فهرست
پیروزی صفر بر یک؛ وقتی شکست جاودانه‌مان می‌کند
پیروزی صفر بر یک؛ وقتی شکست جاودانه‌مان می‌کند

پیروزی صفر بر یک؛ وقتی شکست جاودانه‌مان می‌کند

آی اسپورت- روی صورت کتیبه این طوری نوشته شده که گیل‌گمش به دنبال راز جاودانگی، راهی ظلمات شد، در حالیکه دو عقرب سیاه نگهبان راه، پادشاه اوروک رو با پوزخند و مسخره بدرقه می‌کردن اما گیل گمش سریع تر از خورشید، از تونل تاریکی گذشت و به آن سوی جهان رسید، بعد به فرمان قایقران پیر از 120 درخت پارو تراشید تا از دریای عجیبی که با هر ضربه پارو ای رو در خودش حل می کرد، عبور کنه روی جزیره ی دور، مرد کهن سال، به شاه گفت که گیاهی در عمق اقیانوس هست که خوردنش تو رو جاودان می کنه، بنابراین گیل گمش تمام راه رو برگشت، دوباره از دریای آدمکش پارو سوز رد شد، دوباره از تونل تاریکی گذشت، به ساحل دریایی که مرد کهنسال گفته بود رسید، سنگ بزرگی به پاهاش بست و به جست و جوی گیاه، به قعر دریا فرو رفت... افسانه ی گیل گمش، قدیمی ترین داستان شناخته شده ی انسان در طول تاریخ زمینه. افسانه ای که از شب پیش، بعد از گل دقیقه ی 91 لیونل مسی به تیم سخت کوش و متمرکز ایران، ذهنم رو رها نمی کنه....

غمگینم، از باختن به آرژانتین و این \"غم\"، دستاورد کوچیکی نیست. گرچه من همیشه معتقد بوده و هستم که هواداری با پیروزی آغاز نمی شه، بلکه شکست هاست که عشق ما رو به فوتبال عمیق و معنادار می کنه، مثلا تماشای اشکهای روبرتو باجو، طرفدارهای ایتالیا رو صاحب شخصیتی کرده که احتمالا تماشای چهره ی نیمه مرده ی ایکر کاسیاس هواداران اسپانیا رو به اون مرحله از بازی خواهد رسوند، اما در لذت بخش بودن این غم یک چیز خیلی مهم تری هست.

تا اون شب، \"غم\" باختن به آرژانتین، در حافظه ی تاریخی چند کشور وجود داشت؟ برای هلند، در شکست سه بر یک در فینال 1978، برای انگلیس در دست خدا و دریبل خوردن از مارادونا در تمام طول زمین، 1986، برای آلمان درفینال همان جام، برای برزیل در طول مدت تاریخ فوتبال در آمریکای جنوبی.. و حالا برای ما، تیم ناشناخته، بی تاریخ برای مایی که انتظاری نداشتیم، مایی که برای تماشای یک باخت بی دردسر پای تلویزیون نشسته بودیم. با ذهنی کرخت شده و بی حس، ملتی که تصمیم گرفته بود برای هر چیز کوچیکی روح افسرده ی خودش رو بیشتر از پیش، زخمی نکنه، دی شب پای تلویزیون نشست و تماشا کرد که چطور جنگیدن، میتونه همه چیز رو زیباتر کنه.

سرزمینی که از رد زخمهای نه چندان کهنه اش یاد گرفته بود، \"جدی گرفتن\" هر ماجرا می تونه کار پر مخاطره ای باشه، ثانیه به ثانیه، همراه جدی ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران، قضیه براش جدی و جدی تر شد، تا وقتی شوت مورب لیونل مسی، شبیه تیر غیب، شبیه نفرین آسمانی، یا هر چیز مهار نشدنی اساطیری دیگه ای، به گوشه ی تور دروازه می نسشت، مات و مبهوت، در سکوت، به شکوه جنگیدن با تحسین و احترام نگاه کنه.

گیل گمش، دست رنج بی نهایت قیمتی ای رو در آخرین لحظه، به خستگی، به یک لحظه غفلت، به جوهر سیاه سرنوشتش باخت، اما این داستان تقلای دلچسبش برای رسیدن به ناممکنه که او رو در دل افسانه جاویدان می کنه، درست شبیه داستان بچه های ما.

  ۱  
آی اسپورت
2014-06-24 18:04:02
نظر دهید
۱ نظر
رحمان حسینی
سه شنبه ۳ تير ۱۳۹۳، ۱۹:۴۳
نویسنده ی یادداشت کیه؟؟ مزدک علی نظری؟ :)
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر