فهرست
گفت‌وگوی بلندِ برانکو: به کی‎روش مشورت دادم
گفت‌وگوی بلندِ برانکو: به کی‎روش مشورت دادم

گفت‌وگوی بلندِ برانکو: به کی‎روش مشورت دادم

آی اسپورت - برانکو ایوانکوویچ امروز با حضور در برنامه زنده من و شما در شبکه تلویزیونی «شما» گفتگویی طولانی و جذاب با مجری این برنامه انجام داد. در این گفتگو برانکو خاطراتش ر زمان حضور روی نیمکت تیم ملی را هم مرور کرد و درباره دوران حضورش در پرسپولیس هم حرف زد. حرف های برانکو در این گفتگوی جذاب را بخوانید.

در شهر ما فردی که توپ داشت حرف اول و آخر را می‌زد: ما در یک شهر کوچک زندگی می‌کردیم. شهری که وقتی با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردیم فردی که توپ داشت حرف اول و آخر را می‌زد. در واقع او بود که خودش پنالتی‌ها را می‌زد و ستاره تیم بود. در کل خاطرات خیلی خوبی از کودکی به یاد دارم و روز‌های بسیار خوبی بود. آن موقع هم وضعیت مالی خانواده‌مان هم بد نبود، اما پولدار نبودیم.

آستانه تحملم بالاتر رفته: در کودکی بیشتر لجباز بودم، اما هر چه بزرگ‌تر شدم لجبازیم کمتر شد. الان وقتی یکسری رفتارها را از بازیکنان می‌بینم آستانه تحملم بالاتر رفته است.

شبیه نویدکیا بازی می‌کردم: من به مدت 13 سال در لیگ برتر یوگسلاوی سابق بازی می‌کردم و هافبک چپ پا و شماره 10 تیمم بودم. فوتبال را خیلی زود و در 30 سالگی کنار گذاشتم و همان موقع رفتم دنبال مربیگری و تا الان کارم در این عرصه ادامه پیدا کرده است. اینکه بخواهم فوتبالم را با یکی از بازیکنان ایرانی مقایسه کنم سخت است، اما کمی شبیه محرم نویدکیا بازی می‌کردم. البته محرم از من بهتر بود و در کل او یک بازیکن خاص بود.

من و بلاژویچ ترکیب مدیریتی خوبی را تشکیل داده بودیم: بلاژ در حال حاضر بازنشسته شده است، اما خداراشکر شرایط جسمانی خوبی دارد. او از نزدیک فوتبال کرواسی را دنبال می‌کند و در سن 83 سالگی در خیلی از بحث‌های فوتبالی و غیرفوتبالی هم شرکت دارد. من و بلاژ ترکیب مدیریتی خیلی خوبی را تشکیل داده بودیم و باعث افتخار من است که هفت سال کنار بلاژ بودم و با او در جام جهانی تیم سوم دنیا شدم. در آن مقطع من همزمان در باشگاه هم کار می‌کردم. خاطم هست آن زمان که با ایران بازی دوستانه داشتیم او بعد از بازی گفت اگر یوگسلاوی سابق بتواند ایران را شکست دهد یک توپ فوتبال را قورت خواهد داد! او به این خاطر این حرف را زد که واقعاً تیم ایران را تیمی با کیفیت می‌دانست. بلاژ شخصیت بسیار جذابی دارد و بیش از 50 سال در کار مربیگری نتایج خوب کسب کرد که مقام سومی دنیا با کرواسی بهترین آن بود. او رفتارها و شخصیتش خاص بود و خبرنگاران هم واقعاً دوستش داشتند.

بلاژویچ بی‌جهت به من پرفسور نمی‌گفت: من فوق  لیسانس تربیت بدنی در شاخه فوتبال را دارم و در دانشگاه هم فوتبال تدریس می‌کردم. تخصصم این است و این طور نیست که وقتی عینک می‌زنم بلاژ به من بگوید پرفسور. اگر عینکم را بردارم شما مجری تلویزیون را استقلالی می‌بینم!

بازیکنانم در تیم ملی می‌توانستند در 2 جام جهانی دیگر هم بازی کنند: یک صحبت‌هایی شده بود. اینکه زیبا بازی نمی‌کنید؟ من می‌پرسیدم که زیبا بازی کردن چیست و معیار آن چیست؟ میانگین گل‌های زده ما 2.86 بود و 80 درصد بازی‌های را می‌بردیم. بازیکنانم این پتانسیل را داشتند که در دو جام جهانی دیگر هم بازی کنند. شاید کلاً سه بازیکن داشتیم که می‌توانستیم بگوییم آخرین جام جهانی‌شان است. علی دایی، سهراب بخیتاری‌زاده و یحیی گل‌محمدی و بقیه باید می‌ماندند. آنها می‌توانستند در دور بعدی هم به جام جهانی بروند.

در جام جهانی 2006 بدون آماده‌سازی وارد مسابقات شدیم: می‌توانستیم به جام جهانی بعدی هم برویم. منظور من جام جهانی بعدی بود، نه دور بعدی. ما در جام جهانی 2006 بدون آماده‌سازی وارد مسابقات شدیم، چون باشگاه‌ها به دلیل لیگ قهرمانان آسیا اجازه ندادند بازیکنان به اردوی تیم ملی بیایند. علی دایی، یحیی گل‌محمدی و سهراب بختیاری‌زاده 10 روز مانده به شروع جام جهانی به تیم ملی اضافه شدند. محرم نویدکیا و علی کریمی مصدوم شدند و اولین بازی علی کریمی پس از شکسته شدن مچ پایش، بازی دوستانه با کرواسی پیش از جام جهانی بود. او بدترین مصدومیت را پشت سر گذاشت، چون در بازی بایرن برابر هامبورگ که او مصدوم شد، من در ورزشگاه بودم. مهدی مهدوی‌کیا مشکل کمر داشت، وحید هاشمیان لیگامنتش آسیب دیده بود و فریدون زندی هم همین‌طور.

ما در جام جهانی 2006 دو اشتباه داشتیم: ما تا دقیقه 60 دیدار با مکزیک خیلی خوب بودیم، اما دو اشتباه در آن جام جهانی داشتیم. یکی از اشتباهات‌مان مقابل پرتغال بود که آن زمان بهترین تیم تاریخ این کشور را با فیگو و رونالدو داشت. اسکولاری هم سرمربی‌شان بود که ما را 2 بر صفر بردند، با یک پنالتی و شوت 30 متری دکو. آنگولا را هم باید می‌بردیم و به نظرم اگر اشتباهات نبود، از آن گروه هم می‌توانستیم صعود کنیم.

چون قراردادم تمام شده بود به ایران نیامدم: من قراردادم تمام شده بود. من قبل از جام جهانی قراردادم تمام شده بود. در آلمان ماندم و بقیه بازی‌ها را نگاه کردم. دادکان هم از سمت ریاست فدراسیون کنار رفت، داود بگوویچ که مربی دروازه‌بان‌ها بود به ایران برگشت، اما دو ماه در فدراسیون کسی نبود با او صحبت کند. من هم قراردادم تمام شده بود.

بعد از جام جهانی شرمنده کسی نشدیم: همه خبرنگارها در آلمان بودند و بعد از آخرین بازی‌مان نشست خبری برگزار کردم و می‌توانستند هر سؤالی دارند، بپرسند. فضا باز بود و می‌توانستند هر سؤالی دارند بپرسدند. ما رفتار شفافی داشتیم و شرمنده کسی هم نشدیم. ما سربلند بودیم و مانند عربستان سعودی شش یا هفت گل نخوردیم. ما با مکزیک زمان زیادی از بازی یک - یک بودیم و پرتغال هم به سختی ما را برد، با یک پنالتی ناشیانه.

علی کریمی در حد مسی بود: بازی با پرتغال بود و من آن صحنه را ندیدم. من لب خط بودم و قرار نبود همه چیز را ببینم. علی کریمی را درک می‌کنم، چون از او به عنوان بازیکن بایرن مونیخ انتظار بالایی می‌رفت و هیچ‌کس درک نمی‌کرد به او چه می‌گذرد. کریمی بعد از مصدومیت سختی که داشت، شرایطش سخت بود. علی کریمی استعداد بالایی دارد و به نظر من در حد مسی بود، اما مصدومیت شرایط او را در آن زمان سخت کرد. بعد از بازی ماجرا را فهمیدم و صحبت کردیم و در آخرین بازی مقابل آنگولا هم بازی نکرد. کریمی بازی نکرد، برای اینکه آماده نبود و مصدومیت داشت. همیشه گفته‌ام این بدشانسی من، ما و ایران بود که بهترین بازیکن‌مان برای بازی‌ها آماده نبود.

دایی می‌توانست بهترین پست‌ها را در AFC داشته باشد: در محبوبیت و معروفیت آقای علی دایی همین بس که امسال هم برای قرعه‌کشی جام جهانی دعوت شد و بازیکنی است که بیشترین گل ملی تاریخ فوتبال را زده است. او تمام زندگی‌اش را برای فوتبال و تیم ملی ایران گذاشت. زمانی که ما بازی‌های مقدماتی جام جهانی را انجام می‌دادیم ( زمان بلاژوویچ) در فیفادی بازی نمی‌کردیم، اما علی دایی باشگاهش را رها می‌کرد و به بازی‌ها می‌آمد. به نظرم دایی اکنون هم می‌توانست بهترین پست‌ها را در AFC داشته باشد، اما او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال مربیگری می‌کند و می‌خواهد دانش و تجریباتش را در اختیار دیگران قرار بدهد.

در جام جهانی 2006 فشار زیادی روی دایی بود: در آن مقطع روی دایی فشار زیاد بود. ضمن اینکه با توجه به تاکتیکی که ما برای جام جهانی در نظر داشتیم، دایی قرار بود فقط در بازی با مکزیک و آنگولا بازی کند، چرا که پرتغال سرعتی بازی می‌کرد و ما نیاز به بازیکن سرعتی در خط حمله داشتیم تا در ضدحملات به گل برسیم. البته در کنار این مسائل دایی کمر درد هم داشت. او حتی عضله دوقلویش هم پاره شد، اما با همه این دردها جای بحث برای بازی کردن او وجود نداشت و دایی اصلاً به خاطر شرایط جسمانی‌اش از تیم ملی دور نمی‌ماند، چرا که با تمام وجودش برای ایران بازی می‌کرد.

میرزاپور از بهترین‌ها بود: همه نفراتی که در تیم ملی حضور داشتند از بهترین‌ها بودند. علوی در هافبک دفاعی خوب کار می‌کرد. میرزاپور واقعاً بهترین بود.

بیرانوند از دروازه‌بان پرتغال بهتر است: من سجادی را به کادرم اضافه کردم تا یک مربی ایرانی کنار  بگوویچ که بیشتر از هزار بازی در سطح اول فوتبال یوگسلاوی داشت تجربه کسب کند.  من یک سؤال دارم. اگر میرزاپور بد بود چرا او بعد از جام جهانی همچنان دروازه‌بان اول تیم ملی بود؟ در آن مقطع ما بهتر از میرزاپور نداشتیم، اگرچه او دروازه‌بان کاملی نبود. الان شرایط فوتبال ایران فرق می‌کند و شما سنگربان‌های خوبی دارید. به نظر من الان بیرانوند از دروازه‌بان پرتغال بهتر است.

 «آیا در سال‌های حضورتان در ایران هنوز زبان فارسی را یاد نگرفته‌اید؟»

اگر من فارسی را یاد نگرفتم مشکل از مترجمم و رضا (چلنگر) است که آنها نگذاشتند من فارسی یاد بگیرم. یک بار به مترجمم گفتم که چرا صحبت‌های من را ترجمه نکردی؟ که مترجم به من گفت مهم نبود ولش کن.

من زن ذلیلم: این واژه را رضا به من می‌گفت و می‌گفت که من زن ذلیل هستم! البته مترجم الانم زن ذلیل است! من خودم هم یک زن ذلیل هستم!

همسر چلنگر از سر او هم زیاد بود: بلاژوویچ تمام تلاشش را برای مجاب کردن همسر رضا به کار بست، چون خانم رضا خیلی زیبا بود و از سر او هم زیاد بود. (با خنده) البته رضا بعدها ثابت کرد که استحقاق داشتن این همسر را دارد.

برای تمدید قراردادم یکسری مسائل هنوز وجود دارد که باید حل شود: یکسری مسائل هنوز وجود دارد که باید حل شوتد. ما در حال بحث هستیم. مشکلات فقط مالی نیست و یک مجموعه از بحث‌هاست، چون در قرارداد همه بندها مهم خواهد بود و نه فقط بحث مالی.

نمی‌توانم بگویم اگر فلانی مدیرعامل نباشد دیگر من سر تمرین نمی‌روم: من همیشه حمایت می‌کنم، اما نمی‌توانم روی یکسری از مقررات که در جامعه حاکم است، تغییر ایجاد کنم. من خارجی هستم و با باشگاه قرارداد دارم و نمی‌توانم بگویم اگر فلانی مدیرعامل نباشد دیگر من سر تمرین نخواهم رفت، چون قانون و مقررات وجود دارد. من از طاهری بابت همه همکاری‌هایی که وجود داشت تشکر کردم و در حالی که ایشان را از قبل نمی‌شناختم، اما در این مدت همکاری خوبی داشتیم.

می‌دانم برای هواداران پرسپولیس دربی از اهمیت بالایی برخوردار است: یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید شما امتیاز بازی با تیم‌های کوچک را جمع کن، در آخر قهرمان خواهی شد، اما خوب می‌دانم برای هواداران پرسپولیس دربی از اهمیت بالایی برخوردار است. به این خاطر به این بازی هم نگاه ویژه‌ای دارم. خوشبختانه ما در این فصل دربی رفت را بردیم و حالا برای قهرمانی تلاش می‌کنیم که واقعاً کسب این عنوان مهم‌تر است.

صادقیان بازیکنی غیرقابل پیش‌بینی است: پرواضح است که صادقیان کیفیت خاص خودش را دارد، بازیکنی که نمی‌شود او را پیش‌بینی کرد. او با هیجان و انگیزه زیادی بازی می‌کند و به همین خاطر شرایط متفاوتی دارد. او همیشه روی لبه نظم و بی‌انضباطی است. خودتان می‌دانید نظم در فوتبال چقدر اهمیت دارد. من معمولاً نمی‌توانم بپذیرم بازیکنی حادثه‌ساز باشد. به‌هرحال او از پرسپولیس رفت و اینکه حالا مقصر خودش بوده یا کس دیگر مهم نیست و خیلی به آن فکر نکردم.

ماهینی و محرمی را به رضاییان ترجیح دادم: رامین کیفیت خاص خودش را دارد و کارنامه او در پرسپولیس و تیم ملی مشخص است. او بازیکن خوبی است که همچنان در تیم ملی بازی می‌کند، اما من در جناح راست حسین ماهینی در اولویتم بود و در کنار او صادق محرمی جوان را داشتم بازیکنانی که قابل اعتمادتر هستند و بیشتر در خدمت تیم بوده و هستند.

رضاییان انتظار داشت که دیگران خود را با او تطبیق دهند: زمانی که رامین به ترکیه رفت و برگشت من تیمم را بسته بودم. فلسفه کاری‌ام به این شکل است که اگر تیمم را ببندم دیگر سخت می‌شود بازیکنی به جمع‌مان اضافه شود یا اینکه بخواهم بازیکن فیکس تیمم را از ترکیب کنار بگذارم. رامین برگشت و در چند بازی به میدان رفت، اما من از عملکرد او در برخی از بازی‌ها رضایت نداشتم. او هم در حد و مرز در اختیار تیم بودن یا عدم در خدمت تیم بودن، قرار داشت. او بیشتر از اینکه خودش را با تیم تطبیق دهد انتظار داشت که دیگران خود را با او تطبیق دهند.

به رضاییان فرصت دادم تا خودش را به تیم تحمیل کند اما او استفاده نکرد: قبل از هر چیز بگویم طارمی و رضاییان بعد از اتمام قراردادشان راهی ترکیه شدند و من بابت این قضیه ناراحت نشدم و هیچ‌کس هم نباید ناراحت می‌شد. در فوتبال حرفه‌ای حق بازیکن است که در مورد آینده‌اش تصمیم بگیرد. مهدی بهترین بازیکن و گلزن لیگ برتر بود که راهی ترکیه شد و برگشت. او را هم چند هفته نیمکت‌نشین کردم و بعد به میدان فرستادم که البته عملکرد خوبی داشت، اما رضاییان دیرتر از طارمی به تیم برگشت، ضمن اینکه من به رامین فرصت دادم تا خودش را تحمیل کند، اما او از این فرصت استفاده نکرد و صبور هم نبود.

در زمان بازگشت طارمی گفتند همه چیز در کنترل است: وقتی مهدی برگشت من چند بار پیگیر این ماجرا شدم و پرسیدم آیا مشکلی برای بازگشت تو به وجود نیامد که گفتند نه، همه چیز در کنترل است. اینکه بخواهم تمام قضایا را پیگیری کنم، کار من نیست و باشگاه باید این کار را می‌کرد، اما به‌هرحال اشتباهاتی از سوی باشگاه و طارمی سر زد که الان تاوانش را پس می‌دهیم.

به درخواست بزرگ‌ترهای تیم از خطای بازیکنانم گذشتم: این اتفاق چهار روز قبل از بازی ما با الااهلی رخ داد. من بسیار عصبانی شدم. ما برای یک کار جدی و در مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا به دبی رفته بودیم و انتظارم این بود که بازیکنان نه صددرصد، بلکه دویست درصد روی بازی تمرکز کنند. به‌هرحال ما آن مسابقه را به مانند یک الماس درآوردیم و در حالی که یک یار کمتر داشتیم با نتیجه 3 بر یک برنده شدیم. من بازیکنان خاطی را جریمه کرده بودم، اما به خاطر درخواست بزرگ‌ترهای تیم و عملکرد خوب آنها در بازی از خطای‌شان گذشتم.

بازیکنانم را چون همراه بازیگری به بیرون رفته بودند، جریمه کردم: من در جریان این قضیه قرار نداشتم، اما وقتی در باشگاه ایرانیان دبی اقامت پیدا کردیم فهمیدم که برخی بازیکنان با بازیگری که گفتید بیرون بودند و آنها را جریمه کردم. همه جای دنیا مشابه چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد و بازیکنان ممکن است اردوی تیم را ترک کرده و راهی کنسرتی شوند، من از باشگاه خواستم نفرات خاطی را جریمه مالی کند که به نظرم این سخت‌ترین جریمه برای هر بازیکن است. الان هم می‌گویم اگر هر یک از این بازیکنان خطای‌شان را تکرار کنند این بار آنها را کنار خواهم گذاشت.

من مشکلی با کی‌روش ندارم: من مشکلی با کی‌روش ندارم. حداقلش این است که هر یک از ما ایده‌های خاص خودش را دارد و فلسفه کاری‌مان مشخص است. چرا باید با او مشکل داشته باشم؟!

کی‌روش قبل از حضور در تیم ملی با من تماس گرفت: من با کی‌روش شامی نخوردم. یک موضوع را شما نمی‌دانید. وقتی کی‌روش برای اولین بار قصد داشت به ایران بیاید با من تماس گرفت و در مورد ایران و فوتبالش اطلاعاتی خواست. به او گفتم اگر از ایران پیشنهاد داری حتماً به آنجا برو، چرا که ایران کشوری است که مردمش عاشق فوتبال هستند و بازیکنان و به قول خود کی‌روش کارگرهای بزرگی در اختیار دارد که پتانسیل بالایی دارند. من به کی‌روش تأکید کردم که شما می‌توانید با این نفرات نتایج خوبی بگیرید. من فقط یک جا با تصمیم کی‌روش مخالفت کردم و آن تابستانی بود که او قصد داشت بازیکنان مرا به اردو ببرد و من مجبور بودم تا یک هفته مانده به آغاز لیگ با پنج بازیکن تیمم تمرین کنم.

باید دید برنامه‌ریزی کی‌روش عملی می‌شود یا نه: من نمی‌دانم این قضیه چطور سازماندهی خواهد شد. ممکن است یک تیم چهارشنبه بازی داشته باشد و تیم دیگر پنجشنبه و چند تیم هم جمعه بازی کنند. در این صورت چه باید کرد؟! باید دید این نوع برنامه‌ریزی عملی می‌شود یا نه. به‌هرحال من نامه رسمی از سوی فدراسیون در این  ارتباط ندیدم و تا آن زمان هم نظری ندارم.

3 سال است که مربیان تیم ملی وضعیت تیم ما را از نزدیک ندیده‌اند: همه چیز بستگی به این دارد که نوع ارتباط گرفتن چطور باشد. در آن مقطع تیم‌های صبا و سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا بازی‌های حساسی را پیش رو نداشتند، اما برای شرایط امروز تیمم باید بگویم که باید دید نوع ارتباط‌گیری چطور است. من در این سه سال اخیر هیچ‌گاه شاهد این نبودم که کسی از کادر فنی تیم ملی وضعیت تیم ما را از نزدیک ببیند و برنامه‌های‌مان را ملاحظه کند.

امیری بیشتر از ژاوی و اینیستا می‌دود: من مایل نیستم وارد جزئیات شوم، ضمن اینکه تا به حال هم کسی از نزدیک شرایط بازیکنان تیم ما را زیر نظر نگرفته است، اما فقط این رامی‌گویم وحید امیری بازیکن تیمم بیشتر از اینیستا و ژاوی روی همدیگر، می‌دود.

اختلاف کی‌روش و برانکو و ماجرای ایفمارک: در نظر بگیرید مقررات لیگ و فدراسیون چه می‌گوید. طبق مقررات لیگ‌های برتر، دسته اول و دسته‌های پایین‌تر هر سال باید بازیکنان در ایفمارک که یک مرکز پزشکی مجهز  است، تست پزشکی دهند، چون این مکان مجهز بوده و زیر نظر فدراسیون است، اما چطور باید بازیکن تیم من بدون اطلاع خود من در جای دیگری تست پزشکی دهد؟! طبیعی است که من دوست دارم که موقع تست پزشکی بالای سر بازیکنم باشم و شرایط را از نزدیک کنترل کنم.

همیشه با تیم ملی همکاری کرده‌ام: من همیشه با تیم ملی همکاری کرده‌ام. ما حتی در فصل جاری در دو بازی مقابل گسترش فولاد و استقلال خوزستان 48 ساعت قبل از بازی ملی‌پوشان‌مان را تحویل گرفتیم و مجبور شدیم بدون آنها دو بازی خود را برگزارر کنیم.

محروم هستیم و نمی‌توانیم بازیکن بگیریم: اول اینکه ما محروم هستیم و نمی‌توانیم بازیکن بگیریم مسئله مهمتر اینکه من اعتماد کامل به کادر بازیکنانم دارم و آنها جوابگوی خواسته‌های من در بازی‌هایی که پیش رو داریم، هستند.

چه زمانی اجازه ندادیم بازیکنان‌مان به اردوی تیم ملی بروند: ما چه زمانی اجازه ندادیم بازیکنان‌مان به اردوی تیم ملی بروند؟ فقط من یک مسئله را می‌گویم. ما قبول کردیم دو روز بعد از اینکه تیم ملی بازی داشت، لیگ را بدون پنج بازیکن ملی‌پوش شروع کنیم.

 

۴۲۹ ۲۰  
آی اسپورت
2017-12-08 17:39:00
نظر دهید
۲۰ نظر
مار و عقرب
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۸:۱۶
مصاحبه اینو میخونی فقط نقل به مضمون و تلاش در خوب جلوه دادن بقیه هست. شفر هم مصاحبه هاش مثل برانکو و پر از احترام به بقیه هستش. ولی مصاحبه کیروش پر از عقرب و مار و راننده تاکسی و تیکه به این و اون هست
پیمان
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۱
تاحدودی حرف شما درسته دوست گرامی... اما شخصیت آدمها متفاوت. نظر شخصی من اینه که به خاطر تیم ملی هم شده باید تحمل کرد اما وقتی کفاشیان سواری میده یارو سوار میشه و انتظارتاش زیاد میشه بعد.... اما مشکلات توی من هوادار هم هست بعصی ها میان اینجا کری های چندش آوری میخونن بابا یکی شش تا خورد یکی چهار تا ... بابا فوتبال به گل خوردن و گل زدنش خوشگله چرا این یارو عرب رو شاخ میکنیم به هم. در ضمن یاد بیست سال قبل بخیر پرسپولیس و استقلال قویش جذابتره متاسفانه از زمانه که سپاهان مطرح شده به نوعی سعی شده یکی از این تیمها ضعیف بشه. به نظر من قطبهای فوتبال ایران تهران و آذربایجان و جنوب و شمال هست با احترام به جاهای دیگر.
۵
مار و عقرب به پیمان
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۲:۲۱
شما هم درست میگی شخصیت ها متفاوت است ولی شخصیت یک مربی بیانگر شخصیت تیم است. ببین تاج هر چقدر هم بد باشه مربی تیم ملی نباید بره تو مصاحبه با یک شبکه خارجی گند بزنه به تاج و فدراسیون. این کار وجهه کشور رو خراب می‌کنه.
موضوع بعدی که گفتی کری خونیه.واقعا مایه گذاشتن از خربیین و عبدالرحمان و ۴و ۶ سطحی ترین نوع کری خوانی هست
cerezo
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۸:۲۹
پروفسور جان درد و بلات بخوره تو سر مزدورای رسانه ای ، این مزدورا وقتی که پرسپولیس خلاف قوانین 48 ساعت بعد بازی تیم ملی( آنهم دوستانه و تشریفاتی و جالب اینکه با وجود آگاهی از شرایط قبله عالم اکثر بازیکنان رو تعویض کرد ولی سه بازیکن پرسپولیس رو 90 دقیقه بازی داد) تو لیگ بازی میکرد و سریع باید پرواز میکرد به سمت عمان، خودشونو به نفهمیدن زده بودن و اونجا رگ ناسیونالیستی ، منافع ملیشون بالا نمیزد، لطف مکرر حق مسلم شده واسشون ، بزرگی تو واسه ما اثبات شده مرد ،تو نیازی به هوچیگری نداری
خاطره بازی با الهلال: عمر خریبین و پنالتی چیپ
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۸:۵۵
یه مشورت هم به رامون دیاز سرمربی الاهلی میدادی
خخخخخخخخخ
00
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۱:۲۱
امسال شوفر بهش مشورت میده خخخ
علی پرسپولیسی
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۱:۲۸
خخخخخ؟ الان فکر کردی چیز بانمکی گفتی؟ چندش آور. بعضیا کری میخونن آدم کیف میکنه میمیره از خنده ولی یه سری بی مزه هم مثل این حال آدمو بهم میزنن. یه چیزی بگو بعد بذار اگر خنده دار بود بقیه بخندن نه خود لوست.
مارال
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۳:۱۸
شوفر هس دیگه !!
۶
کیروش و دار و دسته
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۹:۰۳
تو جانی پروفسور محبوب
بدون بهانه فقط و فقط با تمرین و کار نشون میدی بهترینی حتی اگه کل رسانه تصویری و نوشتاری کشور از یک نفر حمایت کنن باز هم نمیتونن جلو حرف حق و محبوبیتت بایستن
آنتی شومن
شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۷
تو خیلی زیاد به خودت فشار میاری.فهمیدیم طرفدار برانکو هستی.زیاد به خودت فشار نیار.فقط یه سوال ازت دارم تو که اینقدر تو کف برانکو هستی وقتی رامون دیاز کوبوندش به زمین چه حالی داشتی؟راستش بگو
۱
حرف حساب
شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۶:۰۷
تو هم زیاد به خودت فشار نیار مثل استقلال تو دربی متلاشی میشی ها! همه دیگه میدونند باختهای متوالی تون به برانکو باعث شده منطق رو از دست بدید و چرند بگید!
۲
کوهیار
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۹:۴۶
من متوجه نشدم که" بلاژویچ تلاش کرد همسر رضا مجاب کند" یعنی چی
۴ ۱
عالیجناب سرخپوش
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۳:۳۷
موضوع مربوط به زمان خواستگاری چلنکره که رضا بلاژویچ رو هم با خودش برده بود خواستگاری و بلاژ هم برای چلنکر سنگ تموم میزاره
خاطره الهلال
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۹:۵۰
خخخخخ مربی که روبرو الهلال سوراخ سوراخ شده میگه به کی روش مشورت دادم!!!
خاطره العین و دربی 6 تا و دربی 4تا
شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۰:۰۸
خخخخخ
نه پ انتظار داشتی مربی که با سوریه جنگ زده 2 بازی رفت و برگشت مساوی میکنه و به لبنان و عراق جنگ زده میبازه بیاد به برانکو مشورت بده؟؟؟
عمر خری بین هستم
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۹:۵۳
من بلایی سر برانکو آوردم که الان به هذیان گویی و چرت و پرت گویی افتاده.
آنتی شومن
شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۹
داداش گناه داره برانکو.پسر حرف گوش کنی هست.دیگه قول بده نه اذیت برانکو کنی نه بیرانوند.بذار تا یواش یواش زخمهاشون خوب شه
۱
... ام جیگرم
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۰:۰۳
درود بر تو ای برانکو که ادب تو من رو هم شرمنده کرد، ای کاش پرسپولیسی بودم و سرمربی تیم محبوبم شما بودی.
کیروش و دار و دسته
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۲
جانی پروفسور محبوب
بدون بهانه فقط و فقط با تمرین و کار نشون میدی بهترینی حتی اگه کل رسانه تصویری و نوشتاری کشور از یک نفر حمایت کنن باز هم نمیتونن جلو حرف حق و محبوبیتت بایستن
گفتگویی که باهات کردن از اول تا اخر دنبال زدنت بودن ولی حتی نشون دادی با دشمناتم خوب رفتار میکنی واقعا که مرد واقعی تو هستی بقیه اداتم نمیتونن دربیارن
کل رسانه و کیروش و کیروشیپورها و وزیر و تاج و ... یک طرف،پرسپولیس و‌برانکو و هوادارمون هم یک طرف
ما از پروفسور و تیممون تا لحظه اخر حمایت میکنیم و این سنگ اندازی رسانه ها باعث میشه بیشتر از هم حمایت کنیم مثل این سه سالی که کذشت و خیلی لحظه ها و حاشیه های بزرگی داشتیم ولی با اتحاد رفتیم جلو از این به بعدم هستیم پس تا دلتون میخواد به کیروشپرستی ادامه بدین
امیدوارم تایید شه بار دومیه که متن میفرستم بدون هیچ توهینی در متن (باید فقط متنی که کلمات زشت داره سانسور شه نه که هرمتنی مخالف میل شماست کاملا فیلتر کنین)
یاعلی
آنتی شومن
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۲۰:۵۶
مجری ازش پرسید که زمان سرمربی بودن شما در تیم ملی هم شما با لیگ مشکل داشتید و میخواستید لیگ رو تعطیل تا بلزیکن ها بیشتر در اختیار شما باشند.اینجا بود که برانکو قفل کرد و به تته پته افتاد.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر