فهرست

یادداشت ویژه: در ستایش اوتمار هیتسفلد/ یک ذهنِ زیبا


آی اسپورت- قدرش را باید دانست؛ قدرِ آقای اوتمار هیتسفلد را، قدرِ او را که سال هاست دارد برایمان لحظه می سازد، صحنه می سازد، خاطره می سازد، قدرِ او را که اولین مربی یی بود که دیدیم در دورانِ مدرنِ فوتبال، که دیگر مارادونا ها در ناپولی آرام نمی گیرند و به تیم های بزرگ تر و ثروتمندتر می روند، که دیگر جنگ، جنگِ یک شهر مقابلِ یک شهر، یک ایدئولوژی مقابلِ یک ایدئولوژی، یک تیم مقابلِ یک تیم، یک پیراهن مقابلِ یک پیراهن نیست و تیم ها به دو گروهِ تیم های فقیر و تیم های غنی تقسیم شده اند، و تیم های کوچک را تاب و توانِ رویارویی با تیم های بزرگ نیست، در عصرِ یکه تازیِ متمول ها و اسم و رسم دارها، یک تیمِ کوچک را، بورسیا دورتموند را، از پیچ ها و خَم ها عبور می دهد و با بردنِ یوونتوس در فینال، قهرمانِ لیگِ قهرمانانِ اروپا می کند، و آغازگرِ شورش علیهِ بزرگتر ها می شود؛ آغازگرِ راهی که بعدها مورینیو با پورتو، بنیتس با لیورپول، سیمئونه با اتلتیکو یا یورگن کلوپ با دورتموند رفته اند.



\"http://www.tageswoche.ch/images/cms-image-001821326.jpg\"


 یک اَبَر مربی، یک ریاضی دان که ریاضیات را واردِ بازی فوتبال کرده و تیم های بزرگی ساخته و بعد از ارنست هاپلِ فقید که او هم مربی درجه یکی بود، دومین مربی یی بوده است که دو تیمِ مختلف را، دورتموند را و چند سالِ بعد بایرن مونیخ را قهرمان لیگِ قهرمانانِ اروپا کرده است، و اینک با یک تیمِ کوچکِ دیگر گام به جامِ جهانی می گذارد. یک مربیِ بزرگ که احتمالا امسال یا دو سال بعد در جامِ ملت های اروپا آخرینِ یادگارهایش را برایمان به جا می گذارد و تمام می شود و می رود گوشه یی برای استراحت و جایش را می دهد به دیگرانی که هنوز تاب و توانِ خاطره سازی را دارند، تا آنها هم تصاویری را در ذهنِ ما بسازند، و بعد بروند و نسلِ دیگری بیایند و لحظه بسازند و بروند. و این چنین ما را هم با خودشان ببرند، به سوی پیری، به سمتِ ابدیت. ابدیتی که آدم دقایقی قبل از رسیدنِ به آن، احتمالا از تصاویری که از زندگی اش مرور می کند، حتما چند تا تصویرِ فوتبالی هم از پیشِ چشمانش می گذرد. تصاویری که ممکن است چندتایشان در جام های جهانی اتفاق افتاده باشد؛ بُردها، باخت ها، شور ها، شوق ها، داد ها، فریاد ها، اشک ها، لبخند ها، زمین خوردن ها، بلند شدن ها.

در فینالِ جام جهانیِ 2010 همان قدر که گلِ اینیستا به یادمان مانده، آن تک به تکِ آرین روبن که توپ را به پای کاسیاس می کوبد در ذهنمان نقش بسته، در جامِ جهانی 2006، همان قدر که تصویری از سیگار برگ کشیدنِ مارچلو لیپیِ بزرگ را پیش از لمسِ جامِ قهرمانیِ جهان به خاطر می آوریم، تصویری از ضربه ی زیدان به ماتراتزی پیشِ چشمانمان است، در جام جهانی 2002 همانقدر که هنرنمایی تریپل R، رونالدو، ریوالدو و رونالدینیو برایمان خاطره ساخته است، اشتباهِ اُلیور کان در بازیِ فینال و زمین خوردن زیدان و فرانسه، حسرت را برایمان به دنبال دارد. البته درست است که در عصرِ گوگل و یوتیوب و شبکه های اجتماعی، با چند کلیک می شود، به همه ی این تصاویر دست یافت و دوباره آنها را تماشا کرد، اما دلیلِ اصلیِ ثبتِ این تصاویر در ذهنمان زنده بودنشان است، آنی بودنشان، و به هیجان آوردنشان در لحظه، مثلِ بازیگرانِ یک تئاتر که تماشاچیانشان را به تخلیه ی هیجانی(کاتارسیس) می رسانند. و آقای اوتمار هیتسفلد هم نقشِ مهمی را در ساختِ چند تایی از این تصاویر بازی کرده است. کیست که فینالِ لیگِ قهرمانانِ اروپا را در سال 1999 از یاد برده باشد؟ آن فینالِ شور انگیز برای منچستری ها و غم انگیز برای بایرنی ها، همان فینالی که یونایتد ها در دو دقیقه ی پایانی، بازیِ یک هیچ باخته را با جامِ قهرمانی عوض کردند. یک بازیِ به یاد ماندنی، که بعدها فوتبالی ها به طعنه، آدم ها را به دو دسته ی کسانی که این بازی را زنده دیده اند و کسانی که آن را از دست داده اند، تقسیم کردند.



\"http://www.tz.de/bilder/2012/08/01/2441899/1646472363-ottmar-hitzfeld-3Ief.jpg\"


 اوتمار هیسفلد، در آن بازی، مربیِ بایرن بود، و در شرایطی که تیمش می توانست، بازی یک هیچ را سه هیچ و چهار هیچ کند، با اشتباهاتِ انسانی از سوی شاگردانش که شانس های گلزنی را یکی پی دیگری به در و دیوار و آسمان می کوبیدند، جام را از کف داد. نگاه های حسرت بارِ این مربی به شادیِ منچستری ها، بعد از شکست، و لعنتی که بر شوربختی اَش می فرستاد، از خاطرمان نرفته است. هیستفلد در نقشِ یک مردِ الهام بخش، که بلد بود، پس از آن شکستِ نکبتی، کمر راست کند و سلحشوری را به تیمش بازگرداند، البته دو سالِ بعد، به جبرانِ آن شکست، بایرن را قهرمانِ لیگِ قهرمانان کرد و حتی بعد ها به واسطه ی همین دستاوردها به عنوانِ نامزد سرمربیگریِ تیمِ ملیِ آلمان هم نامش به میان آمد، که آن را نپذیرفت. برای اینکه او را بشناسیم و اینکه چطور بلد است با تیم های کوچک کارهای بزرگ بکند، کافی است جامِ جهانیِ گذشته را به خاطر بیاوریم، که چطور با تیمش، اسپانیا را در مرحله ی گروهی زمین گیر کرد و چطور تنها شکستِ قهرمانِ جام را رقم زد. مُشت های گره کرده ی او، بعد از گلی که تیمش به اسپانیا زد، یکی از تصویرهای بسیاری است که او برایمان ساخته است.



\"http://www.tz.de/bilder/2010/05/25/778097/289213725-ottmar-hitzfeld-3hef.jpg\"


او حالا در شرایطی به جامِ جهانی می آید که رنگِ پیری بر رخسارش نشسته است، با صورتی چروکیده و موهایی به سپیدی رفته که برایمان یادآورِ مربیانِ بزرگی است که آمدند و رفتند و یادگاری هایشان بر قلبمان نشسته است، از ارنست هاپل تا رینوس میشل و بابی رابسون. احتمالش کم است که در جامِ جهانی دوستدارِ تیم ملی سوییس باشید، اما اگر در جستجویِ کانال های تلویزیونی دیدید که جایی دارد بازی سوییس را مثلا مقابلِ اکوادور پخش می کند، آن را از دست ندهید، این شاید آخرین تصاویری باشد که از پیرمردِ شیکِ خوش پوشِ جنتلمن، این ریاضی دانِ کاربلد پیشِ چشمانِ شماست، آن ها را به ذهن بسپارید، خوب به ذهن بسپارید.

  ۲  
آی اسپورت
2014-06-15 19:00:18
نظر دهید
۲ نظر
یه عاشق دورتموند
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۳:۱۸
وقتی یاد شاهکارات میفتم, فقط میتونم بگم ,تکی
حمزه
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۵:۴۹
غالی بود...
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر