فهرست
«مسکن مهر»هایی که وزارت ورزش می‌سازد
«مسکن مهر»هایی که وزارت ورزش می‌سازد

«مسکن مهر»هایی که وزارت ورزش می‌سازد

آی اسپورت- در این حیص و بیص زلزله که خیابانی و هرکس که از راه می‌رسد گلایه‌ای از «مسکن مهر» و بنیاد سستش می‌کند بد نیست اشاره‌ای کنیم به مسکن مهرهایی که وزارت ورزش خشت کجِ آن را می‌گذارد.

الساعه که معاونان وزیر دل خوشی از مدیر یکدنده ندارند و طرفین قداره‌شان را کج بسته‌اند و برای هم عرّ و تیز می‌کنند، پیداست وزارت برای مدیریت باشگاه پایتخت قبای تازه‌ای دوخته فقط مانع کار آنجاست که تعویض فرمانده‌ی پیروز دل شیر می‌طلبد، علی‌الخصوص حالا که عراده‌ی تیم روی غلتک افتاده و پیش می‌تازد. بی‌ثباتی مدیران بتدریج به یک رویه نزد سازمان ورزش مبدل می‌شود. مدیرانی که حضورشان دولت مستعجل را می‌ماند و همین کار را برای تدبیر و آینده‌نگری سخت می‌کند.

چرا راه دور برویم، هم امروز که رویانیان را بزهکار میدانیم و مجرم میشناسیم و به گفته مازیار الروابط میخواهیم پایش را به محبس و محکمه بکشانیم، هیچ از اقوال و اعمال حسنه پیشینش خاطرمان نیست که دیروز سردارش می خواندیم و استادیومی را خبردارش میخواستیم. سهل است که احیای همین نام «پرسپولیس» را از همت و کوشش همان «پلیس» داریم که اگر نبود بایستی به نام مجعول و مجهول پیروزی روزگار میگذراندیم. چه بسا مجالش می‌دادند ماجرای ژوزه هم فرجامش نمیشد آنچه شد.

اگرچه این خوش استقبالی و بد بدرقگی در ذائقه ذوق ماست اما رفتار وزارت هم بی تاثیر نیست که یک مدیر را می آورند و پیش از آنکه میوه افکارش به بار نشیند و محصول دهد برداشته و دیگری را می نشانند. همین میشود که برنامه های مدیران ناتمام و ابتر می ماند و حکایت همان «مسکن مهر» میشود که یکی شخم میزند و یکی می‌کارد و دیگری درو میکند و وقتی محصول زایل شد نمیشود مقصر را معلوم کرد.
یکی را می آورند ناشی و نکرده کار. یک سلمانی نابلد که زِفت انداختن را از سر کچل ما میخواهد یاد بگیرد. خوب که آزمون و خطایش را گذراند تازه چم و خم باشگاه‌داری را که یاد گرفت چپقش را چاق میکنند و صابون زیر پایش می مالند و غزل خداحافظی میخوانند. زین نمط تا ابد الآباد کار به سامان نرسد. باز یک مدیر جدید و سال نو و کوزه نو. تازه امثال دادکان و عابدینی که با اینها جنسشان جور نیست. پس دستت که نمیرسد به بی بی، دریاب کنیز مطبخی را. خدا برساند مدیران منفعلی که ندارند هیچ مزیت جز فرمانبری و اطاعت. مانند منتقمی و دیگرانی که چند دوره در راس باشگاه بودند و خانه‌نشین شدند و معمایی شده که اگر خوبند چرا می‌روند و اگر نالایقند چرا مثل سکه شاه ولایت هرجا روند پس آیند؟ امروز که «طاهری» ارکان باشگاه را ساخته، در ماجرای ژوزه آداب بین‌المللی را شناخته، به موضوع گولج اشراف دارد، از قضایای ریزه ریز به ریز خبر دارد، در سه جبهه حق پخش، بلیط فروشی و اسپانسر خاکریز به خاکریز پیشروی کرده باید کار را زمین بگذارد و یک ناشناس تازه‌وارد کار را دست بگیرد و به مثابه آنجا که عقاب پر بریزد از پشه‌ی لاغری چه خیزد، هیچ از دستش نیاید. اوضاع افتخاری هم تعریفی ندارد، او هم روی لبه تیغ قدم می‌زند. اوضاع بهبود نمی‌یابد تا این دور باطلِ عزل و نصب‌های پیاپی ادامه دارد مگر آنکه یک ظریف‌نامی مانند وزارت خارجه این وزارت داخله را در ید باکفایت خود بگیرد یا دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

۱۵ ۶  
آی اسپورت
2017-11-22 02:37:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
۶ نظر
حمید
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۴۶
فوق العاده.
البته در این مورد مشکل بیشتر از ایستادگی آقای طاهریه در مقابل داورزنی معلوم الحال و شیرازی مجهول المال. حالا یک بازی کثیف دیگه هم با اسم آدمایی مثل مهدوی کیا و هاشمیان راه انداختن. تا اینجا که واکنش ها رو دیدم ظاهرا اکثرا هوادرا متوجه قضایا شدن و حرکتشون بعیده نتیجه بده.
فریادشیران
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۳
جامعه ی کلنگی...آقای همایون کاتوزیان یک اسمی دارن برای این چیزی که شما در ورزش این مملکت بهش اشاره میکنین ولی سر دراز داره و در همه جا میشه نشونه های واضحشو دید...از اونجایی که در این مملکت تا بوده، هر کسی فقط وفقط اعتبارشو به واسطه قدرت و نفوذ بالا دستی پیدا میکنه و نه هیچ ساز و کار دیگه ای، کافیه که کسی اون بالا (که خودش هم اعتبارش رو از راههای دیگری کسب کرده)، عوض بشه تا همه تا اون پایین از صحنه محو بشن...ما اصولا به مانایی و ماندگاری هیچی اعتقاد نداریم...نمونه میخواین؟...خیابونا و بزرگراه های پایتخت این مملکت که مسولین از اونجا که خودشونم به بی گذرا بودن وبی اعتبار بودن این دنیا و خودشون اعتقاد راسخ دارن، هر روز اسمشونو عوض میکنن...یه روز نیایشه، یه روز هاشمی رفسنجانی، فردا هم یه چیز دیگه...ماگویا اصولا اعتقاد داریم چون دنیا همیشه در حال تغییره، بهتره ماهم به هیچی دل نبندیم، دیگه یه مدیر باشگاه که سهله برادر...تو بگو اسم کشور، شهر...
ویلی
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۳
Big Like
۶
sina
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹
بزرگترین مشکل فوتبال ما همینه که مدیرای باشگاه های دولتی از فردا خودشون هم مطمئن نیستن و هیچ برنامه ای رو به سرانجام نمیتونن برسونن
این سامانه هواداری که رویانیان پایه گذاری کرد رو مدیرای بعدی امثال رحیمی و سیاسی و ... که قبل از طاهری روی کار اومدن تقریبا فراموش شده بود که طاهری اونو احیا کرد و حالا هم مباحث بلیط فروشی و حق پخش و... رو که طاهری دنبالش بود و احتمالا همین هم سرشو به باد داد حتما فراموش خواهد شد

خلاصه این که بین سیل مطالب بیرانوندی سایتتون مطلب عالی بود
۳
امیرعباس
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۷
......وهمچنان ذکر مصیبت منظومه طاهرنامه به قلم روان غفوری جان
فرشاد4تای95
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳
وهمچنان هستن کسابیی مثل توکه حرف حق رونمیبینن ومیچسبن به چرت وپرت گفتن مهم این که منظورغفوری اینه چرابایدمدیری که موفق بوده بخاطرمشکلات شخصی عوض بشه درک این موضوع سخت نیست امیرعباس
۴
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر