فهرست
برای کی‌روش و منتقدانش/ ویرانه بودیم، آباد شدیم
برای کی‌روش و منتقدانش/ ویرانه بودیم، آباد شدیم

برای کی‌روش و منتقدانش/ ویرانه بودیم، آباد شدیم

آی اسپورت- وقتی کلمنته از پله های برقی افتاد دلمان لرزید که یکی از بهترین مربی هایی که به ایران آمده را نیامده از دست دادیم. از گونش و تراپاتونی تا اسامی پرطمطراقِ دیگر. اما وقتی صحبت از کارلوس کی‌روش شد یک شوخی زشت با هواداران بود. می‌گفتند نامه نگاری ها با کی‌روش آغاز شده‌. اما هیچ منطقی نمی‌پذیرفت دستیارِ فرگوسن که خیلی ها نقشِ او را در موفقیت های یونایتد بیش از یک مربی قلمداد می‌کردند به ایرانی بیاید که مردمانش هنوز درگیرِ روبان های سبز و بنفش و بازی های سیاسی هستند. کشوری ملتهب که نه از بیرون آرامش دارد و آن روزها نه در درون. حقیقت آن روزها که اخبار تلوزیون و شبکه های ورزشی کی‌روش را نشان می‌‌داد که روی کاستا و نونو گومژ و رونالدو را رهبری می‌کرد یا بالای سرِ رونالدو دلیما و بکام رهبرِ کهکشانی‌ها بود یا کنار فرگوسن فردیناند را گوشزد می‌کرد‌، باور نمی‌کردیم او به ایران بیاید. رویای ما نهایت مربی اخراجی مالاگا یا مربی مستعفی پروجا بود. مدیرانِ فدراسیونی روزها، هفته ها از مذاکره با کی‌روش می‌گفتند. تا اینکه یک شب خبری آمد که کیروش از مردم ایران عذرخواهی کرده است و دیگر به ایران نمی آید. کم خبر بد نشنیده بودیم؛ کم با احساسِ مردم بازی نشده بود، این بار هم ایرادی نداشت. عده ای قسم می‌خوردند مذاکره با کی‌روش هم دروغ بود عده ای هم که با کی‌روش رویاچینی می‌کردند به ایران می‌آید فدراسیون‌نشینان را سیبل کردند. چندوقتی گذشت و در روزهایی که زیرچشمی منتظرِ یک مربی کروات یا یک مربی ایرانی بودیم که تکیه بزند بر نیمکت تیم ملی, در آستانه مناسبتِ یک عید خبری را شنیدیم که دیگر تابِ به وقوع نپیوستنش را نداشتیم. خبر کوتاه بود: «کارلوس کی‌روش در یک قدمی نیمکت تیم ملی ایران» .

کی‌روش عیدی مردمانی بود که آن روزها شاید تلخ ترین روزهای زندگی‌شان را در ایران سپری کردند. یاس و دل‌زدگی بیداد می‌کرد. یک دلخوشی وجود داشت که آن هم آرام آرام جای خودش را به ولاسکو و اسپک زنان داده بود. والیبال شده بود نورِ چشمی. کی‌روش آمد و آغاز دوست داشتنِ تیم ملی ایران. دروغ چرا؟ تیم ملی مدت ها بود که نه دلبری می‌کرد و نه کسی به آن اهمیت می‌داد. نگاهی به بازیکنان ایرانی و ستاره های خاموش هم می‌کردیم هیچ امیدی در دلمان زنده نمی‌شد. تیم ملی از اساس ویران بود. یادم نمی‌آید چگونه اتفاق افتاد اما آرام آرام بازیکن‌هایی به تیم ملی می‌رسیدند که آنها می‌شدند نماد یک ملت. آهسته آهسته باور کردیم تیم ملی خشت خشت دارد ساخته می‌شود. مقدماتی جام جهانی و قدمی مانده بود تا تبر بخورد بر همه آرزوها. با توجه به امکانات و حمایتی که نسبت به دیگر حریفان داشتیم حق‌مان بود حذف شویم، له شویم و برگردیم به سقفِ فوتبالی باشگاهی خودمان. همانجایی که بازیکنهای کم لیافت که نامِ ستاره و منجی را یدک می‌کشیدند سقف قراردادها را بدونِ هیچ دلبری از میلیون به میلیارد می‌شکستند. به کی‌روش خرده ای نبود حتی اگر به برزیل نمی‌رفتیم. روزهایی که مربی‌های ایرانی «اجنبی اجنبی» راه انداخته بودند و حرف از دستمزد میلیاردی کیروش میزدند باور کردیم ما همان ملتی هستیم که چشمِ دیدنِ کسی که با همه ی وجود برایمان زحمت میکشد را نداریم. درست همان روزها باید سه بازی در دوحه,تهران, سئول به میدان میرفتیم. آخرین تیرها به سمتِ کیروش روانه میشد. خداحافظی بازیکنان، قهر بازیکنان و انتقادهای وحشتناکِ مربیانِ ایرانی و کارشناسانی که میز گرد را یک شب در میان راه انداخته بودند برای فروختنِ نیمکتِ تیم ملی به یکی که از جنسِ خودشان بله قربان‌گو باشد. در همان روزهایی که هیچ قدرتی جز مردم از تیم ملی حمایت نمی‌کرد شاگردانِ کیروش غریبانه عازمِ دوحه شدند. بازی به پایان رسید و فدراسیون آسیا تصویرِ کی‌روش را که روی نیمکت تنها نشسته بود را روی خروجی اش گذاشت و تیتر زد: «کی‌روش به برزیل فکر کرد».

نفسی که کی‌روش در دوحه کشید کافی نبود. هنوز دوبازی مانده بود و در این اوضاع که نیاز به آرامش بود باز هم مربیانِ ایرانی سکوت نمی‌کردند. در میزگرد‌هایمان هم آنالیز‌ها و داوری‌ها به نفعِ قطر بود. دریغ از حمایت از تیمی که آرزوی یک ملت است. انتقادات آنقدر مغرضانه بود که یکی از روزنامه‌های کشور برنتابید و تی‌تر را کوتاه بست «دوست داشتنی‌ترین اجنبی». بیعت با کیروش در ملتهب‌ترین روز‌ها آغاز شد. بازی با لبنان رسید. هرگل یک فریاد بود. بازیکن‌ها پس از هرگل به سمت نیمکتِ تیم ملی می‌رفتند. کی‌روش با همهٔ شوری که داشت پس از بازی دستانش را روی کمر گذاشت و فقط به مردمی که او را صدا می‌زدند نگاه می‌کرد. بازی با کره نزدیک بود. حریفی ترسناک که آن روز‌ها آنقدر روی کاغذ از بچه‌های ایران قوی‌تر بودند که تنها فاکتورِ صعودمان‌‌ همان کلیشهٔ همیشگی بود، «غیرتِ ایرانی». امید داشتیم اما نه بیرنگ، کمرنگ بود. دوشب قبل از بازی در برنامه‌ای که پیرامون تیم ملی بود یکی از کار‌شناس‌ها و مربیان قدیمی با خنده گفتند اگر صعود نکنیم کی‌روش دیگر به ایران برنمی‌گردد و از‌‌ همان سئول به موزامبیک برمی‌گردد. دیگر جدا از آنکه هم دلهرهٔ سئول وازبک‌ها را داشته باشیم حواسمان هم به متلک‌ها بود. بچه‌های تیم ملی با کیروش عازمِ سئول شدند تا یا صعود کنند و یا با کیروش خداحافظی کنند. حقیقت چیزی به پایانِ رویا نمانده بود. فقط یک نود دقیقه تا تبر بخورد بر رویای یک ملت. یکی از روزنامه‌ها انگاری بغضی شکانده باشد تیتر زد «بمیر و ببر».

شب قبل از بازی «سرمربی کره «چوی کانگ هی» در مصاحبه‌ای جنجالی آخرین خط و نشان را کشید: «من ترجیح می‌دهم ازبکستان به همراه کره جنوبی به جام جهانی بیاید و کی‌روش و ایران جام جهانی را از خانه نگاه کنند». هم برافروخته شدیم هم دلهره‌مان بیش از پیش شد. هنوز ساعتی نگذشته بود که تصویری دست به دست شد. کارلوس کی‌روش پیراهنی پوشیده بود که عکس سرمربی کره به آن آویزان بود. کی‌روش در تصویر می‌خندید و با انگشت‌هایش اشاره به پیروزی می‌کرد. کی‌روش در جواب چوی کانگ هی فقط چندجمله گفت: فردا با بچه‌هایم کاری با تو می‌کنیم تا از «مردمم» عذرخواهی کنی. کیروش در اوجِ عصبانیت که صورتش سرخ شده بود ما را مردمش صدا می‌زد، آری مردمم. ایرانم. بازی فرا رسید. گوچی شد خداداد؛ دقیقه ۷۶ رحمان شد احمدرضا، سئول شد ملبورن. فقط مانده بود کی‌روش سیگار در دست داشته باشد و آن را بیندازد و دوباره از زمین بردارد و کام بگیرد. بازی تمام شد. همه چی تمام شد. اما کیروش به طرفِ سرمربی کره که به دیوارهٔ نیمکت تکیه زده بود گام برمیداشت. مردمی که پس از سوتِ پایان بازی باور نمی‌کردند تیم اول به جام جهانی رفتیم با پای برهنه به خیابان می‌دویدند. بازیکن‌های تیم ملی در آغوش همدیگر بودند. سرودهای ایران از همهٔ شبکه‌ها پخش می‌شد. تنها کسی که آن لحظه انگار عصبانی بود‌‌ همان کی‌روش بود، در بارانِ پرتابِ بطری کی‌روش به طرفِ سرمربی کره قدم می‌زد تا گویی جوابی را بدهد. هر قدمِ کی‌روش انگار یک فریاد بود و آن «مشت‌های گره زده در بارانِ پرتاب بطری». و آن معدود بی‌اخلاقی‌ای بود که در دل‌هایمان ماند. هنوز ساعتی نگذشته بود که دیگر خبری از انتقاد‌ها نبود. همهٔ مربی‌ها، کار‌شناس‌ها سکوت کردند. فردای آن همهٔ روزنامه‌ها آخرین حمایتِ خود را با واژه «اجنبی اجنبی» اعلام کردند. فیفا پس از صعود ایران به عنوان تیم ملی با تصویر کی‌روش و بچه‌های تیم ملی تیتر زد: «ولکام کارلوس ولکام ایران».

قرعه کشی جام جهانی رسید. قهرمان افریقا. بهترین تیم جهان. و بوسنی. در جام جهانی آنچنان نمی‌شود معجزه کرد. هرچقدر تلاش کرده باشی‌‌ همان اندازه ثمر می‌بینی. هاشم قرار بود لئو را بگیرد و دانیال قرار بود بشود دیوید سیمن. طنز‌ها و شوخی‌ها آغاز شده بود. ویرانه‌ای داشتیم که تازه آباد شده بود. بازیکنهایی داشتیم که حتی استاندارد هم نمی‌توانستند بدوند. آناتومی و فیزیولوژی بدنِ بازیکنهایی که در ایران رشد کرده بودند با ارفاق هفت کیلومتر دوندگی در هفته بود. بازی با نیجریه آغاز شد درست در روزی که آنچنان موقعیتِ گلی به قهرمان افریقا ندادیم به یک تساوی ارزشمند دست پیدا کردیم. بازی با آرژانتین فرا رسید. هاشم که قرار بود مسی را مهار کند مصدوم شده بود و جام جهانی را از دست داده بود. بازی آغاز شد حقیقی درون دروازه بود و پولادی و یک سری بازیکن‌های دیگر. چه خبر بود. بازی به پایان رسید تنها صحنه‌ای که یادم می‌آید دی ماریا در وقت‌های تلف شده زمانی که می‌خواست تعویض شود بند کفشش را می‌بست تا وقت را بکشد. پس از بازی سایت فیفا تیتر زد «آرژانتین بازی را برد ایران دل‌ها را». دیگر کسی نبود که عاشقِ ایران نباشد. از اسطوره‌های جهان تا بهترین بازیکن‌های فوتبالی همه از ایران می‌گفتند. معلوم نبود بزرگانِ جهان چرا از ایران می‌نوشتند ما که باخته بودیم و قدمی با حذف شدن نداشتیم. در جام جهانی ۹۸ قبل از بازی با آلمان بلیت‌های هواپیما برای بازگشت به ایران تهیه شده بود، هیچ باوری وجود نداشت. مساله تفاوتِ قدرت آلمان و بوسنی نیست، مساله یک اعتماد و یک روحیه جنگ طلبی بود. بازی با بوسنی رسید. باران می‌آمد. همه چی ساده بود. ایران شکست خورد. کی‌روش با پیراهنی سفید که خیسِ خیس بود لبِ خط تا آخرین لحظه ایستاد. اواخر بازی بود و ایران حذف شده بود. در وقت‌های تلف شده یکی از بازیکنهای ایران با خطای بازیکن بوسنی روی زمین افتاد، آن نتیجه آن دقیقه دیگر چنین صحنه‌هایی اهمیت آنچنانی نداشت، اما کی‌روش طوری به طرف بازیکنِ ایران می‌رفت گویی فرزندش را زده بودند. ایران در باران حذف شد. علیرضا به دیرک تکیه زده بود و آندو می‌بارید. و کی‌روش در باران به طرف بازیکن‌هایش می‌رفت تا آن‌ها را آرام کند. ایران با گلهایی که از مسی، ژکو و پیانیچ خورد در جام جهانی آخر شد حتی از لحاظ آماری هم رتبه پایینی بدست آورد. اگر‌ها هم مهم نیستند که اگر پنالتی روی اشکان گرفته می‌شد و یا آن لحظه چنین نمی‌شد چنان می‌شد، نه مهم نیستند، ما حذف شدیم اما مردم واقعیتی را دیدند که این تیم را از اول تا آخرش دوست داشتند. هواداران جمع شدند و با طوماری پیغامی بزرگ به ملی پوشان دادند. خبر کوتاه بود: «مرسی بچه‌ها، مرسی کیروش»

جام ملت‌های آسیا صدرنشین با ۹امتیاز به مرحله حذفی رسیدیم. رسیدیم به عراق. امان از عراق. پشتِ این اسم چه ضجه‌ها و اشک‌ها نبوده. بازی جا نیفتاده بود در‌‌ همان نیمه اول درست یا غلط ده نفره شدیم. ایران آن بازی معنای «از جان مایه گذاشتن» را تعریف کرد. واقعیتی که در آن تراژدی مشهود بود یک تلنگربود. ایران هربار عقب افتاد بازی را به تساوی کشاند. تساوی در دقیقه آخر‌‌ همان واقعیتی بود که سال‌ها بود فراموش کرده بودیم. انگار باید یک سیلی از این تراژدی بیاموزیم. وقتی در دقیقه ۱۲۰ ایران به گل تساوی دست پیدا کرد کمترکسی در ایران بود که برای آن گل فریاد نکشد یا اشک نریزد. پس از سال‌ها برای ایران اشک ریخته می‌شد. در ضربات پنالتی باختیم تا یادمان بیاید برای مظلومیتِ تیمی اشک ریختیم که یادمان رفته بود برایمان دوباره عزیز‌تر از جان شده است. مردم شبانه پس از شکست به جلوی هتل بچه‌های تیم ملی رفتند و کیروش و بچه‌های ایران را یک نفس تشویق کردند. پیامی مهم از مردم. خبر کوتاه بود «کی‌روش دوستت داریم».

امروز رسید. دیگر کسی اجنبی نمی‌گوید. شاید بیشترین انتقاد به یکی دوتا اردو، و حقوق و دستمزدی است که کی‌روش می‌گیرد. عزیزانی که برای هزار هزار میلیارد اختلاس و حقوق‌های نجومی صدایشان به جایی نمی‌رسد انگشت گذاشته‌اند روی دستمزد مردی که مو‌هایش در ایران سپید شد. مردی که خانه‌ای را آباد کرد که قبل از ورودش یک ویرانه بود. ویرانه‌ای که آنقدر غریبه شده بود که هیچکس دوستش نداشت. واقعیت این است دیر یا زود کی‌روش از ایران می‌رود اما خاطره‌ها از او باقی می‌ماند و تاریخ در موردِ تحولاتی که ایجاد کرد قضاوت می‌کند. اما بی‌شک آن روز می‌رسد که همهٔ ما برای آن دیکتاتوری که زیر بارِ هیچ حرف زوری نرفت دلمان تنگ خواهد شد. امروز که سوار بر امواجِ نسبتاٌ احساسی هشتگ‌ها می‌گذاریم و آرزوی ذلتِ تیم ملی ایران را در سر می‌پروانیم فراموش نکنیم روزی ویرانه‌ای داشتیم که هیچکس چشمِ دیدنش را هم نداشت. ویرانه‌ای که نامش ایران بود.
۶۸ ۵۳  
آی اسپورت
2017-01-04 09:19:00
همچنین در این باره بخوانید:
نظر دهید

۵۳ نظر
مجید10
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۲
مزخرف بود نوشتتون. تیم ملی بی پرسپولیس هیچی نیست
علی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۸
در این مملکت انشاهای احساسی دختر چهارده ساله ها همونقد به ما ضربه زده که حمله های بیرحم و انصاف قلم به مزد ها.
یعنی تو فوتبال ما، تو ورزشی نویس ها و تو این سایت و سایت های درپیت دیگه یه نفر پیدا نمیشه بتونه عقلانی و به دور از احساسات عملکرد یه نفر رو تحلیل کنه و خوب و بدش رو بیاره رو کاغذ؟
آقا یا خانوم نویسنده عقلت رو تعطیل کردی و نامه فدایت شوم می نویسی که چی بشه؟!
کیروش - مثل هر کس دیگه - ویژگیهای خوب و مفید داره ویژگیهای مضر و بدردنخور هم. قدرت تحلیل و سبک سنگین توی شماها نیست؟؟
سرور لنگ
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۴۲
یعنی کی روش با این دیپورت کردنش توپو شوت کرد تو زمین برانکو . حالا برین قهرمان ایران و جام باشگاه های دنیا - به قول طاهری مدیر وزیر سابق - بشین
برزو
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۲۲
يادداشت عالي بود.
عالي
مرسي شقا خانم.
مسعود
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۶
سایت مزخرف کیروش پرست
برزو اورجینال
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۶
آره اما کسی که دلش برای این دیکتاتوری تنگ بشه بی شک برده ای بیش نیست جمع کنید بساط کاسه لیسی و دستمال کشی کیروش و بی منطق نطر دادن رو
Parsa
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۸
دمت گرم!
علی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۳
آسمون ریسمون بافتی که چی ؟! الان این آبادیه ؟ الان رده بندی فیفا نشون از آبادیه فوتباله؟ الان دقیقا ما تیم اول آسیاییم و لابد کلمبیا و بلژیک تیمهای اول دنیا ؟ جمع کن بابا برو بساط ات رو جای دیگه ای پهن کن . الان این خرابه ای که تو فوتبال هست با چند تا بازی دفاعی و بکش زیرش ، شد آبادی ؟ کدوم قهرمانی آسیا رو بدست آوردیم ؟ کجا تونستیم دو تا بازی تماشاگر پسند ارائه کنیم ،تویی که این مقاله رو نوشتی و جرات نداری حتی اسمتو تو نوشته ات بیاری ، اگه سن و سالت یاری می کنه تیم ملی بعد از سال 1995 تا 2006 رو یادت بیار تا بفهمی خرابه کدومه ، آبادی کدومه . تازه سبک افتضاح و دفاعی تیم ملی ربطی هم به حریف روبرو نداره ، با آرژانتین همیونطور بازی می کنیم که با قطر.
امیر
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۴
یعنی قشنگ داری خودتو میکشی برا دفاع از اقا قلدره... قلم فروش نباااش... به منطقت رجوع کن.
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۴۹
چقدر شبیه مایلی کلنگ حرف میزنی
۵
محمد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۷
واقعا دلت واسه دیکتاتور تنگ میشه؟ واقعا؟ یعنی واقعا اینه نگاهت به دنیا؟واقعا که هنوز خاورمیانه توانایی هیچگونه دموکراسی را نداره. روزنامه نگارش که تو باشی وای به حال مردم کوچه و بازارش.
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۵۹
متن عالی بود
و اشاره ای فوق العاده به این چند سال ....
همیشه کسی که زحمت میکشه مورد حجوم قرار میگیره
بی عیب نیست ، ولی عیب ها رو خود میبینه
آنزان بختیاری
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰
واقعا این تیتر ها درسته؟!
در این که تیم ملی از نظر فنی قدرتمند شده شکی نیست ولی واقعا به چه قیمتی؟ کی روش زیر بار کوچکترین انتقادی نمیره و به تندی اونا رو پاسخ میده،آیا این درسته که هر انتقاد و منتقدی رو منافق و مخالف منافع ملی بدونیم..یه نگاه به لیگ های قطر،امارات،کره،ژاپن،استرالیا و حتی لیگ جین بندازین..واقعا در اونجا مفهوم مهمی رو درک کردن،اینکه تا باشگاه ها درست نشن تیم ملی هم درست نمیشه..کی روش با برنامه ریزی های یک طرفانه بزرگترین و مهلکترین ضربلت رو به باشگاه ها وارد کرده،باشگاه هایی که نه خصوصی ان و نه درآمدزایی درست و حسابی دارن و میلیاردها تومان بدهی دارن و عملا بی دفاع هستن..همین باشگاه ها بار ها مورد انتقاد شماها قراگرفتن که چرا در آسیا موفقیتی نداشتن و روز به روز سهمیه ی ما در آسیا کمتر میشه..اما کسی نگفت که باشگاه ها توانی برای عرض اندام ندارن و یکی از دلایل اون هم عدم وجود رابطه ای یک طرفه بین اونها و فدراسیونه..فداراسیونی که برای تحقق برنامه های کی روش تمامی حقوق باشگاه ها رو زیرپا میذاره،آیا در سایر کشور هم اینگونه است..تا زمانی که به باشگاه های خودمون اهمیت ندیم تمامی نتایج تیم ملی مقطعی و متکی به فرد خواهند بود و بعد از رفتن کی روش امکان نزول تیم ملی خیلی زیاد میشه..اما این رو هم باید گفت که کی روش مثل یک زنبور بی عسل هستش و میراث اندکی برای جامعه ی مربیان ایرانی باقی گذاشته،او چند بار کلاس دانش افزایی برگزار کرده؟! تعداد مربیانی که از دانش کی روش استفاده میکنند از ۳نفر هم تجاوز نمیکنه..کی روش اونقدر قدرت پیدا کرده که انواع و اقسام توهین ها رو به بزرگان فوتبال ایران هم کرده.کی روش حتی تعامل خوبی با رده های مختلف تیم ملی هم نداشته و حتی باعث تضعیف اونا هم شده،نمونه اش آوردن وینگادا به تیم امید و اون نتایج فاجعه بار و اختلافات عمیق او با کرانچار که اونو از تیم امید دور کرد تا حسرت المپیکی ما چند ساله دیگه افزایش پیدا کنه..کی روش برای حفظ جایگاه خودش تمامی مربیان خارجی لیگ رو مورد حمله قرار داد تا اونارو از نیمکت تیم ملی دور کنه..تا زمانی که جاده ی بین باشگاه ها و تیم ملی و فدراسیون یک طرفه باشه به پیشرفت های واقعی نخواهیم رسید و به موفقیت های مقطی قناعت خواهیم کرد
علی
يكشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۴:۱۲
دوست عزیز میشه لطف کنی یکی از این افتخارات باشگاهها ما را بگی. لیگ ما را با ژاپن و.. مقایسه میکنید مگه ما باشگاه خصوصی هم داریم
مهدی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۳
بسیار عالی
sina
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۵
آقای پژمان راهبر به احتمال خیلی زیاد این مقاله نوشته شماست
پس جرأت داشته باش و اسمتو بالای مقالت بنویس
۷ ۱
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۵۲
از کی تا حالا واقعیت های روزمره شده اسمش مقاله؟ اینا همش اتفاق افتاده.آیا ما قطر و لبنان و کره رو نبردیم؟ آیا ما به عنوان تیم اول صعود نکردیم؟آیا قبل از صعود همه انتقاد نمیکردند؟ آیا جلو آرژانتین بد بازی کردیم؟ آیا بازیکنای 6-7 کیلومتری ما تو جام جهانی 10-11 کیلومتر ندویدند؟ آیا 5 تا بازی تو مقدماتی جام جهانی گل نحوردیم فوتوشاپه؟ خودتو گول میزنی؟
قشقايي
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷
فقط قلعه نوئي و برانكو دوست دازند تيم ملي به جام و جهاني بره ؟؟؟؟؟؟؟؟
كيروش دوست نداره و كارشكني ميكنه !!!
فكر كردند رو پيشوني ما نوشته شده " اينها كاه مي خورند!
۷
من
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۶
اگه خدا بود م
اين متن رو برا همه ي مردم ايران مي فرستادم
رضا
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۷
مرسی نگارنده
متن قشنگی بود
با این که در این مورد خاص حق با برانکو بود و 8 روز اردو بدون بازی تدارکاتی به درد هیچکی نمیخورد ولی
هیچکس نمیتونه کی روش و زحماتش برای تیم ملی ایران رو فراموش کنه
رسول
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۹
فراموش نکنیم روزی ویرانه‌ای داشتیم که هیچکس چشمِ دیدنش را هم نداشت. ویرانه‌ای که نامش پرسپولیس بود
و برانکو این تیم را ساخت
بی‌شک آن روز می‌رسد که همهٔ ما برای آن پرفسوری که منافع پرسپولیس چهل میلیونی را در نظر داشت دلمان تنگ خواهد شد.
امروز که سوار بر امواجِ نسبتاٌ احساسی مقاله می‌نویسیم و سنگ اشتباهات کیروش را بر سینه میزنیم بدانیم پرسپولیس چیزی کمتر از تیم ملی نیست با دو سوم جمعیت ایرانی طرفدارش
پس اشتباهات سرمربی تیم ملی را کورکورانه ؛ درست نبینیم
۸ ۲
برزو
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۲۵
⅔ جمعيت ايران طرفدار لنگپوليس اند؟
باو بس كنيد ديگه به خدا ديگه حتي نميتونيم بخنديم از توهمات شما لنگي ها!
۹
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۵۶
درد استقلال و پرسپولیس برانکو و امثال برانکو نیست. دردشون ثباته که ندارند. شما هومن افاضلی هم بزاری مربی این دو تیم ، بعد از فصل اخراج نشه ازش حمایت بشه هر روز نگن اخراجت میکنیم رفت پانزدهم لیگ بازم بگن خوب بازی میکنی و میمونی(پرسپولیس فصل قبل) کل تیمم براش حفظ کنی برا فصل بعد شک نکن نتیجه میگیره.
۲
یاشار تبریزلی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶
تا کی ادبیات یا عشق یا نفرت؟؟؟
تا کی دستمال بدستی در قبال کسی که دوسش داریم و قمه به دستی در قبال کسی که دوسش نداریم؟
واقعا نویسنده از اینهمه تملق و بزرگ نمایی و حس ستایش غلو آمیز از کیوروش خودش منزجر نمیشه؟
نمیگم کیوروش بد بوده من اصلا به نقد کیوروش نمیپردازم به نقد این ادبیات های سیاه مطلق یا سفید مطلق اونم صرفا بر اساس احساس میپردازم
تو این سال هایی که کیوروش مرربی تیم ملی بوده مثلا به جای اون فلیپ تروسیه اومده بود آیا کلی فوتبال ما بیشتر از این پیشرفت نکرده بود؟؟؟
تورو خدا نه کسیو بپرستیم نه کسیو لجن مال کنیم ....فقط ضعف و قوت را نقد کنیم
رضا پرسپولیسی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶
متن فوق العاده زیبا و احساسی بود
هیچ کدوم از پرسپولیسی ها به موفق بودن کیروش شک ندارند.
ههمون تیم ملی رو که فوق العاده شده دوستش داریم
اما حق بدید
روزی که نه بازی دوستانه یا رسمی داریم
روزی که حتی فیفا دی نیست
روزی که حتی لژیونر ها هم اجازه شرکت تو تیم ملی رو ندارند
نباید بازیکن هایی رو از باشگاه گرفت که عصای دست مربی اند
7 بازیکن پرسپولیس از 11 بازیکنی که داخل زمین اند تو تمرینات نیستند
و این بی انصافیه
۵
میم کاف
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶
فوق العاده.... درجه یک... عالی....
محمد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲
این تیم ملی ای که داریم خیلی بهتر از چهارسال قبل،بازی ایرا و کره تو آزادی بهترین بازی ایران تو این چند سال بوده،هیچ موقعیتی به حریف ندادیم.نیازی نیست اینقدر حماسی در موردش بنویسین،همه ایران دوست دارن تیم ملی برنده باشه، ولی این حرکت کی روش خیلی غیر حرفه ای بود و چون هیچ جای دفاعی نداره زدین به صحرای کربلا.
امین
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵
طولانی است. و من نخواندم. ولی در یک نگاه اجمالی فهمیدم که این مطلب در راستای حمایت از کی روش است. همین کافی است. من تشکّر می کنم. کی روش مظلوم نیست. ولی واقعیّت این است که در این ماجرا به کی روش ظلم شد. آن هم از برانکویی که انتظارش را نداشتم. ما هیچ وقت بهتر از کی روش نخواهیم داشت.
۷
bahar
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹
big big big LIKE!
۶
علی یزدی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۱
فوتبال ما از پایه خرابه وگرنه همین امارات در چند سال اخیر با مربی جوان اماراتی به المپیک لندن رفت در آسیا سوم شد ما ایرانی ها خودمون دستکم میگیریم همین یحیی گل محمدی چه فوتبالی ارئه میداد با تیم جوون و یکدستش و بدون ستاره و دلیل دیگه پیشرفت امارات فعالی لیگش است که تیمشون تا فینال باشگاههای آسیا میاد
۷
علی یزدی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۴
این فوتبال وقتی ویران شد که دادکان رفت و دارودسته اصفهانی فدراسیون گرفتند و وگرنه فوتبالی که ایران در سال 2006ارائه میداد کجا الان کجا انوقت ایران کمتر از 5تا به ازبکستان و قطر و امارات میزد مردم ناراحت میشدند درسال 2004 تیم کره جنوبی تیم چهارم جام جهانی 2002بردیم این خانم اونوقت کجا بوده اصلا مگر تو انگلیس ما تحلیگر خانم برای فوتبال آقایون داریم خانم شما برو برای فوتبال بانوان بنویس
۷ ۱
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۴:۰۵
پاچه خوارتر از اون دادکان خودشه . اون فقط نشون میده که بله قربان گو نیست . وگرنه همین علی آبادی حرف میزد اون فقط میگفت چشم
۲
بهنام
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۴۱
ی درصد بزرگی از این ابادی جوون گراییه باشگاهاست ولی عملکرد کی روشم خوب بوده کلا
کیان
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸
روزهایی که مربی‌های ایرانی «اجنبی اجنبی» راه انداخته بودند و حرف از دستمزد میلیاردی کیروش میزدند باور کردیم ما همان ملتی هستیم که چشمِ دیدنِ کسی که با همه ی وجود برایمان زحمت میکشد را نداریم
bah bah a'ali bood, merc
مرسی کیروش :*
۵
علی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۴
مرسی خانوم فقط مرسی
۵
امير
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲
كيروش بهترين مربي هست كه ميتونه برا تيم ملي كار كنه، ما منكر كاراي بزرگ كيروش نيستيم، اما كيروش بايد اين اخلاق مضخرف و لج كردن و داد و بيدادش رو كم كنه، شما لطفا ديگه مغلطه نكن، موضوع اين جنجال اين اردو هاي بي موقع و بي اثره، نه حقوق اينجور حرفا
۳
Sina
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۲۰
همیشه تو این بحث‌هایی‌ که رنگی‌ می‌شه کامنت هارو که می‌خونم یاد ورزشگاه آزادی میفتم. هر کسی‌ که یه ذره سواد درست حسابی‌ داشته باشه و سرش تو حساب کتاب باشه وقتی‌ میره ورزشگاه حالش از آدم‌های اونجا و ادبیاتشون بهم میخوره و خوب همین آدم‌ها هستن که به اصطلاح طرفدار‌های فوتبال ما هستن. اینجا هم کسایی‌ که الان میان و رگ گردنشون برای پرسپولیس باد می‌کنه دورهٔ قبل هم استقلالی‌ها بودن پس فردا اگر از تراکتور بازیکن بیشتر بیاد اونا میشن، اینا همونایی هستن که تو ورزشگاها شعار نژادی میدان یا جدایی طلبی یا خانواده طرفو میارن جلو چشش یا از صندلی‌ ورزشگاه تا اتوبوس رو میترکونن چون تیم شون تو یه بازی در پیت لیگ که مفت نمی‌ارزه باخته. اینا نه کشور میشناسن نه منافع ملی‌، بیشتر از جلوی دماغشون رو هم نمی‌تونن ببینن اینا بهشون حرجی نیست ظرفشون همین قدره.
پرسپولیس.گوش کن، فقط پرسپولیس
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۳۶
از نظر احساسی خیلی متن خوبی بود. سرشار از احساس محبت. کیروش محبوب قلبها. ای دیکتاتور نمونه. ای میلیاردری که قلب مرا در دستان خود گرفته ای طلسمم کرده ای. ای عزیز چشم نور چشم، جانم به فدای قد رعنایت ای....
خخخخخخ کار ما رو نگاه کن.
۴
مهدي
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۳۹
اما بی‌شک آن روز می‌رسد که همهٔ ما برای آن دیکتاتوری که زیر بارِ هیچ حرف زوری نرفت دلمان تنگ خواهد شد. امروز که سوار بر امواجِ نسبتاٌ احساسی هشتگ‌ها می‌گذاریم و آرزوی ذلتِ تیم ملی ایران را در سر می‌پروانیم فراموش نکنیم روزی ویرانه‌ای داشتیم که هیچکس چشمِ دیدنش را هم نداشت. ویرانه‌ای که نامش ایران بود.
۵
بهزاد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۳۹
مرسی از متنت . خستگیم در حمایت از کی روش در رفت. دوستانی که انتقاد میکنند این متن مقاله نبود فقط اتفاقایی که تو 5 سال گذشته افتاده بود کاملا رئال بازگو شد. همین. کسانی که با این متن مخالفن در واقع نمیخوان واقعیتو ببینن . من پرسپولیسی ام. ولی یادمون نره تا حالا رحمتی، عقیلی، جباری، کریمی و ده ها بازیکن دیگه محترمانه و غیر محترمانه تو اوج از تیم ملی کنار گذاشته شدن. نتیجش شد این 5 بازی مقدماتی جام جهانی بدون گل خورده . این شرایطو برا تیم ملی پدران ماهم یادشون نمیاد چون اصلا اتفاق نیفتاده.
P71
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۴:۳۳
قطعا ک اشک منو دآورد... بیخیال دختر جون
۴
مازیار
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۴۰
خدا نکنه بخواید یکی رو گنده کنید
کی روش چه دستاوردی داشته واسه ما دقیقا ؟
یه جور نوشتی مربی رونالدو و ... طرف دستیار فرگوسن بوده و در مقام سرمربیگری هیچ مقامی به دست نیاورده
در ضمن خودمون رو ویرانه خطاب نکنید که یه خارجی رو گنده کنید

واقعا برای طرز فکرتون متاسفم
۲
Afshin
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۴۹
برای کی یاسین میخونی خانم اشکریز جماعت شب زنده باد و صبح مرده باد??
برای حذب بادی مینویسی که یه روز بخاطر دروازه بانشون با لباس آبی از کیروش انتقاد کردن و یه روز بخاطر پرفسور خارجیشون که از ۴ ۵ جام ممکن تو این چند ساله فقط حذف جلو قشقایی براشون داشته
کیروش چه خوب چه بد این باور رو به ما داده که باید باید باید کره رو ببریم ایران و سئول نداره
اینقدر خوش بین شدیم که وقتی از زلاتان و رفقا ۲ -۱ باختیم همه میگفتن این چه تیمیه که سوئد رو هم.نمیبره آخه هنوز مزه بردن شیلی قهرمان امریکا جنوبی زیر دهنشون بوده فراموش کرده بودن تا همین چند سال پیش با پرفسور کره رو برده بودیم چند روز داشتیم بر طبل شادانه میکوبیدیم
مهم نیست متن شما انشای یه دختر ۱۴ ساله باشه یا دکترای روزنامه نگاری از انگلستان مهم اینه ما با مرد موزامبیکی به خود باوری رسیدیم وقتی تو حساس ترین بازیمون حاج صفی و سردار محروم میشن و پژمان مصدوم اصلا نبودشون رو احساس نمیکنیم
مسعود
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۸:۲۹
نوشته زیبایی بود. من پرسپولیسی هستم اما این یه واقعیته که تیم ملی ما یه ویرانه بود و کی روش با همین قلدری و دیکتاتور بودنش آبادش کرد. کاری که با رحمتی کرد خیلی شجاعانه و حرفه ای بود.برانکو اصلا در حد و اندازه کی روش نیست ولی متاسفانه ما مردم و هوادارا بهش اجازه میدیم مقابل کی روش بزرگ بایسته.. توی این مدت که سرمربیمون بوده به هممون ثابت کرده که بهتره بهش ایمان داشته باشیم.
۹
مجتبی فرد
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۲۲:۴۲
مساله ساده‌تر از این حرف‌هاست. بحث خوب و بد بودن کی‌روش نیست. صحبت بی‌فایده بودن اردوی دبی هست، تمام.
این قدر خودت رو به در و دیوار نزن خانم اشک‌ریز.

ضمنا تو عصر توییتر، دیگه کسی حوصله خوندن بحر طویل نداره. به جاش یک جمله می‌نوشتی:
کی‌روش خوب است، ماه است، گل من است، بوس بوس!
مسعود
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۲۴
دمت گرم شیر مادرت حلالت. واقعا کسایی هستن که منافع یه باشکاه و به تیم ملی شون ترجیح میدن
۲
Hsn
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲
عالی و پراحساس، درستشم همینه، حالا که عده ای تمایلات حال بهم زن محلی و شخصیشونو به منافع ملی ترجیح میدن، شاید این متن بتونه تلنگری باشه براشون تا یادشون بیاد چی بودن و چی شدن. قهرمانی توی لیگی که جز در محدوده مرزهای کشور ارزشی نداره و حسی رو برنمیانگیزه به افتخار یه ملت ارجحیت نداره.
۲
اردوان
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۵۲
خیلی خوب بود،زنده باد کی روش که در باتلاق مربیان وطنی و کروات های درجه سه فوتبال مارو جهانی کرد،واقعن برانکو کجای فوتبال دنیا است؟ فقط یه ایراد : بستن روبنده سبز و بنفش و سیاسی بودن یه ملت نشانه پیشرفته،تمام جهان در آن روزهای سبز و سکوت به ما احترام میزاشتند،جهانی که خودش غیر سیاسی بود.
۱
امین
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۰۱
درود به شرفت که ما رو تلنگر زدی که کمی لااقل قدرشناس باشیم،

کیروش دوست داریم...
۱
محمد
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۱۴
دستمال کشی برای کیروش و دیگر هیچ، انقدر این متن غیر منطقی و کورکورانه بود که جای حرفی باقی نمیزاره، نگارنده تیم ملی ما قبل از آمدن کیروش رو تیمی در حد مالدیو تصور کرده که بعد از آمدن او تبدیل به برزیل شده! خسته نباشی فقط کمتر اشک بریز!
۱
اردوان
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۲۵
خیلی خوب بود،زنده باد کی روش که در باتلاق مربیان وطنی و کروات های درجه سه فوتبال مارو جهانی کرد،واقعن برانکو کجای فوتبال دنیا است؟ فقط یه ایراد : بستن روبنده سبز و بنفش و سیاسی بودن یه ملت نشانه پیشرفته،تمام جهان در آن روزهای سبز و سکوت به ما احترام میزاشتند،جهانی که خودش غیر سیاسی بود.
مهدي
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۴۰
شقايق جان عااالي بود
واقعا به اصل داستان اشاره كردي. متاسفانه ما ايرانيا مردم قدر نشناسي هستيم. دقيقا شرايط فوتبال ايرانو يادمه زماني كه كيروش اومد. ي مشت بازيكن پير بودن كه فقط اسم ستاره روشون بود و تيمي كه مدتها بود هيچ شخصيتي نداشت. ليگ اون سالها هم كه مدتها بود هيچ پديده اي نداشت و باشگاه ها هم كه طبق معمول از آسيا حذف ميشدن .از طرفي كيروش دقيقا زماني به ايران اومد كه تحريمها شدت گرفت . توي بيست سال اخير هيچوقت تيم ملي اينقدر مشكلات مالي و امكانات نداشته. اما با همين وضعيت تيمي ساخت كه هم داراي سبك هست و هم به شدت شخصيت داره. دقيقا برعكس تيم برانكو كه حتي نميتونست بازيكناش رو مديريت كنه.به نظر من هم ديگه كار به جايي رسيده كه فقط گذشت زمان ميتونه حقانيت كيروش رو ثابت كنه. ولي اون روز ديگه ديره. روزي كه دوباره كره جنوبي مارو شكست بده و باختهاي سريالي به عربها شروع بشه
Pirooz
يكشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۴۳
اکثریت نادان دلیل عقب ماندگی کشوری با این همه ثروت و استعداد به سختی در مقابل فهمیدن مقاومت میکنیم، متعصب های رنگی نه ملی، که از بازی جلوی نفت آبادان و صبا و.... بیشتر احساس غرور میکنن تا بازی جلوی کره و شیلی و....، اینبار يه ویچ بیارین حاضر باشه چند بازیکن چاق ازتون قبول کنه همه دسته جمعی دور سفره بشینید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر