فهرست
یادداشت روز: آنها میراث کی روش را می خواهند
یادداشت روز: آنها میراث کی روش را می خواهند

یادداشت روز: آنها میراث کی روش را می خواهند

آی اسپورت- پس از شور حمایت از کی‌روش و تمدید با او، هنوز جام جهانی به پایان نرسیده، مطابق انتظار تب حمایت از کی‌روش هم به خاطر فضای به وجود آمده در داخل فروکش کرده است. حالا هیاهویی به راه افتاده که حامیان را فاسد و دلال، و نافیان را بی‌سواد و منفعت‌طلب معرفی می‌کند، در حالی که هنوز یاد نگرفته‌ایم که همه در ابراز عقیده آزادند.

عده‌ای به آن تک‌امتیاز و یک گل استناد می‌کنند که، اینکه شاهکار نبوده، که نیست. اما در فوتبال مدرن، میزان امتیازات ملاک سنجش هستند؟ جواب منفی است که اگر اینگونه بود، یواخیم لوو پس از ناکامی در رساندن آلمان به جام زرین ۲۰۰۶ باید از این تیم می‌رفت و هنوز هست و همچنان یک پای ثابت ۴ تیم. آلمان‌ها خوب می‌دانند که ساختارسازی مهم‌تر است. اگر یک امتیاز کی‌روش فاجعه بوده، که نیست، پس جام جهانی ۷۸ و ۲۰۰۶ هم به همچنین. ولی واقعیت این نیست که برای این منظور باید قدرت رقبا، فاصله سطح فوتبالی تیم‌ها و... را لحاظ کرد، پس امتیازات ترازوی دقیقی نیستند. برای سنجش عملکرد یک مربی باید نکات مثبت و منفی او را دید. آن‌ها را کنار هم گذاشت. بسته به شرایط و خواسته‌ها، دستاورد‌ها را ارزیابی کرد.

در اینجا سعی شده به سه مورد از موارد مثبت و منفی کارنامه کی‌روش اشاره مختصری شود. با این توضیح که موارد مورد اشاره، ماحصل برداشت نگارنده از اجماع نظرات کار‌شناسان منتقد و موافق بوده است. بدون هیچ هو و هورایی!

شجاعت گمشده، اصرار بی‌فایده، توصیه‌ناپذیری مطلق

تیم ملی دفاع مطلق کرد. این انتقاد کوتاه و پرتکرار، از دید منتقدان، نشانه ترس سرمربی پرتغالی است که از شکست بیم داشته (کیست که نداشته باشد). انگار آن‌ها توقع بازی جسورانه‌تری را به خصوص در بازی اول مقابل نیجریه داشته‌اند و معتقد بودند، تیم آفریقایی آن تیمی نبود که ما به یک تساوی در برابرش رضایت بدهیم. تعداد حملات کم روی دروازه نیجریه، حامیان این نکته را در موضع حق قرار می‌دهد. تیم ملی در فاز هجومی، کم‌اثر بود و قالب تفکر تاکتیکی حاکم بر آن، حراست از دروازه و بسته نگه داشتن آن بود در حالی که پلن بی، برای بردن و حمله کردن نداشت و صرفاً دل به ضدحملات بسته بود.

منتقدان در مورد انتخاب نفرات توسط کی‌روش همچنان بحث دارند. این‌که او با وجود سوشا مکانی و امثال او، با اصرار به دنیل داوری و بیت‌آشور روی آورد و علاقه خود به تمامی دورگه‌ها را بیش از بازیکنان داخلی نشان داد و صرف حضور در لیگ‌های خارجی، امتیازی برای بازیکنان قائل بود. کی‌روش پیش از این نیز نظری و آتشکده و بقیه دورگه‌ها را تست کرده بود و این توجه، به ظن منتقدان، بیش از حد بوده است. چیزی که باعث شد، مهرداد جماعتی‌ها و فروزان‌ها پشت خط تیم ملی بمانند و از تجربه‌اندوزی در میدان بزرگ جام جهانی محروم گردند. البته اگر بگوییم جام جهانی جای تجربه‌اندوزی است (که اگر این‌گونه بود می‌شد انتظار داشت هر سه دروازه‌بان ایرانی حاضر در جام جهانی زیر ۲۵ سال سن داشته باشند.) او البته در این راه پی به اشتباهاتش برد، جایی که به دنیل ناآماده میدان نداد و منتظری را مناسب ایده‌هایش دید و نیازی به بیت‌آشور لژیونر و نه‌چندان کارآمد پیدا نکرد.

شخصیت کی‌روش به گونه‌ای بود که او هیچ‌گونه حرف‌شنوی از بالادستی‌های خود نداشت. شاید ویژگی‌های مدیریتی کفاشیان هرکسی را به این راه بکشاند اما سرمربی پرتغالی، لیگ، بازیکنان ملی‌پوش و اراده و اختیارات بیشتری داشت. او در انتخاب دستیار ایرانی نیز خساست به خرج داد و دانش‌اش پس از رفتن احتمالی‌اش را با خود خواهد برد، بی‌آنکه نصیبی عایدمان گردد مگر آنکه بخواهیم بلافاصله از مارکار آقاجانیان استفاده کنیم، شاید هم نبی!

اخلاق حرفه‌ای، تفکر منطقی، پرستیژ جهانی

وقتی پس از بازی‌های ایران در جام جهانی بازیکنان تیم ملی در کنار هم در یک برنامه تلویزیونی دیده می‌شوند که هیچ کدام حرفی از حواشی درون اردویی نمی‌زند و تکرار نشدن این جمله معروف: تو چشمام نگاه می‌کردن و پاس نمی‌دادن! یعنی در تیم تحت هدایت کی‌روش، همبستگی وجود داشته. چیزی که در هیچ کدام از تیم‌های ملی این چند دهه، به این وضوح دیده نشده بود. هدایت تیم‌هایی چون منچستر و رئال، این حُسن را داشته که بازیکنان مطیع فرمان مربی قرار گیرند، حتی نفراتی چون خلعتبری و آزمون که به شدت به تیم ملی نزدیک بودند اما در آخرین لحظات از لیست تیم ملی خط خوردند. همه شاهد ابهت سرمربی پرتغالی در عدم دعوت مجدد از رحمتی و عقیلی بودند و این مساله حتماً در این موفقیت نقش بسزایی داشت.

پذیرفتن این‌که ما می‌توانستیم با سه تفکر متفاوت در سه بازی، آن هم طی چند روز به میدان برویم دور از منطق است. این کار از پس تیم‌های بزرگ‌تر هم برنمی‌آید. پس با این وجود، داشتن ایده مشخص و انسجام تیمی پیش از مسابقات و تبیین آن برای زمان بازی‌ها، یکی از فاکتورهای مهم تیم کی‌روش است. بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران با وجود سبقه پرشمار قبلی، فقط در دقایقی از بازی با بوسنی روی به بازی احساسی آورد و در سایر مقاطع، تابع تصمیم از پیش تعیین شده مربی خود بود. اتفاقی که باعث شد ما جلوی آرژانتین و مسی ۹۰ دقیقه دوام بیاوریم. چیزی که به راحتی به‌دست‌آوردنی نبود. ضمن آنکه قطعاً ضدحملات برق‌آسا و کلاسیک ما، کار شده و با برنامه بودند. تیم ملی در این بازی به خصوص، به اندازه کافی شجاع هم بود.

شناخته‌شده‌ترین عنصر تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۴ بی‌شک کارلوس کی‌روش بود. او یک چهره بین‌المللی و شخصیتی قابل توجه داشت. به همین دلیل هم توانست احترام به فوتبال ایران (چیزی که پیش از بازی‌ها وجود نداشت) را پس از بازی‌ها کسب کند. حالا هم به نظر می‌رسد مهم‌ترین دغدغه رسانه و مردم، ناامیدی نسبت به فدراسیونی است که تا همین جا هم مدیون حرفه‌ای‌نگری سرمربی زیر دستش است و بیم آن می‌رود که هر آنچه به دست آوردیم را با سپردن سکان هدایت تیم ملی به فردی کوچک‌تر و حتی کم‌نام‌ونشان‌تر از کف بدهیم.

سخن آخر این‌که این جدل‌ها نفعی برای فوتبال‌مان ندارد جز این‌که بیشتر پی به شخصیت و آگاهی افراد فوتبالی این مملکت ببریم. باید از جانبداری و تخریب یک‌جانبه دوری کنیم چرا که اگر قرار به حفظ کی‌روش و حتی جدایی اوست، باید ابتدا احترام خود و سپس احترام کی‌روش را حفظ کنیم. بدون آنکه راه سومی وجود داشته باشد.


مهدی بشکنی

  ۶  
آی اسپورت
2014-07-06 00:50:20
نظر دهید
۶ نظر
سعید
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۰۰:۱۶
مثل همیشه عالی بود اقای بشکنی
ejazeh
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۰۰:۳۸
میدونی فرق کجاست؟
ایرانی ها تو زمین یا کنار زمین خیلی با فرهنگن، حتی تف هم نمیکنن.
بقیه بر عکس!
ولی بعد از اینکه بازی تموم میشه، بقیه با کلاس، مودب، تسلیم، و غیره.
ایرانی ها تازه شروع میکنن به تف کردن، تهمت زدن، چرند گفتن.......
این همون چیزی که کی روش میبینه، تمام دنیا میبینه، کشور جهان سومی که میگه ما میتوانیم، ولی
جز تهمت و زر مفت هیچ.
این بدبخت کی روش هم اخرش یک پرونده جنسی براش درست میکنن، تمام این پولهای که گرفته ازش میگیرن
تا ولش کنن
-
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۰۱:۰۳
میگم آقایون یه بیانیه هم صادر کنن و از خجالت مورینیو و سیمئونه هم به خاطر ضعف تاکتیکی و تهاجمی بازی نکردن ، در بیان ! والا کی به کیه.....
مسعود
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۱۰:۱۹
یواخیم لوو پس از ناکامی در رساندن آلمان به جام زرین ۲۰۰۶ باید از این تیم می‌رفت
آقا خواهشا مقاله ننویسید مطالعاتتون رو بیشتر کنید اون موقع کلینزمن مربی تیم ملی آلمان بود
امید
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۱۱:۲۲
کافیه یه نگاه به امار تیم بندازین تا بفهمین ایران ازنظر فوتبال بازی کردن اخر وازنظر زیر توپ زدن اول جام جهانیه .درک اینکه تیم ملی فوتبال بازی نکرد نیاز به سواد چندانی نداره . دوستان تمام دلخوشی شما یه پا دوپای پولادی به مسی ختم میشه .لطفا جوگیرنشید.
omid60
يكشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۳، ۱۲:۲۵
matn be in khubi on vaght yeki mige 2006 ya 2010? jahan sevomi yani hamid dg
matne khubi bud
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر