فهرست
خاطرات سیاه و سفید و خاکستری از کمد جادویی
خاطرات سیاه و سفید و خاکستری از کمد جادویی

خاطرات سیاه و سفید و خاکستری از کمد جادویی

آی اسپورت- 
 

سال 1978

پدربزرگ که می آمد، کلید زرد کوچک را می انداخت به قفل کمد جادویی, درهای لاک الکلی دو تا میخورد و از هم باز میشد، پیج را میچرخاند.

صدا می آمد اما جان به لب میرسید تا لامپش گرم شود و تصویر را هم نشانت بدهد.

برای ما که تعطیلات تابستانی طولانی مان در خانه پدربزرگ در شهرستانی کوچک میگذشت, بعد از ظهر های گرم تابستان با دیدن مردان بزرگی که مثل خودمان شلوار کوتاه می پوشند و دنبال توپ میدوند جالب بود.

تلویزیون شاب لورنس تصاویر سیاه و سفید را از هزاران کیلومتر آنطرف تر نشان مان میداد. حتی خیلی دور از فاصله ی خانه  خودمان  تا خانه پدربزرگ .

یادم هست که از مادرم پرسیدم: اینجا که اینا بازی میکنن به خانه ما نزدیک تر است یا خانه ی آقا بزرگ؟ و همین بهانه ای شد برای خریدن یک نقشه بزرگ و دیواری جغرافیا که بدانیم فوتبال, کمد لاک الکلی شرابی و قاب سیاه و سفید توی آن چقدر فاصله را نزدیک میکند...

تازه توانسته بودم پسرک خندان کلاه به سر را که داشت زیر توپ میزد و نماد جام جهانی آرژانتین بود توی دفتر نقاشی بکشم. اما حالا یک خیار راه راه که کلاه مکزیکی و سبیل درازی داشت جایش را گرفته بود. حتی روی تیشرت های ما هم بود وقتی سبیلش با روغن قیمه لک شد!

 مارادونا توپ را گرفت وقتی شروع کرد به دریبل زدن من همش به آن سایه ای که مثل ستاره دریایی وسط زمین افتاده بود فکر میکردم! چرا هیچ دوربینی نشان نمیداد که این اصلش چیست که سایه اش افتاده توی دایره ...

یا برزیل - فرانسه, یکی میگفت در تلویزیون رنگی دیده که اول بازی وقتی اسم پلاتینی یا کاره کا و سوکراتس را با عکس هایشان نشان میدهند, قاب عکس رنگ پرچم کشورهاست. اما کمد لاک الکلی شرابی فقط سفید و سیاه و خاکستری نشان مان میداد.

سال 1998

منتظر بودیم علی کاوه برسد. مجله را نگه داشتیم. قول داده بود برایمان عکس بیاورد. آمد, به فاصله چند ساعت بعد از فرود در مهرآباد. یک بغل پرینت سیاه و سفید روی کاغذ A4 داد دست سردبیر و گفت: اینها را در مرکز خبرنگاران پرینت کردم.

کنار عکس های 13 در 9 پرینت شده، همگی آرم رویترز نقش بسته بود.

آن روزها تازه اینترنت آمده بود. با عکسهای 600 در 400 پیکسلی که نمیشد روی جلد بست.

سردبیر داغ کرد. گفت: بابا اینا رو یکی گفته از کامپیوتر در میاره برام. من عکس رنگی میخوام!

علی کاوه گفت: آقا هنوز فیلم ها رو ظاهر نکردم. اینها رو بگیر, برای روی جلد میرسونم چندتا عکس به دستتون...!

شاهکار داشتن عکس کیفیت خوب رنگی برای روی جلد بود. به بودجه ی هر نشریه ای نمیرسید. بعد از جام اما ویژه نامه تماشاگران و ماهنامه تصویر، جادو بود. عکس هایی از زاویه ای متفاوت با دوربین های تلویزیونی. دنیایی متفاوت از جام

سال 2014

حالا اما همه چیز فرق کرده، سلفی ها از درون اردو، عکس ها و فیلم های لحظه به لحظه از آمدن و رفتن تیم...

همه و همه چیز در دسترس ؛ انگار فاصله ی خانه ی ما با زمین مسابقه از فاصله ی خانه ی ما با خانه ی پدربزرگی که دیگر نیست خیلی کوتاه تر شده

یادش بخیر کمد لاک الکلی شرابی و قابی که تازه وقتی گرم میشد, 3 رنگ بیشتر نداشت: سیاه و سفید و خاکستری.
 

محمد حیرانی

  ۱  
آی اسپورت
2014-06-15 20:30:21
نظر دهید
۱ نظر
Ramiblue
يكشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۲۳:۴۸
خاطره بسیار عالی رو توصیف کردید،مرسی استاد حیرانی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر