فهرست
یادداشت ویژه: برق زدن در برزیل پشت فرمان اتوبوس
یادداشت ویژه: برق زدن در برزیل پشت فرمان اتوبوس

یادداشت ویژه: برق زدن در برزیل پشت فرمان اتوبوس

آی اسپورت- این تصور وجود دارد که ایران ضعیف‌ترین تیم حاضر در جام جهانی باشد. تازه نیست، عجیب هم نیست. قبل از جام جهانی نود و هشت هم ایران به عنوان آخرین تیم معجزه‌آسا به فرانسه رسیده بود و تماشای بازی ایران – استرالیا، رقبا را امیدوار می‌کرد. در عین حال روند آماده‌سازی و اتفاقات منجر به اخراج ایویچ- به نظر- به این ضعف دامن می‌زد. اما روند یکساله‌ی آماده‌سازی تیم ملی تا جام جهانی و البته ظرفیت آن نسل دست‌کم گرفته شده بود.

پس پدراگ میاتوویچ، زننده گل فینال اروپا که فکر می‌کرد در همان بازی با ایران آقای گلی جام جهانی را برای خودش کند با هیچ شانس گلی روبرو نشد اما مهرداد میناوند مهمترین تک به تک زندگی‌اش را در بازی یوگسلاوی به اوت زد. ایران همچنین در نبرد موسوم به قرن آمریکا آمریکا را سورپرایز کرد و در مسابقه سوم با المان بزرگ کلینزمن طوری بعد از گل زدن به ایران خوشحالی می‌کرد انگار با آن تک گل قهرمان جام جهانی شده‌اند. ما در آن جام جهانی صعود نکردیم ولی تحسین شدیم از طرف همه‌ی آنهایی که ما را ضعیف‌ترین می‌دانستند.

16 سال بعد، پس از بازنشستگی همه آن نسل بی‌تکرار، نگاه جهانی به تیم ایران شبیه سال 98 است. رسانه‌ها ما را ضعیف‌ترین تیم جام می‌دانند؛ شاید مثل احساسی که خود ما به کره شمالی در جام جهانی قبلی داشتیم. تیمی که در بازی مقابل برزیل با شیوه دفاعی و دوندگی بی‌امان راه‌ها را بست و فضاها را تنگ کرد و با حداقل اختلاف باخت.

خب، حالا ما در جام جهانی چه می‌خواهیم؟ اگر از یک جوان 18 ساله ایرانی عشق فوتبال که 24 ساعته پای یوتیوب و تلویزیون است بپرسید؛ گمراه می‌شوید. در ایران همه علاقه‌مندان فوتبال از همه تیم‌ها بازی زیبا می‌خواهند در حالی که با وضعیت موجود در جام جهانی نباید به بازی تهاجمی، فوتبال مالکانه و تیکی‌تاکا فکر کرد. یک بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران می‌گوید: \"حتی روی ضدحملات هم نباید زیاد حساب کنیم\". و توضیح می‌دهد: در جام جهانی هر فضای مختصری برای بازیکنان حرفه‌ای حریفان ما فرصت حداکثری به حساب می‌آید.

الگویی که ایران مقابل کره جنوبی در آخرین بازی خود در مرحله‌ی مقدماتی جام جهانی ارائه داد می‌تواند الگوی ویژه‌ی ما در جام جهانی باشد. اتوبوس را مقابل دروازه پارک کنیم و در سایه بایستیم تا کمتر خسته شویم و تمام انرژی خود را صرف انجام وظایف دفاعی و رها نشدن یاران حریف در فضاهای حیاتی کنیم. و آن وقت می شود امیدوار بود و خوش‌شانس تا یکی از مدافعین حریف دچار اشتباه شود و توپ را بیاندازد جلوی تک‌مهاجم ما و ایران بتواند گل هم بزند. شاید انتظار اشتباه از بازیکنان حریف انتظار بیهوده‌ای باشد اما اگر روزت باشد استیون جرارد هم توپ را جلوی پای مهاجم تیم تو می‌اندازد!

چند نکته:

*گروه ایران در جام جهانی گروه ساده‌ای نیست. باید برای ارائه هر نوعی از فوتبال آماده بود. حتی بوسنی هم ستارگان زیادی دارد. امکان آن وجود دارد که ایران تمام بازی‌های خود در جام جهانی را ببازد و در بهترین حالت بتواند دو یا سه امتیاز کسب کند. مهم اما این است که اگر قرار است بازنده باشیم شخصیتی از فوتبال ایران به نمایش بگذاریم تا فکر نکنند نقش داور گروه را بازی می‌کنیم. باید شجاع بود و جنگنده و جنگندگی منافی عاقل بودن و تفکر در آنچه درون زمین رقم می‌زنیم نیست.

*به نظر، ما به جام جهانی باید به عنوان یک ویترین نگاه کنیم. پس باید جوری بود که در کنار رقبا خیلی توی ذوق نزنیم و بتوانیم از مزیت‌های این دیده شدن استفاده کنیم. ما کمبودهای خود را با جنگندگی جبران خواهیم کرد تا برق بزنیم.

*جای امیدواری هست که کی‌روش نگاه واقع‌بینانه‌تری از ما نسبت به تیم ملی و اوضاع و شرایط دارد. او خیلی روی ابرها سیر نمی‌کند و حداقل از سمت نیمکت شاهد تصمیمات کودکانه و احساسی نخواهیم بود. کی‌روش در زمان مربیگری پرتغال هم اهل ریسک نبود. او می‌داند ما در جام جهانی چه می‌خواهیم. حضوری که اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم باید آبرومندانه باشد و بتواند حداقل در زمینه‌ی نیروی انسانی موفق باشد و چند بازیکن ما را بفرستد پیش آنهایی که بازی ما را می‌بینند.

*نیجریه، بوسنی و آرژانتین مسیرهایی به مراتب سخت‌تر از ما را پیموده‌اند و به جام جهانی آمده‌اند و تیمی مثل بوسنی شاید انگیزه‌های بیشتری از ما داشته باشد. آنها قدر موقعیتی که در آن قرار دارند را بیشتر از ما می‌دانند و نباید توقع بی جایی از تیم ملی داشت که ستاره‌های چندانی ندارد و وامدار عصر نابسامان فوتبال ایران است که در آن تقریبا هیچ اتفاق خوشایندی جز صعود تیم ملی به جام جهانی نیفتاده. باید واقع‌بین بود و کم‌توقع تا جایی برای ذوق کردن باقی بماند. جایی برای این‌که از جنگیدن‌مان لذت ببریم نه فقط از پیروزی و بردن.

*این‌که ایران در جام جهانی، مثل دوره قبلی، سرخوردگی به بار نیاورد خیلی مهم است. خیلی مهم است که باز فضای بعد از باخت آ‌ن‌قدر یکطرفه و امنیتی نشود که تلویزیون رسما برای خنک کردن دل مردم، دخل یک نفر (مثلا سرمربی تیم ملی) را بیاورد .

*لذت بردن چیز مهمی است. ما در یک مهمانی بزرگ شب شرکت کرده‌ایم و برخلاف بقیه  فراگ تن‌مان نیست. وقتی میزبان هم با ما مهربان است؛ دلبری از زیباترین بانوی مهمانی یک هدف حداکثری است. متوجه‌اید که؟

هادی رجب

  ۱  
آی اسپورت
2014-06-14 22:22:58
نظر دهید
۱ نظر
آرش
يكشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۱۵
عالی بود، بدون حاشیه و روشنفکرنگاری های مرسوم این جور نوشته ها. مرسی آقای رجب
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر