فهرست
چگونه قطار بارسا از ریل خارج شد؟
چگونه قطار بارسا از ریل خارج شد؟

چگونه قطار بارسا از ریل خارج شد؟

آی اسپورت - هواداران بارسلونا دیگر نسبت به هیچ نتیجه و اتفاقی، شوک زده نمی شوند،چه آن نتیجه باخت سنگین 4 بر یک برابر پی اس جی باشد چه تساوی عجیب برابرکادیس.چه بر سرآنها آمده و چه شد که کارشان به اینجا کشید؟مقصر دانستن کادرفنی یا چند بازیکن شاید آدرس دم دستی و ساده ای باشد اما کنارهم قراردادن اتفاقات نشان می دهد که بارسا طی یک پروسه "طولانی مدت نزولی" وضعش چنین شد.

از روزی که نیمار با وجود همه هشدارهایی که از چند ماه قبلش منابع مختلف می دادند از این تیم رفت و بارتومئو مجبور شد با بودجه به دست آمده از فروش نیمار سراغ بدترین خریدهای تاریخ بارسا برود. مدیریت بارتومئو تکه اصلی این پازل بزرگ بود.خریدهای عجیب و فروش های عجیب تر.مسی قصد رفتن داشت چون به خوبی می دید حتی با آمدن کومان هم نمی شود قطار بزرگ و کند را به ریل بازگرداند.

مسی ماند، سوارز رفت، بارتومئو رفت، کومان آمد اما بارسا با اینکه سال 2021 را خوب شروع کرده بود، حالا کارش به اینجا رسیده است. هیچ گره ای با رفتن کومان باز نمی شود اما نوع کوچینگ و تفکرات او هم اینک یکی ازمعضلات بزرگ این تیم است. روی رفتن سوارز اصرار داشت چرا که نسبت به درخشش گریزمن و دمبله اطمینان خاطر داشت. بارسا باید زودتر از اینها از دست سمدو راحت می شد اما آیا "سرجیو دست" همان گزینه ای بود که انتظارش را داشتند؟

سوال اصلی این است که چرا باید بارسا لزوما سراغ گزینه هایی در دفاع راست برود که شباهت فیزیکی به بهترین دفاع راست چند دهه اخیراین تیم، یعنی دنی آلوز دارد؟ نگاهی گذرا به چند شکست بزرگ و تاریخی بارسا در چند سال اخیر بیاندازید.از فاجعه رم و شب خفت بارآنفیلد تا فاجعه تاریخی برابربایرن در لیسبون.در این سه بازی 15 گل درون دروازه بارسا جا گرفت و با اطمینان می شود گفت بیش از 70 درصد این گل ها از ناحیه راست و انفعال سمدو بود.

مربیان حریف پاشنه آشیل بارسا را در آن سمت یافته بودند و متاسفانه هیچ یک از راهکارهای مربیان سابق برای پوشش آن منطقه کارگر نیافتاد. مسلما سمدو پروژه شکست خورده ای بود و کومان برای حل مشکل سراغ  سرجیو دست رفت. بازیکنی با همان قد و قامت و سرعتی کمتر. علاوه بر سردرگمی هنگام دفاع، قابلیت کمتری هم نسبت به سمدو در حمله دارد!

البته سن سرجیو دست کم است و او چند سال دیگرتبدیل به یکی از بهترین مدافعان راست جهان شد،هیچ دلیلی برغلط بودن ادعای امروز مان نسبت به او نیست. چون آنچه امروز از او می بینیم مبنای تحلیل ماست. بازیکنی که اعتماد به نفس لازم را ندارد. در دفاع به راحتی جا می ماند و در هجوم هرگز رکن اصلی تیم نبوده و نیست.

اولین حضور ثابتش در ترکیب بارسا مربوط به ال کلاسیکو می شود که شاهد باز ی بسیار ضعیفش بودیم. بعد آن بازی چند بار مصدوم شد و کم کم از ترکیب اصلی دور ماند تا اینکه ناگهان در بازی حساس برابر پاریس ناگهان محبوب دل کومان شد. دست در حالت طبیعی مسلما نیروی کافی برای مهار امباپه را ندارد و تنها در صورت کمک یکی از هافبک ها می تواند تا حدودی سرعت کمترش نسبت به امباپه را جبران کند.

اما کومان بدترین تصمیم را گرفت و دمبله هجومی را بالای دست، سرجیو دست گذاشت. دمبله عوض اینکه در طول نود دقیقه با کمک به دست ، ماموریت مهار بهترین بازیکن حریف را داشته باشد،طبق غریزه و ماموریت محول شده در اکثر دقایق در زمین پاریس بود و اینگونه بود که امباپه سه گل زد و کار را تقریبا تمام کرد. بارسا باخت به همین راحتی.

مشکل امروز بارسا تنها کومان و این دست از تفکراتش نیست که با بیرون کردن او ناگهان همه چی حل شود. تجربه اخراج والورده و سپردن تیم به مردی که از گاوداری مستقیم به نوکمپ آمد، می گوید، باید در هر شرایطی تا پایان فصل به کومان اعتماد کرد اما عاقلانه آن است که هوادار بارسا، توقعاتش را نسبت به داشته های فنی کومان هماهنگ کند. نباید منتظرهیچ شگفتی و احتمالا جامی باشد.

مشکل بارسا چیست؟ برابرپاریس در زمین خودی،هم مالکیت را می دهد هم شکست سنگین را پذیرا می شود و برابرکادیس با وجود مالکیت بالای 80 درصد و خلق موقعیت فراوان، ناگهان با تک حمله حریف، پنالتی می دهد و کار به تساوی می کشد. اینکه دمبله مرتب موقعیت ها را هدر می دهد شاید تقصر کومان نباشد، اما اینکه چرا عثمان زیرنظر کومان همچنان بد بازی می کند و کماکان فیکس است، سوالیست که کادر فنی بارسا باید به آن جواب دهد.

لنگله و اشتباهات بی پایانش آیا ارتباطی به کادر فنی دارد؟ لنگله در همین فصل به واسطه یک خطای مضحک و کشیدن پیراهن راموس، باعث باخت در ال کلاسیکو شد. لنگله برابر پاریس باز هم یکی از مقصران اصلی بود. روی 2 گل او مقصر اصلی بود. برابر کادیس، حریف در 45 دقیقه دوم تنها یک بار توپ را روی دروازه بارسا آورد که ناباورانه لنگه در همان تک موقعیت، بیجهت پنالتی داد. اگرچه بحث روی بود و نبود پنالتی و دخالت نکردن وار وجود دارد،اما این حرف هیچ چیز از بد بودن ذاتی لنگه نمی کاهد.

خب سوال این است که چرا مدافعان مرکزی بارسا همچنان بد هستند. چرا اومتیتی و لنگله نه تنها هیچ پیشرفتی نکردند بلکه زیرنظر کومان بدتر هم شدند؟ اومیتیتی بدتر است یا لنگله؟ پاسخ این پرسش سخت است و هیچکس نمی تواند جواب قانع کننده ای به آن بدهد اما اینکه چرا کومان نمی تواند ذره ای روی بهبود کیفیت این دو فرانسوی کار کند، پرسشی است که جوابش را باید او بدهد.

مشکلات بارسا بسیار وسیع است و این بازه به صورت باور نکردنی گسترده. اما سر نخ همه معضلات به همان مدیریت غلط چند سال گذشته باز می گردد. مدیریتی که در آن امثال لنگله و اومتیتی در تیم ماندند، مدیریتی که دمبله و کوتینو با قیمت سرسام آور به مجموعه تحمیل کرد، مدیریتی که از والورده به کومان رسید. اما پرسش این است با آمدن مدیرجدید همه اینها به زودی حل می شود؟ پاسخ روشن است؛ هرگز.

شاید هیچ تیمی در جهان به اندازه بارسا از کووید 19 آسیب نخورد. بحث مالی و نصف شدن در آمدها از یک سو و مهمتر از همه، نوکمپ دیگر بدون آن 90 هزار هوادار،جایی است که کادیزهم در آن می تواند امتیاز بگیرد.کووید 19 بزرگترین ابزار بارسا یعنی آن جو وحشتناک نوکمپ را از آنها گرفت. در اروپا کدام تیم می توانست در شهربارسلون همانند آن کاری که یووه و پاریس امسال کردند را تکرار کند؟ بارسا از اروپا حذف می شد به علت شکست در خانه رقبا. اما حالا چه؟

از این رو هواداران این تیم باید خودشان را برای یک بازه طولانی مدت آماده کنند.در بهترین حالت لاپورتا مجددا انتخاب می شود و شاید با حضور او،مسی قید رفتن رابزند. برنامه بلند مدت لاپورتا عبور از کومان و بازگرداندن ژاوی به عنوان سرمربی است.  راه سخت و طولانی و ملال آوری پیش روی بارساست. جام را فرامش کنید، آمدن لاپورتا و حفظ مسی شاید تنها بردهای بزرگ بارسا تا یکسال آینده باشد. تصور کنید این دو هم نشود آن وقت وای به حال دل هواداران بارسا. وای به حال همه آنها.

۹    
آی اسپورت
2021-02-22 10:30:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر