فهرست
کاش تلویزیون نمی‌رفتی ای حضرت!
کاش تلویزیون نمی‌رفتی ای حضرت!

کاش تلویزیون نمی‌رفتی ای حضرت!

آی اسپورت - می‌دانی چقدر دوستت دارم. به قول بچه‌ها یه عالمه. شاید هم دوتا یه عالمه! هیچ مربی را در تاریخ فوتبالی ایران قد تو حشمت خان دوست نداشتم و ندارم. منی که یک عمر به سرت قسم خوردم. به شرافتت. خوش‌محضری‌ات. هنوز دستخط‌های آپارتمان دوبی‌ات را دارم. یا مهمان آمدنت به کلبه خرابه من در تهران که باهم نشستیم ساعت‌ها گپ زدیم و قرار شد کتاب اتوبیوگرافی‌ات را بنویسیم و در اروپا چاپ شود. هنوز دستخط‌هایت لای خنزرپنزرهایم عزیز است. این عید هم که از آمریکا زنگ زدی از خجالت آب شدم اما من عادت به تبریک عید ندارم. می‌کپم توی خودم لحظه تحویل؛ بغل شمعدانی‌ها و ماهی قرمزها و سمنوها و سکه‌ها. صدایت بعد از عمل جراحی زلال بود. خوشحال شدم که هنوز سایه‌ات بالای سر همه ما هست. اما راستش روزی که شنیدم داری به تلویزیون می‌روی هی سبیل‌هایم را جویدم. می‌جویدم از این نظر که بکری تصویر تو بعد از 40سال دوری، خدشه‌دار می‌شود یا می‌توانی میکروفون‌های عادل را مرعوب کنی؟

داشتی می‌رفتی تلویزیون که قواعد خاص خودش را دارد. آن‌هم کنار سلطون. خب سلطون، مار خورده و افعی شده و این روزها اوضاعش کمی به هم خورده و طبیعی است که از ابَرسرمایه‌دارها تعریف و توصیف کند. عادل هم که قربانش بروم در مصاحبه‌هایش فقط منتظر است سلطون یک سوتی بالای18 بدهد او ریسه برود و مخاطب برایش کف بزند که ببین! باز خط قرمزهای تلویزیون را شکست. عادل اهل گفت‌وگوهای آکادمیک نیست منتظر است فانتزی بازی‌هایش گل کند و یکی یک چیزی بپراند در برنامه زنده و او قهقهه بزند. تو که اهل قهقهه نبودی حشمت‌خان. حداقلش جلوی چشم مردم که این همه سال منتظرت بودند قهقهه زن نبودی. اگرچه در محافل خودمانی چیزهایی می‌گویی که از فرط خوشمزگی، مردم شکم‌شان را می‌گیرند و می‌افتند روی فرش. اما تلویزیون ایران یک چیز دیگری است. یک جور محافظت ازلی ابدی می‌طلبد. نگرانی‌ام برای همین بود حشمت‌خان که آب تو را با خودش ببرد.

من یک عمر است به پیری نفرین می‌فرستم. به این که چقدر آدم‌های بزرگ را محافظه‌کار و فرتوت و اهل سازش و «پُرتره پرور» می‌کند. بکری مصاحبه تو برای عادل اگر دادار دودور داشت برای خودت چی داشت؟ تمام همدوره‌هایت منتظر ببینند چه شکلی و با چه شمایلی و کدام ادبیاتی بر این پرده لعنتی ظاهر می‌شوی. چه بچه‌های مقیم ماسوچوست و لس‌آنجلس که تو برایشان همچنان افسانه‌ای تکرارناپذیر بودی، چه همین مردمان کوچه و خیابان وطنت که هنوز می‌بینم چقدر احترامت را دارند. به نظرم ما همه حق داشتیم سبیل‌هایمان را بجویم. چون نگرانت بودیم آخر عمری. می‌دانستم هنوز قواعد حضور در تلویزوین ایران را نمی‌دانی و حریفت چغر و بدبدن است و می‌ترسیدیم از این یک فضای آبگوشتی و تاس کبابی ایجاد کند و افسانه‌هایی چون شما را بیاندازد توی دور لُغزخوانی و هر چه پیش آید خوش آید و گپ‌وگفت‌های مدل کتلتی و کباب شامی. شب مصاحبه که علی سلطون داشت از «مال» آن یاروی کله گنده تعریف می‌کرد که از پاساژهای دوبی هم جلو زده تقریبا زدم تو سرم که اگر این چنین تبلیغات وحشتناکی در یک برنامه زنده پربیننده برای خودش، آمد دارد، برای شما چه دارد؟ ای مرد به قاعده. ای مرد پرتجربه. ای حضرت. راست می‌گوید آن شاعر خسته جان من که : «مصیبت بود پیری و نیستی!» بله مصیبتی عظماست.

راستش مصاحبه که تمام شد فکر کردم کاش نمی‌رفتی. افسانه را خراب کردی. آن وضعیت قازان قورتکی و توسعه نیافته‌ای که شما و به‌ویژه علی سلطون از فضای فوتبال دهه50 ایران بروز داد از عهد ناصری هم عقب مانده‌تر بود. ولی قربان‌تان گردم. مگر همان سلطانی که دم به دقیقه می‌گفت «ما امکانات نداشتیم» نمی‌دانست که همان تیم نه تنها در جشنواره‌های بسیار معتبر رئال مادرید و پاری‌سن‌ژرمن با بهترین تیم‌های دنیا دست و پنجه نرم کرد؟ مگر نمی‌دانست هر حریفی همچون یوگسلاوی، مجارستان، ولز و حتی باشگاه‌های گالا و فنر ترکیه هم برای بازی تدارکاتی به ایران آمد؟ به آن تیم شریف اگر بگویید امکانات نداشت پس به تیم کی‌روش چه باید گفت؟ آنجا که همه فضای فوتبال آبرومند دهه50 را به کتلت‌های مامان نصرت ربط دادید و الباقی چیزها یادتان رفت تقصیر فراموشکاری است یا انحراف حقیقت و واقعیت‌های تاریخی؟ اگر تیم کی‌روش با طیاره اختصاصی به روسیه رفت تیم شما هم با جمبوجت707 اختصاصی رفت. اگر این تیم کت‌و‌شلوار مارک تن‌اش کرده، بچه‌های شما که پیرکاردین می‌پوشیدند. استیک‌خوری نازک نارنجی‌های تیم‌ملی که در بهترین رستوران‌های دنیا هم نق می‌زدند صدقیانی را عاجز می‌کردند که یادتان نرفته است؟ اگر این تیم‌ملی کی‌روش لباس ورزشی آدیداس خریده، آن زمان باید خوب یادتان باشد که فدراسیون با سفارت ایران در آلمان صحبت کرد و حتی فرهاد شریعت هم به‌عنوان نماینده رفت که با آن کمپانی مذاکره کند. آدیداس همه لباس‌ها و کفش‌های بچه‌ها را نداد؟ غیر از چند دست لباس برای بازی‌ها، حتی لباس اسپورت برای صبحانه خوری‌شان را هم داد. حتی دمپایی و شلوار راحتی‌هایش را هم که داد. درباره اینکه سلطون گفت «استوک کفش هلندی‌ها این‌قدر بزرگ بود مال من این‌قدر کوچک»، ببخشید‌ها ! باید همان لحظه با پشت دست می‌زدی توی دهنش! یادتان باید باشد که آدیداس به هر کدام از بچه‌ها 5جفت کفش داده بود اما علی آقا جفت پایش را در یک کفش کرده بود که من فقط کفش خودم را می‌پوشم. آخرش آدیداسی‌ها گفتند باید هنگام ورود به زمین حتما کفش ما را بپوشی بعد در رختکن می‌توانی عوض کنی و کفش خودت را به پات کنی برای بازی. که علی آقا هم کفش همیشگی خودش را پوشید.

یا آنجا که علی سلطون دم به دقیقه مصاحبه را از بی‌امکاناتی می‌نالید و می‌گفت ما در ساختمان المپیک اردو داشتیم. خب برادر من. دهکده المپیک برای بازی‌های آسیایی تهران1974 ساخته شده بود و یکی از عمارت‌هایش را فدراسیون وقت، شیکان پیکان و مجهز کرده بود که اردوی بچه‌ها کم‌وکسری نداشته باشد. از تختخواب و شوفاژ و حوله‌های تر‌و‌تمیز و بقیه مسائل رفاهی. حتی با یک شرکت آشپزی معتبر قرارداد بسته بود که تاپ‌ترین غذاها را به کیفی‌ترین شکل در اختیار بچه‌ها می‌گذاشت. خودتان خبر دارید که  آقای صدقیانی مرحوم در حوزه غذا چه شمری بود! نه می‌گذاشت آب توی دل بازیکن‌ها تکان بخورد و نه می‌گذاشت چیز مضر بزنند. نکند سلطان در آن روزها انتظار داشت در هتل‌های 5ستاره زندگی اردویی کنند؟ لابد یادتان هست که هتل‌ها چه وضعیتی داشتند. علی سلطون می‌گوید وقتی هلند را دیدیم زانوان‌مان به لرزه افتاد. برادر من شما چطور وقتی با تیم‌های ملی آرژانتین و فرانسه بازی می‌کردید زانوتان نمی‌لرزید. مگر چند ماه از حضورتان در جشنواره‌های رئال مادرید و پاری‌سن‌ژرمن گذشته بود که ترسو شده بودید؟ آخر به من بگو فدراسیونی که تیم اصلی‌اش قهرمان جام ملت‌ها و بازی‌های آسیایی شده، به جام‌جهانی و المپیک راه یافته و تیم جوانانش 4بار متوالی قهرمان آسیا شده بود؛ فدراسیونی که می‌خواست مرکزیت کنفدراسیون آسیا را به تهران منتقل کند و خود هدایت آن را به‌دست گیرد،‌ فدراسیونی که طی یک برنامه 5ساله، فوتبال کشور را آن همه مدرن‌سازی کرد و نخستین لیگ حرفه‌ای را برپا داشت می‌تواند عقب مانده باشد؟ اینجا که دیگر هیچ‌کس نیست. بیا راست و حسینی بگو. آمده بودید برای چه شما دوتا؟

حشمت‌خان جان من تلویزیون نرو. اگر رفتی با سلطون نرو. اگر با او هم رفتی نگذار عادل هرهر و کرکر راه بیاندازد. قربانت گردم بگذار عکس‌های قدیمی‌ات روی رف‌خانه‌های ما بماند. جگرتو بخورم من ای حضرت.

همشهری ورزشی

۷۲ ۱۳  
آی اسپورت
2018-06-14 18:43:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱۳ نظر
محمود
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۹:۱۹
من سالهاست با رسانه های ورزشی سروکار دارم بعضی وقتا چون خودمون نمیتونیم یک کار بزرگ و پرسروصدا انجام بدهیم و مخاطبان را سیراب کنیم ناچاریم به دست آورد دیگران حسادت و ناجوانمردانه انتقاد کنیم آقای نگارنده بداند که ژاوی وقتی به تهران آمد گفت از جو این ورزشگاه ترسیدم آیا ژاوی کم بازی بزرگ تجربه کرده است ؟ نگارنده محترم توجه کند اولین بازی تاریخ ایران در جام جهانی چنان به آدم فشار میاورد که با هیچ یک از باریهای قبلی قابل مقایسه نیست نه برادر عزیز انتقاد کردن هم انصاف میخواهد
امیرعباس
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۹:۲۹
تفاوت خبرنگاری حرفه ای و ژرف نگر با مدیر محترم سایت ای اسپورت که حتی از ضبط و ربط چهارتا کامنت موهن هم عاجز است درهمین جاست انجا که امیرپور جوان ذوق زده و دراز نهایت نگاهی ساده انگارانه و خام بلافاصله پس از برنامه حضور حشمت خان در برنامه عادلخان را تابوشکنی و عبور از خطوط قرمز خواند زهی خیال باطل ...ابراهیم افشار خبرنگاریست بی نظیر و نه حتی کم نظیر در سپهر رسانه ای ورزشی ایران باید قدر چنین مرد باسواد و مسلطی را دانست ..
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۹:۴۱
شما چقدر عقده داری از سلطان:)))
علی پروین یه دونه ست و برای بفیه آدمها هم تقدس نتراشین!
منتقد
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۹:۴۳
چقدر چیپ و مضحک نوشتی
یه آدم ِ میان مایه با طبق طبق ادعا
علی پروین بزرگ فوتبال است و شماها نمی تونین درکش کنین؛
علی پروین بزرگ هست چون شخصیت بزرگی داره رو حشمت مهاجرانی گفت. شما در حدی نیستی بخوای ایشان را زیر سوال ببری. حشمت مهاجرانی هم عزیز ماست❤
علیشاهی
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۹:۵۱
زنده باد بر شما . عالی بود واقعا مرسی
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۰:۳۰
ضمن احترام به نوشته ی شما که معلومه خاطرات گذشته چقدر براتون عزیزاست ؛
اما
ما هم آدمهای کم تجربه ای نیستیم ، دست کم نه آنقدر که عیار آقای مهاجرانی را نفهیمیم .
در معدود دفعاتی که ایشان وارد بحث می شدند به نکات اجتماعی و فنی اشاره می کردند بر خلاف علی پروین که معلوم بود خوشش از تعریف میاد و برخلاف عادل که درک نکرد جناب مهاجرانی وزنه سنگین تر اون برنامه بوده!

جناب !
مردم خسته و دردمندند و درست به همین دلیل می فهمند که آقای مهاجرانی چه می گفت.
آقای مهاجرانی با رفتن و یا نرفتن به برنامه های تلویزیونی ، عیارش پابرجاست چون برای نسلی است که مثل شما برای خاطره هایشان سبیل می جوند.
با تشکر و احترام قلبی؛

کاربری اخیرا بنام کاربری ام مطلب می گذارد از دوستان قدیمی توقع دارم علیرغم دلخوری از من ، این حقیر را بشناسند .
مطلب بالایی را من نگذاشتم!!!!
حسین اهواز ی
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۰:۳۹
عالی بود
عبدالله
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۰:۴۱
در اینکه حشمت مهاجرانی مربی فهیم و باشخصیتی است شکی نیست
اما نویسنده در موردش خیلی غلو کرد و از طرفی پروین را خیلی کم ارزش جلوه داد
انصاف در هنگام چرخاندن قلم بر روی کاغذ خصیصه مردان عادل پیشه است نه کسی را تحقیر کنیم و نه کسی را بت کنیم
۷
jabi
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۱:۴۷
یعنی من دیوونه ای نوشته هاتم ابراهیم خان افشار دست مریزاد.مثل همیشه . تو این 15 سالی که میشناسمتون همیشه رک گو و صاف و صادق بودین دمتون گرم. بدبختی ما اینه که هرکی میخواد به سهم خودش حکومت قبل انقلاب و خراب کنه و بدگویی کنه. اون عادل جیره خور هم با این سیرک مضخرف میخواست نشون بده تلویزیون درهاش به روی همه بازه. بعد از مرگ ناصر ملک مطیعی مردم نا امید شده بودن از تلویزیون. خواستن با این کار مردم و بکشونن سمت خودشون.
jabi
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۱:۴۷
یعنی من دیوونه ای نوشته هاتم ابراهیم خان افشار دست مریزاد.مثل همیشه . تو این 15 سالی که میشناسمتون همیشه رک گو و صاف و صادق بودین دمتون گرم. بدبختی ما اینه که هرکی میخواد به سهم خودش حکومت قبل انقلاب و خراب کنه و بدگویی کنه. اون عادل جیره خور هم با این سیرک مضخرف میخواست نشون بده تلویزیون درهاش به روی همه بازه. بعد از مرگ ناصر ملک مطیعی مردم نا امید شده بودن از تلویزیون. خواستن با این کار مردم و بکشونن سمت خودشون.
۹
حمزه
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۱:۴۷
داداش حشمت خان دفعه اول که نبود امده بود تلویزیون (زمانی که مدیر فنی ابومسلم و سیاه جامگان بود بارها مصاحبه کرده بودن باهاش).تومان طرف داره واقعیت رو میگه و اومده تلویزیون بگه و بخنده و دل مردم رو شاد کنه.
۴
امیر حسین
جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۰:۳۰
چقدر حقیری ابراهیم افشار کلا میخواستی بگی خیلی با حشمت عیاقی و باهاش نداری؟؟؟ برو بابا ... حالم بهم خورد!
۵
رضا
جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴
اشتباه حشمت خان در جام جهانی شاید خط زدن قلیچ خانی مرد بازی های بزرگ از تیم ملی به درخواست پروین و زنده یاد حجازی بود
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر