فهرست
مانزوکیچ و دیگر نمونه‌های تغییر پست‌های تاریخی
مانزوکیچ و دیگر نمونه‌های تغییر پست‌های تاریخی

مانزوکیچ و دیگر نمونه‌های تغییر پست‌های تاریخی

آی‌اسپورت - یکی از کلیدی‌ترین نکات در صعود یوونتوس به فینال چمپیونز لیگ استفاده‌یِ مکس آلگری از ماریو مانزوکیچ به عنوان بال چپ بوده. اما این اولین باری نیست که یک ستاره در راه رسیدن تیمش به فینال و فتح اروپا پستی غیر تخصصی بازی کرده. در آستانه‌یِ فینال کاردیف نگاهی می‌اندازیم به نمونه‌هایی مهم از این پدید در تاریخ اخیر چمپیونز لیگ.

 

دیوید بکام (1998-1999)

منچستر یونایتد در راه فتح سه‌گانه‌یِ تاریخی‌اش خط میانیِ چهار نفره‌یِ فوق‌العاده‌ای داشت: رایان گیگز، پل اسکولز، روی کین و دیوید بکام؛ یک استاد دریبل، یک استاد بازی‌سازی، یک استاد تکل و یک استاد ارسال. در این میان شاید تاثیر بکام بیشتر از سه هافبک دیگر بود و ترکیبِ او با گری نویل در سمت راست با اورلپ‌ها و ارسال‌های مدامشان به قدری برای مهاجمین یونایتد فرصت‌های عالی ایجاد می‌کرد که عملا از دست دادنشان غیر ممکن بود.

اما سر الکس فرگوسن برایِ فینال 99 در نو کمپ مقابل بایرن مونیخ با مشکلی بزرگ مواجه بود. کین و اسکولز هر دو محروم بودند و خط میانی یونایتد نیاز به بازسازی برای این بازی تاریخی داشت. اضافه شدن نیکی بات به ترکیب اصلی قابل پیش‌بینی بود، اما تصمیم بحث برانگیز سر الکس در استفاده از بکام کنار بات در مرکز خط میانی، بردن گیگز به بال راست و آوردن یسپر بلومکوئیست به ترکیب اصلی ئ در بال چپ بود.

این تغییرات اجباری با اینکه مشخصا قدرت یونایتد را کم کرد، به خصوص در بال‌ها، اما نمایش بکام در مرکز زمین مقابل هافبک‌های درجه یکی مثل اشتفان افنبرگ و ماریو بازلر و ینس یرمیس تحسین‌برانگیز بود. در نهایت البته تعویض‌های سر الکس و بردن بکام به پست اصلی‌اش بود که در مقطع پایانی بازی فرصت‌هایی برای یونایتد پدید آورد و شیاطین سرخ با دو کرنر او بودند که بازگشت بزرگ خودشان را رقم زدند، اما از تاثیر پسر طلایی اولدترافورد در جنگ میانه‌یِ میدان این فینال نباید به سادگی گذشت.

 

وین رونی (2008-2007)

سر الکس به ندرت تیمش را بر اساس یک ستاره می‌چید و معمولا باور به ایجاد هارمونی بین بازیکنان مختلف داشت. اما این قاعده یک استثنایِ بزرگ بین سال‌های 2006 تا 2009 داشت و دلیلش استعداد فوق‌العاده‌یِ کریس رونالدو بود. سر الکس در این سال‌ها، به خصوص در راه رسیدن به دو فینال پیاپی چمپیونز لیگ در 2008 و 2009 معمولا در بازی‌های بزرگ از رونالدو به عنوان مهاجم مرکزی استفاده می‌کرد و پارک جی سونگ و وین رونی را به عنوان دو بال دفاعی برای محافظت از فول‌بک‌هایش به زمین می‌فرستاد.

نمونه‌های بارز چنین رویکردی پیروزی 0-2 در خانه‌یِ رم و تساویِ بدون گل در بازی رفت نیمه نهایی در خانه‌یِ بارسا بود، جایی که در سیستمِ 1-1-4-4 کارلوس توز نقش شماره‌یِ 10 را بازی می‌کرد و رونی به عنوان بالی کاملا دفاعی مدام خودش را فدای تیم و رونالدو می‌کرد. رونی بازی برگشت مقابل بارسا را از دست داد، اما در فینال مقابل چلسی به پست سابقش در مرکز خط حمله بازگشت و رونالدو به خاطر استفاده از کم تجربگیِ مایکل اسین در بازی در دفاع راست به بال چپ منتقل شد.

رونی در این مقطع یکی از بهترین نمونه‌های بال‌های دفاعی و تغییر پست‌های تاثیرگذار تاریخ چمپیونز لیگ بود و یکی از مهمترین عوامل در پدید آمدنِ دژ مستحکم دفاعی یونایتد در اروپا. بعد از رفتن رونالدو به رئال مادرید رونی با بازگشت به مرکز خط حمله هرچند به گلزنی‌های خودش ادامه داد و در نهایت بدل به بهترین گلزن تاریخ باشگاه شد، اما انضباط تاکتیکی‌اش دیگر هرگز به این حد نرسید.

 

یایا توره (2009-2008)

یایا توره از نظر پست و منطقه‌یِ بازی یکی از عجیب‌ترین نمونه‌های شاخص نسل خودش است. توره در آغاز فوتبالش و در راه پدیده شدن و پیوستن به بارسا یک هافبک هجومی بود (نقشی که در منچستر سیتی هم بازی کرده)، اما او تحت رهبری پپ گواردیولا معمولا در بارسا نقش هافبک دفاعی را بازی می‌کرد و با چسبیدن به مدافعین مرکزی‌اش فضای نفوذ بیشتری برای ژاوی و اینیستا فراهم می‌کرد.

با این وجود در فینال 2009 مقابل یونایتد، گواردیولا که اریک آبیدال و دنی آلوس را به خاطر محرومیت در اختیار نداشت مجبور شد از توره به عنوان مدافع مرکزی استفاده کند و کارلس پویول را به دفاع راست منتقل کند. با اینکه بارسا در مقطع آغازین این فینال با بخت و اقبال زیادی دروازه‌اش را بسته نگه داشت و در نهایت با گل ساموئل اتوئو روند بازی را تغییر داد، اما توره در اکثر دقایق بازی مقابل رونالدویی که باز هم در مرکز خط حمله بازی می‌کرد نمایشی بی نقص داشت و حتی بعد از به زمین رفتن دیمیتار برباتوف هم نقش خودش در بسته ماندن دروازه‌یِ تیمش را به خوبی بازی کرد. توره در این فینال، در رم بود که خودش را به عنوان یکی از بهترین فوتبالیست‌های چند بعدی نسل خودش به اثبات رساند.

 

ساموئل اتوئو (2010-2009)

بعد از فینال رم و سه‌گانه‌ای که اتوئو با بارسا در اولین فصل مربیگری گواردیولا برد، او راهی اینتر شد تا زلاتان ابراهیموویچ راه نوکمپ را پیش بگیرد. با اینکه زلاتان در نهایت موفق نشد به دفاع از قهرمانی بارسا در اروپا کمک کند، اما اتوئو نقشی حیاتی در کسب سه‌گانه‌یِ اینتر با ژوزه مورینیو بازی کرد.

مورینیو در ابتدای این فصل بیشتر از سیستمِ 2-1-3-4 استفاده می‌کرد و اتوئو را کنار دیگو میلیتو در مرکز خط حمله قرار می‌داد. اما هر چه بیشتر به پایان فصل و بازی‌های سنگین‌تر نزدیک شدیم مورینیو علاقه‌یِ بیشتری به 1-3-2-4 پیدا کرد، سیستمی که در آن اتوئو باید نقش بالی با وظایف به شدت دفاعی بازی می‌کرد. این تغییر تاکتیکی یکی از کلیدهای صعود فراموش‌نشدنی اینتر در نیمه نهایی مقابل بارسا و پیروزی در فینال مقابل بایرن مونیخ بود.

اینکه چطور مورینیو موفق شد یکی از بهترین مهاجمین وقت فوتبال دنیا را قانع کند تا نقشی چنین دفاعی بازی کند هنوز کاملا مشخص نیست، اما پستی که اتوئو در این فصل برای اینتر بازی کرد و کارکرد فوق‌العاده‌ای که برای تیمش داشت شباهت بسیار زیادی با استفاده‌ای که آلگری این فصل از مانزوکیچ کرده داشت.

۱    
آی اسپورت
2017-05-31 10:48:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر