فهرست
برای حسین که دیگر نمی‌تواند طارمی باشد
برای حسین که دیگر نمی‌تواند طارمی باشد

برای حسین که دیگر نمی‌تواند طارمی باشد

آی اسپورت – کاش این‌طور تُخس و جنوبی نگاه‌مان نمی‌کرد، شاید خداحافظی با او کمی آسان‌ترمان می‌شد. با این موهای عجیبی که به سبک امواج دریا پیچ خورده‌اند، و با آن پیراهن گل‌دار بی‌یقه، این حسین است که خیره نگاه‌مان می‌کند. شاید مثل ما و خانواده‌اش باور نمی‌کند که همین‌طور یکهو و بی‌هوا از هم‌تیمی‌ها جدا افتاده باشد.

حسین ملاحی
حسین ملاحی

حسین، عضو تیم روستای کرگان میناب در جنوب گداخته، با هم‌تیمی‌ها به قصد بازی با تیم بندزرک کمی قبل از غروب می‌پرند پشت وانت نیسانی که حالا تصویر ترسناک واژگون شده‌اش، کابوس خانواده‌های روستاست. روستایی که شاید قرار بود سال‌ها بعد یکی مثل حسین ملاحی اسمش را سر زبان بیاندازد و توی چرخیدن‌های ناگهانی به سمت دروازه سرخ یا آبی، هم‌دهاتی‌ها را مفتخر کند به اینکه این بچه، بچه‌ی ده ما بوده و لباس‌مان در یک آفتاب خیس عرق می‌شده است. بچه‌های روستایی با جمعیت کمی بیشتر از چهار هزار نفر که حالا یکی‌شان قربانی تصادفی شده که می‌توانست اتفاق نیفتد. تصادف که نه، وانت نیسان آبی‌رنگی که بچه‌های کرگان را برای مسابقه به روستای مجاور می‌برد اما هرگز به مقصد نرسید.

وقتی ازشان می‌پرسیم چرا شب؟ جواب می‌دهند هوا گرمه، توی روز که نمی‌شه. و بعد فکر می‌کنی به آن جاده بی‌چراغ و سالنی با صد و چند طرفدار که تا خبر رسید همه ریختند به جاده و چراغ فوتبال خاموش شد.  چه سرنوشت غریبی برای جوان رعنایی که آمد از گرما بگریزد، از دنیا گریخت. و فکر کنید خدای نکرده، آدم جای خانواده حسین باشد که شب به جای شنیدن خنده‌های بلند او، برگشته از بهترین بازی امسال، بشنود که وانت چپ شد و حسین رفت.

خواستم بنویسم "لعنت به جاده‌ها اگه معنی‌شون جداییه"، اما فکر کردم "لعنت به  فوتبال" که پسر دسته‌گل خانواده ملاحی را قربانی یک هیجان نافرجام کرد. لعنت به هردوتا که دل خانواده‌ای را پوست پوست و ریش ریش کردند.

باشد که محسن، رفیق‌فاب مهدی طارمی در گروه بوشهری لیان، "نی‌انبان را باد ‌کند و مثل همیشه از دل عجیب‌ترین ساز دنیا صدای محزونی بیرون بفرستد که از لابه‌لای رگ‌ها بگذرد و چرک‌مرده‌های خشکیده در ته قلب آدمی را چنگ بزند و با خودش ببرد". ببرد به جایی که حسین نشسته و با چشم‌های مشکی معصوم، همین‌طور تخس و جنوبی نگاه‌مان می‌کند. و رفقا و همبازی‌هایش توی گرمای کرگان میناب، از فردا با خیالش یک و دو کنند و زیر آفتاب دنبالش بدوند. که "وقتی توی شرجی می‌دوی، بدنت آبش را از دست می‌دهد و دیگر چیزی اضافه نمی‌آید که از چشمانت بچکد."

۱۴ ۷  
آی اسپورت
2017-08-10 10:58:00
نظر دهید
۷ نظر
تاجی قدیمی
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۳
چهار هزار نفر تو یه روستا؟ اینکه دیگه روستا نیست، شهریه واسه خودش
۴ ۲
nassee0171
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴
پس هنوز روستا ندیدی ١۵ هزار نفریم هس اینکه چیزی نیس
۱
امیرمهدی
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۳:۴۵
خدا بیامرزد این جوان رعنا را. راجع به سوال شما باید گفت نظام تقسیمات سیاسی کشوری در ایران (استان، شهرستان، بخش، دهستان، شهر و روستا) یه مقدار پیچیده هست، هم به دلایل کالبدی و هم به دلایل سیاسی. در ایران چندین شهر زیر 1000 نفر وجود دارد و البته روستاهای بالای 5000 نفر هم زیاد داریم!
۲
سومیک
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲
اقا من نمیفهمم این شیوه نگارش چه جذابیتی داره که همیشه خدا واسه هر موضوعی باید شیون و زاری و تو سر زدنتون رو تحمل کنیم.
جملات بی سروته، فوران احساس چندش آور، تلاش مضحک برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، سبک نگارش دختر شونزده ساله شکست خورده در عشق...
نمیدونم کی این خصلت مداحی کردن دست از سر نویسنده جماعت ما برمیداره.
۷
پیست اسپرت
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۶
آخه پیست اسپرت
تیتر ورزش 3 رو کپی کردی
اشکال نداره رفنس بده
۲ ۱
برزو
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۲۱:۰۸
اين سايت(از اول كه سايت گل بوده تا بعد كه گل تعطيل شد) دست پژمان راهبر بوده و بعد تحويل اقاي اميرپور داده اين دو نفر روابط خوبي دارن و در اصل اي اسپورت زيرمجموعه ي ورزش٣ حساب ميشه.
پژمان راهبر الان سردبير ورزش٣ هست.
انتظار نداشته باشيد كه يادداشت نويسنده بدون امانت داري و با تغيير تيترِ اصلي خودش منتشر بشه.
اسم نويسنده هم كه نوشته شده.
۱
محمد
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۳:۳۶
خدا رحمتش کند و به خانواده اش صبر دهد
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر