فهرست
داستانِ شبِ «جوکر» بونیتو/ هایل لوو!
داستانِ شبِ «جوکر» بونیتو/ هایل لوو!

داستانِ شبِ «جوکر» بونیتو/ هایل لوو!

محمدحسین عباسی

آی اسپورت- یک/ اینجا بلوهوریزونته است، نقطه اوج تراژدی. لحظه ای که سیلی واقعیت، نواخته می شود کنار گوش هایی که فقط به سرود قهرمانی راضی بودند. دردناک است که چند سال برای گرفتن میزبانی تلاش کنی و چند سال زیر بار هزینه های سرسام آور آمادگی برای برگزاری رقابت ها بشوی و پای پرچین امید، در انتظار موفقیتی باشی که صدای اعتراض ها را خاموش کند و 2014 را در دل تاریخ ات جاودانه سازد و آنوقت، توی شبیخون بی رحمانه حصارها، خاطره ای بسازی که یک عمر فراموش نکنی که باید فراموشش کنی! 
حالا همه به جای «ساخت و ساز» برزیلی ها برای میزبانی، از «سوخت و سوز» یک نسل تباه شده حرف می زنند. نسلی که جایگاه واقعی اش را دیر شناخت و با از دست دادن دو مهره اصلی اش فهمید چطور می تواند در بستر ساخت یک فاجعه تمام عیار حرکت کند. نسلی که پنج تا ستاره روی پیراهنش حک شده بود اما نه ربطی به برزیل «پنج ستاره» 2002 و یک مشت الماس اش داشت و نه حتی به نسل قبلی که اگر چه نتیجه نمی گرفت، اما رونالدینیو، کاکا، آدریانو، پاتو و ... را که یک ناخن شان به همه جوارح هالک و جو می ارزید را برای آقایی به فوتبال اروپا فرستاده بود. این هفت تا گل، پایان داستانه رمانتیک فیلیپائو و جام جهانی ست. تفاوت فیل بزرگ و فان خال های روزگار، درست وقتی به اثبات می رسد که دست هایش خالی باشند. لکه این ننگ و این تباه شدگی، تا ابدالدهر همراه ستاره های سلسائوست. پسرانِ زرد گریان، پیراهن های امشب شان را باید یک گوشه به یادگار بگذارند تا همیشه یادشان بمانند یک شب بزرگ را بدهکارند. به یک ملت. به خودشان.

دو/ ژرمن ها، توی همه نظرسنجی ها از برزیل جلوتر بودند اما حکایت «کوره های رقیب سوزی» شان در هر گوشه ورزشگاه، هستی را متحیر کرد. این نتیجه اما شاید سال ها پیش رقم خورده بود. درست توی لحظه هایی که برزیلی ها سرخوشانه به درجه ویرانگری رونالدو و ریوالدو می بالیدند و آلمان ها رفته بودند توی فکر ساخت نسل جدیدی که مقهور عظمت ستاره های سلسائو نشود. نتایج مفتضحانه فولر در تورنمنت پرتغال و بعدتر بهت خانگی مقابل دل پیرو، از سر آن ها گذشت تا یواخیمِ بزرگ، در یورو 2008 نقاب از چهره یک نسل طلایی تازه بردارد. 
امشب، تقریبا همه از نیمار و تیاگو سیلوا حرف زدند اما کمتر کسی یادش ماند آلمان بدون ستاره های کم نظیرش، رویس و گندوگان وارد برزیل شده است. لوو گوتزه را 90 دقیقه روی نیمکت نشاند، وقتی که پای تلویزیون یا روی سکو، برزیلی ها داشتند به خاطر توی زمین ماندن برنارد و فرد دق می کردند. مانشافت امشب بیشتر شبیه یک اثر هنری بود تا یک تیم فوتبال. مثل منظره های خواستنی تابلوهای کسپر فردردیش، پر از لطافت بکر، شبیه مجسمه های گردهارد مارکس و سرشار از نماهای عجیب و دور از انتظار، مثل هیجان نمایی فیلم های فریتس لانگ. خب، یوگی لوو توی همان لحظات دست تکان دادن بعد از گل اول، همانقدر که مثل تصاویر به جا مانده از رژه های هیتلر به بی رحمی نزدیک بود، به هنرمندترین های کشورش هم شباهت داشت. مرد خوش تیپ نیمکت آلمان، یک قاتل هنرمند است و یک هنرمند قاتل. او با ایده های می کُشد و این بار امیدوار است بر خلاف 3 تورنمنت قبلی، در لحظه نواخته شدن سوت آخر، مشغول فکر کردن به چرایی مرگ اش نباشد. یوگی و دوستان، امشب برای لحظاتی با آن تبحر ناب مدرسه ای، آدم فضایی ها را هم درگیر «جاذبه» فوتبال شان کردند. حالا فینالیست شدن برای آرژانتین یا هلند، کنار همه لذت هایش، یک حس دیگر را هم زنده می کند. هراس.

  ۳  
آی اسپورت
2014-07-09 10:46:08
نظر دهید
۳ نظر
مفسّر شوت
چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۳، ۰۷:۱۵
آقای عزیز آلمان و آلمانی را اینقدر به هیتلر و نازیسم و آدم سوزی نچسبانید. خودتان فکر می کنید استعاره ی جالبی است اما به خدا هیچ آلمانی از این "کوره" و "هیتلر" بازی ها نه تنها به وجد نمی آید که توهین هم تلقی اش می کند. بس کنید ارجاع به چیزی را که فقط توی فیلمها دیده اید و فکر کرده اید کل تصویر یک ملت است.
-
چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۳، ۰۷:۴۸
لایک آقای عباسی
بهنام
چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۳، ۱۱:۰۷
یواخیمِ بزرگ :))))))))))))

خدا این ملت جوگیر رو از ما نگیره آمین

نمردیمو فهمیدیم یوگی نسل جدید آلمان رو کشف کرده !!!!!!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر