فهرست
گفتگویی بسیارخواندنی با پرافتخارترین مرد اروپا ؛ مردی که با رئال به لیسبون سفر کرده است ( قسمت اول )
گفتگویی بسیارخواندنی با پرافتخارترین مرد اروپا ؛ مردی که با رئال به لیسبون سفر کرده است ( قسمت اول )

گفتگویی بسیارخواندنی با پرافتخارترین مرد اروپا ؛ مردی که با رئال به لیسبون سفر کرده است ( قسمت اول )

آی اسپورت -  پرافتخارتر از این مرد نداریم. کسی که 6 قهرمانی اروپا را با رئال مادرید افسانه ای بدست آورد. او با کاروان رئال به لیسبون سفر کرده تا شاهد فتح لادسیما باشد. فرانسیسکو خنتو در این مصاحبه از خاطرات خود با رئال مادرید دهه 50 و 60 که شش بار به قهرمانی اروپا رسید سخن گفته است.

مصاحبه AS با پاکو خنتو نابغه دهه 50 و 60 رئال و تیم ملی اسپانیا را اینجا بخوانید :

از اینکه شما را می بینیم بسیار خوشحالیم . افتخاریست که قرار است با کسی که 6 قهرمانی اروپا را بدست آورده مصاحبه کنیم .

آن زمان ( دهه 50 میلادی ) هیچوقت فکرش را نمی کردیم که مسابقاتی به این عظمت بین باشگاه های اروپایی برگزار شود . شایعاتی پخش شده بود که قرار است تورنمنتی بین باشگاه ها در اروپا برگزار شود . می دانستیم که باید با تیم های بزرگی از اروپا مبارزه کنیم . تیم هایی که هیچ شناختی از آنها نداشتیم ؛ به ما هم نگفته بودند که شکل برگزاری این مسابقات چگونه است. یادم می آید که نام تیم سروت سوئیس را که به این مسابقات دعوت شده بود را تا آن زمان نشنیده بودم.

هیچ شناختی نسبت به تیم های دیگر و بازیکنانشان نداشتید ؟

به هیچ وجه !  سروت را نمی شناختیم و نمی دانستیم که مثلا پارتیزان بلگراد و میلان به چه شیوه ای فوتبال بازی می کنند. کمتر بازیکنی را می شناختیم.فقط نسبت به تیم استاد ریمس فرانسه ، آن هم به این علت که در کوپا لاتین در فرانسه روبرویشان بازی کرده بودیم شناخت داشتیم.

واقعا از هیچ تیمی شناخت آنچنانی نداشتیم. آن موقع مثل الان نبود . این همه اطلاعات و آمار و ویدئو نبود که چه کسی چگونه شوت می زند یا فلان دروازه بان چگونه پنالتی می گیرد و فلان بازیکن پنالتی را به کدام جهت می زند.از این خبر ها نبود.

گاهی اوقات گل هایی که زده بودم و نتایجی که بدست آورده بودیم را به یاد نمی آوردم. برای دیدن فیلم بازیهایمان از طریقNO-DO به سینما می رفتیم و قبل از شروع فیلم فرصتی بود تا بازی های خودمان را تماشا کنیم که اکثر مواقع هم چیزی نمی دیدیم.

بازی خودمان با میلان را یادم می آید که برای تماشای فیلمش به سینما رفته بودیم. کیفیت تصاویر به گونه ای بود که فقط وقتی توپ وارد دروازه می شد متوجه می شدیم چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. چه خاطراتی !

در یک چهارم باشگاه های اروپا زیر بارش برف مقابل پارتیزان بلگراد به میدان رفتید.

وحشتناک بود. در مادرید 4-0 پیروز شده بودیم ولی در آنجا در هوایی بسیار بد و برفی 3-0 شکست خوردیم. اگر الان بود ، آن بازی به تعویق می افتاد . زمین فوتبال تبدیل به پاتیناژ شده بود ما در واقع به برف شوت می زدیم نه به توپ .

شانس آوردیم و به طرز معجزه آسایی حذف نشدیم. نتیجه برنابئو به کمک ما آمد. یک پنالتی را هم از دست دادیم وگرنه بازی در آن لحظه 1-1 مساوی می شد.

 نیمه نهایی مقابل میلان و فینال در پاریس

میلان آن سالها هم تیم قدرتمندی بود. پر از بازیکنان بزرگ. اما شکستشان دادیم و به فینال رفتیم. حریف فینالمان هم آشنا بود. همان استادریمس ؛ میشناختیمشان. فینال در پاریس بود در پارک دوپرنس.

سه گل خوردیم و بازی را عقب بودیم. اما برگشتیم . دو گل دی استفانو ما را به بازی برگرداند و بعد گل استثنایی مارکیتوس.

توپ را گرفت و جلو رفت . به خودم میگفتم مارکیتوس پاس بده پاس بده اما او بی توجه همه را جا می گذاشت و به جلوی دروازه رسید. شوت و گل. خدای من عجب گلی بود . مدافعین امروزی باید آن گل را تماشا می کردند.

3-3 شدیم و بعد هکتور ریال روی حرکت انفرادی من گل پیروزی ما را به ثمر رساند. 4-3 بردیم و به اولین قهرمان باشگاه های اروپا تبدیل شدیم.


سانتیاگو برنابئو پس از قهرمانی شما چه گفت ؟

او به همراه همسر خود در foliese bergere به دیدن ما آمد و به ما گفت بچه ها داشتیم بازی را می باختیم ها ! وقتی به مادرید برگشتیم هواداران ما در فرودگاه انتظار ما را می کشیدند. آن موقع مثل الان نبود که هواداران با تیم به نقاط مختلف اروپا سفر کنند.

یادم می آید سه یا 4 پولدار مادریدی مثل چیکوته و پادیا که یک عطرفروشی بزرگ داشت همیشه ما را همراهی می کردند. در مادرید حسابی قهرمانی اروپا را جشن گرفتیم. فوق العاده بود.

همان بازی منجر به جذب ریموند کوپا شد ؟

برنابئو خیلی شم بالایی داشت و هر بازیکن خوبی را که می دید جذب می کرد. مثل دی استفانو. وقتی ریموندکوپا را در فینال دید گفت این بازیکن مال من است . همینطور هم شد و او به مادرید آمد.

برنابئو همیشه بهترین ها را می خواست. متاسفانه چون همسرکوپا نتوانست خودش را با مادرید وفق دهد ، پس از سه سال ما را ترک کرد. یادم می آید که از رفتن او خیلی احساسی شدم.

 سال بعد هم در اروپا بی رقیب بودید...

سال بعد فینال در برنابئو بود و ما در زمین خودمان بازی می کردیم. نمی توانستیم بازی را ببازیم . فیورنتینا را 2-0 شکست دادیم . در 6 دقیقه دو گل زدیم. البته پنالتی دی استفانو مشکوک بود .

 چرا مشکوک ؟

ماتئوس در بیرون محوطه روی دی استفانو خطا کرده بود اما داور برای ما پنالتی گرفت . گل دوم را هم من زدم . بازی ساده ای نبود و روی فیورنتینا شناختی نداشتیم. 

مربی به شما چه می گفت ؟

چیز زیادی نمی گفت . روی غریزه خودمان فوتبال بازی می کردیم. تاکتیک را خودمان پیاده می کردیم. البته اشتباه هم مرتکب می شدیم.

شیوه بازی ما همیشه یکسان بود مثل تیم ملی فعلی اسپانیا .پیم ، پیم  ، پیم ، تیکی تاکا . همیشه یک جور بازی می کردیم . هر کس وظیفه خودش را می دانست. چشم بسته همدیگر را پیدا می کردیم

می رسیم به فینال سال 58 در ورزشگاه معروف هیسل  بلژیک و بازهم گلزنی شما

میلان حریف ما بود و بازی واقعا سختی هم مقابل این تیم انجام دادیم. قبل از بازی دی استفانو به من گفته بود : پاکو این بازی را فقط تو می توانی به نفع ما در بیاوری . همین جمله به من روحیه زیادی داده بود. به من گفته بود که مطمئنم در این بازی گل می زنی. گلی که زدم در وقت اضافه بود ما در وقت قانونی دو بار از میلان عقب افتاده بودیم.

همیشه به شما اعتماد داشت ؟

همیشه. از همان روزی که به باشگاه آمدم او از من حمایت می کرد. فلسفه او حمایت از بازیکنان جوان بود. او به سرعت بازی من اعتقاد داشت . دی استفانو واقعا یک پدیده بود. می گفت وقتی توپ به جناح چپ رئال می آید آن منطقه به منطقه اختصاصی تو تبدیل می شود.


گل دقیقه 107 شما به میلاتن بهترین گل شماست ؟

نه ! نمی توانم بگویمکه بهترین گل من بوده است . گل دوم من به فیورنتینا در دومین قهرمانیمان در اروپا تماشایی تر بود. از نیمه رمین دویدم و زودتر از اینکه دروازه بان عکس العملی نشان دهد شلیک کردم. متاسفانه از آن گل تصاویر کم و بی کیفیتی موجود است. دوست دارم ان بازی ها را داشته باشم و به نوه هایم نشان بدهم که پدربزرگشان چه بازیکنی بوده و چه گل هایی زده است . در بازی 7-3 مقابل فرانکفورت فوق العاده بودیم. هم من و هم باقی بازیکنان . خوشبختانه فیلم با کیفیت آن بازی را دیده ام ؛ هرچند به کیفیت تصاویر کنونی نیست . در ان بازی دی استفانو 3 و پوشکاش 4 گل زدند . گل های دی استفانو در ان بازی با پشت پا بود گل هایی که اکنون فراوان زده می شود ولی در ان زمان بسیار بدیع بود.

 قبل از رسیدن به فینال سوم و بازی با میلان در نیمه نهایی با اتلتیکو روبرو شدید . بازی در زمین ساراگوسا انجام شد درست است ؟

بله . اتلتیکو در ان سال تیم بسیار قدرتمندی داشت مثل تیم امسالش. بازیکنی داشتند به اسم کلار که یک ماشین گلزنی بود همچنین پیرو ، الخاندرو ، لوئیس اراگونس و اوفارته هم فوق العاده بودند. واقعا تیم خوبی داشتند . ما در ان بازی 2-1 پیروز شدیم اما آنها هم می توانستند پیروز میدان باشند.

در آن سالها بارسا هنوز رقیب اصلی شما به حساب نمی آمد ؟

دقیقا . در 18 سالی که من فوتبال بازی کردم بارسا تنها دو لالیگا را بدست آورد. این در حالی بود که من 12 بار با رئال قهرمان اسپانیا شدم.در ان سالها ما قدرت مطلق بودیم. جام باشگاه های اروپا مشکل ترین جام بود چرا که باید با بهترین تیم های اروپایی مقابله می کردیم اما لالیگا هم بسیار مهم بود. من 15 سال متوالی در جام باشگاه ها بازی کردم. بخاطر اینکه یا قهرمان لالیگا می شدیم یا اگر نمی شدیم سال قبلش قهرمان اروپا شده بودیم.

و شما بیشترین لالیگا را هم برده اید و از این حیث هم رکورددارید 

بله 12 بار . وقتی به من می گویند که شنا 6 بار قهرمان اروپا شده اید به انها می گویم و اضافه کنید 12 لالیگا که برای من ارزش بیشتری هم دارند.

می رسیم به چهارمین قهرمانی و حریفی تکراری به اسم استاد ریمس

بله البته ضعیف تر شده بودند. ما در آن رمان سه بار متوالی قهرمان اروپا و اسپانیا شده بودیم. از تکرار این عناوین خسته نبودیم. آنها را شکست دادیم و به میدان سیبلس رفتیم تا جشن بگیریم. آن زمان در این میدان یک زمین بسکتبال وجود داشت و خیلی رسم نبود که برای جشن گرفتن به آنجا برویم. اما ما وارد خیابان شدیم و همه به آنجا هجوم بردند. از اینکه در کنار مردم بودیم لذت می بردیم.

سال 1960 و قهرمانی پنجم با شکست 7-3 اینتراخت فرانکفورت

این بهترین بازی ما تا ان زمان بود.هم بخاطر نحوه بازی ما و هم بخاطر گل های زیادی که زدیم. بازی در گلاسکو برگزار می شد.دی استفانو سه و پوشکاش 4 گل زدند. یک پنالتی هم من گرفتم. به پوشکاش گفتم بگذار من بزنم اما گفت نه بهتر است من بزنم. مشکلی نبود. در تیم ما انحصارطلبی جایی نداشت و همه با هم همکاری می کردیم. پوشکاش اشتهایی عجیب در آن بازی داشت که من از زمانی که از بوداپست به مادرید آمده بود در او چنین چیزی را ندیده بودم. مادرید عالی بازی می کرد . پس از پیروزی و بالابردن جام به رختکن رفتیم تا دوش بگیریم در حالی که مردم در ورزشگاه همچنان انتظار ما را می کشیدند. برنابئو به رختکن امد و گفت باید بیرون بروید تا به ابراز احساسات مردم پاسخ بدهید.

و در نهایت سال بعد رویای ششمین قهرمانی متوالی ناتمام ماند

بله داستان طور دیگری اتفاق افتاد. نتوانستیم روند قهرمانی های متوالی را در اروپا ادامه دهیم . برنابئو هم از درون ناراحت بود ولی چیزی بروز نمی داد. 

در مقابل بنفیکا در سال 62 و اینتر در سال 64 شکست خوردید و نتوانستید قهرمان شوید

در مقابل بنفیکا 2-0 جلو بودیم اما 5-3 شکست خوردیم. هر سه گل ما را دی استفانو به ثمر رساند.بازیکنان بنفیکا جوان تر از ما بودند . اوزه بیو تماشایی بازی می کرد. مادرید تحسین شده ترین تیم اروپا بود و انها در ابتدا در کقابل ما جا خورده بودند. اما نیروی جوانی به کمک آنها آمد. شاید در مقابل بنفیکا شایسته پیروزی نبودیم اما در مقابل اینتر به هیچ عنوان لایق شکست نبودیم. فیلم آن بازی را هرگز ندیدم . ناراحتم می کند. ما تیم برتر میدان بودیم اما شکست خوردیم.

و بالاخره سال 66 ششمین قهرمانی هم از راه رسید

بله تیم ما جوان شده بود و با انگیزه تر.می دانستیم که این بار ششمین جام را خواهیم برد. هر 11 بازیکن ما در آن بازی اسپانیایی بودند. فکرش را هم نمی توانید بکنید. رئال مادرید آن سال تیم درخشانی بود. یک تیم مبارز و جنگجو با انگیزه بسیار بالا و قدرت جوانی. گروسو و دی استفانو در آن سال عالی بودند. ما در فینال از پارتیزان یک گل عقب افتادیم اما در 20 دقیقه پایانی ، آمانسیو و سره نا دو گل زدند و ما قهرمان شدیم. در آن سال لالیگا را هم فتح کردیم. سال فوق العاده خاطره انگیزی بود.

شما 6 بار و مالدینی 5 بار قهرمان اروپا شده است 

بله تقریبا نزدیک بود که مالدینی با رکورد من برابری کند. در فینال استانبول با بوتراگنیو در ورزشگاه بودیم. وقتی میلان در نیمه اول سه گل زد به بوتراگنیو گفتم تمام شد و مالدینی چند سال دیگر به رکورد من رسد. اما نیمه دوم همه چیز عوض شد. دو سال بعد مالدینی پنجمین قهرمانی را بدست آورد اما نتوانست ششمی را فتح کند.

آخرین سوال . فینال فردا را چطور می بینید ؟ 

برای شهر مادرید و همه دنیا این بازی بسیار مهم است . هیجان زیادی دارم دست به مانند زمانی که خودم در این فینال بازی می کردم.هر تیمی ببرد یک شادی بی پایان در انتظارش است و برای تیم بازنده اشک و اندوه به جا می ماند.بعد از ششمین قهرمانی 32 سال برای هفتمی صبر کردیم. بارها به خودم می گفتم چرا این همه زمان تلف شده است ؟ 32 سال نیمی از یک زندگی است.حالا 12 سال برای دهمی صبر کرده ایم و به نظر من کافی است. 5 قهرمانی متوالی ما از خوش شانسی نبود. ان زمان رقبایی چون میلان و بایرن و پارتیزان داشتیم که بسیار قدرتمند بودند. امیدوارم مادرید برای دهمین بار قهرمان شود.


منبع : AS

رضا سیف

  ۴  
آی اسپورت
2014-05-24 01:09:28
نظر دهید
۴ نظر
این اسطوره ماست، اسطوره بارسلونا هم پیاله!!! خخخخخ
جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۰۹
تایید کن
mojimichael
جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۱۷
خیلی دوست دارم بازی های خنتو را ببینم
لئو آندرس
جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۲۲:۳۶
خوشم میاد خودشون قبول دارن و میگن با پنالتی غلط قهرمان شدیم. حرف استویچکوف به کرسی نشست که گفت شش قهرمانی اول مادرید سیاه و سفید بود...
لئو آندرس
جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۲۲:۳۶
خوشم میاد خودشون قبول دارن و میگن با پنالتی غلط قهرمان شدیم. حرف استویچکوف به کرسی نشست که گفت شش قهرمانی اول مادرید سیاه و سفید بود...
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر