فهرست
پدرخوانده کی روش!
پدرخوانده کی روش!

پدرخوانده کی روش!

آی اسپورت- نسبت به آلمانِ 2006 و به ویژه نسبت به فرانسه 1998، تیمِ ملی ایران، با آرامش، روحیه و اعتماد به نفسِ بیشتری به برزیلِ 2014 گام می نهد. اگر در آن دو جامِ جهانی تیم ملی پیش از حضور از درون فروپاشیده بود، در این جامِ جهانی همه چیز به نظر آرام است و این می تواند هم از تجربه ی دو جامِ جهانیِ گذشته، و اینکه بعضی از بازیکنانِ کلیدی ایران مثلِ جوادِ نکونام و آندرانیک تیموریان، تجربه ی بازی در جامِ جهانی را دارند، بیاید، و هم می تواند به خاطرِ حضورِ بازیکنانی با تربیتِ حرفه یی مثلِ اشکانِ دژاگه و محمدرضا قوچان نژاد و دانیالِ داوری باشد، که نه فقط کیفیتِ و هوشِ بازیشان بالاست که اهلِ شاخ و شانه کِشی و به هم ریختنِ اردوی تیم ملی هم نیستند. اما بی تردید مهم ترین دلیلِ این آرامش، این اعتمادِ به نفس و این روحیه ی سلحشوری، حضورِ یکی از بهترین مربیانِ فوتبالِ جهان روی نیمکتِ تیم ملیِ ایران است، که با کاریزمای خودش و شور و عشقی که به تیمش دمیده، این چنین شرایطی را برای تیمش فراهم کرده است. اینکه چگونه است که کارلوس کی روش می تواند، و تومیسلاو ایویچِ بزرگ که نرسیده به جامِ جهانی کارش را از دست داد و جایش را جلالِ طالبی گرفت- و برانکو ایوانکوویچ نمی توانند، دلایلی دارد، این دلایل می تواند در تصویری باشد که ما و بازیکنانِ تیم ملی که نسلِ پس از انقلاب و تربیت شده ی دهه ی هفتاد و هشتاد هستند، از این مربی داریم:


1-  سالِ 2002 بود که خبر رسید، استیو مک لارن، دستیارِ آلکس فرگوسن سرمربیِ میدلزبورو شده است، و پشتِ سرش گفتند منچستر یونایتد به دنبالِ مربیِ بزرگی است که در پرتغال زندگی می کند، و نه فقط تئوریسینی درجه یک، که یک استعدادیابِ باهوش هم هست و می تواند روحی لاتینی را در کالبدِ بریتانیاییِ یونایتدها بدمد. نامِ او کارلوس کِی روش بود، کسی که پیش از آن یکی از بهترین نسل های تاریخِ فوتبالِ پرتغال را تربیت کرده بود و نه تنها توانسته بود تیمِ جوانانِ این کشور را به قهرمانیِ جهان برساند، بلکه با آن نسلی که تربیت کرده بود و آن تیمی که پایه اَش را ریخته بود، سبب حضورِ تیمِ ملیِ کشورش در جمعِ بزرگانِ قاره ی اروپا شده بود. چنان که همه آن روزها پرتغالِ درخشانِ یورو 2000 را که با بازی های تماشایی به نیمه نهایی رسید و آنجا با پنالتی دقیقه ی 117 زیدان، به فرانسه ی قهرمانِ جهان باخت، بیشتر از آنکه حاصلِ کارِ اومبرتو کویلو بدانند، دستاوردِ کارلوس کِی روشی می دانستند که سال ها قبل با کشفِ این استعدادها، این تیم را پایه ریزی کرده بود. اولینِ دورانِ حضورِ کِی روش در منچستر به یکسال نکشید، و تهِ فصل و در حالی که آلکس فرگوسن و بازیکنانِ مَن یو به شدت از او، ایده هایش، و تمریناتش تعریف می کردند، سرمربیِ رئال مادریدِ کهکشانی ای شد که با خریدِ دیوید بکام و داشتنِ بازیکنانی مثلِ رونالدو و فیگو و زیدان، به دنبالِ لادِسیما بود. فلورنتینو پرس، با آوردن این مربی پرتغالی به دنبالِ یک تمرین دهنده ی درجه یک بود، غافل از اینکه فروشِ کلود ماکه له له، و نداشتنِ یک هافبکِ دفاعیِ خوب، چگونه توازنِ تیمش را به هم می ریزد. پروژه ی کِی روش در رئالِ مادرید به همین دلیل، خیلی زود به بن بست رسید و او تهِ فصل به منچستر یونایتد بازگشت و در کنارِ فرگوسن تیمی را ساخت که با مثلثِ تهاجمیِ کارلوس تِبس، وین رونی و کریستیانو رونالدو، قهرمانِ لیگِ قهرمانانِ اروپا در سالِ 2008 شد. کِی روش پس از آن سرمربی تیمِ ملی پرتغال شد و در آفریقای جنوبیِ 2010 با شکستِ یک هیچ مقابلِ اسپانیا، که بعد قهرمانِ جهان هم شد، حذف شد و چندی بعد که کارش را در این تیم از دست داد، آمد و سرمربیِ تیمِ ملیِ ایران شد. تفاوتِ ذهنیتِ بازیکنانِ تیمِ 2014 با تیم 2006 یا 1998 از همین جا می آید. این نسل به واسطه ی تکنولوژی و همه گیر شدنِ پخشِ زنده ی فوتبال، بازی های منچستریونایتد و رئالِ مادرید و تیم ملی پرتغال و اَبربازیکنانی که در این تیم ها بازی می کرده اند و زیرِ دستِ کِی روش تمرین می کرده اند را دیده، و برای همین با ایمان و اعتقادِ بیشتری نسبت به سر مربی اَش به تیم ملی پا گذاشته است. این در حالی است که بازیکنانِ تیمِ 98 که تربیت شده ی دهه های پنجاه و شصت بوده اند، ایویچ را تنها از صفحاتِ کیهانِ ورزشی و دنیای ورزش شناخته بوده اند و بی شک متفاوت است تصویری که از صفحاتِ روزنامه در ذهنِ بازیکنان ساخته می شود با تصویری که به صورتِ زنده پیشِ چشمِ تماشاچی اش قرار می گیرد، متفاوت است کسی بشنود که ایویچ پرتو را قهرمانِ اروپا کرده است، با اینکه کسی ببیند کِی روش در کنارِ فرگوسن منچستریونایتد را قهرمانِ اروپا کرده و تمرین دهنده ی جمعی بزرگترین بازیکنانِ جهان در دهه ی اول قرنِ 21 بوده است. و این یکی از مهم ترین دلایلِ کاریزمای کِی روش است، نه فقط نزدِ بازیکنان، که نزدِ مدیرانِ ورزش و روزنامه نگاران و تماشاچیانِ فوتبال. این کاریزما را ایویچ اگر داشت، هرگز پیش از جامِ جهانی راهی خانه اَش نمی شد. ایویچ می رود و کِی روش می ماند. 


2 - اما همه چیز به ماندن تمام نمی شود، که اگر به این بود، برانکو هم در تیم ملی ماند و بر خلافِ ایویچ تیمش را به جامِ جهانی بُرد. تفاوتِ دیگری هم در میان است، این بار بینِ شخصیتِ کِی روش و شخصیتِ ایوانکوویچ. کارلوس کِی روش، به عنوانِ یک قهرمان، در این سه سالی که در فوتبالِ ایران است، بحران های فراوانی را پشتِ سر نهاده است. بحران هایی که هرکُدام وجهی متفاوت از شخصیتِ او را به تصویرِ کشیده اند، از ماجرایی که با سرمربیِ تیم ملیِ کُره داشت، تا اخراجِ هادی عقیلی و کناره گیریِ مهدی رحمتی و این اواخر مجتبی جباری و خط زدنِ برخی از بازیکنانِ سپاهان که در اردوی تیمِ ملی در آفریقای جنوبی شرکت نکرده بوده اند و حتی درگیری هایش با کمپانیِ تولید کننده ی لباس های تیم ملی. اما یکی از مهم ترین نقاطِ بحرانی که قهرمانِ تیم ملیِ ایران این اواخر پشت سر گذاشت و نشان دهنده ی یکی از مهم ترین وجه های شخصیتی اَش است، بی تردید، پروژه ی بازگشتِ مهدی رحمتی به تیمِ ملی بود، آن هم بعد از تزلزلِ دانیالِ داوری در تیم ملی و رحمانِ احمدی در سپاهان و اشتباهاتی که کرده بودند. نقطه یی بحرانی بینِ یک اَمرِ اخلاقی و منفعت شخصی، نقطه یی که کِی روش باید دست به انتخاب می زد؛ اینکه با بُردنِ مهدی رحمتی به جامِ جهانی، نه فقط با آرامشِ بیشتری دروازه بانِ تیمش را انتخاب کند، که منتقدانش را هم ساکت کند، یا اینکه به اصولِ اخلاقی اَش پایبند باشد و اجازه ندهد که تردیدهایش بر اصولِ فکری اش غلبه کند. قهرمان اما دومی را برگزید و تصمیم گرفت شانس را به بازیکنانی بدهد که در آن سه بازیِ آخرِ مقدماتی از جان و دل برای تیم کشورشان مایه گذاشته اند. و حالا بازیکنان با مربی یی طرف هستند که همان قدر که پایشان ایستاده و اجازه نداده که تشویش ها و جنگ های رسانه یی خدشه یی به این ایستادگی وارد کند، همان قدر هم از بازیکن سالاری متنفر است و اجازه نمی دهد که یک بازیکن آرامشِ اردوی تیمش را، تمرکزِ بازیکنانِ دیگر را به هم بریزد، و این درست بر خلافِ برانکو ایوانکوویچی است که نه تنها به دستورِ رییسِ سازمانِ ورزش در مقطعی به دعوت از خداداد عزیزی و وحید هاشمیان تَن داد، که در اردوی پیش از جامِ جهانی 2006 نتوانست، یقه گیری های علی کریمی و اختلافاتش را با علی دایی و باند بازی هایی که در اردوی تیم ملی اتفاق افتاده بود را کنترل کند و این منجر شده بود، به آن لَگَدِ معروف آقای شماره ی هشت به بطری های آب، پس از تعویض در بازی مقابلِ پرتغال. فرق هست بینِ مربی یی که پای حرفش می ایستد و به بازیکنانش می فهماند که هیچ چیز بالاتر از تیم و پیراهنِ تیم نیست و این چنین نه دو پادشاه، که چند پادشاه را در یک اقلیم می گنجاند، با مربی یی که روی حرفش نمی ایستد، و به بازیکنانش اجازه می دهد خودشان را بالاتر از تیم ببینند و برای دیگران شاخ و شانه بکشند. 

این روزها همه جا از تمریناتِ کِی روش حرف زده می شود، از اینکه می خواهد بازیکنانِ تیم ملی در هر بازی بین 12 تا 13 کیلومتر بدوند، از اینکه می خواهد تیمی با دفاعی نفوذناپذیر بسازد، از اینکه همه فکر و ذهن و تمرکزش را گذاشته است برای بازی با نیجریه، از اینکه در نا اُمیدی اَش بَسی امید است و به دنبالِ آن است تا دست به کارهای بزرگ بزند. اما اگر خاطرمان باشد، شبیه به این حرف ها را پیش از فرانسه 98 و آلمانِ 2006 هم شنیده بودیم، اینکه ایویچ در بروجرد، چه تمریناتِ سنگینی را برای بازیکنانش ترتیب داده، یا برانکو چقدر روی بازی با مکزیک و شبیه سازیِ آن بازی برای بازیکنان وقت گذاشته است. اتفاقا هم تیمِ ایویچ البته با رهبریِ جلالِ طالبی مقابلِ یوگسلاوی، و هم تیمِ برانکو مقابلِ مکزیک، بازیِ خوب و قابلِ قبولی را به تماشا گذاشتند و اگر دو اشتباه فردی نبود، ممکن بود که ایران در این دو بازی به نتیجه ی موردِ نظرش که همان تساوی بود برسد، اما آن چه باعث می شود، این تیمی که در برزیلِ 2014 به میدان می رود با آن تیم ها متفاوت باشد، از کاریزما و شخصیتِ مردی می آید که چون پدرخوانده، همه جزییاتِ قبیله اَش را زیرِ نظر دارد و اجازه نمی دهد که کوچک ترین چیزی روی ذهنیت، روی شور، روی عشق، روی روحیه ی مبارزه طلبی و کشش برتری جوییِ پسرخوانده هایش اثر بگذارد.

  ۲  
آی اسپورت
2014-06-23 16:58:26
نظر دهید
۲ نظر
مهدی
سه شنبه ۳ تير ۱۳۹۳، ۱۲:۳۸
جو گیرها....
کیه که ندونه با کمک داور و شانس رفتیم جام جهانی بعد داری.......!
گل سالم ازبکستان/نگرفتن پنالتی برای قطر /اخراج نکردن دروازه بان ما تو بازی با کره همه و همه الطاف داوران به کیروش بود بعد شما....
انقدر ذوب در کیروش شدید که دیگه ایران و ایرانی رو به حقارت رسوندید...
ولاسکو بزرگ با اون افتخاراتی که برای ما آورد بت نشد بعد شما داری بت سازی میکنی برای یه مربی ترسوی دفاعی؟!
آرش
سه شنبه ۳ تير ۱۳۹۳، ۱۶:۴۳
مهدی تو درست میگی. اصلا تو پرفسوری. اصلا محصص مدرس فیفا چرت میگه که کی روش ما رو در فوتبال صاحب سبک کرد. اصلا دکتر صدر نمی فهمه چی میگه. شما درست میگی. مایلی کهن خوبه که تو مقدماتی جام جهانی از قطر 2-0 میخوره. علی دایی خوبه که از عربستان میبازه و تیم نمیره جام جهانی. اصلا باید تهاجمی بازی میکردیم و مهم هم نبود که مسی که از یه سوراخی که هیچکی گل نمیزنه اون جوری بهمون گل زد، چند تا گل بهمون میزد. مایکل اوون، تیم کیهیل و... همه بیخودی ایرانو ستایش کردن فقط شما راست میگی. این تیم فقط یه گل از آرژانتین خورده این جوری میگین اگه 4-5 تا میخورد دیگه فکر کنم بلایی که سر برانکو آوردینو سر این بنده خدا هم میاوردین. شما خیلی راست میگی.آفرین!!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر