فهرست
برای چهل و هشت سالگی احمدرضا عابدزاده/ مرد سیندرلایی
برای چهل و هشت سالگی احمدرضا عابدزاده/ مرد سیندرلایی

برای چهل و هشت سالگی احمدرضا عابدزاده/ مرد سیندرلایی

آی اسپورت-

چهل و هشت. این عدد از امروز، شمار سال‌های عمر آدمی است که عادت نکرده‌ایم با عدد و رقم به خاطر بسپاریمش. که همیشه بهانه‌های بهتری از «آمار» برای به یاد آورده شدن به دست‌مان داده و یاد نگرفته‌ایم توی صفوف منظم میانگین‌ها، سبک‌سنگین‌اش کنیم. آنچه امروز لابه‌لای شمع‌های آب شده در واژه‌ها به آوازهای دلربای جشن سپرده می‌شود، داستان تولد یک تفاوت است. مانیفست تمام‌عیار منحصر به فرد بودن. البته که با سطح خاصی از توانایی، می‌شود روی خط سرنوشت دروازه‌ها ایستاد، می‌شود داربی را نباخت، می‌شود سوپرسیو داشت، می‌شود پنالتی گرفت و درخشید و تشویق شد و روی جلد روزنامه‌ها رفت اما برای احمدرضا شدن، نیاز به فرمول مرموزی است که تنها نسخه تاریخش را توی ژن‌های او کار گذاشته‌اند. پرواز را از یک جایی، همه پرنده‌ها یاد می‌گیرند اما همیشه عده معدودی هستند که بلد‌تر می‌پرند.

«آشیانه‌بان» قلب‌هایی که به اطمینان او برای تیم ملی نفس راحت کشیده‌اند، که روزگاری همه استرس‌ها را فرستاده‌اند برای خاک و امید را در هندسه شیرجه‌هایش به تصویر کشیده‌اند، روزهای خوب و بد زیادی را در فوتبال تجربه کرد. از پنالتی‌های مهار شده دیدار با کره شمالی در مسابقات آسیایی پکن با خشاب‌های مستتر در پنجه‌های مصدومش تا وقتی که نتوانست یکی از خروج‌های ترمیناتور مانندِ همیشگی‌اش را به نمایش بگذارد و این جرات را به هاشمی‌نسب داد تا توپ را بچسباند به تور و به سمت رویایش غش کند. میزانسن همه روزهای تلخ و شیرین او اما با لبخندهای محونشدنی‌اش تزئین شده‌اند. برای همین است که او را به جای واکنش‌ها و نتیجه‌ها، با لبخند‌ها و وارو‌ها و آدامس جویدن‌ها به خاطر سپرده‌ایم. او شاید شبیه شخصیت جیمی برادوک در اثر به یاد ماندنی «مرد سیندرلایی»، بدون طرح و نقشه و از وسط ناخودآگاه‌های جاری در بادبان‌های قلبش، الهام‌بخش مردمی شد که همیشه خدا عادت داشته‌اند روز‌ها را بدون دلهره به پایان نرسانند. آن‌ها که پوستر احمد را روی دیوارهای ذهن‌شان چسبانده بودند، شاید بعضی وقت‌ها به‌واسطه تصویر زلال او در زمین مسابقه از آغوش مصیبت‌ها بریده‌اند و به گرفتاری‌ها اجازه نداده‌اند با حفره‌های نگرانی توی ذهن‌شان گلف بازی کنند. که هر وقت تیکی‌تاکای توانمند تلخکامی از راه رسیده، آدامس جویده‌اند تا شاید بتوانند کره زمین را با یک دست مهار کنند.

***

اصلی‌ترین تمایز آقای عقاب، با خیل عظیم فوتبالیست‌های وطنی، به ویژه مدرن‌ها و پست‌مدرن‌‌هایشان، در جلسات تمرینی رقم خورده است. حتی اگر حامد کاویانپور خاطره مشهور یکی از اولین روزهای تمرینش با پرسپولیس و تماشای تمرینات پل گاسکویین‌وار احمد را روایت نکرده باشد، حتی اگر علیرضا حقیقی از فشار تمرینات او به مرحله پودر شدن نزدیک نشده باشد، در انحنای عضلاتش می‌شود به ساعت‌های صرف شده برای آماده بودن پی برد و به تاوانی که برای پروازهای بلندش پرداخته است. او هنوز هم از این جلسات مخوف تمرینی دست نمی‌کشد. جلساتی که شاید روزی برای شکنجه در زندان‌های مخفی تاریخ مورد استفاده قرار بگیرند!

سهم این روزهای جماعت مفتون فوتبال از عابدزاده در این مرز، فقط خاطره‌هایش هستند. اینجا، طرح پیراهن‌های قدیمی‌اش را به تن گلر‌ها کرده‌اند تا شاید جادوی نقش و نگار و خط و خطوط معجزه‌ای را سر راه آن‌ها قرار دهد. خودش اما چد بار در سال به سمت ینگه‌دنیا پرواز می‌کند تا در آکادمی‌ها با نگاهش به بچه‌های ساکن خیابان‌ها و زندگی‌های آرام، حرف‌های تازه‌ای یاد بدهد. او که در یک شب سرد پاییزی در آبان ماه ۸۸ با آرای گرم مردم در نظرسنجی نود محبوب‌ترین فوتبالیست سه دهه اخیر فوتبال ایران معرفی شد، هنوز هم جایگاهی فراموش‌نشدنی در اذهان مردم ایران دارد. حتی اگر افعال را اشتباه ادا کند، حتی اگر فوتبالش به واسطه آن بیماری لعنتی زود‌تر از موعد تمام شده باشد، حتی اگر رقبای درمانده سابق و پنبه‌زن‌های فعال فعلی تاریخ را درباره او تحریف کنند و حتی اگر روایت یک غربت دنباله‌دار را برای جاده‌ها تعریف کند. نام او برای همیشه در دیواره‌های مربوط به دست‌نیافتنی‌ترین‌ها برای آیندگان خواهد ماند. راستی، تولدت مبارک آقای مثبت بی‌‌‌نهایت!

محمدحسین عباسی

  ۱  
آی اسپورت
2014-05-27 23:33:17
نظر دهید
۱ نظر
Mostafa
چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۵۸
بچه‌های ساکن خیابان‌ها و زندگی‌های آرام
واقعا ؟؟!!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر