فهرست
چالش فرانسوی، شورش کاتالانی
چالش فرانسوی، شورش کاتالانی

چالش فرانسوی، شورش کاتالانی

 یک: بیائید یک آمار سریع از دور وبری‌های خودمان بگیریم و ببینیم تعداد آنهایی که تماشای مسابقه والیبال بلغارستان – کانادا را به دیدن بازی بارسا ترجیح می دهند چند نفرند؟ حتی بازی یووه مقابل فروزینونه در آن استادیوم محقر هم می‌تواند در این نظرسنجی قرار بگیرد‌. با این بدسلیقگی، تماشای اینترنتی یک مسابقه فوتبال در حالی که هنوز بستر لازم برای آسایش در این حوزه مهیا نیست ذهن را به هم می‌ریزد و این می‌شود اولین چالش پیش روی ما برای بازی اول هفته بارسا. البته پخش نشدن مسابقه بارسا- آیندهوون از تلویزیون را هم می‌شود گذاشت کنار این داستان تا مشخص شود دوستان سیما این فصل حواس‌شان به یکی از دو تیم پرطرفدار فوتبال اروپا در ایران نیست.

دو: چالش فرانسوی از اخراج اومتیتی مقابل آیندهوون شروع شد.اتفاقی که شاید بعد از جلو افتادن با سه گل عجیب به نظر می رسید.آن شب اما بارسای ده نفره آنقدر هارمونیک بازی می‌کرد که گل چهارم را با 23 ضربه متوالی و با همکاری هر 11 بازیکن درون میدان زد اما این بار ماجرا فرق می کرد.قانون چرخشی که در هفته‌های فشرده لالیگا والورده از آن ناگزیر است کاری کرد تا چالش فرانسوی نقشه‌های بارسا برای رسیدن به امتیاز 15 را خراب کند.لانگله 23 ساله جانشین هموطن باتجربه ترش شده بود تا دراین بازی خانگی نسبتا راحت میدانی ببیند اما او حدود 50 دقیقه زودتر از هموطنش کارت قرمز را مقابل خود دید و این چالش فرانسوی بزرگتر، مهیب تر و خطرناک تر از قبلی شد.اشتباه بزرگتر را والورده انجام داد که البته در کنفرانس بعد از بازی به آن معترف شد.او اجازه داد تا بارسای ده نفره بدون تغییر در خط دفاع تا پایان نیمه نخست با حضور بوسکتس در قلب دفاع به کارش ادامه دهد اما این خوش خیالی تاوان سختی برای بارسا داشت.بارسا با یک بازیکن کمتر و یک گل خورده به رختکن رفت تا به لحاظ روانی شرایط جالبی نداشته باشد.این پایه دریافت گل دوم در شروع نیمه دوم بود.

سه: مثلث ویدال – آرتور ملو – بوسکتس با دو عضو تازه وارد امتحان کاملی نداشت.درست مثل این بود که وسط جلسه امتحان همه چیز بهم ریخته باشد.آنها بدشانس بودند که لنگله دیگر خرید این فصل بارسا خیلی زود اخراج شد تا همچنان برای قضاوت کردن در موردشان به هفته های آینده و بازی‌های بعدی چشم بدوزیم. هر چند ویدال با پاس گل بازی را شروع کرد و آرتو با شماره 8 اینیستا اعتماد به نفس لازم را در میانه میدان داشت اما وقتی کار گره خورد،می‌شد حدس زد برای بازگرداندن جریان بازی باید به نیروهای اصلی برگشت و همین شد که کوتی و راکی خیلی زود به زمین آمدند.این تغییرات می توانست برداشتی اولیه داشته باشد بدین مضمون که فاصله خریدهای تازه با نفرات اصلی بسیار زیاد است اما شاید هنوز زود باشد که چنین قضاوتی داشته باشیم هر چند طبیعی است هیچ بازیکن تازه واردی نباید به اندازه کوتینیو به عنوان گرانقمیت‌ترین بازیکن جهان و البته راکیتیچی که پنجمین فصلش را با بارسا آغاز کرده و 220 بازی با پیراهن این تیم انجام داده، کارایی داشته باشد و این یک اتفاق کاملا طبیعی است.

چهار:  بازی و 3 چالش؟فکر نمی کنید کمی زیاد است؟برای یادآوری می گویم،اینجا لالیگاست،بهترین و با کیفیت ترین لیگ فوتبال اروپا که تیم ضعیف در آن وجود ندارد و در هر مسابقه می توان منتظر غافلگیری بود و بزرگانی مثل رئال وبارسا مقابل کوچک هایی مثل خیرونا و لگانس هیچ وقت از پیش برنده نیستند.شاید بستن بازوبند کاتالونیایی ماجرا را کمی دوستانه جلوه دهد اما بارسا برای تکرار راحت قهرمانی هیچ شریک و دوستی در لالیگا ندارد.

پنج: اینکه VAR چقدر می تواند به بارسا در جمع کردن امتیاز کمک کند فقط روی خوش ماجرا بود.باید آن سوی قضیه را هم می دیدیم که ته VAR  یک نیروی انسانی مثل خسوس گیل ممکن است داستان را طور دیگری برای بارسا بنویسد.انگار داوران لالیگایی با همان ضعف دید خود فقط  VAR  را وسیله ای کرده اند برای توجیه تصمیات اشتباه شان.اخراج لانگله نقطه عطف بازی بارسا – خیرونا بود که با اشتباه در برداشت انسانی خسوس گیل رقم خورد.به قول والورده این اولین اخراجی است که بازیکنی که روی او خطا صورت گرفته از بازیکنی که با کارت قرمز بیرون شده عذرخواهی می کند.نمی دانم خسوس گیل این عذرخواهی را دیده  یا نه و اگر دیده بعد از آن پیش خودش چه فکری کرده است؟

شش: اسپانیول بس نبود،خیرونا هم به آن اضافه شد.دربی با خودش سختی می‌آورد. حتی اگر حریف تیمی کوچک و نوخاسته باشد که در تلفظ نامش هم بین ژ و خ شک داشته باشیم.فصل قبل خیرونا در اولین حضور در نوکمپ هم فوق العاده بود و با اینکه در پایان مسابقه روی اسکوبورد بازنده بود سربلند این دربی تازه را تمام می کرد.آنها در همان مسابقه 7 بار تراشتگن را به زحمت انداختند و نمایشی شجاعانه و قابل تحسین ارائه دادند که می شد حتی برایشان از جا بلند شد و کف زد.آن روز ماچین تیم تازه وارد به لالیگا را هدایت می‌کرد که با همان بازی‌های خوب سر از سویا در آورد.خیرونا بعد از ماچین سراغ یک مربی بارسلونایی رفت و حالا ساکریستن سرمربی موفق سه فصل اخیر رئال سوسیه داد اینجا به معجزه ماچین ادامه می دهد.دستیار سابق فرانک رایکارد که بعد از حضور لوئیس انریکه در بارسا،تیم ب باشگاه را گرفت و آنجا هم گل کاشت تا پایان هفته پنجم کولاک کرده است.این هشتیمن امتیازی بود که او در نوکمپ،جایی که چهار قهرمانی لالیگا را به عنوان بازیکن تجربه کرده به جیب می زد.حالا تیم کوچک او هم امتیاز با اتلتیکو و سلتا ،فقط به خاطر تفاضل گل کمتر در رده ششم قرار گرفته و البته ماچین و سویا در یک قدمی آنها ایستاده اند.خوان کارلوس اونسوئه،ساکریستن،آبلاردو فرناندز.مربیان بارسایی یکی یکی از راه می رسند و گاهی اوقات امتیاز دادن مقابل آنها چندان هم تلخ نیست.

هفت: دربی‌ها همیشه دربی اند حتی اگر روی سکوها خانمی اهل کاتالونیا تن یکی از فرزندانش لباس بارسا و تن دیگری پیراهن خیرونا کرده و در آن لحظات نفسگیر آخر بازی حسی دوگانه داشته باشد.ثبت این لحظه با هوشمندی فوق‌العاده تصویربردار بازی می‌تواند نقطع عطف این دربی باشد.آنجا که زن بارسلونایی خدا خدا می کند تا بارسای ده نفره در ثانیه‌های آخر به گل نرسد تا هر کدام از فرزندانش که در آغوش گرفته را به یک حالت ببیند.شاید این بار خدا به دل او نگاه  کرده و شوت قوس دار لحظه آخری کوتینیو گل نمی شود.اینها قشنگی‌های فوتبال است حتی اگر آخر بازی میلیون ها هوادار بارسا متاسف و چند هزار طرفدار خیرونا راضی باشند.

هشت: فاصله دو امتیازی با رئال از کف رفت و چالش بازی های فشرده دشوار همچنان ادامه دارد.شاید تصور این بود که بازی خانگی با خیرونا در این چالش 7 بازی در 26 روز امن‌ترین نقطه ممکن باشد اما دیدید چه اتفاقی افتاد؟حالا بازی میان هفته با لگانس در خانه حریف سخت‌تر از همیشه به نظر می‌رسد و این تازه بخش خوب ماجراست چرا که بیلیائو و والنسیا بعدتر از راه می‌رسند و بین این دو باید در ومبلی مقابل تاتنهام و پوچتینو ایستاد.روزی که لنگله مهمترین امتحانش را مقابل هری کین پس خواهد داد و امیدواریم در لیگ قهرمانان خبری از چالش فرانسوی ساخت اومتیتی – لنگله برای بارسا نباشد.

۳ ۱  
آی اسپورت
2018-09-25 15:36:00
نظر دهید

۱ نظر
nima bagheri
سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۷:۵۸
بدترین تحلیل ها رو از بارسلونا میدی من از سال 1990 بازی های بارسا رو می بینم و هیچوقت به بدی دوران والورده نبوده اوضاع بارسا با این بارتومئو و مربی دفاعی ای به نام والورده تمام زیبایی هاش رو از دست داده...این حد از خوش بینی و کوری در دیدن حقیقت بازی بارسا عجیبه در دیدن این که این تیم چطور تمام زیبایی هاش رو از دست داده و البته تمام ارزش هاش.امسال یکی از سیاه ترین سال های بارسا خواهد بود آقای خوش بین و بی ربط به بارسا
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر