند آن شب به ارزش واقعی او پی بردند.

۸ ۱  
آی اسپورت
2019-02-10 14:21:00
نظر دهید

۱ نظر
سەرکەوت
يكشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ۱۴:۵۹
بی نظیر بود، بهترین، عاشقشم
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر