فهرست
شیاطینِ بی‌شیطنت
شیاطینِ بی‌شیطنت

شیاطینِ بی‌شیطنت

آی اسپورت - در جریان دیدار یک‌چهارم نهایی مقابل برزیل، دوربین شبکه تلویزیونی کشور بلژیک روی روبرتو مارتینس زوم شده بود. در حالیکه تیته با ری‌اکشن‌های معروف خودش برای برزیل کنار خط ایستاده بود اما باز هم این واکنش‌های مارتینز بود که به شدت قابل توجه می‌آمد، کسی که دومین سال حضورش روی نیمکت تیم ملی بلژیک را تجربه می‌کرد، شیاطین‌سرخ اروپا را به نیمه‌نهایی جام‌جهانی رساند و از آنها یک مدعی قهرمانی ساخته بود. سرمربی‌ای که بعد از دیدار مقابل برزیل به رسانه‌ها اعلام کرد در بازی بعدی مقابل فرانسه کمی آرام‌تر کار شاگردان‌اش را دنبال خواهد کرد. آرامشی که سرمربی اسپانیایی بلژیک از آن صحبت می‌کرد در دیدار مقابل دشان و یاران‌اش دیده میشد، با این تفاوت بزرگ که آرامش مارتینس دیگر به پیروزی و کسب قدرت منجر نشد.

مرد 43 ساله نیمکت بلژیک در حال تجربه کردن بزرگ‌ترین شب دوران مربیگری‌اش بود. بلژیک برای دومین بار در تاریخ به نیمه‌نهایی رسید و اگر این اتفاق با کسب جواز حضور در فینال رقابت‌ها همراه میشد، نام مارتینس حداقل دهه‌ها بیشتر از چیزی که اکنون در تاریخ این کشور ثبت شده، باقی می‌ماند. در شب سرنوشت‌ساز سنت پترزبورگ اما هیچ چیز آنطور که مارتینس و شاگردانش می‌خواستند پیش نرفت و شاید یکی از مقصران باخت مقابل فرانسه کسی باشد که تا پیش از این بازی هیچکس نتوانسته بود ایرادی به کار او بگیرد؛ روبرتو مارتینس، کسی که بعد از مسابقه جوابی برای پاسخ به انتقادات نداشت.

مارتینس در جریان دیدار مقابل برزیل سیستم خودش را به 3-3-4 تبدیل کرد و از آن نتیجه گرفت. بازی با 3 دفاع در بازی‌های قبلی کمی خطرناک به نظر می‌رسید و همین شد که بلژیکی‌ها در دیدار مقابل سلسائو با ترکیبی متفاوت به میدان رفتند و تنها یک نیمه برای نتیجه گرفتن از این تغییر کافی بود. سرمربی بلژیک در جریان جام بیست‌ویکم بارها ترکیب تیم‌اش را تغییر داد و به نظر بهترین انتخاب‌اش همان ترکیب بازی مقابل برزیل بود اما در مقابل فرانسه هیچ چیز طوری که باید پیش نرفت.

واقعیت تلخ این‌ست که بزرگ‌ترین فرصت فوتبال بلژیک طی دهه‌های اخیر به راحتی از دست رفت. نسل طلایی فوتبال این کشور اگر می‌خواستند زمانی را برای سنجاق شدن به تاریخ کشورشان انتخاب کنند، مطمئناً جام‌جهانی 2018 روسیه بهترین زمان بود. اگرچه آنها حالا فرصت کسب مقام سوم را هم دارند ولی تیمی که مارتینس با خودش به روسیه برده بود، فقط با کسب قهرمانی می‌توانست مردم کشور بلژیک را به رضایت کامل برساند. آنها در جام‌جهانی 2014 توسط آرژانتین و در یورو 2016 توسط ولز از دور رقابت‌ها کنار رفتند و در این جام‌جهانی از سندروم مرحله یک‌چهارم هم عبور کردند ولی در نیمه‌نهایی مغلوب تیمی شدند که شاید، شاید اگر در مرحله گروهی کمی سیاست‌مدارانه رفتار می‌کردند، تا فینال مقابلشان قرار نمی‌گرفتند. بلژیکی‌ها باز هم از رسیدن به فینال باز ماندند با این تفاوت که همه بازیکنان این تیم نسبت به 2 سال پیش، حرفه‌ای‌تر و باتجربه‌تر بودند و همین مسئله تلخی نرسیدن به فینال را برای بلژیکی‌ها خیلی زیاد می‌کند.

اگر قبل از مسابقه کامل بودن فرانسوی‌ها از نظر تیمی را یکی از دلایل موفقیت این تیم می‌دانستیم، خیلی‌ها قدرت ذاتی بلژیک در بازی‌های قبلی را عاملی می‌دانستند که «تیم بودن» فرانسه را تحت سلطه‌اش قرار خواهد داد اما در جریان بازی دقیقاً همین اتفاق تفاوت‌ها را رقم زد؛ وقتی که مدافع ملی‌پوش پاری‌سن‌ژرمن یعنی توماس مونیه در ترکیب بلژیک حضور نداشت و برنامه‌های مارتینس تا حد زیادی روی هوا ماند. در نبود مونیه از ناصر شادلی در پست دفاع راست استفاده شد، کوین دبروین، ادن آزار و لوکاکو 3 بازیکن خط حمله بودند، فیلینی و ویتسل و دمبله نیز خط هافبک تیم را تشکیل دادند. این باعث شده بود تحرک خط هافبک در ضدحمله‌ها نسبت به بازی مقابل برزیل بسیار کم شود و نبود بازیکنی مثل شادلی در پست تخصصی‌اش و البته فقدان مونیه، سرعت را از حملات بلژیک گرفته بود. مواقعی که شادلی برای کمک به خط حمله جلو می‌رفت، سیستم بلژیک دوباره به 3-4-3 تغییر پیدا می‌کرد اما هافبک وست‌برومویچ به حدی در پست جدیدش غریبه بود که حتی یک سانتر موفق روی دروازه هوگو لوریس ارسال نکرد.

معدود موقعیت‌هایی که شاگردان مارتینس روی دروازه فرانسه ایجاد کردند بیشتر روی اتفاق و توپ‌های ارسالی از روی نقطه کرنر بود. اصلی‌ترین آنها هم توسط لوریس دفع شد و در نیمه دوم زور بلژیک برای عبور از دفاع فرانسه به شدت کاهش یافت. مارتینس سعی داشت از مروان فلینی به عنوان بازیکن شماره 10 استفاده کند، کسی که در حملات به لوکاکو در خط حمله اضافه میشد تا از توپ‌های هوایی بهره ببرد، یعنی دقیقاً همان تاکتیکی که در بازی مقابل ژاپن به داد بلژیک رسید. مارتینز اما فراموش کرده بود که در این بازی، بَک راستی به نام مونیه در ترکیب وجود ندارد.

نقطه ضعفی بلژیک روی گل ساموئل اومتیتی بروز پیدا کرد؛ اشتباه فیلینی در یارگیری موجب شد که مدافع ملی‌پوش بارسلونا به آزادانه‌ترین شکل ممکن ضربه سر خودش را وارد دروازه تیبو کورتوآ کند. تمرکز بلژیکی‌ها درست همان شبی که باید برای مردم کشورشان بخشی از تاریخ جدید فوتبال‌شان را می‌نوشتند، بسیار کم بود. این از بی‌دقتی‌های دبروین روی موقعیت‌هایی که از دست داد به وضوح دیده میشد. در دقایق آخر مسابقه هم روملو لوکاکو با تمرکز پایین، زمان‌بندی مناسبی برای رسیدن به توپ ارسالی از سمت چپ نداشت تا همه چیز برای بلژیک و او تمام شده باشد.

نسل طلایی فوتبال بلژیک حالا فرصت دارد با سوم شدن در جام‌جهانی 2018 روسیه، جام بیست‌ویکم را با برد به پایان برساند، بردی که مطمئناً به آنها این درس را خواهد داد که برای قهرمانی در جهان به باوری مثل باور آنها در شب بازی مقابل ژاپن و برزیل نیاز است. بدون شک بلژیکی‌ها سه‌شنبه شب بدترین زمان ممکن را برای آرامش داشتن انتخاب کردند، آرامشی که ضربه‌ای کاری بر پیکرشان وارد کرد تا اثبات شود در جام‌جهانی نباید اشتباه کنید.

۳ ۱  
آی اسپورت
2018-07-12 15:55:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
دمش گرم
پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۶:۰۷
باز دم بلژيك گرم كه سمت سخت جدولو انتخاب كرد و مردونه بازي كرد و حذف شد، انگليس بايد خيلي زودتر ازينا حذف ميشد تا درس عبرتي بشه براي تيمايي كه حاضرن ببازن و تباني كنن تا مسير راحتتري رو برن
۳
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر