فهرست
چرا دیگر مثل علی دایی نداریم؟
چرا دیگر مثل علی دایی نداریم؟

چرا دیگر مثل علی دایی نداریم؟

<blockquote> <div dir="ltr"> <p dir="RTL"></p> <p dir="RTL">آی اسپورت-&nbsp;</p> <p dir="RTL">یک-بی اختیار باید همه یادش بیفتند. اگر نیفتند و نیفتیم یعنی حافظه فوتبالی و غیر فوتبالی مان مشکل دارد، عیب کرده، مگر می شود به یادش نیفتیم؟ سر تمرین تیم ملی که می رویم، جایش را خالی می بینیم. انگار تیم ملی هنوز او را کم دارد. علی دایی را می گویم. او که تصاویر زیادی از ویژگی ها و گلزنی هایش مقابل چشمانمان رژه می رود. آن علی دایی لاغر اندام با سبیل هایی که خیلی ساده روی لبهایش ریخته شده بود و هیچ وقت از او جدا نمی شد. باورمان نشد وقتی پس از سالها، آن را زد و به پروفسوری کم پشت تبدیلش کرد. تصاویر روزهای بازیگری حتی تا روز آخر در تیم ملی و باشگاه سایپا با تصویری که الان روبرویمان داریم فرق می کند. تصویر دایی با اضافه وزن این روزها، توی کتمان فرو نمی رود.چرا باید برود؟ آن دایی کجا، این دایی کجا؟ این دایی کجا، آن دایی کجا؟ این سوال همیشه پرسیده می شود، چرا دیگر مثل علی دایی نداریم؟ یک مهاجم سرزن،قهار، نترس، جنگنده، با انگیزه و پیروزی خواه و ورق برگردان! کی روش چند روز پیش گفته بود آرزو داشته علی دایی را در همان استایل به تیم ملی دعوت می کرد. گفته بود ای کاش بود و می رفت نوک حمله تیم ملی. گلهایی که به کره جنوبی در جام ملتهای آسیا زد را یادتان می آید؟ چطور اشک را کاشت روی چشم مربی کره، چطور غرور ملی ایران را غلیظ کرد و در امارات، جاییکه چشم نداشتند موفقیت ایران را ببینند، 6 تایی که ایران به کره جنوبی زد، ورق را برگرداند. آن گل با پس کله به کویت را یادتان هست. وقتی شیرجه زد، همه گفتند کمرش شکست! اما بلند شد و شادی گل کرد. آن جوان اردبیلی لاغر دانشگاه صنعتی شریفی را به یاد می آورید؟ 109 گل فکر کرده اید کم است؟ به هر تیمی هم باشد، زیاد است! این را لوتار ماتئوس در تهران گفت. از کدام یک از 109 گل می شود نگفت و ننوشت؟</p> <p dir="RTL">دو-نامش هم عزیز است. حلال زاده به دایی اش می رود. دایی ها عزیزند، اصلا یک طور دیگری هستند و خواهرزاده هایشان را دوست دارند. روزهای درخشش علی دایی در تیم ملی، دایی هایمان حال و روز خوبی داشتند. دایی، دایی، دایی، توی دروازه! علی دایی و یا همان دایی علی! چه روزهایی برای فوتبال ایران ساخته، نمی شود نگفت و ننوشت. وقتی دایی رفت، یادتان می آید؟ ما روزنامه نگارها یادمان هست. یادمان هست که در جام جهانی 2006 آلمان چه بلایی بر سرش آوردیم. کاریکاتورش را با عصا کشیدند و برایش پیامک ساختند. عادل فردوسی پور از آلمان هم مثل همه ما، همه چیز را فراموش کرده بود. علی دایی با آن عصا هم خوب بود. بودنش قوت قلب بود. توقع داشتیم فوتبال درب و داغانمان مکزیک را ببرد؟ یا از پرتغال مساوی بگیرد؟ آنگولا را که می گفتیم می بریم. چرا باید می بردیم؟ چرا حالا باید نیجریه را ببریم؟ چرا از بوسنی مساوی بگیریم؟ چرا فکر می کنند می شود مثل بازی با کره جنوبی در اولسان، آقای کی روش دستور بدهد که دو اتوبوس مقابل دروازه پارک کنیم تا مبادا مسی گل نزند؟ توقع دارید بالا برویم؟ آن هم در حالی که مهاجم شش دانگی مثل دایی نداریم؟ قرار است سردار آزمون برایمان گل بزند؟ یا جهانبخش؟ یا کریم انصاری فرد؟ چه در سر داریم وقتی علی دایی نیست؟ دایی، دایی، دایی، می گویند تو به گردن فوتبال ایران حق داری، اما ناخواسته مقصری، مقصر اینکه بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال ایران، زیر سایه تو که بهترین بهترین ها بودی پیر شدند. از همان خداداد عزیزی بگیر بیا، پایین! نه، برو بالا، از ادموند اختر و کورش برمک گرفته تا ادموند بزیک و علی اصغر مدیر روستا و رسول خطیبی و وحید هاشمیان. از رضا عنایتی و محسن بیاتی نیا تا همین آرش برهانی که البته هنوز هم خوب گل می زنند. پیر شدند چون چاره ای نداشتیم. چون تو بودی.</p> <p dir="RTL">سه-می گویند فوتبال ایران را بارها تو از مرگ نجات داده ای، با پاس گلت به خداداد عزیزی در بازی مقابل استرالیا در ملبورن، با پاس گلت به مهدی مهدوی کیا در بازی مقابل آمریکا. اما بارها هم مرگ را تجربه کرده ای. وقتی نوروز دو سه سال پیش در اتوبان اصفهان-تهران چپ کردی و به خیر گذشت ماجرا زیاد فوتبالی نبود. اما یادمان هست که چطور زمانی که 24 ساله بودی، در یکی از بازیهای تیم ملی مقابل بحرین جانت را کف دستت گذاشتی. 20 سال پیش بود، دروازه بان بحرین، با هدف ترورت به میدان آمده بود.یادت هست؟ وقتی داشتی تک به تک می شدی که گل بزنی، با استوک هایش به شکمت زد. انگار که فشنگ های با کالیبر ژ-سه را جای استوکهایش جاسازی کرده باشد و کفشش در نقش تفنگ شلیک کند. طحالت پاره شد. خون داشت در شکمت فواره می زد اما تو بلند شدی و بازی کردی، برای کشورت! یادمان نمی رود تا دقیقه نود بازی کردی، مثل گچ سفید شده بودی. خون می رفت از تو. همبازیهایت می گویند پس از بازی، ادرارت خون خالص شده بود و بی حال و پردرد در رختکن افتادی و بی حال شدی. آنقدر تهوع داشتی که خون بالا آوردی. همین که فهمیددند وضعیت خراب است، به بیمارستان منتقل شدی. یادت هست؟ دکترها ترسیده بودند. پارگی طحالت راهی اتاق عملت کرد. دکترها هم مثل تو، رنگشان پریده بود. یک عمل سخت بود. باید طحال را برمی داشتند. همه ایران برایت دعا کردند و عمل انجام شد. آنهایی که عملت کردند به تو گفتند با این وضعیت تا آخر عمرت، مشکلات کلیوی خواهی داشت و باید فوتبال را فراموش کنی اما گفتی هر چه خدا بخواهد! با اراده ات برگشتی و فوتبال بازی کردی و هیچ وقت هم مشکل کلیوی سراغت نیامد. تو مرگ را دریبل زدی، بارها و بارها. پیشانی ات و بالای ابروهایت هنوز جای بخیه هایش مشخص است. خودت یک بار گفتی مرگبارترین لحظه زندگی ات، همین استوک های دروازه بان بحرینی است که از عمد آمد. این تصویر از روزی که آندرانیک تیموریان با دست شکسته برای تیم ملی بازی کرد و پاس گل به رضا قوچان نژاد داد مقابل چشمانمان است. 11 ماه طول کشید تا درباره اش بنویسیم! شاید رویمان نمی شد. شاید 8 سال پیش، ما روزنامه نگارها در حقت بی انصافی کردیم. درست مثل محمد مایلی کهن که او هم احتمالا مثل ما، یادش رفته تو چطور مرگ را دریبل می زدی.راستی چرا فوتبالمان دیگر علی دایی ندارد؟&nbsp;</p> </div> </blockquote>
  ۱۰  
آی اسپورت
2014-05-18 10:14:39
نظر دهید
۱۰ نظر
یک همکار
يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۴۲
چیا جان
متن آبکى و تکرارى و بى معنى بود. بهتر از اینا مى تونى بنویسى پسر.
علی
يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۸:۰۵
عالی بود
ُسعید
يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۸:۳۷
به نظرم آبکی نبود. من یکی نمی دونستم علی دایی ادرار خونی کرده بعد از بازی با بحرین.
وقتی خوندم پشیمون شدم از اینکه دایی رو مسخره می کنم
محسن
يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۸:۴۸
برو کیری با این مطلب تخمیت. خجالت بکش انقدر سطحی. سطرهاش به هم ربطی نداشت. خودت و به دایی نچسبون تا بزرگ شی آقای عشق شهرت
علی
دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۰:۲۷
این ادمین سایت ای اسپورت هم مثل ادمین سایت گل هیچ دخل و تصرفی در کامنتها نداره؟ اقای پژمان راهبر لطفا رسیدگی کنید
من دیدم علیه بچه های دیگه ای اسپورت هم که یادداشت می نویسن همچین توهینهایی میشه ولی کامنتها تایید می شن
arash
دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۵۲
چرا نداریم، همین آقای قوچان نژاد
رامین
دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۳:۰۸
دستت زخم نشه پسر
قنبری
سه شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۲۳:۱۲
مجید جلالی مربیِ دایی بوده.می گفت علی دایی از اون بازیکنایی بوده که هیچ وقت نیاز به محرک وانگیزه نداشته.همیشه پرانرژی بوده تو تمرینات...بی خود نیست که شده علی دایی
احسان صفاپور
چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۱:۴۸
چیا خدایی این ...یات احساسی از زبون یک روزنامه‌نگار درمیاد؟
چیه اینا نوشتی بابا...؟
محمد
چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۴۵
عالی نوشتی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر