فهرست
مالکیت مشترک؛ از موضوع تا معضل
مالکیت مشترک؛ از موضوع تا معضل

مالکیت مشترک؛ از موضوع تا معضل

آی اسپورت – در دنیای فوتبال حرفه‌ای ذات مالکیت نه جرم است، نه اتهام و اتفاقا این مفهوم در فوتبال به کمترین میزان ریسک اقتصادی خود می‌رسد و بسیاری از تاجران و افراد ثروتمند یا سیاسیون کشورهای بزرگ دنیا جایی بهتر از یک باشگاه فوتبال برای یک استراحت اقتصادی پیدا نمی‌کنند.  فیفا هیچ مشکلی با مالکیت در باشگاه‌ها ندارد هرچند تاکید می‌کند که اولویت با حضور پررنگ دموکراسی در باشگاه است و مدیرعاملی که با رای هواداران انتخاب شده صدها بار بهتر از یک مالک ثروتمند است که هیچ نگرانی‌ای بابت جایگاه خود نداشته و با رای هواداران نیز کار ندارد.

بسیاری از باشگاه‌های اروپایی نیز همزمان با بحران جدی اقتصادی در این قاره به‌خصوص در قسمت غربی اروپا جای مدیرعامل خود را به یک مالک ثروتمند دادند و این مالکان ثروتمند عمدتا از آسیا بودند. مالکانی که گاهی برای فرار مالیاتی و گاهی برای یافتن راهی مناسب برای اخذ پاسپورت یا شهروندی خود و خانواده خویش اقدام به خرید باشگاه‌های بزرگ و کوچک اروپایی می‌کنند.  مالکیت بر یک باشگاه در چنین شرایطی به هیچ عنوان برای فیفا یا یوفا موضوع منفی یا غیرقانونی‌ای نیست و البته فیفا همواره دست‌کم روی کاغذ بر لزوم شفافیت و اقتصاد شیشه‌ای تاکید داشته است. مشکل اما از جایی آغاز می‌شود که یک فرد ثروتمند مثلا از کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس تصمیم بگیرد بیش از یک باشگاه را زیر چتر مالکیت خود داشته باشد.  این اتفاق در کشور اتریش چند بار رخ داده و فدراسیون فوتبال این کشور چندبار نسبت به این موضوع واکنش جدی نشان داده است.

می‌توان این‌گونه قضاوت کرد که خود فیفا نیز در فضایی مبهم و پر از اما و اگر با این مورد برخورد دارد و نقص قانونی در این زمینه حتی در سطح فیفا رویت می‌شود.  با جست‌وجویی ساده در اینترنت جدا از چند مثال مهم در سال 2006 در فوتبال اتریش که البته با هشدار جدید فدراسیون فوتبال به سرعت مرتفع شده است، به الگوهای مشابهی در میان قاره‌ها مواجه می‌شویم. به‌عنوان مثال در سال 2015 باشگاه موناکو فرانسه تحت چتر اقتصادی یک شرکت بین‌المللی به نام گروه اقتصادی اتلتیکو، اقدام به خرید سهام 50+1 چندین باشگاه کرد، باشگاه‌هایی نظیر اتلتیکو سن‌لوئیس مکزیک و کرسسل بروژ بلژیک و همین موضوع باعث افزایش پیچیدگی در قوانین مربوط به مالکیت چندباشگاهی در فوتبال دنیا شد. فیفا بلافاصله وارد عمل شد و نسبت به این موضوع و عواقب آن در عرصه پولشویی و فرارهای مالیاتی هشدار داد.  در یونان نیز چند مورد از باشگاه‌داری به صورت مشترک گزارش شده که البته به صورت خانوادگی و گروهی تلاش در پوشش و پنهان کردن این فرآیند داشته‌اند. به‌عنوان مثال چند برادر از یک خانواده ثروتمند اقدام به خرید چند باشگاه کرده و در طول یک فصل گاهی به راحتی و در کمال شگفتی در تعیین نتایج برخی بازی‌ها با یکدیگر هماهنگ می‌شوند که این می‌تواند در دنیای فوتبال یک فاجعه باشد.

در سال2000 میلادی مالک باشگاه اسلاویا گرگا و آاک آتن یک نفر بود و این موضوع از دید مقامات فوتبال یونان جرم محسوب می‌شد. یک فصل کامل چنین شرایطی حاکم بود و در نهایت به جرم فرار مالیاتی و پولشویی، این پرونده در دادگاه عالی یونان باز شد و مالک آن باشگاه‌ها مجبور به استرداد اموال خود در این حوزه شد.  در اسپانیا نیز چندمالکیتی در باشگاه‌های فوتبال به یک معضل جدی تبدیل شده که فدراسیون فوتبال ناپاک وقت با آن مشکلی نداشت و تنها سازمان لیگ اسپانیا با این فرآیند مقابله می‌کرد. پس از تغییرات گسترده در بدنه فدراسیون فوتبال اسپانیا اکنون مقامات فوتبال این کشور با قاطعیت با معضل چندمالکیتی یا مالکیت مشترک در فوتبال باشگاهی مقابله و مبارزه می‌کنند.  در ایران مدتی است که این مالکیت مشترک دست‌کم به‌عنوان  یک موضوع اگر نگوییم یک معضل بر سر زبان‌ها افتاده است، اینکه برخی باشگاه‌ها زیر چتر شرکت‌های ثروتمند نفتی باشند و برخی باشگاه‌ها با صفت کلی نظامی، بودجه‌ای مشترک داشته باشند، برخی باشگاه‌ها به دلیل داشتن هواداران چندین میلیونی و حساسیت بالا مالکی جز وزارت ورزش نداشته باشند یا برخی باشگاه‌ها مالک ثروتمندی به صورت مشترک بالای سر خود ببینند می‌تواند برای فوتبال باشگاهی ایران مضر بوده و فضایی مملو از ابهام ایجاد کنند. مسلم است که اصحاب رسانه بنا را بر خوش‌بینی گذاشته و هیچ اتهام یا قضاوت ناموجهی الزاما در کار نیست اما وقتی می‌شود اسلحه ضامن کشیده‌ای را کنار گذاشت و با خیال آسوده به شفاف‌سازی در فوتبال پرداخت چرا باید این‌چنین تن به خطر جدی «عدم شفافیت مالی» بدهیم؟

 

فرهیختگان 

۲ ۱  
آی اسپورت
2018-11-28 10:59:00
نظر دهید

۱ نظر
مهدی
چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۳
سالهاست که مالکیت مشترک استقلال و پرسپولیس با وزارت ورزش است و قسمت زیادی از بودجه این دو تیم توسط دولتی تامین می شود که از محل پول بیت المال 80 میلیون ایرانی هزینه های این دو تیم را در مقابل 14 تیم دیگر پوشش می دهد. خب با توجه به جایگاه بالادستی و حاکمیتی وزارت ورزش در ورزش این کشور، چه تضمینی وجود دارد که افراد دخیل در فوتبال که اتفاقا بسیاری از آنها از نظر وضعیت استخدامی در استخدام وزرات ورزش هستند و یا استخدام در دیگر دستگاههای دولتی بوده و مامور به خدمت در ارکان مختلف فوتبال هستند، از سیاستهای جانبدارانه وزارت ورزش در قبال این دو تیم نورچشمی تبعیت نکنند؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر