فهرست
گواردیولا، آگوئرو و گونه‌ی رو به انقراض شماره‌ی 9
گواردیولا، آگوئرو و گونه‌ی رو به انقراض شماره‌ی 9

گواردیولا، آگوئرو و گونه‌ی رو به انقراض شماره‌ی 9

آی‌اسپورت - «مسئله فقط گل زدن نیست.» این واکنش اولیه‌یِ پپ گواردیولا بعد از هت تریکِ سرخیو آگوئرو مقابل وست بروم بود. گواردیولا در ادامه توضیح داد که آگوئرو باید کیفیتِ بازیش در بیرون باکس حریفان را بهبود بدهد. چنین نظر و انتقادی از مهاجمی در اندازه‌هایِ آگوئرو، مهاجمی که هر تیمی در دنیا آرزوی داشتنش را دارد، باورنکردنی به نظر می‌رسید، اما در عین حال نشان از روندی کلی در فوتبال مدرن با خودش داشت.

شاید – حداقل به صورت مقطعی – آگوئرو آخرین بازمانده از نسل مهاجمینِ کلاسیکِ شماره‌یِ 9 باشد. دلیل این امر روندِ تاکتیکیِ فوتبال مدرن است و درخواست‌هایی  که مربیان از مهاجمینشان برای پرس و دفاع کردن دارند. دلیل دیگر هم البته نوع رشد و پرورش بازیکنان است.

مسئله‌یِ پست مهاجم مرکزی در فوتبال مدرن بیشتر از مسائل دیگر تغییر کرده و حالا امکانش است که گواردیولا حتی بدونِ اینکه خودش بداند و بهش فکر کند به این مسئله واکنش نشان می‌دهد.

این روزها خیلی از استعدادیاب‌ها و مربیان می‌گویند باشگاه‌ها و آکادمی‌ها دیگر علاقه‌ای به تولید مهاجمین گلزن کلاسیک ندارند. مثلا محبوب‌ترین نوعِ مهاجمی که در انگلیس تولید می‌شود مخلوطی از وینگر و مهاجمِ وایدِ سرعتی است، در سبکِ آنتوان گریزمان و تئو والکات. این پستی است که اکثر بازیکنان جوان دوست دارند در آن بازی کنند، پستی که در ذهنیت مربیانِ مدرن هم بسیار محبوب است.

اما این نوع جدید از مهاجمین قدرتِ تمام‌کنندگیِ مهاجمین کلاسیک، مثل آگوئرو، را ندارند. از این جهت در آینده باید منتظر انتقادات بیشتری از ضعف مهاجمین در موقعیت‌های تک به تک باشیم و همچنین استفاده‌یِ بیشتر تیم‌ها از سیستم‌هایِ بدون مهاجم یا با شماره‌یِ 9 کاذب.

این اتفاق همین حالا در لیورپول افتاده و در تمام گوشه و کنارهایِ جهان فوتبال حس می‌شود. انگار نسبت به یک دهه‌یِ گذشته مهاجمین کلاسیک و درجه‌یِ یک کمتری داریم. خودِ گریزمان، آقای گل یورو 2016 بهترین نمونه از نسل جدید مهاجمین است. در نقطه‌یِ مقابل اسپانیا را می‌بینیم که در چند سال گذشته بیشتر از هر چیزی از نداشتن مهاجمی مثلِ داوید ویا ضربه خورده، تیمی که در یورو 2012 با استفاده از سسک فابرگاس در پست شماره‌یِ 9 کاذب دست به این تجربه‌ورزی در بالاترین سطحش زد.

مسئله‌یِ زوالِ مهاجمین مرکزی مسئله‌ایست که آرسن ونگر توضیح قانع‌کننده‌ای برایش دارد. او دلیل اصلی را در رویکردِ آکادمی‌ها می‌داند، جایی که از بازیکنان "یونیورسالیست"‌هایی می‌سازند که چند کاره هستند، نه متخصص در یک پست. اما دلایلِ دیگری برای توضیح این پدیده هم وجود دارند.

«یکی از دلایل پایه‌ای برای اینکه این روزها مهاجمین کمتری در اروپا تولید می‌کنیم اینه که در گذشته تیم‌ها در زمستون، روی زمین‌های بد و در پارک‌ها تمرین می‌کردن. بازیکنا مجبور بودند توپ را از زمین بلند کنند، مجبور بودن پشت مدافعین بدون. اما امروز کیفیتِ همه‌یِ زمین‌ها عالیه و ما فقط داریم هافبک میسازیم، چون مهمترین کار پاس دادن شده.»

ونگر در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا روزی ممکن است شماره‌یِ 9 کلاسیک دوباره بازگردد می‌گوید: «اگه در آموزشمون تغییری ایجاد کنیم شاید. برای این کار شاید مجبور بشیم مدرسه‌ای مخصوص مهاجمین بسازیم.»

این کاری‌ست که برخی از باشگاه‌ها، از جمله فولام، همین حالا انجام داده‌اند و برای مهاجمینشان مربیان تخصصی برای آموزش تمام‌کنندگی استخدام کرده‌اند. باشگاه‌هایِ دیگر اما رویکردی به این حد واکنشی نداشته‌اند. مثلا در بارسلونا باور غالب بر این است که این روند طبیعیِ پیشرفت فوتبال است و باید باهاش کنار آمد و ازش استفاده کرد.

نقش بارسلونا در این میان بسیار اهمیت دارد، چون هنوز بالاترین سطح مربیگری را دارد و اصلا جایی بوده که گواردیولا برای اولین بار تجربه‌ورزی‌هایش را شروع کرد و آن‌ها را به مرحله‌یِ تعالی رساند. این گواردیولا بود که از لیونل مسی در پست شماره‌یِ 9 کاذب استفاده کرد تمامِ این دینامیسمِ فوتبال مدرن را به راه انداخت. در ضمن مهم است به یاد بیاوریم که در تیم گواردیولا بود که زلاتان ابراهیموویچ و الکسیس سانچز به مشکل خوردند و از ترکیب اصلی دور ماندند.

اما نکته‌یِ کنایی در این میان دست به جیب شدن بارسا برای خرید مهاجمِ جوانِ اسپانیایی، پابلو مورنو بود، مهاجمی که مشخصا شبیهِ یک مهاجم مرکزیِ کلاسیک است. استعدادیاب‌ها مورنویی که برای تیم‌هایِ جوانان بارسا میانگین بیش از دو گل در هر بازی زده را با لوئیس سوارز مقایسه می‌کنند. و نکته‌یِ مهم همینجاست. هر چقدر هم مربیگری و ایده‌های تاکتیکی تغییر کنند، همیشه بازیکنانی پیدا می‌شوند که بی ارتباط به جریانِ حاکم، به ناگاه سر می‌رسند و با کیفیاتِ ویژه و خاص خودشان روی تیم‌هایشان تاثیر می‌گذارند. اگر این تاثیر عمیق باشد مربیان هم بهش واکنش نشان می‌دهند و تلاش در پیدا کردن و پرورش دادن بازیکنانِ دیگر در این سبک می‌کنند، درست همان دینامیسمی که شرایط کنونی را رقم زده است.

ایان رایت، مهاجم سابق آرسنال در این باره می‌گوید: «در دوران ما، ما باید تمام این کارها را انجام می‌دادیم. باید به مدافعین حریف حمله می‌کردیم و تعقیبشون می‌کردم. ایان راش (مهاجم افسانه‌ایِ لیورپول) استادِ این کار بود، کاری که منم باید انجام می‌دادم.»

اما این مهاجمین در ضمن باید گل هم می‌زدند. راش و رایت هر دو مهاجمینی بی‌رحم بودند با دقتِ ضرباتی فوق‌العاده بالا و کیفیاتِ تمام‌کنندگی‌ای که هر مهاجمی در دنیا بهش غبطه می‌خورد. شاید در چند سالِ آینده، تا زمانی که این حلقه‌ کامل می‌شود، باید شاهد ظهور مهاجمینی از این دست، با کیفیاتی مختلف و تکمیل‌کننده‌یِ هم باشیم، مهاجمینی که وظیفه‌شان صرفا چسباندنِ توپ به تور نیست.

۶    
آی اسپورت
2016-11-14 10:29:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر