فهرست
جلال چراغپور: کی‌روش با سیستم آنجلوتی بازی می‌کند/ ممکن است تار و پود فوتبال ایران در برزیل از هم پاشیده شود
جلال چراغپور: کی‌روش با سیستم آنجلوتی بازی می‌کند/ ممکن است تار و پود فوتبال ایران در برزیل از هم پاشیده شود

جلال چراغپور: کی‌روش با سیستم آنجلوتی بازی می‌کند/ ممکن است تار و پود فوتبال ایران در برزیل از هم پاشیده شود

آی اسپورت- در آستانه جام جهانی با او درباره همه چیز گفتیم. درباره روزهای دهه 60 که جلال چراغپور، همه کاره تیم ملی فوتبال شده بود. از نامهربانی ها می نالید. جلال چراغپور از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۲ به جای حسن حبیبی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد و سرمربی تیم لی بود که به بازی‌های آسیایی دهلی نو  در سال 1982 اعزام شده بود. آن تیم در شرایط جنگی کشور و در یک چهارم نهایی و آن هم در وقت اضافه یک به صفر از کویت شکست خورد. همان بازی که همه دیدند چطور داور سر تیم ملی ایران را برید و بازیکنانی مثل محمد مایلی کهن و بهروز سلطانی پس از پایان بازی به داور حمله کردند و محرومیت را به جان خریدند. جلال چراغپور در گفت و گویش بارها از تغییر جنس فوتبال ایران خبر داد و هشدار داد که دیگر آن پاکی و صافی و زلالی از بین رفته است. او برای فوتبال ایران آرزوهای خوبی کرد و گفت که می خواهد در برزیل اتفاقی بیفتد که به نفع فوتبال ایران رقم بخورد.

آقای چراغپور، رسانه ها و کارشناسان فوتبال در همه کشورهایی که در جام جهانی حضور دارند، از تیم ملی فوتبال کشورشان با آن تعریفی که ما داریم، حمایت نمی کنند. مثلا پس از بازیهای دوستانه که انگلستان و یا ایتالیا نتیجه نگرفته، رسانه ها به شدت از روی هاجسون و پراندلی انتقاد می کنند. اما در رسانه ها می بینیم که همه از حمایت حرف می زنند. نمونه اش همان اتفاقی که در برنامه ورزش از نگاه دو افتاد...

اینجا در ایران همه چیز فرق می کند. بالاخره باید هم فرق کند. در فوتبال ایران اوضاع متفاوت است با همه جای دنیا.

با شما که نمی شود درباره مسایل فنی حرف نزد و بهانه گفت و گو هم همین است. در روزهای گذشته کارشناسان بسیاری صحبت کرده اند و گفته اند که تیم ملی ترکیبی دفاعی دارد و می خواهد در جام جهانی دفاع کند. خط خوردن بازیکنانی مثل خلعتبری و آزمون و شریفی هم به همین دلیل بوده است و اینکه ایران تنها با رضاقوچان نژاد در نوک حمله با تک مهاجم بازی می کند. نظر کلی شما در این باره چیست؟

اگر بر اساس بازی آخر مقابل کره جنوبی در اولسان که منجر به صعود تیم ملی به جام جهانی شد، حرف بزنیم سیستم بازی کی روش بر این اساس بود که بازیکنان در اثر جمع شدن در یک سوم دفاعی و دفاع مطلق و سپس ضدحمله به گل برسند. یعنی اینکه پاس آخر را یک دفاع یا هافبک دفاعی به رضا قوچان نژاد داد و دیدید که گل هم شد. من فکر کنم الگوی ذهنی کی روش از سیستم برداشته شده است.

یعنی اینکه تیم دفاع کند و بعد با ضد حمله به گل برسد؟

ببینید شما روزنامه نگارهای فوتبال نویس یک اشکال دارید. کلی سوال پرسیدن در فوتبال امروز درست نیست. این جمله شما که گفتید قدیمی است. البته مشکل شخص شما نیستید که چنین سوال می کنید. بسیاری در فوتبال اینطور فکر می کنند، این سوال که پرسیدید بسیار قدیمی است. ما درمسایل آموزشی و فنی مشکلات بسیاری داریم اما اینطور دیدن هم درست نیست.

خب اصلاح می کنم. تفکری که کی روش دارد مبتنی بر چه سیستمی است؟

الان شد. فوتبالی که الان کی روش و بسیاری مربیان در حال بازی کردنش هستند فوتبال سبک آنچلوتی است. بسیاری از مربیان جام جهانی هم چنین تفکری دارند. شما ببینید که در رئال مادرید آنچلوتی گرت بیل، کریس رونالدو و کریم بنزما را در اختیار دارد که عناصر هجومی بی نظیری و کیفیت بالایی هستند اما این تیم همه جانبه حمله نمی کند. دقیقا بر عکس تفکری که در بارسلونا وجود دارد و آن حمله بدون وقفه است. این تفکر آنچلوتی را بسیاری از مربیان تیم های جام جهانی دارند و نتیجه اش مساوی شدن بسیاری از بازیهای تدارکاتی تیم ها پیش از جام جهانی است. ببیند که ایتالیا، آلمان، انگلستان و پرتغال و خیلی تیم های دیگر مساوی کرده اند.

نام این تفکر چیست؟ دفاع مبتنی بر حمله؟ حمله مبتنی بر دفاع؟ قفس پرنده؟ یا بهترین حمله، دفاع است؟

(می خندد) شما خوب شوخی می کنید. اگر مربی شدید این سیستم ها را ابداع کنید. شاید روی دست آنچلوتی بلند شدید. در این سیستم که 8 نفره دفاع می کنند و بعد از لاک دفاعی بیرون می آیند و حمله می کنند. به سیستم فنر جمع شده می‌گویند. این سیستم یک مهاجم نوک دارد و می بینید که در تیم ملی این مهاجم نوک رضا قوچان نژاد است. البته فقط این نیست که بار حمله فقط روی دوش یک نفر باشد. نفر دوم پشت قوچان نژاد هم وظیفه های هجومی دارد که در تیم ملی این وظیفه به اشکان دژاگه واگذار شده است. سه هافبک به نامهای نکونام و شجاعی و آندرانیک تیموریان می توانند نقش دژاگه را بگیرند. مهم این است که یکی از اینها پاس هدف را به قوچان نژاد بدهد. در واقع وظیفه نفر پشت قوچان نژاد هم مهم است.

سیستم آنچلوتی با سیستم مورینیو چه فرقی دارد؟ حالا که تفکرات دفاعی دارد در فوتبال جهان حاکم می شود...

سیستم آنچلوتی را در 5-6 ماه اخیر زیاد در تیم های مختلف جهان دیده شده است. تفکر آنچلوتی بهتر است بگوییم تا سیستم. در تفکر آنچلوتی فنر، خیلی و انفجاری باز می شود و تیم های مقابل اسیر می شوند. نمونه اش در فینال لیگ قهرمانان اروپا اتفاق افتاد که دیدید رئال چه بلایی سر آتلتیکو مادرید آورد. اما مورینیو برای دفاع طرحهای متفاوتی طراحی می کند و به همین دلیل است که به او می گویند مکار. او مکار است و آنالیزورهای حریف را به اشتباه می اندازد.

در سیستم کی روش، دژاگه نقش همان مجتبی جباری را دارد؟

سوال را متوجه نمی شوم. مجتبی جباری و دژاگه با هم خیلی فرق دارند.

نقششان که فرقی ندارد. هر دو بازیساز و توپ پخش کن هستند و حالا که جباری خداحافظی کرده، دژاگه قرار است جای جباری را پر کند...

نقششان شاید الان یکی باشد اما سطح دژاگه با سطح جباری فرق می کند. سطح بازیشان را می گویم. جباری یک تکنسین هوشمند است که البته پاسهای خوبی می دهد اما درگیر نمی شود اما دژاگه درگیر می شود و قدرت بدنی بالایی دارد. دژاگه هم پاسهای خوبی می دهد و البته به نظر من بهتر از جباری است.شما نگاه کنید که اسکلت هر دو بازیکن با هم فرق می کند.

اگر یادتان باشد، ما سالها در حمله با زوج بازی می کردیم. دایی و خداداد هم یک زوج فانتزی و مفید بودند...

آن زمان بله، خداداد نقش به به تو را در تیم ملی برزیل داشت(می خندد) ولی خیلی وقتها هم پشت دایی بازی می کرد. اما الان اکثر تیم ها با بازیکن پشت مهاجم اصلی بازی می کنند. بازیکنی که پشت مهاجم بازی می کند دو منظوره است. هر چند آنچلوتی درلب خط راست وچپ هم خیلی خوب برنامه هایش را اجرا می کرد و بازیکنانش با حوصله عقب می آمدند و در کارهای دفاعی و حمله ای شرکت می کردند.

به هر جهت اجرا کردن همین تفکر آنچلوتی ابزارهای خاص خودش را می خواهد...

کی روش هم سعی کرده ابزار مورد نیازش را فراهم کند و به همین دلیل است که بازیکنان مورد نظرش را از خارج از کشور آورده است و خلعتبری، آزمون و شریفی را خط زده است.کی روش به بازیکنان فانتزی باز بازی نداد و چون می خواهد از بازیکنان فیزیکی استفاده کند.

شما فکر می کنید ترکیب اصلی کی روش در بازی مقابل نیجریه و یا ترکیب اصلی تیم ملی را چه بازیکنانی تشکیل دهند؟

رحمان احمدی دروازه بان اصلی تیم ملی است و این اتفاق با توجه به نمایش های ضعیف دانیل داوری افتاده است وگرنه شک نکنید که کی روش دوست داشت داوری گلر اصلی تیم ملی باشد. امیرحسین صادقی و پژمان منتظری دفاع های آخر تیم ملی هستند. پولادی را دفاع چپ می گذارد و بیت آشور را دفاع راست. خسرو حیدری هافبک نفوذی سمت راست، نکونام و آندو هافبک های وسط تیم ملی هستند. مسعود شجاعی هافبک چپ است. دژاگه هم جلوی هافبک ها و پشت قوچان نژاد بازی می کند و قوچان نژاد هم مهاجم نوک تیم ملی است.

فکر نمی کنید سید جلال حسینی به جای صادقی  بازی کند و منتظری را به سمت راست ببرد؟

به نظر من بیت آشور بازیکن مدرنی است و شانس بازی کردنش زیادتر از بقیه هم پست هایش است.امکان هم دارد سید جلال را بازی بدهد و ترکیبی که من گفتم را به احتمال زیاد می گذارد.

برخی می گویند سخت ترین بازی ما مقابل آرژانتین و یا بوسنی است و می شود از نیجریه امتیاز گرفت. شما چه نظری دارید؟

بازی با نیجریه جنگ به تمام معناست. هم جنگ است و هم دوئل. نیجریه سخت ترین بازی تاریخ فوتبال ماست و تکلیف ما را مشخص می کند. اگر تیم ملی از نیجریه ببازد اتفاقات ناگواری می افتد.

البته آنها اهل شرط بندی هم هستند و می دانید که پیش از جام جهانی چه اتفاقاتی در بازیشان مقابل اسکاتلند افتاد...

نیجریه ای ها کلا اهل شرط بندی هستند و روی همه چیز و نه تنها فوتبال شرط می بندند. ملت قماربازی هستند و روی بند کفش و شماره کفش هم شرط می بندند اما در جام جهانی با تیمی شوخی ندارند. اهل تبانی هستند اما نه در بازیهای رسمی جام جهانی. ما در بازی با نیجریه ممکن است له شویم. این را واقعا می گویم. فوتبال بازی کردنمان با این سیستم مقابل نیجریه سخت است. شما ببینید که در بازی دوستانه مقابل آنگولا هنوز 27 دقیقه از بازی نگذشته بود که جواد نکونام پشت رانش کش آمد و از جریان بازی خارج شد. تازه آنگولا تیم دومش بود. حالا شما فکر کنید مقابل غولهای نیجریه جواد نکونام چه کار سختی دارد و باید بجنگد، توپ بگیرد، توپ بدهد و مصدوم نشود. همه بازیکنها چنین شرایطی دارند و بعد اگر مقابل نیجریه شکست بخوریم، آن وقت است که باید 72 ساعت بعد به مصاف آرژانتین برویم.با نکونام34 ساله و کلی بازیکن بالای 30 سال چطور می خواهیم مقابل آرژانتین دوام بیاوریم؟

\"http://www.melli.org/wp-content/uploads/2013/12/248132_heroa.jpg\"

بازی با آرژانتین را چطور می بینید؟

از الان دارم به این بازی فکر می کنم. بازی را ضبط می کنم و می خواهم فریم به فریم بازی را آنالیز کنم. البته بازی ایران و آرژانتین خیلی به بازی آرژانتین-بوسنی گره خورده است. اگر آرژانتین بوسنی را در بازی اول شکست دهد کار ما راحت تر است. آن وقت می آیند و مقابل ما بیشتر به سلامتی شان فکر می کنند. چون باید تا فینال شش بازی دیگر انجام دهند و همه نیروشان را نمی گذارند. اما اگر بوسنی که پدیده هم هست و تیم خوبی است یقه آرژانتین را بگیرد و این تیم مقابل آرژانتین مساوی بگیرد یا مثلا ببرد، آن وقت مطمئن باشید که ما کار سختی داریم و ممکن است گلباران شویم. فوتبال آمریکای جنوبی کلا شوخی ندارد. آنها دربازیهای باشگاهی شان میانگین گلزنی بالایی دارند. بروید نگاه کنید به آمارهایی که وجود دارد. 5-0، 6-0، 6-2، 5-3، 4-1 و خیلی نتایج پر گل دیگر. من فکر کنم کارمان خیلی سخت می شود. من بازی بوسنی مقابل مکزیک را دیدم و واقعا ترسیدم.من مقابل بوسنی هم پیش بینی می کنم که وضعیت تیم ملی در آن بازی هم سخت باشد و بازی را با اختلاف ببازیم.

آقای چراغپور، خیلی ها از لزوم حمایت کورکورانه از تیم ملی می گویند. آیا اگر تیم ملی در جام جهانی نتایج بسیار بدی بگیرد، فوتبال ایران از خواب بیدار نمی شود؟ بهتر نیست که فوتبال ایران یک روز با واقعیت ها روبرو شود؟

به نظر من تیمی که به جام جهانی 1978 رفت، تیم خوبی بود و واقعا حقش بود به جام جهانی صعود کند اما تیم ملی ایران در جام جهانی 98 حقش نبود صعود کند. من بازی مقابل استرالیا را در ملبورن می گویم. آن زمان از کره و ژاپن جلوتر بودیم. ولی آنها درست برخورد کردند و فهمیدند باید چه کنند.

البته آن تیم، خوب بود اما محمد مایلی کهن در سقوطش نقش مهمی داشت...

منظور من چیز دیگری است. تیم 78 خوب بود، تیم 98 هم خوب بود. تیم 2006 هم خوب است و تیم 2014 هم خوب است.

شما شوخی می کنید؟

نه خب داریم حمایت می کنیم.

منظور من این است که بردن آمریکا در جام جهانی 98 باعث شد خیلی از مشکلات فوتبال ما دیده نشود. یا صعود بی دغدغه به جام های جهانی 2006 و 2014. این را قبول دارید؟ الان هم اگر ما در مقابل نیجریه یا بوسنی یک مساوی هم بگیریم همه آن را موفقیت می دانند. چه بسا که در بازی مقابل آنگولا در جام جهانی 2006 یا شکست یک بر صفر مقابل یوگسلاوی سابق هم، همین عقیده را داشتند.هر چه فدراسیون و سازمان تربیت بدنی وقت در تقابل بودند...

فکر کنم در جام جهانی 90 امارات پنج یک از آلمان شکست خورد. در جام جهانی 2002 عربستان 8 گل از آلمان خورد. همین نتایج زنگ سقوط فوتبال اعراب را در فوتبال آسیا به صدا در آوردند. الان کدام تیم عربی از آسیا در جام جهانی حضور دارد؟ تار و پود فوتبالشان از هم گسسته شد. حالا آنها به واقعیت فوتبالشان رسیدند و در پی اصلاح نرفتند و درجا زدند و پسرفت کردند. اما می توانستند دنبال اصلاح هم بروند.

پس فکر می کنید بهتر است تار  وپود فوتبال ما در جام جهانی برزیل از هم گسسته شود؟

بله، به نظرم بهتر است گسسته شود. شکستهای سنگین ما را بیدار می کند. البته این بیدار کردنی که می گویم با حرفهای شعاری که زده می شود فرق دارد. آن زمان از تیم 98 ، 12 بازیکن ترانسفر شدند. الان چند بازیکن می خواهند ترانسفر شوند؟ الان که ما 6-7 بازیکن درجه 2 فوتبال اروپا را هم آورده ایم. شاید هم در استایل اروپا درجه سه باشند.

در استایل ما درجه یک هستند...

ما باید بعد از سه دوره حضور در جام جهانی، پیشرفت کنیم یا نه؟ نباید مثل کره و ژاپن به فکر صعود از گروه باشیم؟ الان به این فکر هستیم که گل نخوریم و نبازیم. ترکیب تیم ملی هم دفاعی است. شما به من بگویید در 10 سال گذشته چند پدیده به فوتبال کشور معرفی شده است؟ مگر نه این است که تیم فولام اشکان دژاگه به لیگ چمپیون شیپ سقوط کرده، مگر نه این است که تیم نایخمن جهانبخش سقوط کرده، تیم چارلتون قوچان نژاد هم سقوط کرده، سردار آزمون را هم خط زد چون کی روش تفکرات هجومی ندارد. دین محمدی، پاشازاده، خداداد، باقری، دایی و مهدوی کیا و میناوند و خاکپور ترانسفر شدند. از این بازیکنان ایرانی و نه دو رگه ها چه کسانی می خواهند ترانسفر شوند؟ من نمی دانم چرا چشمهای متخصص فوتبال این مسایل را نمی بینند.

این پاره شدن تار و پود فوتبال به شرایط مدیریتی هم بستگی دارد...

بله که دارد، سیستم باید بخواهد فوتبال درست شود. سیستم وقتی نخواهد فوتبال بی مصرف و بی پدیده و پر از نارسایی است. همین که الان داریم می بینیم. برای استعدادیابی چرخه ای وجود ندارد، دلالان همه کارمی کنند. فساد که زیاد است. مدیران هم ممکن است دنبال منافعشان باشند و صندلی هایشان را دو دستی بچسبند چه بسا که الان هم چسبیده اند.می ترسند پست هایشان را از دست بدهند.صندلی هایشان را از دست بدهند. سفرهای خارجی و پولهای توجیبی دلاری شان را از دست بدهند. معلوم است که اتفاقی نمی افتد. نظارتی هم که وجود ندارد. پس بهتر است شکست سنگین تر باشد تا ما از خواب بیدار شویم.نخواهند بیدار شوند بیدارشان می کنند. خرابی چون از حد بگذارد آبادانی می شود. ما با سه بازی که مقابل قطر، لبنان که تیم های درجه دو و سه آسیا هستند و بازی مقابل کره در اولسان که البته اتوبوس پارک کردیم همه مشکلات فوتبال را در رده های پایه فراموش کردیم.

نگران تر شدیم آقای چراغپور...

باید همه نگران باشند. در فوتبال ایران مربیان صاحب سبک و اندیشه که وابسته به تفکرات خودشان باشند وجود ندارد. بازیکنان جوان را که در لیگ بازی نمی دهند. به صورت عمدی بازیکنان جوان را نمی خرند. همین الان هافبک های تیم ملی 33 ساله و34 ساله هستند. بازیکنان بالای 30 سال هم تا دلتان بخواهد داریم. الان مجموع سن این دو بازیکن می شود 67 سال. در دورتموند سه بازیکن روی هم 63 سال می شوند.5 درصد فوتبال ما به صورت قطره ای از بازیکنان 18 ساله استفاده می کند. سن استفاده از بازیکنان تا 38 سال هم می رسد. لیگ های ما، نه در یک و دو و سه جایی برای پرورش استعدادها نیست. وقتی مربی با بازیکن سی و چند ساله نتیجه می گیرد چرا باید سراغ جوانها برود.من نگران هستم که تیم ملی بازی با بوسنی و نیجریه را دربیاورند و آن وقت همه مدیران بروند و پشت نتایج قایم شوند و بازهم بحران باقی بماند.

یعنی شما می گویید منافع تصمیم بگیرها و مدیران ممکن است با نتایج ضعیف تیم ملی به خطر می افتد؟

می افتد و سیستم از آنها می خواهد که یک فکر اساسی بکنند. تار و پود این فوتبال در برزیل از هم باز می شود.فوتبالی که سیستم استعدادیابی و استفاده درستی از آنها ندارد باید دوباره از نو ساخته شود. هر چند افکار عمومی و رسانه ها، سالهاست که این را از فوتبال می خواهند اما گوش مدیرانش بدهکار نیست.

تیم ملی 98 هم به نوعی برآمده از سیستمی است که فوتبال ایران پس از انقلاب داشت.پس چرا آن استعدادها را خوب به تیم ملی معرفی کردیم...

چند تیم ملی امید خوب در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 تشکیل شد. تیم هایی که حسن حبییی و من و کربکندی و شاهرخی در مقاطع مختلف تشکیل دادیم. بازیکنانی مثل کریم باقری، علیرضا پورمند، علیرضا سهند رازیان، ژورس غازاریان، مهدی مهدوی کیا، علی آذری، مهرداد میناوند، رضا شاهرودی و خیلی ها که یادم نمی آید ستاره های فوتبال شدند. بعد هم که بازیکنان خوب دیگری اضافه شدند و محمد مایلی کهن با موجی از بازیکنهای خوب مواجه شد که نمی دانست کدام را دعوت نکند. نسل های خوبی در فوتبال ایران بود اما الان تیم ملی امید به آن صورت پشتوانه تیم ملی بزرگسالان نیستند. با این همه دورگه کدام بازیکن تیم امید، امیددارد به تیم ملی بزرگسالان دعوت شود؟ الان نسل بازیکنان جوان ما تا به پول می رسند همه دنبال قلیان کشی و حاشیه ها هستند. دیدید که در اردوی تیم ملی امید در کیش چه اتفاقاتی افتاد. الان باید رسانه ها و کارشناسان برای این مسایل سمینارهای آسیب شناسی تشکیل دهند. همه این حاشیه ها، فوتبال را در نطفه به ویرانه تبدیل می کند.

با این حساب شما اول شدن در گروه در مسابقات مقدماتی جام جهانی که سال گذشته اتفاق افتاد را اتفاقی و تصادفی می دانید و می گویید مثل صعود 98 شانسی بوده اما تیم های 78 و 2006 وضعیت بهتری داشته اند.نه؟

بگذارید این طور بگویم.در جام جهانی 1978 از آسیا فقط یک تیم می رفت. در سال 98 دو تیم مستقیم می رفت و در سال 2006 این عدد به 4 رسید. در 2014 هم همینطور. در 2006 و 2014 امکان صعود پلی آفی هم برای تیم های سوم هر گروه وجود داشت. در 98 که دوم شدیم و به پلی آف رفتیم. در 78 کره و ژاپن خیلی از ما عقب تر بودند و همانطور که گفتم دست برخورد کردند و راه را درست رفتند. اما ما راه را درست نرفتیم. حالا که شما دیده واقعی تری نسبت به مسایل فوتبال ایران دارید، بگذارید من یک مساله را شفاف بگویم.در فوتبال ما فرمول را پیدا نکرده ایم اما آنها پیدا کرده اند.

فرمول؟

فرمول. بله فرمول. همان فرمولی که پاکستانی ها با این همه وجود باندهای مواد مخدر و اشراری که در کشورشان دارند و تروریست ها و آدم رباها، توانسته اند کریکت را ورزش اول کشورشان کنند.پاکستان، هندوستان  در هاکی و کریکت در جهان برند هستند. فرمول را پیدا کرده اند. افراد اضافی و سیاسی و کسانی که می توانند به آنها ضربه بزنند را پاکسازی کرده اند. آسیب شناسی کرده اند. چرا؟ چون روی ورزششان تعصب دارند. اما در فوتبال ما چه؟ یک تاجر که معلوم نیست از کجا و چه راهی وارد فوتبال می شود و هر کاری دلش می خواهد می کند و بعد که دستگیر می شود و به زندان می رود تازه همه می فهمند که چه خیانت هایی در حق فوتبال کرده است. آن وقت فوتبال است که ضربه می خورد و باید تا سالها چوب حضور این افراد را بخورد.کشوری که با هم منابع ملی نفت و گازی که دارد و این همه ثروت، یعنی نمی تواند فوتبالش را پاکسازی کند؟ فوتبال ایران مدیرانی دارد که حاضر نیستند در هیچ صورتی فوتبال را رها کنند. حتی اگر کلی گاف داده باشند. اصلا حوصله کنار رفتن را هم ندارند.همین هم می شود نتیجه اش که در 34 سالگی باید بازیکن یک میلیارد و 250 میلیون تومان بگیرد.وقتی بازیکنی یک میلیارد و 250 میلیون تومان بگیرد، 100 میلیون تومانش را می گذارد برای اینکه هزینه کند تا دیده شود، به واسطه پول بدهد، به مربی پول بدهد، به مدیربدهد

فقط مانده بگویید به رسانه هم پول بدهد...

نه، من اصلا منظورم این نیست که همه رسانه های ما در این کار وارد می شوند اما همین ها به فوتبال مملکت ضربه زده است. اینکه ما با چند دورگه برویم و موفق بشویم مهم است؟ یااینکه بچه هایی که داخل مملکت زندگی می کنند و بازی کرده اند در تیم باشند بهتر است؟

این بحث دورگه ها را بهتر است،از جنبه ورود نخبگان خارج از کشور به داخل کشور هم ببینیم.در آلمان و چند کشور دیگر

من خودم قبول دارم که چنین اتفاقی هم در برخی رسانه ها می افتد...

یک بازیکن 19 ساله که در یک تیم امید یک باشگاه بازی می کند، 10 سال باید توپ بزند تا برسد به 29 سالگی. از کجا 100 میلیون بیاورد که هزینه کند؟ شما بگویید از کجا؟ وقتی هنوز بازیکن سالاری در فوتبال این مملکت بیداد می کند، وقتی مربی یک تیم هنوز از بازیکن ستاره تیم می ترسد. یک ماجرایی چند روز پیش برایم تعریف کردند که یک مربی تازه با یک تیم قرار دادبسته بود،کاپیتان تیم به مربی می گوید باید با من هماهنگ باشی وگرنه تیمت را زمین می زنم.به مدیر باشگاه که گفته آنچنان برخوردی با او کرده اند که مربی قرارداد بسته بی خیال مربیگری اش می شود و تیم را رها می کند و استعفا می دهد. خیلی از مربیان در فوتبال ایران هستند که الان خانه نشین شده اند به دلیل همین مسایل و دلالی و سواستفاده های اخلاقی و از این قبیل مسایل.نمی خواهم زیاد باز کنم. باند بازی در فوتبال ملی و باشگاهی بیداد می کند.

شما هم خودتان از خانه نشین ها هستی...

بالاخره یک روزی وضعیت درست می شود. البته شاید هم درست نشود.

همین ماجرا را که گفتید می گویند در تیم ملی هم وجود دارد. بسیاری بازیکنان از تیم ملی خداحافظی کردند. از فرهاد مجیدی بگیرید تا مهدی رحمتی و هادی عقیلی و سید صالحی و شهاب گردان و مجتبی جباری و خیلی های دیگر. فکر می کنید به خاطر همین ماجراهای باند بازی ها بوده است؟ مثلا در تیم برانکو تیم چند دسته بود. علی دایی، یک باند داشت، مهدی مهدوی کیا یک باند داشت، علی کریمی یک باند داشت، شهرستانی ها یک باند داشت. اینها هم به آن تیم ضربه زد...

فرهنگ فوتبال ایرانی همین است. باید یک چیزهایی را قبول کنیم. بله، هست همین الان هم هست. من می خواهم بپرسم این شایعات از کجا می آیند؟ مثلا در تیم ملی، فلان بازیکن با کاپیتان قهر بوده، دعوت نمی شود، پیام صادقیان روی پای کاپیتان تکل رفته در داربی، خط می خورد. فلان بازیکن دوست فلان بازیکن است، هم پستش در عین شایستگی خط می خورد.

منظورتان خلعتبری است که خط خورد تا شجاعی به برزیل برود؟

ببینید همه اینها هست. من نمی خواهم گناه کسی را بشورم. اما مگر همین 10-12 سال پیش نبود که لیست تیم ملی امید را فروخته بودند؟ حالا آن ماجرا رسانه ای شد، اما ممکن است ماجراهای بسیار دیگری رسانه ای نشده باشد. وقتی نظارتی نیست ماجرا همین می شود. دردهه 60 پولی نبود. فوتبال محور بود و به همین دلیل رشد می کرد و نتیجه اش می شد تیم ملی 98. الان همه از ترس بازیکنان بزرگ و مافیای دلالی کاری نمی توانند انجام دهند. شما حرف بزنی کاری می کنند که پشیمان شوی.نظارتی هم که وجود ندارد. فوتبال الان پول محور است، بازیکن محور است، ستاره محور است. مدیر محور است. اصل قضیه فراموش شده. وقتی با 30-40 میلیون خرج کردن در ترکیب تیم قرار می گیری، برای فصل بعد قراردادت امضا می شود، آن وقت تمرین نمی کنی، زحمت نمی کشی. آن وقت باید دورگه ها بیایند تیم ملی. کار کی روش درست است که انها را دعوت می کند. اما هشداری است برای فوتبال ایران که دارد می شود کویر وبیابان.

سوال آخر اینکه، سه بازی تیم ملی را پیش بینی کنید، البته شما زیاد امیدوار نیستید...

من خوش بینانه پیش بینی می کنم. اگر بدبینانه پیش بینی کنم خوب نیست. در آستانه جام جهانی همه باید خوش بین باشیم. ما یک امتیاز از بوسنی می گیریم. به نیجریه و آرژانتین می بازیم. یک گل می زنیم و 5 گل می خوریم و با دو باخت تیم به تهران برمی گردد.

واقعا خوش بین هستید؟ کیسه گل نمی شویم؟

چند روز صبر کنید، همه چیز مشخص می شود.

  ۴  
آی اسپورت
2014-06-16 19:43:57
نظر دهید
۴ نظر
الیاس
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۵:۳۱
کارشناسای ما را ببین !! مطمعنم فقط بازی رعال بایرن را دیده ! عزیزم انجلوتی همیشه تو لالیگا با مالکیت توپ بازی میکرد ...
سعید
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۲۹
بسه تو رو خدا بسه....حالم به هم خورد...مشکل این جاست که فکر میکنه خیلی حالیشه....نمیدونم بعد برد امشب مقابل نیجریه یه عده چیکار میکنن!معلومه نمیدونی کارلتو فلسفه ش فوتبال مالکانه س و فقط جلوی بایرن این شکلی بازی کرد و البته دقایق اخر فینال سی ال
محمد
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۳۰
خدایاااااااااااااااا کارشناسای ما رو باش.. تاروپود فوتبال ما!!!!!!!!!!!
ehsaN
دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۸:۰۱
VAGHEAN KE AFSORDEO MAUOS SHODE AZ BAS GOOSHE GIRE
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر