فهرست
در به در کرسی فوتبالی در فصل کرُسی!
در به در کرسی فوتبالی در فصل کرُسی!

در به در کرسی فوتبالی در فصل کرُسی!

آی‌اسپورت- «دوشنده بی‌رقیب این سیستم، جک وارنر، اهل ترینیداد بود که از یک استاد دانشگاهِ یک‌لا‌قبا به کارگزار قدرت در فوتبال جهان تبدیل شد. وارنر بلوکی از سی ‌و یک فدراسیونِ اکثراً کوچک کارائیبی تشکیل داد. در کنگره‌ای که دویست و اندی کشور در آن عضو بودند، این گروه اغلب رأی سرنوشت‌ساز را داشت. وارنر دست‌کم ۲۶ میلیون دلار از فیفا برای ساخت مرکز عالی دکتر ژائو هاولانژ در کشورش دریافت کرد. او این مرکز را روی زمینی ساخت که بعداً معلوم شد مال خودش بوده است (در حال حاضر وارنر تا آخر عمر از فوتبال محروم شده اما هنوز در ترینیداد زندگی موفقی دارد)‌. فیفا از پس ریخت‌ و پاش‌ها بر‌می‌آمد زیرا مخارجش ورای پرداخت حقوق مخفیانه چهارصد مقام خود و بلیت‌های درجه یک آنها، کم بود. فیفا تقریباً تمام پول حق پخش تلویزیونی و حمایت‌های مالی جام جهانی را برای خود بر‌می‌دارد در حالی‌که کشور میزبان هزینه تمام زیرساخت‌های لازم را می‌پردازد. 

مبلغ کمی از پولی که برای وارنر فرستادند صرف ساخت زمین بازی برای مردم عادی یا استادیوم‌های امن برای تماشای بازی‌ها شد؛ جایگاه ترینیداد در فوتبال جهان نیز پیشرفت کمی داشت. کان می‌نویسد وارنر ترجیح داد تا از مرکزش برای میزبانی از رویدادهای پرمنفعت‌تری چون «عروسی، میهمانی شام و نمایش» استفاده کند». 

این بخشی از مقاله «فرهنگ فساد در فوتبال» نوشته سایمون کوپر است. او با بررسی کتاب «سقوط خاندان فیفا: فساد چند میلیون دلاری در قلب فوتبال جهانی» نوشتۀ دیوید کان نشان می‌دهد چطور لابی‌های پشت پرده یک «استاد دانشگاهِ یک‌لا‌قبا‌ی‌» اهل ترینیداد و توباگو سرنوشت میزبانی جام‌جهانی را عوض کرد و زمینه‌ساز پولشویی گسترده شد اما عموم مردم از این اتفاقات پشت پرده خبردار نمی‌شوند. مردم بیشتر اوقات تنها اسم میزبان‌های جام‌جهانی، قهرمانان یا زنندگان گل‌های فینال را به خاطر می‌سپارند و بیشتر اوقات نقش مردان کت و شلوارپوش را جدی نمی‌گیرند که کرسی‌های تصمیم‌گیری را در ارکان فوتبال در اختیار دارند. 

داریوش مصطفوی در هر مصاحبه تازه درصد میزان تأثیرگذاری «لابی» بر مسابقات فوتبال را افزایش می‌دهد. به گمانم در آخرین گفت‌وگویش عنوان کرد که ۸۰ درصد نتیجه یک مسابقه فوتبال را لابی‌ها رقم می‌زنند. یک بار در گپ و گفتی غیر رسمی از او خواستم به این اعداد دامن نزند و اجازه بدهد اندک لذتی که از فوتبال می‌بریم، مخدوش نشود. انگار کودکانه خواهش می‌کردم که حتی اگر حقیقتی وجود دارد، فاش‌اش نکند! 

اما اقدامات AFC در اعلام خبر حذف نمایندگان ایران از لیگ قهرمانان آسیا یک بار دیگر نشان داد که تا چه اندازه دست مردان کت و شلوارپوش پر است و چطور می‌توانند با خودنویس‌های‌شان پای هر ستاره‌ای را در زمین فوتبال بچینند! فارغ از اینکه حق داشته باشند یا نه، این‌جور وقت‌ها یادمان می‌افتد که همه‌ فوتبال، تربیت دروازه‌بان و مهاجم گلزن نیست. برای برتری در فوتبال لازم است همپای بازیکنان مستعد، مدیران بین‌المللی هم داشته باشیم. کسانی که بتوانند مثل علیرضا بیرانوند پنالتی رونالدوها را در اتاق‌های دربسته مهار کنند و اجازه ندهند دروازه ایران باز شود. 

ما معمولاً دیر بیدار می‌شویم، وقتی چشم باز می‌کنیم که دیگران رفته‌اند. مثل زل زدن به رد دود باقیمانده از یک هواپیمای جت در آسمان. دو، سه ماه دیگر همین حرف‌ها یادمان می‌رود و از بازیکنان‌مان می‌خواهیم با «غیرت ایرانی» با حریفانی بجنگند که علاوه بر تاکتیک و تکنیک و تدارکات، در اتاق جلسات، هموطنانی دارند که کنارشان ایستاده‌اند. مردان سایه. همان‌ها که کرسی‌های کلیدی را در اختیار دارند و می‌توانند در انتخاب بهترین بازیکنان قاره، در کسب میزبانی‌ها، در تغییر زمان بازی‌ها، در همه ارکان فوتبال تصمیم‌های مؤثرتری از بازیکنان درون زمین و هوادارانی که روی سکوها گلو پاره می‌کنند، بگیرند. ما آنها را هیچ‌وقت جدی نمی‌گیریم. 

وقتی گیر می‌افتیم، یادمان می‌آید که مردان آبرومندی هم در کشور داریم که راه و چاه را بلدند اما اینجا خط‌های قرمزی برای خودمان رسم کرده‌ایم به نام حزب و جناح و صلاحیت و همفکری سیاسی و... که اتفاقاً در بیشتر اوقات بزرگترین خسارت‌ها را به کشور می‌زنند و با این خط‌های قرمز، آدم‌های کاربلد را حذف می‌کنیم. اینطور راحت‌تریم. اصلاً آدم کاربلد اسباب دردسر است! تا اطلاع ثانوی در روی همین پاشنه می‌چرخد! این خط، این نشان!

 

۸    
آی اسپورت
2020-01-23 01:40:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر