فهرست
کارلوس قیصر؛ فوتبالیستی که هرگز بازی نکرد!
کارلوس قیصر؛ فوتبالیستی که هرگز بازی نکرد!

کارلوس قیصر؛ فوتبالیستی که هرگز بازی نکرد!

آی اسپورت – شارلاتان، متقلب، سودجو ... اینها همه صفت‌هایی هستند که می‌توانید به کارلوس قیصر، بزرگترین فوتبالیستی که هرگز فوتبال بازی نکرده است نسبت دهید اما او بیش از اندازه برای چنین برچسب‌هایی جذاب است. این بازیکن سابق برزیلی به خاطر اینکه از استعدادی صفر در زمینه فوتبال برای خودش حرفه‌ای پرزرق‌و‌برق ساخت، به فوتبالیست قلابی معروف شده است. کارلوس که الان 55 سال سن دارد، در حرفه‌اش که دو دهه طول کشید، با تعداد زیادی از باشگاه‌ها قرارداد بست که شامل بزرگانی مانند بوتافوگو، فلامنگو، فلومیننزه، واسکوداگاما و چندین تیم دیگر می‌شد.

داستان حیرت‌برانگیز او در یک مستند تماشایی جدید با عنوان «قیصر: بزرگترین فوتبالیستی که هرگز فوتبال بازی نکرده» به کارگردانی لوئیس مایلس و تهیه کنندگی دو ایرلندی، تام مارکام و راب فولام ساخته شده است. این عنوان نشات گرفته از لقبی است که شخصیت اول داستان به خاطر شباهتش به فرانس بکن‌باوئر در سنین جوانی داشت. نام واقعی او کارلوس انریکه راپوسو است.

به طریقی، او هرگز در تمام زندگی‌اش یک بازی حرفه‌ای فوتبال انجام نداد و فقط از یک باشگاه به باشگاهی دیگر می‌رفت در حالی که با مصدومیت‌های ساختگی، بی‌استعدادی‌اش‌ در فوتبال را پنهان می‌کرد. حقه قیصر هم این بود که با ساخت و پاخت با افراد صاحب نفوذ هر کدام از باشگاه‌هایی که به آنها پیوست، رزومه‌ای قلابی و فریبنده را برای تحویل دادن به رؤسای باشگاه‌ها آماده می‌کرد. او که استاد تأثیرگذاری و نفوذ بود، برای فروش خودش به باشگاه‌های مختلف راهی بهتر از استیو جابز برای فروش محصولات اپل پیدا کرده بود و در عصری که خبری از اینترنت و رسانه‌های جمعی نبود، چه کسی می‌توانست ثابت کند که کارنامه کاری او تقلبی است؟

بازیکنانی امثال ببتو، کارلوس آلبرتو، زیکو، جونیور و رناتو گائوچو همه در فیلم مستندی که داستان باورنکردنی اورا روایت می کند، صحبت می‌کنند. در واقع ببتو یک بار درباره قیصر که دوست و هم‌تیمی قدیمی‌اش بود، گفت: «او آنقدر خوب حرف می‌زد که اگر اجازه می‌دادی دهانش را باز کند، دیگر کار تمام بود. او تو را مجذوب می‌کرد طوری که نتوانی از دستش فرار کنی.»

متولد شهر پورتو الگری در محله‌ای به نام موینیوس دونتو، قیصر مدعی شده بود که در سن 7 سالگی او را ربوده‌اند و در سال 1970 به ریودوژانیرو برده‌اند. او در بوتافوگو زندگی می‌کرد و زیر دست پدرخوانده‌ای متمول و مادری الکلی بزرگ شد. او گفت: «پدرناتنی من خوب بود اما مادرم آدم درستی نبود. او هر کار بدی که شما بتوانید فکرش را بکنید انجام می‌داد. او الکلی بود. به همین دلیل است که من هرگز مشروبات الکلی مصرف نمی‌کنم. من از این مشروبات متنفر شدم چون در تمام کودکی‌ام با آنها زندگی کرده بودم. زندگی من سخت بود چون مادرم نمی‌خواست که پدرم از ما حمایت کند چون او بیش از اندازه مغرور بود. به همین دلیل من مجبور بودم کار کنم و پیک تحویل غذا شدم. در سوپرمارکت‌ها کار می‌کردم آن هم در تمام مدتی که مجبور بودم تمرین کنم.»

قیصر در کودکی عاشق فوتبال شد اما تا زمانی که بالغ شد اعتراف نکرد که او بیشتر نقش یک رابط را برای هم‌تیمی‌هایش بازی می‌کرده. او گفت: «من فوتبال بازی کردن را دوست داشتم اما دوست نداشتم فوتبالیستی حرفه‌ای شوم. من بیشتر یک ناظر بودم. من در باشگاه‌ها بیشتر حواسم به زندگی بازیکنان بود تا مطمئن شوم که برای آنها اتفاق بدی رخ نمی‌دهد. چطور می‌توانم توضیح دهم... من به جای خیلی از بازیکنان تقصیرها را به گردن می‌گرفتم، یک جورهایی تبدیل به یک پرستار فوتبالی شده بودم. من کسی بودم که حامی مالی می‌آورد و پول بازیکنان را می‌داد. هر زمانی که رییس باشگاهی می‌خواست از شر من خلاص شود، بازیکنان با هم متحد می‌شدند تا از او بخواهند این کار را نکند چون من برای باشگاه کلی اعتبار و ارزش آورده بودم. ما با هم متحد شده بودیم.»

 

ایران ورزشی

۵    
آی اسپورت
2018-07-23 12:22:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر