فهرست
از کوردوبا تا سائوپائولو؛ 36 سال بعد از آقای دال/ پژمان راهبر- برزیل
از کوردوبا تا سائوپائولو؛ 36 سال بعد از آقای دال/ پژمان راهبر- برزیل

از کوردوبا تا سائوپائولو؛ 36 سال بعد از آقای دال/ پژمان راهبر- برزیل

آی اسپورت- آخرین باری که روزنامه‌چی‌های ایرانی برای پوشش یک تورنمنت بزرگ به آمریکای جنوبی آمده بودند، کی بود؟ درست 36 سال پیش. وقتی آقای دال اسداللهی غول بزرگ فوتبال‌نویسی ایران، در معیت دو عکاس و یکی دو گزارشگر از تهران به کوردوبا رفت. آقای دال، در زمان خودش یلی بود. فوتبال‌نویسی با تجربه مربیگری در تیم پاس. با جبروت و جذبه. پس وقتی چیزی برای تیم ملی می‌نوشت و به تهران تلکس می‌کرد، کلمات روی موج‌های رادیویی، روی ابرهای اقیانوس آرام رد می‌انداختند. به هرحال، او آقای دال بود. نویسنده ارشد کیهان ورزشی، نشریه ورزشی خیلی مهم دوران سال 1978. وقتی هنوز پلورالیزم و شبکه‌های اجتماعی کلک نسل روزنامه‌نگاری پا به سن گذاشته را نکنده بودند. او می‌نوشت و در تهران در اردوی تیم ملی در کوردوبا توفان می‌شد. گزارش‌های یک‌نفس‌اش از بازی ایران- هلند در 5 صفحه کیهان ورزشی ویژه جام جهانی هنوز زنده است، سندی که نشانه یک روزگار سپری شده است. دوره ضریب نفوذ نویسندگان که البته شاید نویسنده‌تر از ما بودند.

قبل‌ترها، حتی هفت هشت ده سال پیش، فضا هنوز این‌قدر آنلاین و تند نبود. کار، کمی طمانینه لازم داشت. پس در فرایند خبرنویسی، تهیه گزارش، اول بیابان بود و بعد درختچه و بعد مرغزار و همین جور بگیر تا مقصد. حالا اما ممکن است گیر کنی بین گرفتن فیلم از بازیکن‌ها ( اشکان و آندو) یا نوشتن خبر مصاحبه‌شان. بعد هی فکر کنی که خدایا کدام‌شان مهم‌تر است؟ بعد بمانی بین پیج فیس‌بوک و صفحه روزنامه. آن وقت توی همین حول ولا، ارین روبن را کم داری که مثل یک ماشین ساخته شده، از بین اسپانیایی ها بدود و با تحقیر کاسیاس توپ را به تور اسپانیا بچسباند...

در جام جهانی  2014، صدای دوربین عکاس‌ها را که می‌شنوی و دویدن بچه جوان‌ها را که دارند فیلم و عکس و خبر به تهران میل می‌کنند، یک لحظه آرزو می‌کنی کاش امروز یک برزیلی زیر خط فقر بودی که در خیابان‌های سائوپائولو علاف رفیق شفیقی است که در آشپزخانه موز سرخ می‌کند. او که می‌خواهد بعد از 48 ساعت دوباره درباره گل نیمار حرف بزند و از این بگوید که بی نیشیمورا هم برزیل کرواسی را می‌برد. او با تی‌شرت زرد و خنک‌کننده‌ای در دست، یکی از هزاران و میلیون‌هاست. مردمی که بی توجه به خبرهای خوب و بد زندگی‌شان را می‌کنند. دارایی خیلی از آنها پرچم برزیل است و بوقی که دو روز بعد برد از برزیل گهگاه در آن می‌دمند تا به ما یادآوری کنند جام از اینجا نباید بیرون برود.

اینجا برزیل است. بیداری ساعت 4 صبح برای رساندن خبرها و عکس‌ها شما را از تماشای سحرگاه نقره‌ای سائوپائولو بازمی‌دارد اما صدای فاخته‌ی پارک روبه‌روی هتل خبرنگاران در سپیده‌دم قوت قلبی است. با همه سختی‌ها، هیچ کدام از خبرنگارها هنوز دلتنگ خانه نشده‌اند، بس که چشم‌انداز فوتبال در برزیل هیجانی و توصیف‌ناپذیر است. کاش فقط از نسل آقای دال هم کسی اینجا بود تا  مدام بپرسیم از کوردوبای 36 سال پیش، از همه چیزهایی که در هیچ جا ثبت نشدند...

  ۱  
آی اسپورت
2014-06-14 17:17:30
نظر دهید
۱ نظر
حمزه
شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۴۳
نه قشنگ بود؛ خوشم اومد!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر